لیلا درخشان
لیلا درخشان

توران میرهادی؛ معلمی که می‌خواست کودکان، جهان را دوباره بیافرینند

28 بازدید

در تاریخ معاصر ایران، چهره‌هایی هستند که نه با قدرت سیاسی و نه با ثروت و شهرت، بلکه با تغییر نگاه ما به انسان و زندگی، اثری ماندگار بر جای گذاشته‌اند. توران میرهادی از همین جنس انسان‌ها بود؛ زنی که تمام عمر خود را صرف این پرسش کرد که «مدرسه برای چیست؟» آیا مدرسه کارخانه‌ای برای تولید انسان‌های مطیع است یا مکانی برای پرورش انسان‌هایی آگاه، خلاق و مسئول؟

میرهادی در روزگاری پا به میدان آموزش گذاشت که بخش بزرگی از نظام آموزشی بر حفظ کردن، سلسله‌مراتب خشک، ترس از اشتباه و اقتدار بی‌چون‌وچرای معلم استوار بود. او اما مسیر دیگری را پیشنهاد کرد: مدرسه باید نخستین تجربه زندگی اجتماعی کودکان باشد؛ جایی که کودک یاد بگیرد نظر بدهد، گوش کند، همکاری کند، اختلاف نظر را بپذیرد و در کنار دیگران راه‌حلی جمعی پیدا کند.

از نگاه او، معلم نه مأمور اجرای بی‌روح برنامه‌های درسی، بلکه روشن‌کننده چراغ کنجکاوی در ذهن دانش‌آموز است. معلمی که فقط اطلاعات انباشته می‌کند، حافظه‌ای موقت می‌سازد؛ اما معلمی که اندیشیدن را آموزش می‌دهد، انسانی می‌پروراند که می‌تواند در برابر پیچیدگی‌های زندگی بایستد و تصمیم بگیرد. شاید بزرگ‌ترین میراث فکری توران میرهادی همین تغییر جایگاه معلم باشد؛ از «صاحب پاسخ‌های قطعی» به «همراهی که راه پرسیدن را نشان می‌دهد».

تأسیس مدرسه فرهاد و تلاش‌های او در شورای کتاب کودک و پروژه عظیم فرهنگنامه کودکان و نوجوانان، تنها فعالیت‌های فرهنگی نبودند؛ این‌ها بخش‌هایی از یک اندیشه بزرگ‌تر بودند: ساختن جامعه‌ای بهتر، از مسیر تربیت نسلی بهتر. او به خوبی دریافته بود که توسعه واقعی نه از پشت میزهای سیاست، بلکه از نیمکت‌های مدرسه آغاز می‌شود.

امروز، در جهانی که فناوری و هوش مصنوعی با سرعتی بی‌سابقه شیوه دسترسی انسان به دانش را دگرگون کرده‌اند، اندیشه‌های میرهادی بیش از گذشته اهمیت یافته‌اند. اگر زمانی مدرسه وظیفه داشت اطلاعات را منتقل کند، اکنون بیش از هر زمان وظیفه دارد توانایی تشخیص، تحلیل، همدلی و مسئولیت اجتماعی را در انسان‌ها پرورش دهد. آینده به کسانی تعلق دارد که قدرت پرسیدن و اندیشیدن دارند، نه صرفاً کسانی که پاسخ‌های بیشتری در حافظه خود انباشته کرده‌اند.

شاید مهم‌ترین پیامی که توران میرهادی برای معلمان امروز به یادگار گذاشته، این باشد که آموزش یک شغل نیست؛ یک مسئولیت اجتماعی و اخلاقی است. هر کلاس درس، تصویری کوچک از جامعه آینده است. جامعه‌ای که در آن کودکان امروز، شهروندان فردا خواهند بود. اگر در کلاس‌ها ترس، تحقیر و اطاعت کور تمرین شود، همان ارزش‌ها در جامعه بازتولید خواهد شد؛ و اگر احترام، گفت‌وگو، تفکر و همکاری آموزش داده شود، امید به ساختن جامعه‌ای انسانی‌تر زنده خواهد ماند.

توران میرهادی از میان ما رفته است، اما پرسشی که او پیش روی همه معلمان گذاشت همچنان زنده است: «ما در کلاس‌های خود، انسان‌هایی برای تکرار گذشته تربیت می‌کنیم یا انسان‌هایی برای ساختن آینده؟»

اشتراک‌گذاری: