از دغدغه سرویس مدارس تا وعده تحول دیجیتال
۱۴۰۴-۰۶-۱۷
بامداد جنوب: در صفحه اختصاصی سالمندان روزنامه بامداد جنوب این هفته، به یکی از معلمان بازنشسته خوشنام بوشهری رفتیم؛ مردی که ۴۰ سال از عمر خود را در مسیر تعلیم و تربیت گذرانده و سعی کرده فراتر از نقش معلمی، بهعنوان مشاور نیز در کنار دانشآموزان حضور داشته باشد. وی دستی بر قلم دارد و مولف دهها کتاب کمکآموزشی است و تجربه سفر حج را هم در قالب کتابی مکتوب کرده است. در این گفتوگوی صمیمانه، استاد حسین رنجبر از خاطرات ماندگار دوران تدریس، نگاهش به تربیت فرزندان، نقش امید در زندگی و توصیههایی برای نسل جوان سخن میگوید.
لطفاً خودتان را برای خوانندگان ما معرفی کنید؟
من حسین رنجبر هستم، یک معلم بازنشسته با ۶۴ سال سن. ۴۰ سال از عمرم را وقف تعلیم و تربیت کردهام و خدا را شکر، از این بابت بسیار خوشحالم.
چه حس زیبایی! میدانیم که شما سالها در عرصه آموزشوپرورش زحمت کشیدهاید. خاطرهای بهیادماندنی از دوران معلمی خود دارید که برای ما تعریف کنید؟
خاطره که بسیار دارم، اما یکی از قشنگترین آنها مربوط به زمانی بود که در مدرسه بزرگسالان دخترانه، دانشآموزی داشتم که خانمی بود با فرزندی ششماهه و همسری که نظافتچی یکی از ادارات بود. او با مشکلات مالی فراوان و گرفتاریهای متعدد زندگی روبهرو بود و درس خواندن نیز برایش بسیار دشوار شده بود. شبها سه تا چهار ساعت بیشتر نمیخوابید. با او صحبت کردم، به او مشاوره دادم، فرصت دادم و امید بخشیدم که پایان همه سختیها، با امید و امیدواری، قطعاً شیرین خواهد بود. در نهایت، همان دانشآموز اکنون پزشک موفقی است و دارای مدرک تخصص بیهوشی است و اکنون در خدمت جامعه پزشکی مشغول خدمت است. این موضوع برای من بسیار ارزشمند است که توانستهام تغییری در زندگی یک نفر ایجاد کنم. البته نمونههای زیادی در خاطراتم ثبتشده است که مجال بیان همه آنها نیست و به یک مورد بسنده کردم. امیدوارم روزی بتوانم این نمونهها را با جزئیات بیشتری مکتوب کنم تا افراد با توجه به مشکلات زندگی، امیدوارتر باشند.
واقعاً الهامبخش بود. شما علاوه بر معلمی، مشاور کنکور هم بودهاید. چه توصیهای برای جوانان و دانشآموزانی دارید که در آستانه ورود به دنیای بزرگسالی هستند؟
به آنها میگویم که اول از همه، به خود ایمان داشته باشند. تواناییهای خود را بشناسند و برای رسیدن به اهدافشان تلاش کنند. ناامید نشوند، از شکست نترسند و همیشه به آینده امیدوار باشند. مهمتر از همه، انسانیت را فراموش نکنند. چراکه به نقل از قرآن، ابتدا خودتان را بشناسید و سپس به زندگیتان ایمان داشته باشید و به لطف خداوند امیدوارتر باشید.
چه زیبا! شنیدهام که شما کتابی هم درباره سفر حج نوشتهاید. لطفاً کمی از این تجربه معنوی برای ما بگویید؟
بله الحمدلله. سفرهای حج، تجربههای بینظیری هستند که انسان را متحول میکنند. نوشتن این کتاب، به نوعی ثبت خاطرات و انتقال حس و حال معنوی آن سفرها بود. دوست داشتم این تجربهها را با دیگران به اشتراک بگذارم. در زمینههای کمکآموزشی نیز دهها کتاب را به رشته تحریر درآوردهام که هر یک زمینهای موفق برای دانشآموزان نیز به شمار میآید.
واقعاً چهکار ارزشمندی! به نظر شما، مهمترین درسی که از این سفرها، نوشتهها و تألیفات خود گرفتهاید، چیست؟
درسهای زیادی گرفتهام، اما مهمترین آن این بود که زندگی کوتاهتر از آن است که تصور میکنیم. باید از لحظهلحظه زندگیمان لذت ببریم، با توجه به توانمندیهایمان به دیگران کمک کنیم و همیشه در مسیری قدم برداریم که وجودمان، قلممان و عملمان در راستای کمک، عشق به خدمت و تلاش برای کسانی باشد که میتوانند و نیازمند محرکی هستند.
شما در خانواده هم بسیار موفق بودهاید. فرزندان و نوههای موفقی دارید. راز این موفقیت را در چه میبینید؟
اگر امروز در خانوادهام آرامش، موفقیت و محبت دیده میشود، باور دارم نتیجه یک عمر صبر، دعا، تلاش و تربیت درست است. من بیش از چهل سال در مسیر تعلیم و تربیت قدم برداشتهام و در این سالها فهمیدهام که فرزندان بیش از آنکه به سخنان ما نگاه کنند، از رفتار ما درس میگیرند. پدر و مادر اگر خود اهل اخلاق، احترام، صداقت، انساندوستی و مسئولیتپذیری باشند، این ارزشها آرامآرام در وجود فرزندان ریشه میگیرد. هیچ موفقیتی اتفاقی نیست؛ خانوادهای موفق میشود که در آن محبت باشد، گفتوگو باشد، دعا باشد و اعضای خانواده در سختیها کنار هم بمانند. من همیشه سعی کردهام برای فرزندان و دانشآموزانم فقط یک معلم نباشم، بلکه شنونده، همراه و دلگرمی آنان باشم. من معتقدم که محبت، احترام و همدلی، ستونهای اصلی یک خانواده موفق هستند. ما سعی کردیم همیشه با فرزندانمان رفیق باشیم، به آنها اعتماد کنیم، به آنها فرصت بدهیم، وقت بگذاریم و با عشق کمک کنیم تا خودشان را پیدا کنند.
چه آموزنده! اگر قرار باشد یک نصیحت کوتاه از تجربه سالهای زندگیتان به همه ما داشته باشید، چه میگویید؟
اگر بخواهم حاصل سالها زندگی، معلمی و تجربهام را در یک جمله بگویم، میگویم: برای انسان ماندن تلاش کنید، نهفقط برای موفق شدن. دنیا خیلی زود میگذرد؛ آنچه میماند، اخلاق خوب، دلهایی است که شاد کردهایم و دعای خیری است که پشت سر انسان میآید. به فرزندانتان محبت کنید، به مردم احترام بگذارید، در سختیها ناامید نشوید و هیچوقت یاد گرفتن و خدمت کردن را کنار نگذارید. من باور دارم جامعهای که در آن خانواده سالم، معلم دلسوز و جوان امیدوار باشد، آیندهای روشن خواهد داشت. به همه میگویم که قدر داشتههای خود را بدانند، از زندگی لذت ببرند، به دیگران عشق بورزند و همیشه سعی کنند بهترین نسخه از خود باشند. هیچگاه از آموختن دست نکشند و همواره در جستوجوی رشد و کمال باشند.
۱۴۰۴-۰۶-۱۷
۱۴۰۵-۰۱-۱۶
۱۴۰۴-۰۸-۰۷
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.