سبلان ۲، تحقق شعار «ما میتوانیم» در دل تحریمهاست
بامدادجنوب_حجت عبدالهیپور
سبلان ۲ که تا اوایل زمستان ۱۴۰۴ به رشد ۹۵ درصدی رسیده بود و قرار بود تا آخر سال گذشته به بهرهبرداری برسد، متاسفانه بهرهبرداری از آن به دلیل جنگ ۴۰ روزه رمضان به تاخیر افتاد. این پروژه یکی از مهمترین پروژههای صنعت پتروشیمی ایران در سالهای اخیر است که تولید متانول ایران را به شکل جهشی افزایش میدهد. با بهرهبرداری از این پروژه، از دید کارشناسان انرژی، سبلان به بزرگترین تولیدکننده متانول در منطقه تبدیل خواهد شد.
در اینجا باید تاکید کرد که وقتی از سبلان ۲ سخن میگوییم، از یک پلنت ساده صحبت نمیکنیم؛ چراکه درباره بازطراحی یک تفکر سخن میگوییم. در دورانی که تحریمهای ظالمانه و محدودیتهای لایسنسورهای خارجی به عنوان یک دیوار بتنی در برابر صنعت پتروشیمی ایران خودنمایی میکرد، ادغام مجموعه سبلان با دنا و تمرکز بر سایت ۲، یک کودتای مدیریتی علیه وضع موجود بود.
پروژه سبلان ۲ در بدو امر با کندی عجیبی روبهرو بود. گویی ارادهای خارج از مجموعه، در تلاش بود تا این پروژه را در نیمهراه متوقف کند؛ اما با استقرار تیم مدیریتی جدید از مردادماه سال گذشته، ورق برگشت. رضا کریمی، مدیرعامل پتروشیمی سبلان با اتخاذ رویکرد تکیه بر توان داخلی، توانست قطعاتی را که پیشتر تحت لایسنس تاپسویی بودند، بازمهندسی کند. بویلرها، اکسچنجرها و بهویژه راکتورهای استراتژیک ATR، نمادهای این تحول هستند. این یعنی سبلان ۲، پیش از آنکه متانول تولید کند، اعتماد به نفس ملی تولید کردهاست.
در حالی که مسیر برای تکمیل این پروژه مهم صنعت متانول ایران کاملا مهیا شده بود اما جنگ ۴۰ روزه رمضان، بسان یک زلزله ساختاری برای این پروژه و دیگر پروژههای مهم انرژی کشور عمل کرد؛ چراکه که سبلان ۲ با پیشرفت ۹۵ درصدی، شمارش معکوس را برای افتتاح رسمی در بهمنماه آغاز کرده بود، اما حملات دشمن صهیونیستی-آمریکایی به زیرساختهای انرژی این زمانبندی را تحتالشعاع قرار داد. با این حال، مدیران سبلان به جای آنکه در لاک دفاعی فرو روند، از استراتژی جهاد بهرهبرداری رونمایی کردند.
سخنان مسعود شکوهی، رئیس هیاتمدیره صندوق ذخیره فرهنگیان در جریان بازدید از سایت، در همین راستا تحلیل میشود. او حضور کارکنان در سایت را با بودن پشت لانچرها مقایسه کرد. این ادبیات، تبیین اقتصاد مقاومت در عمل است. در روزهایی که دشمن تلاش داشت با تهدید زیرساختها، روحیه و توان عملیاتی کشور را درهم بشکند، استمرار کار در سایت سبلان، به معنای خنثیسازی استراتژی فروپاشی اقتصادی دشمن بود.
شاید بتوان گفت مهمترین دستاورد سبلان ۲، نه در حجم بتنریزی و نصب راکتورها، بلکه در کاتالیست ریفرمینگ اتوترمال (ATR) نهفته است. برای دههها، ما در بند کاتالیستهای خارجی بودیم؛ وابستگی که در شرایط تحریم، میتوانست کل خط تولید یک پتروشیمی را با یک دستور ساده قطع کند؛ اما رونمایی از کاتالیست ساخت داخل در نمایشگاه کیش در زمستان سال گذشته، نقطه پایان این وابستگی بود. ثبت رکورد تولید ۱۰۷ درصدی در سایت ۱ سبلان با تکیه بر این کاتالیست، پاسخی دندانشکن به کسانی بود که همواره توان مهندسان ایرانی را کوچک میشمردند. این اتفاق، ریسک هوشمندانه مدیران سبلان را اثبات کرد. در صنعت پتروشیمی، اعتماد به یک کاتالیست آزموننشده داخلی، شبیه به راه رفتن روی لبه تیغ است؛ اما مدیران سبلان این ریسک را پذیرفتند تا کشور از گرداب واردات کاتالیستهای راهبردی نجات یابد.
حال پتروشیمی سبلان با ورود به فرابورس، وارد یک اتاق شیشهای شده است. احمد دهقان، مدیرعامل هلدینگ انرژی سپهر، بهدرستی اشاره میکند که ورود به بورس یک الزام برای تکمیل ساختار اداری و مالی است. بورس، عدالت نظارتی را به همراه میآورد. شفافیت در فروش محصول، بهویژه در بازار متانول که بهشدت تابع نوسانات قیمت جهانی است، نیاز به یک حکمرانی شرکتی مدرن دارد. بازدهی اقتصادی سبلان ۲ تنها زمانی محقق میشود که نگاه تولیدمحور با نگاه بازارمند ترکیب شود. مدیریت انرژی سپهر با تاکید بر اصلاح ساختار مالی، در پی آن است که سبلان را از یک مجتمع تولیدی صرف به یک هلدینگ پیشران در بازار سرمایه ارتقا دهد. این یعنی سبلان ۲، دارایی معلمان کشور را نه در یک فضای تاریک که در شفافترین بازار ممکن مدیریت میکند.
بزرگترین اشتباه در تحلیل پروژههای پتروشیمی، محدود کردن آنها به تولید محصول خام است. استراتژی کلان هلدینگ انرژی سپهر برای سبلان ۲، پیوند دادن آن به زنجیره پاییندستی بهویژه در مجتمع شیمیایی لاوان است.
متانول، یک کالای استراتژیک است اما اگر در همان وضعیت خام صادر شود، کشور در معرض نوسانات قیمت جهانی باقی میماند. تبدیل متانول به محصولات با ارزش افزوده بالاتر، به معنای خنثیسازی نوسانات بازار است. پروژه شیمیایی لاوان، حلقهی مفقوده این زنجیره است. وقتی این زنجیره کامل شود، سبلان دیگر نگران قیمت جهانی متانول نخواهد بود، چرا که ارزش محصولات پاییندستیاش، حاشیه سود مطمئنی برای سهامداران ایجاد میکند.
رضا کریمی، در پنلهای تخصصی نمایشگاه کیش، یک نکته اساسی را مطرح کرد مبتنی بر اینکه مجموعهای که ریسک بزرگی برای بومیسازی میپذیرد، نیازمند مشوق است. این سخن، صدای بخش پیشران صنعت ایران است. دولت چهاردهم که در پی ارتقای بهرهوری است، باید بداند که سبلان، مدل موفق بهرهوری است.
وقتی یک واحد پتروشیمی، با وجود محدودیتهای جنگی و تحریمی، تولید را به ۱۰۷ درصد ظرفیت اسمی میرساند، دولت نه تنها نباید برای آن محدودیت ایجاد کند، بلکه باید به عنوان مدل حکمرانی صنعتی از آن حمایت کند. کاهش مالیات بر ارزش افزوده برای تجهیزات بومی، تخصیص ارز برای تکمیل طرحهای پاییندستی و کاهش قیمت خوراک برای واحدهایی که در زنجیره ارزش حرکت میکنند، مشوقهایی است که سبلان ۲ را به موتور توسعه تبدیل خواهد کرد.
آیا سبلان میتواند به بزرگترین تولیدکننده منطقه تبدیل شود؟ پاسخ یک بله قاطعانه است، اما مشروط به رعایت سه اصل است که به این شرح هستند: اول، تثبیت فرهنگ ساخت ایران در تمامی سطوح مهندسی؛ به گونهای که هیچ تجهیز حساسی از خارج وارد نشود. دوم، انضباط مالی بورسی؛ تا اعتماد سهامداران خرد و کلان به مدیریت شرکت خدشهدار نشود و سوم، جهش به سمت صنایع پاییندستی؛ تا ایران از یک صادرکننده متانول، به یک ابرقدرت در محصولات نهایی پتروشیمی تبدیل شود.
جنگ رمضان، اگرچه به تاخیر انجامید، اما سبلان ۲ را در فولاد آزمون آبدیده کرد. امروز این پروژه، نماد توانمندی ملی در برابر استکبار جهانی است. هر تن متانولی که در سبلان ۲ تولید میشود، یک ضربه اقتصادی به تحریمگران است. کارکنان این مجتمع، با وجود همه کمبودها و خطرات امنیتی شرکت را برپا نگه داشتهاند و این یعنی جهاد همچنان ادامه دارد.
پتروشیمی سبلان در سالهای اخیر، یکی از موفقترین الگوهای ادغام و مدیریت داراییهای ملی بوده است. سبلان ۲، با وجود تمام چالشهای زیرساختی و تاخیرهای قهری ناشی از جنگ، اکنون به نقطه جوش رسیده است. این پروژه، نهتنها تولید متانول را برای ایران تضمین میکند، بلکه با بومیسازی فناوریهای حساس، مسیر را برای سایر صنایع پتروشیمی نیز هموار کرده است. به عبارت بهتر، این پروژه، یک آغاز برای ورود به زنجیرههای ارزش بالادستی است.
مدیران این شرکت، از دهقان تا کریمی، ثابت کردند که با اعتماد به نفس میتوان در برابر طوفان تهدیدها ایستاد. آینده این مجتمع، درخشان است، چرا که ریشههایش در دانش بومی و تنهاش در مدیریت شفاف بورسی استوار شده است. سبلان ۲ نه فقط یک پروژه که شناسنامه جدیدی برای توانمندی صنعتی ایران در قرن جدید خواهد بود که ثابت کرد «ما میتوانیم» در ادبیات پتروشیمی سبلان، یک شعارصرف نیست، بلکه یک برنامه کاربردی است که هر روز در سایتهای آن به مرحله اجرا در میآید. ما در انتظار افتتاح رسمی آن، بهعنوان نماد پیروزی اقتصاد ملی بر تهدیدهای بیگانه هستیم. این پروژه، سند افتخاری برای صنعت نفت ایران است که حتی در روزهای سخت، هرگز نایستاد و تا پای جان برای سربلندی پرچم کشور، در جبهه تولید ایستادگی کرد.
با این اوصاف باید تاکید کرد که سبلان ۲ تنها یک پلنت پتروشیمی برای افزایش ارقام تولید نیست؛ بلکه این مجتمع، نقطه عطفی در تاریخ صنعتی ایران است که معادلات بازار متانول منطقه را بازنویسی خواهد کرد. با بهرهبرداری از این ظرفیت عظیم، ایران از یک بازیگر صرف در حاشیه به بازیگردان اصلی در متن بازار جهانی متانول تبدیل میشود. تکیه بر کاتالیستهای بومی و مدیریت جسورانه در بطن تهدیدهای ژئوپلیتیک، ثابت کرد که سقف توانمندی صنعت پتروشیمی ایران، نه در خارج از مرزها، بلکه در اتاقهای فکر و سایتهای تولیدی همین سرزمین تعیین میشود.
در شرایطی که رقبا با تکیه بر تکنولوژیهای وارداتی و وابستگی به لایسنسورهای غربی، در برابر تکانههای بازار آسیبپذیرند، سبلان ۲ با پیوند زدن تولید به زنجیره ارزش و عبور از خامفروشی، مدلی از تابآوری را به نمایش گذاشته که الگویی برای کل صنعت انرژی کشور است. این پروژه، شناسنامه جدیدی برای ایران در قرن جدید است که نشان میدهد در عصر جنگ اقتصادی، قدرت از آن کشوری است که «زنجیره تولید» را در خانه تکمیل کند. افتتاح سبلان ۲، ناقوس شکست انحصار فناوری در منطقه و گویای این واقعیت است که صنعت پتروشیمی ایران، از گذرگاه جنگ و تحریم، آبدیده و مجهزتر از همیشه برای تسخیر بازارهای جهانی خیز برداشته است. این، معنای واقعی ایستادگی در جبهه تولید است که هر بشکه محصول، سنگی بر پیکره تحریم و گامی بلند برای تضمین استقلال اقتصادی میهن است.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.