پاتوق کتاب در زیر آتش
۱۴۰۵-۰۲-۰۱
بامدادجنوب_الهام بهروزی
روزنامهنگاری و خبرنگاری دیگر آن حرفه کلاسیک گذشته در عصر انفجار اطلاعات نیست؛ چراکه رسانه در جهان امروز در میدانی پرشتاب میان تکنولوژی و فناوریهای نوین در حال تکاپوست؛ جهانی که در آن مخاطبان هوشمند امروزی به راحتی هر محتوا و تحلیلی را پذیرا نیستند و سره را از ناسره به خوبی تشخیص میدهند. در این میان، ظهور فناوری چون هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری نوین برای محتواسازی و تحلیل، معادلات سنتی خبرنویسی را به هم ریخته است.
اما نباید از این حقیقت غافل ماند که هوش مصنوعی در عین داشتن ظرفیتهای بینظیر برای ارتقای کیفی کار، اگر در دستان بیتجربه و ناآشنا قرار گیرد، به جای یک دستیار هوشمند، به آفتی برای رسانه تبدیل میشود. خروجیهای شتابزده، سطحی و به اصطلاح کیچ که این روزها در برخی رسانهها بهخصوص رسانههای زرد به چشم میخورد، نتیجه همین اتکای بیچون و چرای برخی اهالی رسانه به الگوریتمهای هوش مصنوعی است. این همان زنگ خطری است که استقلال، سبک فردی و امضای خاص خبرنگار را در گزارشنویسی به مسلخ میبرد و هویت حرفهای او را خدشهدار میکند.
در این میان دارا جوکار، کارشناس ارشد مهندسی کامپیوتر (گرایش نرمافزار) به کاربرد هوش مصنوعی در رسانه امروز نگاه خوشبینانه اما واقعگرانهای دارد؛ وی که بهتازگی کارگاه «پرامپتنویسی و آشنایی با ابزارهای هوش مصنوعی» را به همت معاونت فرهنگی و رسانهای ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر برای جامعه رسانهای استان برگزار کرده، بر این باور است که هوش مصنوعی اگر درست شناخته شود، نه تهدید که بهترین دستیار خبرنگار برای محتوای سریع، شفاف و تحلیلهای درست و عمیق است. این دیدگاه جوکار را فرصتی برای گفتوگویی در خصوص نفوذ هوش مصنوعی در بدنه رسانه، اهمیت آشنایی جامعه خبرنگاری با فرصتها و تهدیدهای این فناوری نوین و… قرار دادیم که نتیجه این گفتوگو را در ادامه میتوانید بخوانید.
نخست بگویید که رسوخ هوش مصنوعی در ساختار رسانههای امروز را چگونه ارزیابی میکنید و این تحول چه تغییری در الگوی تولید، توزیع و مصرف خبر ایجاد کرده است؟
هوش مصنوعی امروز دیگر یک ابزار جانبی در رسانه نیست، بلکه بهتدریج به بخشی از فرایند خبر تبدیل شده است. از جستوجوی سوژه و خلاصهسازی اطلاعات گرفته تا تیترسازی، ترجمه و حتی در تحلیل رفتار مخاطب ردپای آن را میتوان دید. در رسانههای جهانی این روند جدیتر و ساختارمندتر است و در ایران هم با وجود برخی محدودیتها، این تغییر آغاز شده است.
مهمترین تغییری که ایجاد شده، افزایش سرعت و حجم گردش محتواست. خبر امروز سریعتر تولید میشود، هوشمندتر توزیع میشود و در مواردی متناسب با سلیقه مخاطب به او میرسد. البته همین تحول، اگر بدون نظارت حرفهای باشد، میتواند به افزایش محتوای شتابزده و کمعمق هم منجر شود.
که البته بهدلیل کمسوادی و بیتجربگی برخی از خبرنویسان (نه خبرنگاران باتجربه) با محتوای شتابزده تولیدشده با هوش مصنوعی در برخی از رسانهها مواجه هستیم؛ از دید شما مهمترین فرصتهایی که هوش مصنوعی برای ارتقای کیفیت، سرعت و دقت در خبرنویسی فراهم میکند، کدامند؟
مهمترین فرصت هوش مصنوعی این است که کارهای وقتگیر و تکراری را سبک میکند. مثلا خلاصهکردن اسناد، پیادهسازی مصاحبه، بازنویسی اولیه متن یا دستهبندی دادهها با سرعت بیشتری انجام میشود. این یعنی خبرنگار زمان بیشتری برای پیگیری میدانی، گفتوگو با منابع و تحلیل خواهد داشت.
از طرف دیگر، هوش مصنوعی به خبرنگار کمک میکند در حجم بالای اطلاعات، نکات مهم را سریعتر پیدا کند. البته باید توجه داشت که این ابزار میتواند به نظم و سرعت کمک کند، اما جای دقت انسانی و راستیآزمایی را نمیگیرد.
بنا به این تحلیل شما، در چه صورتی این فناوری نوین میتواند به تولید انبوه اخبار سطحی، خطاهای اطلاعاتی یا تضعیف نقش تحلیلی خبرنگاران منجر شود؟
ببینید وقتی هوش مصنوعی بهجای «دستیار» به «تصمیمگیر» تبدیل شود، خطر شروع میشود. اگر رسانه فقط به دنبال افزایش سرعت و حجم محتوا باشد، طبیعی است که خروجی به سمت خبرهای مشابه، سطحی و کمارزش برود. متن ممکن است روان باشد، اما الزاما دقیق و عمیق نیست. از طرف دیگر، اگر دادههای ورودی غلط یا ناقص باشند، خطا هم بازتولید میشود. خطر دیگر این است که خبرنگار کمکم از تحلیل مستقل فاصله بگیرد و به متنهای آماده عادت کند. اینجاست که کیفیت روزنامهنگاری آسیب میبیند.
بله، چنانچه امروز این آفت را در برخی از تولیدات رسانهای مشاهده میکنیم! بهنظر میرسد همانقدر که استفاده گسترده و صحیح از هوش مصنوعی میتواند به کیفیتر شدن کار خبرنگاران منجر میشود، به همان میزان هم میتواند خطر نزول استانداردهای حرفهای را به همراه داشته باشد، نظر شما در این باره چیست؟
به نظر من، هر دو حالت وجود دارد. اگر هوش مصنوعی با آموزش، نظارت و چارچوب حرفهای وارد اتاق خبر شود، میتواند کیفیت کار را بالا ببرد؛ چون بخشی از انرژی خبرنگار را از کارهای تکراری آزاد میکند و او را به سمت کار تحلیلیتر میبرد، اما اگر استفاده از آن صرفا برای ارزانتر و سریعتر کردن تولید محتوا باشد، خطر افت استانداردها جدی است. مسئله اصلی خود فناوری نیست، بلکه نوع استفاده ما از آن است.
به هر روی یک خبرنگار امروزی ناگزیر است که با مفاهیم و ابزارهای هوش مصنوعی آشنا باشد؛ این آشنایی چه مزیت رقابتی برای او ایجاد میکند؟
با توجه به اینکه محیط رسانه بهشدت تغییر کرده و خبرنگار امروز با حجم بزرگی از اطلاعات و رقابت دائمی برای جلب توجه مخاطب روبهروست، بنابراین در چنین شرایطی، آشنا نبودن با هوش مصنوعی یعنی از بخشی از ابزارهای حرفهای روز عقب ماندن. به عقیده من، این آشنایی به خبرنگار کمک میکند سریعتر تحقیق کند، بهتر اطلاعات را مرتب کند و زمان بیشتری برای فکر کردن و تحلیل داشته باشد. مزیت رقابتی واقعی هم دقیقا همینجاست؛ استفاده هوشمندانه از ابزار، نه وابستگی کامل به آن.
برخی از صاحبنظران علوم ارتباطات نظیر پرفسور ساروخانی بر این باور است که خبرنگار باید فناوریهای نوین نظیر هوش مصنوعی را در خدمت خود در بیاورد؛ یعنی به نوعی آن را دستیار خود کند. از دیدگاه شما چگونه میتوان هوش مصنوعی را به عنوان دستیاری برای پردازش صحیح گزارش یا خبرنویسی تبدیل کرد؟
بهترین روش این است که خبرنگار از هوش مصنوعی برای کارهای مقدماتی و کمکی استفاده کند؛ مثل استخراج نکات مهم از یک متن، تنظیم ساختار اولیه گزارش، تبدیل فایل صوتی به متن یا پیشنهاد چند دیدگاه و پیشنهاد برای پرداختن به یک موضوع؛ اما نسخه نهایی باید حتما از فیلتر خبرنگار عبور کند. یعنی همه نامها، اعداد، نقلقولها و برداشتها باید دوباره بررسی شوند. هوش مصنوعی میتواند سرعت بدهد، اما مسئولیت صحت خبر همچنان با خبرنگار است.
در این میان، پرامپتنویسی بسیار حائز اهمیت است، یادگیری مهارت پرامپتنویسی چقدر میتواند به خبرنگاران در تولید محتوای حرفهای و دقیق تاثیر داشته باشد؟
پرامپتنویسی در واقع مهارت درست سوال پرسیدن و گفتوگو با هوش مصنوعی است. هرچه پرسش دقیقتر، هدفمندتر و حرفهایتر باشد، خروجی هم بهتر خواهد بود. برای خبرنگار این مهارت خیلی مهم است، چون کمک میکند از ابزار، پاسخهای کلی و مبهم نگیرد.
چه مولفههای اخلاقی و حرفهای باید در استفاده از هوش مصنوعی رعایت شود تا اعتماد مخاطب حفظ شود؟
اولین اصل، شفافیت است. رسانه باید بداند در چه سطحی از هوش مصنوعی استفاده میکند و چگونه این استفاده را مدیریت میکند. اصل دوم، راستیآزمایی است؛ هیچ خروجی نباید بدون بررسی انسانی منتشر شود. در کنار این دو اصل، حفظ حریم خصوصی، مراقبت از دادههای حساس و پرهیز از فریب مخاطب اهمیت زیادی دارد. اگر رسانه این مرزها را رعایت نکند، ممکن است در کوتاهمدت سرعت بگیرد، اما در بلندمدت اعتماد مخاطب را از دست بدهد.
با ترویج انواع نسخههای هوش مصنوعی و قابلیتهایی که دارند، امروز اغلب روزنامهنگاران، خبرنگاران و رسانهها به استفاده از آن روی خوش نشان دادهاند، در این میان از نگاه شما، هوش مصنوعی میتواند به خبرنگاران و رسانههای بومی در تقویت روایتهای محلی کمک کند؟
به عقیده من، برای رسانههای بومی، هوش مصنوعی میتواند یک فرصت مهم باشد. چون معمولا این رسانهها با محدودیت نیرو و امکانات روبهرو هستند و ابزارهای هوشمند میتوانند بخشی از کارهای زمانبر را برایشان سادهتر کنند. از طرف دیگر، این فناوری میتواند به دیدهشدن روایتهای محلی کمک کند؛ به شرطی که جای شناخت میدانی و آشنایی با فرهنگ و مسائل منطقه را نگیرد. در واقع، مزیت خبرنگار محلی همان شناخت نزدیک اوست و هوش مصنوعی باید این مزیت را تقویت کند، نه اینکه آن را کمرنگ کند.
در عین بهرهگیری از ابزارهای هوش مصنوعی، یک خبرنگار چگونه میتواند استقلال قلم، نگاه انتقادی و هویت حرفهای خود را حفظ کند؟
خبرنگار باید هوش مصنوعی را فقط یک ابزار بداند، نه مرجع نهایی. اگر متن آماده را بیچونوچرا بپذیرد، بهمرور زبان شخصی و نگاه حرفهای خود را از دست میدهد؛ اما اگر از آن فقط برای تسریع برخی مراحل استفاده کند، استقلال قلمش حفظ میشود. نگاه انتقادی هم با پرسیدن سؤال زنده میماند: چه چیزی در این متن حذف شده؟ چه صدایی شنیده نشده؟ چه بخشی نیاز به بررسی بیشتر دارد؟ این همان کاری است که هنوز از عهده انسان برمیآید، نه صرفا الگوریتم.
آیا اتکای بیش از حد به الگوریتمها میتواند تنوع دیدگاهها و تکثر رسانهای را کاهش دهد و راهکار مقابله با آن چیست؟
بله، این خطر وجود دارد. وقتی رسانهها از ابزارهای مشابه با الگوهای مشابه استفاده میکنند، محتواها هم کمکم شبیه هم میشوند؛ هم در لحن، هم در تیتر و حتی در نوع نگاه. این مسئله میتواند به کاهش تنوع دیدگاهها منجر شود. راهحل، حفظ نقش فعال تحریریه و تنوع در منابع و نویسندگان است. هوش مصنوعی نباید تعیین کند که همه چیز چگونه دیده و روایت شود. در نهایت این انسان است که باید از تکثر و تفاوت مراقبت کند.
شما آینده حرفه خبرنگاری در مواجهه با توسعه شتابان هوش مصنوعی را چگونه میبینید و چه مهارتهایی ضامن ماندگاری خبرنگاران در این عصر خواهد بود؟
من آینده خبرنگاری را نه تیره میبینم و نه روشن. بخشی از کارهای روتین قطعا دگرگون میشود، اما در مقابل، ارزش مهارتهای عمیق انسانی بیشتر خواهد شد؛ مثل راستیآزمایی، تحلیل، گفتوگو، مشاهده میدانی و روایتگری معتبر. خبرنگاری در این عصر ماندگار است که هم ابزارهای جدید را بشناسد و هم اسیر آنها نشود. در نهایت، آنچه خبرنگار را حفظ میکند فقط سرعت نیست؛ بلکه اعتبار، دقت، تفکر انتقادی و اعتمادسازی است.
۱۴۰۵-۰۲-۰۱
۱۴۰۴-۱۱-۲۷
۱۴۰۴-۰۷-۲۶
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.