شاعری ایستاده بر ایمان
۱۴۰۴-۰۵-۱۲
بامدادجنوب_الهام بهروزی
«تتو» پدیدهای نوظهور در جهان امروز است که هر روز بیش از گذشته در میان جوانان و همچنین دختران و زنان طرفداران بیشتری پیدا میکند. البته پیش از رواج تتو به شکل امروزی، خالکوبی در جامعه ایرانی از دوران کهن تا ورود مدرنیته حضوری قابل توجه داشته است. به گفته پژوهشگران فرهنگی، خالکوبی در گذشته بیشتر کارکردی آیینی، قومی، درمانی، محافظتی یا هویتی داشته و تنها به قصد زیبایی انجام نمیشده است. این رسم ابتدا در میان کولیها، عشایر و اقوام کوچرو رواج داشت و بهتدریج در مناطق مختلف گسترش یافت و زنان و مردان به آن گرایش پیدا کردند. با این حال، بر اساس برخی سفرنامهها و گزارشهای مردمنگارانه، در دوره قاجار زنان بیش از مردان به خالکوبی روی میآوردند بهویژه زنان کرد، لر و زنان ساکن مناطق جنوبی کشور.
اشکالی که زنان جنوب برای خالکوبی انتخاب میکردند، افزون بر جنبه زیبایی، اغلب کارکردی محافظتی نیز داشته است. نقشهایی مانند نقطهچین، لوزی، صلیبهای ساده، خطوط موازی، ستاره و مثلث از طرحهای رایج بودند و در کنار آنها نقوشی مانند خورشید، ماه، گیاه، چشم و برخی حیوانات کوچک نیز دیده میشد. این نقوش در باورهای عامه میتوانستند از چشمزخم و بلا جلوگیری کنند یا برای صاحب آن خوشیمنی به همراه داشته باشند. خالکوبی تنها به زنان طبقات پایین جامعه محدود نبود؛ در برخی مناطق جنوب کشور حتی در میان زنان خانوادههای متمول و خوانین نیز رواج داشت. آنان معمولا مچ دست، چانه، اطراف ابرو یا مچ پا را با نقشهایی کوچک و ساده، به رنگهای دودی یا نیلی خالکوبی میکردند. انگیزه اصلی این کار نیز اغلب ترکیبی از زیبایی و باورهای محافظتی بود.
با تغییر سبک زندگی و حرکت جامعه سنتی به سوی الگوهای نوگرایانه، خالکوبی سنتی بهتدریج جای خود را به شکل مدرنتر آن یعنی «تتو»، داد. در سالهای اخیر تتو در میان جوانان شهری؛ چه مردان و چه زنان با استقبال چشمگیری روبهرو شده و حتی به حرفهای غیررسمی تبدیل شده است. برخی آن را نشانهای از بهروز بودن، سلیقه شخصی و نوعی بیان فردیت میدانند. در مقابل، گروهی دیگر این پدیده را با ارزشهای فرهنگی و دینی جامعه ایرانی سازگار نمیدانند و آن را بیشتر به فرهنگهای حاشیهای یا زیرزمینی نسبت میدهند. موافقان اما چنین برداشتی را نمیپذیرند و تتو را صرفا انتخابی شخصی برای زیبایی یا بیان تجربههای فردی تلقی میکنند. برای نمونه، زنی که نقش ققنوس را بر بخشی از دست خود خالکوبی کرده است، میگوید: این کار را در دورهای از زندگیاش انجام داده که با فروپاشی روانی روبهرو بوده؛ اما اکنون هر بار که به این نقش نگاه میکند، آن را یادآور دوباره برخاستن از دل بحران میداند.
در این میان، جامعهشناسان و روانشناسان نگاه متفاوتی به این پدیده دارند. به باور آنان، گسترش مدرنیته و تغییر الگوهای فرهنگی، مرزهای سنتی زیبایی در جامعه ایرانی را جابهجا کرده است. گرایش به تتو در میان نسل Z و جوانان شهری را میتوان در چارچوب تغییر سبک زندگی، افزایش فردگرایی، جستوجوی هویت شخصی و نیز تاثیر فرهنگ جهانی و شبکههای اجتماعی تحلیل کرد که اگرچه این پیده ریشههایی در سنتهای قدیمی خالکوبی دارد، اما در شکل و معنا با آن تفاوتهای قابل توجهی پیدا کرده است.
یک روانشناس و متخصص آسیبهای اجتماعی درباره چرایی گرایش جوانان به تتو و انتخاب برخی نقوش غربی یا منسوب به جریانهای شبهمذهبی به بامداد جنوب گفت: این پدیده را باید فراتر از ظاهر دید؛ چراکه تتو برای بخش قابلتوجهی از نسل جوان ابزاری برای هویتسازی است؛ نوعی زبان بدن که فرد از طریق آن میخواهد خود را به جهان معرفی کند، اعتراضش را نشان دهد، تجربهای را ثبت کند یا مرزی میان خود و نسلهای قبل بکشد.
مهرنوش جمالی با تاکید بر اینکه برخلاف خالکوبی سنتی که بیشتر بر پایه باورهای جمعی مثل محافظت، آیینهای محلی یا نشانههای قومی انجام میشد، تتوی امروز ریشه در خواستههای فردی دارد، افزود: خالکوبی در قدیم بخشی از زندگی جمعی بود، اما تتوی امروز بیشتر بیان فردیت است. جوان امروز دنبال دیدهشدن یا متفاوتبودن است، نه دنبال تائید یک رسم خانوادگی یا قومی.
وی، یکی از دلایل گرایش برخی جوانان به طرحهایی با منشأ غربی یا نشانههایی را که در فضای مجازی برچسبهایی مانند «شیطانپرستی» میخورند، نیز همین سازوکار «تمایز» معرفی و تاکید کرد: این انتخابها اغلب ناشی از باورهای عمیق مذهبی یا شبهمذهبی نیست، بلکه بیشتر نوعی کنش نمادین برای فاصلهگرفتن از کلیشهها یا جلب توجه در شبکههای اجتماعی است. بیشتر این طرحها در ذهن جوان فقط یک تصویر زیباشناسانه است، نه یک گرایش فکری؛ اما چون در جامعه حساسیت وجود دارد، برداشتها بزرگنمایی میشود.
جمالی اما پیامدهای این روند را فاقد ریسک ندانست و گفت: تتو همانقدر که میتواند احساس هویتمندی و کنترل را برای فرد تقویت کند، میتواند منشأ سوءبرداشت اجتماعی، انگزنی یا پشیمانی باشد؛ بهخصوص وقتی فرد تحت فشار هیجانی یا بدون مشورت کار را انجام میدهد. گاهی تتو تبدیل به رفتار جبرانی برای پوشاندن زخمهای روانی میشود؛ وقتی فرد بهجای حل مسئله، به سراغ تغییر ظاهری میرود، ممکن است بعدتر با موج پشیمانی روبهرو شود، چون ریشه مشکل همچنان باقی است.
این روانشناس سپس تفاوت دیگر تتو و خالکوبی را در پایداری و معنای اجتماعی آنها معرفی و تصریح کرد: خالکوبی سنتی بخشی از فرهنگ محلی بود و جامعه آن را میفهمید؛ اما تتو در بسیاری موارد هنوز در جامعه ایرانی جا نیفتاده و ممکن است برای فرد هزینه اجتماعی ایجاد کند؛ از قضاوتهای سطحی گرفته تا محدودیت در برخی موقعیتهای شغلی.
به گفته وی، دلایل گرایش بخشهایی از جامعه به تتو را باید در ترکیب چند عامل جستوجو کرد که عبارتند از: تغییر سبک زندگی، تاثیر شبکههای اجتماعی، فشار برای متفاوتبودن، کاهش نقش ساختارهای جمعی و البته تمایل نسل جدید به بیانگری بیواسطه. به عقیده من، تتو برای بسیاری از جوانان نوعی «بیانیه شخصی» است که گاهی فقط برای زیبایی و تجربه است و گاهی حامل تاریخچه یک بحران، یک دلبستگی عاطفی یا یک میل فروخورده.
جمالی بر این باور است که پدیده تتو را نباید تنها از بعد اخلاقی یا ظاهری قضاوت کرد. این گرایش بخشی از تغییرات نسلی است و نیازمند نگاه واقعبینانه و گفتوگوی فرهنگی است تا بهجای تقابل، به درکی مشترک از انگیزهها و پیامدها برسیم.
این روانشناس همچنین در خصوص علل و انگیزه گرایش زنان و دختران جوان به تتو نیز گفت: این پدیده را نمیتوان در میان آنها تنها به مد یا تقلید از شبکههای اجتماعی تقلیل داد، بلکه مجموعهای از عوامل روانی، اجتماعی و فرهنگی در شکلگیری آن نقش دارند. بخشی از زنان و دختران جوان از طریق تتو تلاش میکنند هویت فردی خود را بازتعریف کنند؛ به این معنا که بدن برای آنها به بستری برای بیان احساسات، تجربهها، باورها یا حتی اعتراضهای خاموش تبدیل میشود.
جمالی با تاکید بر اینکه در سالهای اخیر، مفهوم زیبایی در میان نسل جوان تغییر کرده است، تصریح کرد: برخلاف گذشته که زیبایی بیشتر در چارچوب معیارهای سنتی تعریف میشد، امروز بخشی از دختران جوان تمایل دارند ظاهری متفاوت، خاص و شخصی داشته باشند و تتو را یکی از ابزارهای این تمایز میدانند. این مسئله بهویژه تحت تأثیر شبکههای اجتماعی، چهرههای مشهور، اینفلوئنسرها و فرهنگ تصویری جهانی تشدید شده است.
وی ادامه داد: برخی زنان نیز تتو را بهعنوان راهی برای ثبت یک تجربه عاطفی یا عبور از یک بحران روانی انتخاب میکنند. در مواردی دیده میشود فرد پس از شکست عاطفی، سوگ، اضطراب شدید یا تجربه افسردگی به سمت تتو میرود تا احساسات درونی خود را در قالب یک نماد روی بدن تثبیت کند. در چنین شرایطی، تتو برای فرد نوعی روایت شخصی از رنج، بقا یا شروع دوباره محسوب میشود.
جمالی با اشاره به انگیزههای روانی پنهان در برخی موارد گفت: در بخشی از مراجعهکنندگان، تتو میتواند با نیاز به دیدهشدن، پذیرش اجتماعی یا افزایش اعتمادبهنفس نیز مرتبط باشد. برخی دختران احساس میکنند با انجام تتو جذابتر، متفاوتتر یا حتی قدرتمندتر دیده میشوند. بهویژه در سنین جوانی که مسئله تصویر ذهنی از بدن و تائید اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا میکند، این گرایش پررنگتر میشود.
وی همچنین با تاکید بر اینکه البته نباید همه افرادی را که تتو انجام میدهند دارای مشکل روانی دانست، گفت: بسیاری از افراد تنها به خاطر زیبایی یا سلیقه شخصی به آن گرایش دارند، اما زمانی که تتو به رفتار افراطی، اعتیادگونه یا ناشی از تکانههای شدید هیجانی تبدیل شود، میتواند نشانهای از نارضایتی عمیقتر فرد از خود یا زندگیاش باشد.
جمالی در پاسخ به این پرسش که چرا تتو و خالکوبی در جامعه ایرانی هنوز از سوی جامعه پذیرفته نشده است، گفت: بخشی از این مسئله به پیشینه فرهنگی و نظام ارزشی جامعه ایرانی بازمیگردد. در فرهنگ ایرانی، بدن همواره حامل معناهای اخلاقی، دینی و اجتماعی بوده است. به همین دلیل، هرگونه دخل و تصرف دائمی بر بدن، بهویژه اگر آشکار و نمایان باشد، در نگاه بخشی از جامعه با احتیاط، تردید یا حتی مقاومت مواجه میشود.
به گفته وی، در سنت فرهنگی ایرانی، بهویژه تحت تاثیر آموزههای دینی و الگوهای تربیتی، بدن پاکیزه، مرتب و بیپیرایه اغلب ارزشمند تلقی شده است. این نگاه فقط به مسئله نظافت محدود نمیشود، بلکه نوعی تصور از وقار، اعتدال و حفظ ظاهر طبیعی را هم در بر میگیرد. به همین دلیل، بسیاری از خانوادهها و لایههای اجتماعی هنوز تتو را امری بیرون از هنجارهای زیبایی و پوشش در فرهنگ ایرانی میدانند.
۱۴۰۴-۰۵-۱۲
۱۴۰۴-۰۹-۱۶
۱۴۰۴-۰۸-۱۳
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.