رویداد 5 بازدید
کارشناس بوشهری در گفت‌وگو با بامداد جنوب مطرح کرد:

آتش‌بس ۴۵ روزه یا فرصت تنفس برای آمریکا؟

بامدادجنوب_مریم خوئینی

در میانه‌ جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، خبرهایی از تلاش میانجی‌گران منطقه‌ای برای شکل‌دهی به یک توافق دو مرحله‌ای به گوش می‌رسد. بر اساس گزارش اکسیوس، این طرح شامل یک آتش‌بس ۴۵ روزه در مرحله نخست و سپس مذاکره برای پایان دادن به درگیری‌ها در مرحله بعد است؛ طرحی که در کنار آن، موضوعاتی چون بازگشایی تنگه هرمز، سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالا و نیز دریافت تضمین از دولت ترامپ برای جلوگیری از آغاز دوباره جنگ نیز مطرح شده است.

سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان در نشست خبری خود در این باره گفت: زمانی که طرح ۱۵ ماده‌ای آمریکا مطرح شد، اعلام کردیم که چنین پیشنهادهایی هم به‌شدت زیاده‌خواهانه است هم غیر معقول و غیرمنطقی و به هیچ عنوان برای ما قابل قبول نبود. ما بر اساس منافع و ملاحظات خودمان مجموعه مطالباتی که داشتیم و داریم را مدون کردیم.

بقائی بیان کرد: ما خجالت نمی‌کشیم از اینکه مطالبات و خواسته‌های مشروع و منطقی خودمان را فریاد بزنیم. اینکه در مقابل یک طرحی، جمهوری اسلامی ایران دیدگاه‌های خود را خیلی سریع و شجاعانه مطرح بکند به هیچ عنوان نشانه کوتاه آمدن در برابر دشمن نباید تلقی شود. ما پاسخ‌های خودمان را تدوین کردیم هر زمان که لازم باشد در مورد نحوه اعلام آن صراحتاً اطلاع‌رسانی خواهیم کرد، اینکه واسطه‌ها دیدگاه‌ها طرفین را منتقل بکنند چیز عجیبی نیست. این مواضع از طریق واسطه‌‎ها همان ابتدا مطرح شد و منتقل شد و کماکان هم این انتقال پیام‌ها طبیعی است که ادامه پیدا بکند.

آمریکایی‌ها ادامه درگیری را به ضرر خودشان می‌دانند

الله‌کرم مشتاقی کارشناس روابط بین‌الملل در گفت‌وگو با بامداد جنوب در خصوص گزارش اکسیوس و اینکه تا چه حد می‌توان به اجرایی شدن «مرحله دوم» (خاتمه دائمی درگیری‌ها) امیدوار بود، گفت: در مرحله کنونی به‌سختی می‌شود برقراری توافق آتش‌بس بین طرف‌های درگیری را متصور بود. در بهترین حالت، ما شاهد توقف یک‌طرفه آتش از طرف آمریکایی‌ها خواهیم بود. از این بابت که آمریکایی‌ها ادامه درگیری را به ضرر خودشان می‌دانند به عبارتی گذر زمان به نفع آمریکا نیست. این مساله در آخرین پیام ترامپ که با یک حالت استیصال، تهدید و نگرانی مطلبی را منتشر و ایران را تهدید کرد مشهود است.

وی افزود: از طرف دیگر واسطه‌ها بسیار در تلاش هستند که حداقل، توقف آتش را عملیاتی کنند یعنی از دو طرف بخواهند که اگر توافقی نمی‌کنند، حداقل به صورت یک‌جانبه توقف انجام شود. ایران چنین بنایی ندارد نه‌تنها ایران مذاکرات صلح، نه‌تنها آتش‌بس، بلکه حتی برای توقف آتش هم برنامه‌ای ندارد زیرا بنای ایران بر تنبیه متجاوز و اعمال حقوق خود است.

این کارشناس حوزه بین‌الملل یکی از خواسته‌های ایران را مسأله تنگه هرمز عنوان کرد و دیگری را خروج آمریکایی‌ها از بسیاری از پایگاه‌های که در کشورهای مختلف به‌خصوص کشورهای همسایه ایران مستقر هستند.

توافق ۴۵ روزه خواسته‌های ایران را تامین نمی‌کند

مشتاقی ادامه داد: اگر بتوانیم، به‌صورت کامل آمریکایی‌ها را از خاورمیانه اخراج می‌کنیم، در غیر این صورت پایگاه‌هایشان را از همسایگی ما برچینند و به جاهای دورتر بروند یعنی مجبور شوند این کار را انجام بدهند. بنابراین من خبر توافق ۴۵ روزه یا شایعاتی که در این مورد از سوی آکسیوس یا سایر رسانه‌ها مطرح شده  را یک موج خبری غیرموثق می‌دانم که به نظرم شاید بخشی از خواسته آمریکایی‌ها را تأمین کند، اما خواسته ایران را تأمین نمی‌کند.

این دیپلمات بوشهری، در پاسخ به این پرسش که آیا آتش‌بس ۴۵ روزه یک فرصت دیپلماتیک برای تنفس است یا صرفاً راهبردی برای تجدید قوا و مدیریت افکار عمومی؟ گفت: برای آمریکایی‌ها فرصت ۴۵ روزه یه تنفس و باز سازی افکار عمومی است اما برای ایران یک فریب تلقی می‌شود. چرا که ایران هم در آفند و هم در پدافند با مشکل روبه‌رو نشده است و در افکار عمومی داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی نیز محکوم نیست بلکه به عنوان مدافع کشور خود، در حال دفاع است. از سوی دیگر ایران خود را برای یک جنگ طولانی مدت آماده کرده بود اما دشمن ما همچنان که درنوشته‌ها و سخنان‌شان مطرح می‌شود جنگ را حداکثر برای سه هفته حتی برای چند روز پیش بینی می‌کردند، بنابراین ادامه‌دار شدن این جنگ به ضررشان است و نیاز به تنفس دارند. اما ایران اجازه تنفس را نخواهد داد.

مشتاقی درباره تضمین عدم شروع دوباره جنگ که در این طرح آمده است، تصریح کرد: رفتار آمریکا برای ایران، به دلیل شرارت‌های متعدد و پیچیده‌ای که علیه ما داشته‌اند، تقریباً قابل پیش‌بینی شده است یعنی نه سخنان رئیس‌جمهورشان، نه تصمیمات ساختاری‌شان، نه تعهدات‌شان و نه حتی تعهدات سازمانی‌شان به سازمان‌های بین‌المللی، برای ایران هیچ عدد و اعتباری ندارد. حرف‌های ترامپ، چه وعده‌های ترامپ و چه تهدیدهای ترامپ، کوچک‌ترین تأثیری در عزم ایران برای اجرای برنامه‌های خود برنامه‌های دفاعی و برنامه‌های تنبیهی و برنامه‌ای که برای ساختار جدید امنیتی منطقه چیده، ندارد.

کشورهای خلیج فارس هم‌نظر نیستند

وی درباره نقش کشورهای حوزه خلیج فارس در این میانجی‌گری گفت: نمی‌شود یک نظر کلی درباره کشورهای خلیج فارس بیان کرد، یعنی برخلاف چند دهه گذشته که آن‌ها معمولاً یک تصمیم واحد را ذیل چتر عربستان اجرا می‌کردند، الان نگاه‌هایشان متفاوت شده است. برای کشوری مثل قطر، تضعیف هر دو طرف مایه نگرانی است یعنی نه می‌خواهند ایران بیش از حد تضعیف شود و آن را دردسر بزرگی برای آینده خودشان می‌دانند، و نه مایل‌اند آمریکایی‌ها بیش از حد تضعیف شوند. برای کشوری مثل امارات، حتماً تضعیف کامل ایران و حتی، می‌توانم بگویم، تجزیه ایران مطلوب است و تقویت محور ضدآمریکایی ایران برایشان اولویت دارد.

این کارشناس حوزه بین‌الملل ادامه داد: برای کشوری مثل عمان و جایگاهی که برای خودش تعریف کرده، اساساً هرگونه درگیری در منطقه برایش ضرر دارد و مایل نیستند دور و بر کشورشان درگیری باشد فرقی هم نمی‌کند این درگیری میان آمریکا و ایران باشد یا طالبان و پاکستان، هند و یمن، به هر ترتیب سعی می‌کنند نوعی آرامش ایجاد کنند و حتی اگر بتوانند به صلح پایدار برسند. کشوری مثل بحرین را هم اساساً نباید در این بحث خیلی جدی در نظر بگیریم، چون در جایگاه و شأنیتی که یک کشور می‌تواند داشته باشد، عملاً آن موقعیت را ندارد. اما برای عربستان، واقعیت این است که عربستان ایران را رقیب جدی خودش می‌داند و در خفا مایل است ایران تضعیف شود، اما علناً و در عمل چنین جسارت و جرأتی را برای خودش قائل نیست. حتی آتش‌بس طولانی‌مدت با ایران را هم نمی‌خواهد و حتماً مایل است اگر قدرتی پیدا شود که بتواند به منافع ایران در بلندمدت ضربه بزند، عربستانی‌ها پشت پرده با آن همراهی کنند؛ اما در صحنه علنی مایل نیستند خودشان را با ایران درگیر کنند.

وی در پاسخ به این پرسش که پیش‌بینی شما از وضعیت روابط ایران با کشورهای عربی همسایه در صورت موفقیت یا شکست این توافق چیست؟ گفت: واقعیت این است که صحنه آن‌قدر پیچیده، لایه‌لایه و غبارآلود است و تحولات چنان سرعتی دارند، که نمی‌توان پیش‌بینی کاملاً روشنی داشت اما می‌توان چند سناریوی متفاوت چید. از جمله اینکه کشورهای عربی، آن‌طور که عقل سلیم حکم می‌کند، به این نتیجه برسند که پایگاه‌های آمریکایی نمی‌تواند برایشان امنیت بیاورد. آن‌ها می‌بینند که ایران کشوری متین، محترم و در عین حال قوی و قدرتمند است که در همه حال ملاحظه همسایگانش را می‌کند. حتی در شرایط فعلی که از پایگاه‌های آمریکایی در کشورهای عربی به سمت ایران شلیک می‌شود، ایران بزرگوارانه فقط همان پایگاه‌ها و نقاطی را که دشمن از آن‌ها استفاده کرده، زیر ضرب قرار داده است در حالی که می‌توانست وسعت آتش خود را بسیار بیشتر کند. این متانت و عقلانیت، در کنار شجاعت و سلحشوری ایران و این واقعیت که توانسته از خود در برابر دو قدرت اتمی محافظت کند، می‌تواند در تصمیمات آینده کشورهای عربی نسبت به ایران بسیار موثر باشد.

وی تأکید کرد: اینکه کشورهای عربی بخواهند به صورت کامل به دامن آمریکا پناه ببرند، بسیار بعید است و این یکی از دستاوردهای این جنگ بوده است. کشورهای عربی حتی اگر در حالت خوش‌بینانه به سمت ایران نیایند و روابطشان را با ما تقویت نکنند، دست‌کم از قرار دادن همه تخم‌مرغ‌هایشان در سبد آمریکا خودداری خواهند کرد. آن‌ها تلاش می‌کنند تکیه امنیتی‌شان به آمریکایی‌ها را کمتر کنند، چرا که جنگ با ایران، این استراتژی (تکیه مطلق به آمریکا) را بسیار تضعیف کرده است.

این کارشناس حوزه بین‌الملل درباره واکنش کشورهای عربی در صورت موفقیت یا شکست توافق، گفت: معتقدم اساساً توافقی در کار نخواهد بود. در بهترین حالت، احتمالاً شاهد یک آتش‌بس یک‌جانبه از طرف آمریکایی‌ها خواهیم بود که هدف آن ترغیب، تطمیع و البته به باور من «فریب» ایران برای توقف درگیری است. اما درباره واکنش کشورهای عربی، در کوتاه‌مدت حقیقت این است که رفتارشان تغییر ساختاری نسبت به گذشته نخواهد داشت. حتی اگر بخواهند سیاست‌هایشان را تغییر دهند (که معتقدم در بلندمدت این کار را خواهند کرد)، این یک فرایند زمان‌بر است که حداقل از یک سال آینده شروع خواهد شد. این‌طور نیست که از فردای پایان جنگ، به صورت ناگهانی و انبوه تغییر سیاست بدهند؛ چرا که سیاست‌های آن‌ها دهه‌هاست بر همین پاشنه می‌چرخد و با یک آتش‌بس یا عدم آتش‌بس، فوراً دگرگون نمی‌شود. اگر بخواهم خلاصه عرض کنم، کشورهای عربی در جنگ فعلیِ رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران، متغیر تأثیرگذار بزرگی محسوب نمی‌شوند.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.