مذاکره بخشی از جنگ است
۱۴۰۵-۰۱-۳۱
بامدادجنوب_مریم خوئینی
در آستانه برگزاری دور دوم مذاکرات میان ایران و ایالات متحده، نشانهها از تداوم فضای بیاعتمادی در کنار تلاش برای گشودن روزنههای دیپلماسی حکایت دارد. گفتوگوی معاون سیاسی وزیر امور خارجه ایران با بی بی سی جهانی که در آن بر آمادگی تهران برای مصالحه در صورت تمرکز واشنگتن بر لغو تحریمها تأکید شده، بار دیگر مسیر پیچیده این مذاکرات را به کانون توجه افکار عمومی بازگردانده است. در حالیکه مقامات آمریکایی از کندی روند گفتوگوها انتقاد میکنند مجید عراقچی تأکید بر اینکه «توپ در زمین آمریکا است»، تحقق توافق را منوط به نشان دادن حسن نیت از سوی واشنگتن دانسته است. همزمان، اظهارات تهدیدآمیز دونالد ترامپ دوباره احتمال اقدام نظامی در صورت شکست مذاکرات و گزارشها از تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه، سایهای از فشار و بازدارندگی را بر میز گفتوگوها افکنده است. با این حال، هر دو طرف مذاکره بر ترجیح راهحل دیپلماتیک، نشان میدهند که دور دوم مذاکرات میتواند نقطهای تعیینکننده در سنجش اراده واقعی دو کشور برای عبور از بنبست طولانیمدت باشد. در چنین فضایی که سیگنالهای متناقض از تمایل به توافق و همزمان افزایش فشارهای سیاسی و نظامی به چشم میخورد، تحلیل ابعاد پنهان و آشکار دور دوم مذاکرات اهمیت دوچندان دارد. برای واکاوی چشمانداز پیشِرو و بررسی اینکه آیا این دور از گفتوگوها میتواند به شکستن چرخه بیاعتمادی میان تهران و واشنگتن منجر شود یا نه، در گفتوگویی اختصاصی با یک کارشناس امور بینالملل، سناریوهای محتمل، موانع اصلی و فرصتهای پیشِروی طرفین را مورد بررسی قرار دادهایم.
مذاکره زیر سایه احتمال جنگ
رضا صارمیراد کارشناس روابط بینالملل و پژوهشگر سیاست خارجی، در گفتوگو با بامداد جنوب درباره مهمترین تفاوت این دوره از مذاکرات گفت: مهمترین تفاوت این دوره با دوره قبل این است که ما دو هدف را دنبال میکنیم. نخست اینکه این مذاکرات برای اولینبار در شرایطی انجام میشود که میدانیم ممکن است همزمان با مذاکره، جنگ نیز رخ دهد. یعنی در ساختار دیپلماسی ما این موضوع جا افتاده است که آمریکاییها حتی ممکن است در زمان مذاکره به شما حمله کنند. این موضوع پیشتر در ساختار سیاست خارجی ما وجود نداشت؛ در گذشته این تصور بود که هر زمان مذاکرهای در جریان باشد، حملهای صورت نمیگیرد. اما اکنون این وضعیت تغییر کرده و مدل مذاکره ما نیز دگرگون شده است.
صارمیراد افزود: نسبت به موضوع برجام نیز دیگر به دنبال حذف قوانین مختلف نیستیم. ما از آمریکاییها خواستهایم که بتوانیم نفت خود را صادر کنیم و درآمد آن را بهصورت قانونی و از مبادی رسمی دریافت کنیم. این تفاوت اصلی میان مذاکرات فعلی و دورههای پیشین است.
وی در پاسخ به این پرسش که با توجه به حساسیت موجود، نقش میانجیها در موفقیت مذاکرات چقدر تعیینکننده است، تصریح کرد: میانجیها که عمدتاً شامل کشورهایی مانند عراق و عمان هستند، میتوانند بسیار تأثیرگذار باشند با توجه به نوع روابطی که با آمریکاییها دارند و نگاهشان که صادقانه در جهت جلوگیری از وقوع جنگ است، زیرا هر جنگی در منطقه آسیب گستردهای به همه کشورها وارد میکند. این حسن نیت، ویژگی مهمی است که در دورههای قبل کمتر دیده میشد. در گذشته، عمان بهعنوان کشوری که همواره رفتار دوستانهای با ایران داشته، یک استثنا محسوب میشد، اما حضور کشورهایی مانند قطر، مصر و عربستان پدیدهای است که در این دوره از مذاکرات بیشتر به چشم میخورد.
چه عواملی میتواند موجب شکست مذاکرات شود؟
این کارشناس روابط بینالملل درباره اینکه چه عواملی میتواند موجب شکست مذاکرات شود، گفت: مهمترین مسأله، عبور از خطوط قرمز ماست. ما اعلام کردهایم که غنیسازی صفر را نمیپذیریم و حاضر به مذاکره درباره برنامه موشکی نیستیم. این دو مورد از اصلیترین مسائل هستند. اگر آمریکاییها این موارد را نپذیرند و ما نیز بر مواضع خود تأکید داشته باشیم، عملاً مذاکرات با شکست روبهرو خواهد شد. البته ورود آمریکا به میز مذاکره بدون طرح شرط غنیسازی صفر، خود نشاندهنده آن است که درک متقابلی برای آغاز گفتوگو شکل گرفته، وگرنه اساساً مذاکرهای برقرار نمیشد.
صارمیراد همچنین درباره پیامدهای احتمالی توافق بر اقتصاد کشور گفت: یکی از مهمترین مسائل کشور، اقتصاد است. بخشی از تحولات اقتصادی به فضای روانی جامعه بازمیگردد. اگر این فضای روانی بهبود یابد، پارامترهای اقتصادی نیز شفافتر و فعالتر میشوند. در صورت دستیابی به توافق، بسته به اینکه چه بخشهایی از تحریمها برداشته شود، روند رونق اقتصادی تقویت خواهد شد. این موضوع بر افکار عمومی نیز تأثیر میگذارد.
وی ادامه داد: اگر مذاکرات نتیجه مثبتی داشته باشد، قطعاً بر فضای روانی جامعه اثر میگذارد و بهویژه شاخص قیمت ارز در بازار آزاد میتواند کاهش یابد. با این حال، آثار واقعی اقتصادی در بلندمدت نمایان میشود؛ زمانی که تحریمها برداشته شود و ما بتوانیم به درآمدهای حاصل از صادرات نفتی و غیرنفتی خود دسترسی آسانتری داشته باشیم. در چنین شرایطی، سرمایهگذاری افزایش مییابد، دسترسی به مواد اولیه تسهیل میشود و سایر شاخصهای اقتصادی نیز بهبود پیدا میکند.
درگیری نظامی هزینه زیادی برای آمریکا دارد
صارمیراد در پاسخ به این پرسش که اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، گزینههای جایگزین دو طرف چه خواهد بود، گفت: پیشبینی دقیق این موضوع دشوار است، اما اگر اقدام نظامی از سوی آمریکا صورت گیرد، ایران برای پاسخگویی با مشکلی مواجه نخواهد بود و طرف مقابل نیز باید خود را برای پرداخت هزینه آماده کند. اینبار شرایط مانند گذشته نخواهد بود؛ اگر درگیری نظامی طولانی شود، خسارتهای سنگینی برای آمریکا به همراه خواهد داشت. در بسیاری از جنگها، طرفی که به ظاهر ضعیفتر است، لزوماً نیازی به شکست کامل طرف مقابل ندارد؛ صرف مقاومت میتواند بهمنزله شکست طرف مهاجم تلقی شود. نمونههای این وضعیت را در غزه، افغانستان، عراق و حتی در زمان حمله شوروی به افغانستان مشاهده کردهایم.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.