فرهنگ 9 بازدید
نویسنده کتاب «طایفه رؤسا و کلانتران بلوک درازی دشتی»:

این کتاب نتیجه علاقه پدرم به دشتی و روایت‌هایش است

بامدادجنوب_الهام بهروزی

تاریخ در زبان مردم، در حافظه طایفه‌ها و در نام‌ها، نسبت‌ها و روایت‌هایی زنده است که نسل به نسل منتقل شده‌اند. بی‌شک فهم این تاریخ، بدون درک منطق هویت طایفه‌ای و جایگاه «وجهه» در مناسبات اجتماعی ناقص خواهد بود. کتاب «طایفه رؤسا و کلانتران بلوک درازی دشتی به روایت اسناد و تصویر» نوشته حسن قلندری، پژوهشگر و نویسنده جنوبی، تلاشی مستند و جامع برای بازخوانی همین لایه کمتر دیده‌شده از تاریخ اجتماعی جنوب است. این کتاب در سه فصل و به‌صورت مصور و مستند، در ۴۱۵ صفحه و به همت نشر هلیله، زمستان ۱۴۰۳ با شمارگان ۳۰۰ نسخه راهی بازار کتاب شده است.

این اثر با اتکا به اسناد تاریخی، تصاویر آرشیوی و روایت‌های معتبر شفاهی، نقش طایفه درازی را در ساختار قدرت محلی، نهضت جنوب و تحولات بلوک دشتی بازنمایی می‌کند؛ جایی که مفهوم قدرت و اعتبار، نه در چارچوب فرد، بلکه در بستر طایفه، پیوندهای خویشاوندی و حافظه تاریخی معنا می‌یابد. در چنین بستری، «وجهه» بیش از آنکه به ادب کلامی یا کنش فردی وابسته باشد، ریشه در تاریخ، نام، اعتبار و سرمایه نمادین طایفه دارد؛ امری که در کنش‌های روزمره و بزنگاه‌های تاریخی خود را آشکار می‌کند.

پرداختن به جایگاه رؤسا و کلانتران بلوک درازی دشتی در این کتاب، در حقیقت واکاوی سازوکارهایی است که از رهگذر زبان، نسبت‌های خویشاوندی و سرمایه نمادین، نظم اجتماعی جنوب را شکل داده‌اند. این وجهه طایفه‌ای، در تعاملات اجتماعی فعال می‌شود و در صورت تهدید، پیامدهای آن از ساحت فردی فراتر رفته و به حوزه جمعی طایفه کشیده می‌شود؛ واقعیتی که در تاریخ اجتماعی جنوب بارها تکرار شده و رد آن را می‌توان به‌روشنی در اسناد و روایت‌های گردآوری‌شده در این کتاب مشاهده کرد.

با این اوصاف، «طایفه رؤسا و کلانتران بلوک درازی دشتی به روایت اسناد و تصویر» را می‌توان سندی ارزشمند در تاریخ‌نگاری بومی جنوب دانست؛ اثری که با نگاهی دقیق، مستند و انتقادی، پیوند میان تاریخ، زبان، قدرت و هویت طایفه‌ای را تبیین می‌کند و خواننده را به درکی عمیق‌تر از منطق اجتماعی و سیاسی جنوب ایران رهنمون می‌سازد. اهمیت این کتاب از آن روست که تاریخ را نه از زاویه روایت‌های مرکزگرا، بلکه از دل اسناد محلی و حافظه جمعی مردمان جنوب بازمی‌خواند.

قلندری در این کتاب با برجسته‌سازی برادرخواندگی درازی دشتی و درازی بحرین، بر این نکته تأکید می‌کند که جنوب ایران چگونه از رهگذر همین مناسبات طایفه‌ای و فرامنطقه‌ای، هویت خود را در گستره‌ای فراتر از مرزهای جغرافیایی تثبیت کرده است؛ هویتی که خلیج فارس را نه مرز جدایی، بلکه پیونددهنده تاریخ، فرهنگ و سرنوشت می‌داند و هنوز هم در زبان، در نام‌ها و در حافظه جمعی مردمان این بلوک زنده و جاری است.

حسن قلندری در خصوص انگیزه‌اش از تالیف کتاب «طایفه رؤسا و کلانتران بلوک درازی دشتی به روایت اسناد و تصویر» به بامداد جنوب گفت: پدرم به دشتی عشق و علاقه زایدالوصفی داشت به اندازه‌ای که این علاقه را به من نیز انتقال داد. او اولین کسی بود که تاریخ شفاهی دشتی را برایم روایت کرد؛ روایت‌هایی از به‌قدرت رسیدن محمدخان در خورموج، فتح لنگه و خروج انگلیسی‌ها به دست جمال‌خان دشتی و دشتی‌ها، مبارزه مسلحانه دشتی‌ها با انگلیسی‌ها، سال نهضتی، دوره کردن رئیس غلام، تنگ پشمه، فتح بلوک، سال‌های وحشت و شجاعت‌ها و مردانگی‌های اهالی این بلوک و… را با دقت و ذکر جزئیات با اتکا بر حافظه شفاهی تبیین کرد.

مولف کتاب «طایفه رؤسا و کلانتران بلوک درازی دشتی به روایت اسناد و تصویر» ادامه داد: با شنیدن این روایت‌ها بر آن شدم تا در کنار این روایت‌های شفاهی، اسناد مکتوبی که در خصوص دشتی وجود داشت، شناسایی و جمع‌آوری کنم. کار دشواری بود اما جوینده یابنده است و توانستم اسناد قابل توجه و مهمی را درباره این بلوک، شخصیت‌ها و طایفه درازی و دیگر طوایف آن پیدا کنم که همه آن‌ها در این کتاب مورد شرح و بازخوانی قرار گرفته‌اند. هم‌اینک این اسناد در کنار روایت‌های شفاهی به بازسازی دقیق‌تر تاریخ اجتماعی و سیاسی بلوک دشتی انجامیده و تصویری مستند و قابل اتکا از نقش طوایف، مناسبات قدرت و لحظه‌های سرنوشت‌ساز این منطقه پیش روی خواننده گذاشته است.

وی که در این کتاب بر بلوک درازی تمرکز و تاکید ویژه‌ای کرده است، در معرفی این بلوک بیان کرد: بلوک درازی از جمله بلوکات مهم دشتی است که در حدود سیصد و پنجاه سال پیش مرز غربی آن در فرمان شاه سلطان حسین صفوی، آبریز شرقی کوه مند و جبل عالی و همچنین «هرموج» (خرموج) ملک اجدادی خاندان روسای درازی معرفی شده است. وجود فرمان‌هایی از پادشاهان ایران و نیز والیان ایالت فارس نشان از گستردگی این بلوک در پهنه دشتی می‌دهد. به هر حال چیزی که مشخص است، از وسعت این بلوک در طول تاریخ کاسته شده است، هرچند که تا اواخر پهلوی دوم نیز در اسناد عنوان بلوک درازی هویدا و آشکار است.

به گفته قلندری، در فارسنامه ناصری، بلوک درازی را شامل روستاهای باغ کمال، درازی، چاووشی، کرگ، چهله و کلل معرفی کرده است. به‌هر روی، حاشیه شرقی کوه مند با وجود آتشکده‌ها، بناهای تاریخی، طوایف متفاوت، رجال و شخصیت‌های سیاسی، فرهنگی و نظامی، حقی بیش از این در مطالعات تاریخی داشته باشد. امروزه نیز دهستان خورموج با روستاهای کلل، چهله، چاووشی، درازی، چارک، میانخره، وراوی، زایرعباسی، احشام قائدها، باغ بهشت، فقیه حسنان، جبری و زیرار با مرکزیت درازی در جغرافیای دشتی وجود دارد. جمعیت روستا تا لحظه نگارش کتاب حدود ۱۲۰۰ نفر است که شامل ۲۴۰ خانوار می‌شود.

وی در خصوص وجه تسمیه این روستا به «درازی» گفت: هر آنچه در این‌باره مطرح است، به برادرخواندگی درازی دشتی و درازی بحرین بازمی‌گردد؛ پیوندی تاریخی که بر اساس آن، گروه‌هایی از این سوی خلیج فارس به آن سوی آن کوچ کرده‌اند و گاه نیز این مسیر به‌صورت معکوس طی شده است. در این میان باید تاکید کرد که طایفه درازی از فرهنگی‌ترین، کهن‌ترین و مهین‌پرست‌ترین طوایف ایران به‌شمار می‌آید؛ ادعایی که اسناد تاریخی متعلق به بیش از سیصد سال پیش به‌روشنی بر آن گواهی می‌دهند.

این نویسنده و پژوهشگر جنوبی با اشاره به اینکه این اسناد نقش مهمی در تبیین نقش بلوک درازی در تاریخ جنوب و تحولات آن داشته است، تصریح کرد: در کتاب «طایفه رؤسا و کلانتران بلوک درازی دشتی به روایت اسناد و تصویر» ۱۰۸ سند قید شده‌است که عبارتند از: سه سند از دوره صفویه؛ یک سند از دوره زندیه؛ ۲۰ سند از دوره قاجاریه؛ ۴۱ سند از دوره پهلوی اول؛ ۳۵ سند از دوره پهلوی دوم و هشت سند از دوره جمهوری اسلامی. همچنین ۵۶ تصویر نیز در کتاب ثبت و حک شده‌است که شامل یک تصویر مربوط به دوره صفویه، ۱۰ تصویر مربوط به دوره قاجاریه، چهار تصویر مربوط به دوره پهلوی اول، ۱۹ تصویر مربوط به دوره پهلوی دوم و ۲۲ تصویر نیز مربوط به دوره جمهوری اسلامی است.

وی در خصوص اینکه موضوع عمده این اسناد و تصاویر به‌کار رفته در کتاب چه هستند، توضیح داد: موضوعات اسناد را می‌توان به فرمان‌ها در دوره‌های مختلف تاریخی، خرید و فروش املاک، شکایات و درگیری‌های بین افراد و قبایل، اسلحه‌گیری، قاچاق کالا، دستگیری دزدان و راهزنان، تاریخ‌نگاری‌های فوت و شهادت، ابلاغ‌های فرهنگی، اشعار در رثای بزرگان و وصیتنامه شهدا تقسیم کرد. تصاویر نیز مربوط به مهر اسم افراد، اماکن تاریخی، رجال تاریخی، وقف‌نامه، کتب تاریخی، شهدای جنگ تحمیلی و دانشجویان موفق است.

قلندری با اشاره به فصل‌بندی کتاب «طایفه رؤسا و کلانتران بلوک درازی دشتی به روایت اسناد و تصویر» که در سه فصل اسناد، تصاویر و رجال‌شناسی اسناد تنظیم شده‌است، گفت: یکی از فصل‎‌های خواندنی کتاب، فصل سوم آن است که در این بخش تلاش‌شده از رجالی در اسناد از آن‌ها یادشده، یاد شود. برای معرفی و شناساندن شخصیت‌های محلی راه سختی طی کردم؛ چراکه وارثین جز نام بلند و جهان‌شمول از من پژوهشگر چیزی از نمی‌خواستند که این هم کار دشواری بود؛ ولی تلاش شد تا بر اساس منابع تاریخی و مصاحبه‌های شخصی کار متقن و موثری در این زمینه صورت بگیرد. در این بخش در کنار رجال سرشناس محلی، از چهره‌هایی چون منوچهر آتشی، رسول پرویزی، رسول خیراندیش و… نیز یاد شده است.

در پایان این نوشتار یادآوری می‌شود که کتاب «طایفه رؤسا و کلانتران بلوک درازی دشتی به روایت اسناد و تصویر» تلاشی جدی و ماندگار در مسیر بازخوانی تاریخ اجتماعی و سیاسی جنوب ایران است که با پیوند دادن روایت‌های شفاهی، اسناد مکتوب و تصاویر تاریخی، توانسته تصویری مستند و قابل اتکا از نقش بلوک درازی و طوایف آن در تحولات دشتی ارائه دهد. این کتاب نه‌تنها خلأ موجود در مطالعات بومی و طایفه‌ای منطقه را تا حد زیادی جبران می‌کند، بلکه نشان می‌دهد تاریخ جنوب، فراتر از روایت‌های کلان و مرکزگرا، واجد لایه‌هایی عمیق از هویت، مقاومت، همبستگی و وجهه طایفه‌ای است که تنها از مسیر پژوهش‌های میدانی و مستند قابل فهم است. اثر حسین قلندری، با این نگاه، تنها یک کتاب تاریخی نیست؛ بلکه سندی برای حفظ حافظه جمعی و میراث فرهنگی دشتی و جنوب ایران به‌شمار می‌آید که اگر ثبت و بازخوانی نشود، در گذر زمان در معرض فراموشی قرار خواهد گرفت.

 

 

 

 

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.