فرهنگ 7 بازدید
یک کارشناس رسانه در گفت‌وگو با بامداد جنوب:

بازگشت مرجعیت رسانه‌ای، یک تصمیم سیاسی- اجتماعی است

بامدادجنوب_الهام بهروزی

مسئله کاهش مرجعیت رسانه‌های داخلی و گرایش فزاینده بخشی از افکار عمومی به رسانه‌های خارجی در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین چالش‌های حوزه ارتباطات و سیاست‌گذاری رسانه‌ای در ایران تبدیل شده است؛ چالشی که دیگر تنها نمی‌توان آن را به رقابت رسانه‌ای یا جذابیت‌های تکنیکی تقلیل داد، بلکه باید آن را در پیوندی عمیق با تحولات اجتماعی، تغییرات نسلی، بحران اعتماد عمومی و کارکردهای ساختاری رسانه‌ها مورد واکاوی قرار داد.

طبیعتا در شرایطی که جامعه ایرانی با مسائل متراکم اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مواجه است، رسانه‌ها بیش از هر زمان دیگری نقش «واسطه فهم واقعیت» را بر عهده دارند. مخاطب امروز، نه‌تنها به دنبال خبر، بلکه در جست‌وجوی روایت، معنا و پاسخ است؛ روایتی که بتواند میان تجربه زیسته او و آنچه در سطح رسمی بازنمایی می‌شود، نوعی همخوانی و صداقت ایجاد کند. هرگاه این پیوند گسسته شود، خلائی شکل می‌گیرد که به‌سرعت از سوی رسانه‌های جایگزین (اعم از خارجی یا شبکه‌های غیررسمی) پر می‌شود.

در همین چارچوب، تحلیل چرایی و چگونگی گرایش مخاطبان ایرانی به رسانه‌های خارجی، نیازمند نگاهی فراتر از قضاوت‌های کلیشه‌ای نظیر «سیاه‌نمایی» یا «جنگ رسانه‌ای» است. پرسش اصلی اینجاست که چه عواملی باعث تضعیف اعتماد رسانه‌ای در داخل شده‌اند؟ نقش محدودیت‌ها، خطوط قرمز، تأاخیر در روایت، یک‌سویه‌گی خبری و ناتوانی در بازتاب صداهای متکثر جامعه چیست؟ و مهم‌تر از آن، آیا می‌توان مرجعیت رسانه‌ای را در فضای کنونی بازسازی کرد یا این جایگاه به‌طور برگشت‌ناپذیر از دست رفته است؟

در این زمینه با اکرم عباسی، کارشناس و فعال رسانه و دانش‌آموخته رشته علوم ارتباطات در مقطع کارشناسی ارشد به گفت‌وگو نشستیم. در این گفت‌وگو، تلاش شده تا با نگاهی علمی و مبتنی بر نظریه‌های ارتباطات، به بررسی ریشه‌های این پدیده پرداخته شود. برای خواندن این گفت‌وگو با ما همراه شوید.

به‌نظر شما مهم‌ترین دلایل گرایش بخش بزرگی از مخاطبان ایرانی به رسانه‌های خارجی چیست؟

اگر بخواهیم مسئله را دقیق و علمی بررسی کنیم، باید بگوییم گرایش مخاطبان به رسانه‌های خارجی، نتیجه یک عامل واحد نیست؛ بلکه حاصل تجمیع چند ضعف ساختاری در نظام رسانه‌ای داخلی است که مهم‌ترین آن‌ها کاهش سرمایه اجتماعی و اعتماد رسانه‌ای است.

در علم ارتباطات، مرجعیت رسانه‌ای زمانی شکل می‌گیرد که مخاطب رسانه را «قابل اتکا، صادق و پاسخ‌گو» بداند. متاسفانه در سال‌های اخیر، بخشی از رسانه‌های داخلی به دلایل مختلف ـ از خودسانسوری گرفته تا محدودیت‌های بیرونی ـ نتوانسته‌اند نقش واقعی خود را در بازتاب مسائل جامعه ایفا کنند. این خلأ، به‌طور طبیعی مخاطب را به سمت رسانه‌های جایگزین سوق داده است.

برخی معتقدند رسانه‌های خارجی صرفاً با «سیاه‌نمایی» مخاطب جذب می‌کنند؛ آیا این تحلیل را کافی می‌دانید؟

ببینید این نگاه ساده‌انگارانه است؛ چراکه رسانه‌های خارجی صرفاً سیاه‌نمایی نمی‌کنند؛ بلکه روایت می‌سازند. روایت یعنی پیوند دادن خبر، تحلیل، احساس و هویت. وقتی یک رسانه داخلی درباره یک بحران اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی سکوت می‌کند یا روایت ناقص ارائه می‌دهد، رسانه خارجی همان موضوع را با روایت کامل‌تر اما جهت‌دار پوشش می‌دهد. مخاطب هم برای فهم «آنچه واقعا در حال رخ دادن است» به همان روایت رجوع می‌کند. در واقع، نبود روایت داخلی معتبر، بزرگ‌ترین عامل برای رفتن مخاطبان به سمت رسانه‌های خارجی است.

نقش محدودیت‌ها و خطوط قرمز رسمی را در این وضعیت چطور ارزیابی می‌کنید؟

خطوط قرمز اگر شفاف، منطقی و قابل پیش‌بینی باشند، لزوما رسانه را تضعیف نمی‌کنند؛ اما وقتی این خطوط مبهم، سلیقه‌ای و متغیر باشند، رسانه را فلج می‌کنند. در چنین شرایطی، رسانه به جای «اطلاع‌رسانی و تحلیل»، به سمت محافظه‌کاری افراطی می‌رود. نتیجه این می‌شود که مخاطب احساس می‌کند رسانه داخلی نماینده او نیست و پرسش‌هایش بی‌پاسخ مانده است. اینجاست که رسانه خارجی ـ حتی با نیت سیاسی ـ به مرجع تبدیل می‌شود.

آیا می‌توان گفت بخشی از این بحران، به تغییر نسل مخاطب برمی‌گردد؟

قطعاً. نسل جدید مخاطبان، به‌شدت چندرسانه‌ای، تعاملی و نقاد است. این نسل با روایت‌های تک‌صدایی و یک‌سویه ارتباط برقرار نمی‌کند. رسانه‌ای که اجازه نقد ندهد، اشتباهات خود را نپذیرد و با زبان رسمی و دستوری حرف بزند، برای این نسل جذابیتی ندارد. رسانه‌های خارجی این واقعیت را فهمیده‌اند و با استفاده از فرم‌های متنوع، روایت‌های انسانی و حتی احساسی، ارتباط موثرتری برقرار می‌کنند.

به نظر شما چگونه می‌توان مرجعیت را به رسانه‌های داخلی بازگرداند؟

بازگشت مرجعیت رسانه‌ای، پیش از آنکه یک پروژه فنی باشد، یک تصمیم سیاسی-اجتماعی است. نخستین گام، پذیرش واقعیت‌هاست؛ یعنی قبول کنیم که مرجعیت از دست رفته و با شعار بازنمی‌گردد. پس از آن، چند اقدام اساسی ضروری است که عبارتند از: ۱) شفافیت و صداقت در روایت؛ رسانه داخلی باید بتواند درباره بحران‌ها، اعتراضات، ناکارآمدی‌ها و مطالبات مردم صحبت کند؛ حتی اگر پاسخ قطعی وجود نداشته باشد. مخاطب صداقت را بیش از «خبر خوبِ ناقص» می‌پذیرد.

۲) پیش‌دستی در روایت (First Narrative)؛ اگر رسانه داخلی روایت اول را ارائه دهد، حتی رسانه‌های خارجی ناچار می‌شوند در چارچوب همان روایت واکنش نشان دهند. تأخیر در اطلاع‌رسانی یعنی واگذاری زمین بازی. ۳) پذیرش نقد و چندصدایی؛ رسانه‌ای که فقط تریبون یک دیدگاه باشد، مرجع نمی‌شود. مرجعیت در گروی بازتاب صداهای مختلف جامعه است؛ حتی صداهای منتقد. ۴) حرفه‌ای‌سازی رسانه‌ها؛ استقلال تحریریه، آموزش روزنامه‌نگاران، اتکا به داده و سند و فاصله گرفتن از ادبیات شعاری در این زمینه نقش کلیدی دارد.

البته باید اینجا اشاره کنم که به عقیده برخی از اساتید علوم ارتباطات، مرجعیت رسانه‌ای نه با فشار بر مخاطب، نه با حذف رقیب، بلکه فقط با اعتمادسازی پایدار بازمی‌گردد. رسانه‌ای که کنار مردم بایستد، صدای آن‌ها را بازتاب دهد و از گفتن واقعیت نترسد، دوباره مرجع خواهد شد؛ حتی در رقابت با قدرتمندترین رسانه‌های خارجی.

در این میان چگونه می‌توان اثرگذاری رسانه‌های خارجی را خنثی کرد؟

پاسخ روشن است: با تقویت رسانه داخلی، نه با حذف رسانه خارجی. تجربه جهانی نشان داده که بستن یا تخریب رسانه‌های بیرونی، فقط آن‌ها را جذاب‌تر می‌کند. برای خنثی‌سازی اثرگذاری آن‌ها باید روایت‌های دقیق، مستند و به‌موقع ارائه داد. سواد رسانه‌ای مخاطبان را افزایش داد تا بتوانند تفاوت «خبر» و «پروپاگاندا» را تشخیص دهند. رسانه داخلی را به پناهگاه اعتماد تبدیل کرد؛ جایی که مخاطب بداند اگر مسئله‌ای رخ دهد، پاسخ آن را ابتدا آنجا پیدا می‌کند.

افزون بر این، افزایش سواد رسانه‌ای و تربیت مخاطب هوشمند هم تاثیر زیادی در خنثی‌کردن سیاه‌نمایی و بزرگ‌نمایی‌ها دارد، درست است! از دید شما چگونه می‌توانیم سواد رسانه‌ای را در جامعه افزایش دهیم؟

به نکته مهمی اشاره کردید. ببینید سواد رسانه‌ای یعنی توانایی تشخیص و تحلیل اخبار و اطلاعات در بستر رسانه‌های مختلف. این مهارت به مخاطبان کمک می‌کند تا تفاوت بین خبر واقعی و پروپاگاندا را تشخیص دهند. برای افزایش سواد رسانه‌ای، بایستی آموزش‌های رسمی و غیررسمی باید در مدارس و دانشگاه‌ها گسترش یابد. همچنین، رسانه‌های داخلی باید برنامه‌های آموزشی و تحلیلی درباره شناخت اخبار و تحلیل‌های بی‌طرفانه ارائه دهند.

به نظر شما رسانه‌های بی‌طرف و معتبر در این وضعیت چگونه می‌توانند نقش‌آفرینی کنند؟ چرا این رسانه‌ها مرجعیت بیشتری دارند؟

رسانه‌های بی‌طرف و معتبر به دلیل وفاداری به اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری مانند صحت، دقت و بی‌طرفی، اعتماد عمومی بیشتری کسب می‌کنند. آن‌ها به جای جهت‌دهی، به تحلیل و اطلاع‌رسانی واقعی می‌پردازند. در شرایطی که مخاطبان اطلاعات چندگانه را دریافت می‌کنند، رسانه‌های بی‌طرف می‌توانند با ارائه تحلیل‌های جامع و مستند، مرجع اطلاعاتی پایدار باشند.

چطور می‌توان رسانه‌های داخلی را به دوران طلایی دهه ۷۰ و اوایل ۸۰ برگرداند که مرجعیت داشتند و عموم مردم آن‌ها را می‌خواندند؟

از دید من، برای بازگشت به دوران طلایی رسانه‌ها، چند اقدام کلیدی لازم است که شامل بازسازی اعتماد عمومی،  تقویت استقلال تحریریه، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، ایجاد فضای تعامل با مخاطب و آموزش روزنامه‌نگاری حرفه‌ای می‌شوند که برای تحقق این مهم رسانه‌ها باید به سمت پوشش کامل و واقعی از موضوعات مختلف بروند و به اراده مخاطب احترام بگذارند. باید بتوانند بدون فشار سیاسی و اقتصادی، تصمیم‌گیری‌های خبرنگاری کنند. همچنین باید از پلتفرم‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی برای دسترسی بیشتر و سریع‌تر به مخاطبان استفاده کنند. باید فضایی فراهم کنند که مخاطبان بتوانند بازخورد بدهند و در بحث‌های اجتماعی مشارکت کنند. افزون بر این، با تربیت روزنامه‌نگاران با مهارت‌های نوین، پژوهشگری عمیق و توانایی تحلیل می‌توانند در این زمینه موثر واقع شوند و به مخاطب‌سازی و جلب اعتماد عمومی کمک کنند. به‎گونه‌ای که در شرایط کنونی برخی از روزنامه‌های داخلی به‌دلیل تحلیل‌های واقع‌گرایانه و بی‌طرفانه، همچنان مرجع موثق و مورد اطمینانی برای مخاطبان به‌شمار می‌روند.

در پایان‌بندی این بحث باید اضافه کنم که به‌طور کلی دوران طلایی رسانه‌های داخلی زمانی بازمی‌گردد که رسانه‌ها بتوانند در شرایط پیچیده و رقابتی امروز، معیارهای حرفه‌ای را بهبود بخشند و اعتماد از دست رفته را بازسازی کنند. این تحولات باید با پذیرش واقعیت‌های جدید و اراده‌ای قوی در سطح مدیریت رسانه‌ها انجام شود.

 

 

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.