فرهنگ 3 بازدید
از جمعه بازار کتاب تا ایده فروش قسطی کتاب؛

سلاخی ابزار دانایی زیر چکش حراج

بامدادجنوب_الهام بهروزی

جمعه‌بازار کتاب، متفاوت‌ترین جمعه‌بازاری بود که در مشهد با آن مواجه شدم. در این کارزار، دستفروشان با بساط کردن کتاب‌هایی از هر نوع و دست، ابزار دانایی را با قیمت‌هایی حیرت‌انگیز به فروش، نه ببخشید به «حراج» گذاشته بودند. دیدن این فضا هم تازگی داشت و هم شگفتی! البته پیش‌تر با دستفروشان کتاب در خیابان انقلاب تهران بارها مواجه شده بودم که اغلب کتاب‌های قاچاق، کمیاب و گاه فیک را بساط می‌کنند ولی با قیمت‌های متعارف و بدون تخفیف فوق‌العاده!

در جمعه‌بازار مشهد پنج کتاب خریدم؛ همه تازه‌منتشرشده و و از ناشران معروف و معتبر کشور، مانند مرکز، چشمه، ققنوس و…؛ آن هم با قیمتی که حتی هزینه کاغذشان را هم جبران نمی‌کرد، چه رسد به هزینه‌های صحافی، صفحه‌آرایی، ویراستاری و طراحی جلد که ظاهرا فی‌سبیل‌الله انجام شده بود. بی‌شک، حراج کتاب در چنین فضایی شاید دسترسی مخاطب را به کتاب تسهیل می‌کرد، اما حقیقتی تلخ را نیز گوشزد می‌کرد؛ اینکه کتاب و صنعت نشر، بیش از آنکه به کالایی فرهنگی و ارزشمند تبدیل شده باشند، به قربانیان رکود اقتصادی در پی کاهش قدرت خرید مردم و نابسامانی بازار تبدیل شده‌اند که در آن، هم حقوق پدیدآورندگان و ناشران نادیده گرفته می‌شود و هم مرز میان کتاب اصل، چاپ افست و نسخه‌های غیرمجاز زیرپا گذاشته می‌شود.

متاسفانه جنگ، تحریم، تورم و گرانی‌های لحظه‌ای صنعت نشر و فعالیت کتابفروشان را به شدت تحت تاثیر قرار داده است تا جایی که برخی از کتابفروشان می‌گویند در ایام جنگ و پس از آن، وضعیت مایوس‌کننده‌ای را تجربه می‌کنند، حتی مشتریان پروپاقرص و کتابخوان آن‌ها رغبت و قدرت خرید قبل را ندارند، بقیه مشتریان هم بیشتر نوشت‌‌افزار و گاهی هدیه‌های فرهنگی می‌خرند و کتاب به‌ندرت.

در چنین وضعیتی، چندی پیش حسام مزارعی، نویسنده جنوبی، در یکی از گروه‌های اجتماعی با ابراز نگرانی از وضعیت کتاب و رکود کتابفروشی‌ها در این برهه پرتنش، پیشنهاد قسطی‌شدن خرید کتاب را از کتابفروشی‌ها مطرح کرد؛ پیشنهادی که از سر دغدغه و نگرانی برای به قهقرا رفتن ابزار دانایی و متولیان آن مطرح شد، اما آیا چنین سازوکارهایی می‌تواند زخم عمیق اقتصاد نشر را درمان کند؟ آیا کتابفروشی‌هایی که خود زیر بار هزینه‌های سنگین اجاره، خواب سرمایه و چک‌های معوقه کمر خم کرده‌اند، توان مالی اجرای چنین طرحی را دارند؟! این ایده تنها بازتابی از استیصال اهالی فرهنگ در برابر کوچک‌شدن سبد فرهنگی خانوارهاست.

بدیهی است در سال‌های گذشته که شور فراگیری فرهنگ کتاب و کتابخوانی در جامعه با اجرای طرح‌های مختلف و متنوعی مثل پایتخت کتاب ایران، روستای دوستدار کتاب، باشگاه‌های کتابخوانی، طرح‌های فصلی کتاب مثل پاییزه کتاب، بهاره کتاب و… شعله‌ور شد، هدف ایجاد زیرساختی برای پیوند عمیق‌تر مردم با کتاب و تسهیل خرید آن بود؛ اما گویی این سیاست‌گذاری‌ها بیش از آنکه به تقویت بنیان‌های اقتصادی صنعت نشر بینجامد، در حصار ویترین‌های فرهنگی محصور ماند. امروز و در مواجهه با واقعیت تلخ بازار کتاب، به‌وضوح می‌بینیم که آن جریان‌سازی‌ها در غیاب حمایت‌های ساختاری از کتابفروشی‌ها و پدیدآورندگان در برابر توفان تورم و هزینه‌های جاری توان ایستادگی نداشته‌اند و اکنون جای خود را به نوعی سردرگمی میان عرضه کتاب‌های افست بی‌کیفیت و ناتوانی مخاطب در خرید نسخه‌های اصیل داده‌اند.

باید اعتراف کرد که کتاب الان وضعیت اسفباری پیدا کرده و هر روز بیشتر از قبل قدرت خرید مردم در این زمینه کمتر و کمتر شده‌است، حال در شرایطی که شاهد سیاست یا تصمیم راهگشایی از سوی متولیان فرهنگی برای نجات این کالای فرهنگی و فعالان این حوزه -از ناشر گرفته تا کتابفروش- نیستیم، آیا می‌توان با اجرای ایده‌هایی چون جمعه‌بازار کتاب یا فروش قسطی کتاب، خرید و خواندن شدن آن را در جامعه تسهیل کرد؟

در این میان، یک کارشناس فرهنگی با زیر سوال بردن دو ایده جمعه‌بازار کتاب و فروش قسطی کتاب به بامداد جنوب گفت: این دست از راهکارها، بیش از آنکه علاج دردهای مزمن صنعت نشر باشند، مسکن‌هایی مقطعی و گاه آسیب‌زا هستند. جمعه‌بازارها -به‌ویژه با رویکردی که امروز می‌بینیم- عملا ترویج‌دهنده فرهنگ «کالای ارزان و بی‌اصالت» هستند؛ فضاهایی که با عرضه نسخه‌های بی‌کیفیت یا قاچاق، مرز اخلاق و قانون در دنیای نشر را مخدوش کرده و ضربه‌ای کاری به پیکره نحیف ناشران قانونی می‌زنند که هزینه‌های سنگین تولید را متقبل شده‌اند.

زهرا مطلق ادامه داد: در مورد فروش قسطی کتاب نیز باید بگویم که این پیشنهاد در خوش‌بینانه‌ترین حالت، نادیده گرفتن حیات اقتصادی صنف کتاب‌فروش است. به عقیده من، کتاب‌فروشی نه بانک است و نه بنگاه مالی؛ تحمیل چنین سازوکاری به واحدی که خود زیر بار هزینه‌های اجاره، مالیات و خواب سرمایه کمر خم کرده، تنها بار فشاری مضاعف بر دوش آن‌هاست. این دست ایده‌ها، پاک کردن صورت‌مسئله است؛ چرا که مشکل اصلی نه در نحوه پرداخت، بلکه در فقدان قدرت خرید و رکود معیشتی است. تا زمانی که سیاستگذاران فرهنگی و سیاست‌گذاری‌های کلان، امنیت مالکیت معنوی را تامین نکنند و دسترسی عادلانه به کالای فرهنگی چون کتاب را تسهیل نکنند، این‌گونه دست‌وپازدن‌ها تنها مسیر را برای نابودی بیشتر هویت مستقل صنعت نشر هموارتر می‌کند.

وی در ادامه با اشاره به اینکه ما در گذشته طرح‌های موفقی چون طرح فروش فصلی کتاب داشتیم که به دلیل سیاست‌های تک‌بعدی به بازار کتاب تبدیل شد، افزود: بازار کتاب با همه تنوع و دسته‌بندی که دارد اما کمتر توفیقی را در میان خانواده‌ها و عوام پیدا کرده ولی طرح‌های فصلی به‌دلیل مشارکت فعالانه‌تر کتابفروشی‌ها با استقبال بهتری از سوی قشرهای مختلف جامعه مواجه شد. در این طرح، با اختصاص تخفیف‌های مناسب، قدرت خرید مردم افزایش یافت و دولت با اتخاذ و اجرای این سیاست جزئی توانست در آن برهه به کمک نقش‌آفرینی رسانه‌ها کتاب را در سبد ماهانه خانوارهای بیشتری جای بدهد.

مطلق افزود: متاسفانه گسست حاصل از حذف این حمایت‌های ساختاری و جایگزینی آن با ایده‌هایی که اغلب رنگ وبوی نمایشگاهی دارند، نه جریان‌سازی مداوم، نه تنها زنجیره توزیع را دچار آشفتگی کرده، بلکه اعتماد میان ناشر، کتابفروش و مخاطب را نیز که در آن سال ها شکل گرفته بود، به حاشیه برده است. بازگشت به آن مدل‌های حمایتی، آن هم با بازنگری دقیق در میزان بودجه‌ها و متناسب‌سازی آن با تورم جاری، بسیار منطقی‌تر و کارآمدتر از آزمون و خطاهای پراکنده و مسکنی است که امروز شاهد آن هستیم.

مطلق سپس پیشنهادهایی را برای عبور بخش کتاب از این وضعیت بحرانی مطرح کرد و گفت: برای خروج کتاب و کتابفروشی‌ها از انزوا، باید از ایده‌های شعاری دست شست و به سراغ راهکارهای ساختاری رفت. به نظر من، حمایت دولت نباید به صورت پرداخت نقدی یا یارانه به ناشر محدود شود، بلکه باید با اعطای اعتبار خرید کتاب (مانند بن‌های خرید هدفمند) مستقیما به دست مصرف‌کننده برسد تا چرخه خرید و فروش در کتابفروشی‌های محلی دوباره به گردش درآید.

این کارشناس فرهنگی و پژوهشگر یادآور شد: کتابفروشی‌ها باید از نگاه تجاری محض خارج شوند و از معافیت‌های کامل مالیاتی و تعرفه‌های خدماتی (آب، برق، گاز) با نرخ فرهنگی برخوردار شوند تا فشار اجاره‌بها و هزینه‌های جاری، آن‌ها را به سمت تغییر کاربری سوق ندهد. در نهایت، ضرورت دارد سیاست‌گذار با ایجاد پلتفرم‌های توزیع هوشمند که ارتباط مستقیم میان ناشر و کتابفروش را تسهیل می‌کند و هم‌زمان با اعمال قانون سخت‌گیرانه علیه شبکه قاچاق و کتاب‌های افست بی‌کیفیت، امنیت مالکیت معنوی را تضمین کند. احیای بازار کتاب بدون بازگرداندن قدرت خرید به مردم و حفاظت از بازار قانونی سرابی بیش نیست.

 

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.