« دشتیان » پرواز بی بازگشت را به جان خرید
بامدادجنوب_مریم خوئینی
نزدیک به شش ماه از آن روزی میگذرد که دو فروند سوخو-۲۴ نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران پس از انجام مأموریت در قطر، در مسیر بازگشت هدف قرار گرفتند و چهار خلبان این دو جنگنده مجبور به اجکت(استفاده از سامانه نجات در موقعیت اضطراری) شدند؛ حادثهای که در آن یکی از خلبانان یعنی شهید امیر سرتیپ دوم خلبان مجید کاظمی به شهادت رسید اما سرنوشت سه نفر از خلبانان آن جواد صالحی، عبدالمجید دشتیان و عمران بهروشیان، همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. پیکر خلبان شهید کاظمی چندی پیش به ایران بازگشت، و در خاک میهن آرام گرفت اما خانواده سه خلبان دیگر ماههاست که در انتظار خبری از عزیزان خود هستند.
در این مدت روایتهای مختلفی درباره سرنوشت این سه خلبان مطرح شد، از مفقود شدن و شهادت تا ادعای زنده بودن و اسارت آنان در قطر. در همین حال، با گذشت حدود شش ماه، فرمانده کمیته جستوجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح در نامهای به کمیته بینالمللی صلیب سرخ اعلام کرده است که سه خلبان ایرانی، از جمله سرهنگ عبدالمجید دشتیان، زنده و در اسارت نیروهای قطری هستند و خواستار پیگیری وضعیت آنان شده است. در مقابل، قطر این ادعا را رد کرده و روایت دیگری از سرنوشت خلبانان ارائه داده است.
در میان این روایتهای متناقض، خانوادهها همچنان چشمانتظارند. خانوادهای که شش ماه است نه خبر قطعی شهادت عزیزش را در دست دارد و نه توانسته نشانی از بازگشت او پیدا کند. عبدالمجید دشتیان، خلبان متولد برازجان و فرمانده عملیات پایگاه هوایی شیراز، یکی از همین خلبانان غیور کشورمان است؛ مردی متأهل و پدر دو فرزند که به روایت برادرش، پیش از آغاز عملیات میدانست ممکن است پروازی که خود و همکارانش انجام میدهند، بیبازگشت باشد.
پیگیریها از روز اول آغاز شد
در گفتوگو با برادر عبدالمجید دشتیان، از آخرین روزهای پیش از این مأموریت، شخصیت و نگاه او به خلبانی و فرماندهی، لحظهای که خانواده از بازنگشتن هواپیما مطلع شدند و ماههایی که با انتظار بیخبری گذشت، سخن گفتهایم.
عبدالحمید دشتیان در گفتوگوی اختصاصی با بامداد جنوب، در معرفی برادر خود گفت: وی یکی از خلبانهای هواپیمایی سوخو پایگاه هفتم هوایی شهید دوران شیراز بود. در جنگ چهل روزه در عملیاتی که به کشور قطر داشت بعد از انجام عملیات در مسیر بازگشت متاسفانه هواپیما مورد اصابت قرار گرفت و اجکت کرد.
او افزود: در روزهای اول جنگ نیز اعلام شد که سه نفر از خلبان به صورت زنده دستگیر شدند. نیروهای ایرانی که در قطر بودند هم این مسأله را بیان میکردند، حتی مردم عادی هم میگفتند، ما با دوستانی در کشور قطر داشتیم تماس گرفتیم. گفتند متاسفانه یک نفر مفقود شده که بعد از چند مدت بقایای پیکر شهید کاظمی را پیدا میکنند.
دشتیان در ادامه در پاسخ به این پرسش که شما به عنوان خانواده درجه یک چه زمانی متوجه این حادثه شدید؟ گفت: صبح روز دوشنبه(11 اسفند 1404) ساعت ۹ دو جنگنده پرواز کردند، قرار بود ساعت ۱۱ صبح به پایگاه برگردند، اما هیچ گونه ارتباط رادیویی و تماسی برقرار نشد. در نهایت ساعت ۱۱:۳۰ به ما اعلام کردند که احتمالا هواپیما مورد اصابت قرار گرفته است.
وی تصریح کرد: از روز اول، هم بچههای نیروی هوایی پیگیر بودند و هم تیم مذاکرهکننده کشورمان. حتی در مذاکره در این مورد صحبت شد. معاون بینالملل وزارت امور خارجه از روز اول پیگیر ماجرا بود ولی بنا به مصلحتهایی قرار نبود این مساله رسانهای شود. بعد از چند ماه در سایتهای مختلف در این باره صحبت شد، بحثهایی صورت گرفت و به صورت علنی پیگیری شد. در حال حاضر نیز از سازمانهای بینالمللی تقاضا شده که به این موضوع رسیدگی شود. میتوان گفت برای دولت جمهوری اسلامی ایران اسارت این خلبانان و زنده بودنشان مسجل شده است به همین دلیل خواهان رسیدگی صلیب سرخ هستند.
برادرم میخواست درجه امیری را از فرمانده کل قوا بگیرد
دشتیان درباره زندگی و شخصیت برادرش گفت: وی متولد اول مرداد سال ۱۳۵۳ است و صاحب دو فرزند پسر است. چند روز قبل از عملیات ما با هم بودیم و صحبت میکردیم که اگر جنگ صورت بگیرد چهکار خواهیم کرد. وی فرمانده عملیات پایگاه هوایی شیراز بود، به من گفت«من مثل پدر خانوادهای هستم که دلم نمیآید فرزندانم را در مسیر سخت راهی کنم، میدانم در این مسیر هر کدام از بچههای من بروند احتمال اینکه بازگشتی وجود نداشته باشد، وجود دارد». چهار فرمانده حاضر نشدند خلبانی از گردان فرماندهیشان معرفی کنند. احتمال هر چیزی را می دادند. خود فرماندهان اعلام کردند خودمان در این پرواز شرکت میکنیم. از برادرم سوال کردم چرا خودتان میخواهید بروید، گفت دلم نمیآید فرزندانم را به جایی بفرستم که مطمئن هستم برگشتی وجود ندارد. چهار خلبان این عملیات با ایمان به اینکه ممکن است از این عملیات برگشتی نباشد، پرواز کردند.
برادر خلبان دشتیان ادامه داد: بیشتر این بزرگواران از سن بازنشستگیشان گذشته بود اما به خدمت ادامه دادند. تصمیم گرفتند تا آخر عملیات بمانند و همکاری کنند. آنها در ایران آموزش دیده و دوره تکمیلی را در کشور بلاروس گذرانده بودند، استاد پرواز بودند و شاگرد داشتند.
او افزود: به معنی واقعی کلمه این عزیزان رشادت به خرج دادند. همه آنها جایگاه و درجه بالایی داشتند، همین اخوی بنده درجه امیری داشت ولی حاضر نشد درجه امیری خود را بزند میگفت دوست داشتم از دست فرمانده کل قوا درجه امیری من داده شود. خودش فرمانده عملیات بود. یکی دیگر از خلبانان جانشین برادر بنده بود، یکی دیگر از دوستان معاون پایگاه بود. این بزرگان رشادت به خرج دادند و پیشقدم شدند. حتی برادر من از ماهها قبل برنامهریزی کرده بود که اگر جنگی صورت بگیرد، با کمال میل در رأس عملیات باشد.
نامه به صلیب سرخ
منظر حقوق بینالملل، نگهداری نظامیان بدون امکان ارتباط با نمایندگان کشور متبوع و خانوادهها، مغایر با مقررات کنوانسیونهای چهارگانه ژنو و اصول حقوق بشردوستانه است. جمهوری اسلامی ایران معتقد است هر کشوری حق دارد سرنوشت نیروهای نظامی خود را که در جریان درگیریها مفقود یا بازداشت شدهاند، پیگیری کند.
بر همین اساس، فرمانده کمیته جستوجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح در نامه خود خطاب به رئیس کمیته بینالمللی صلیب سرخ، خواستار ورود فوری این نهاد به پرونده شده است.
باقرزاده با استناد به مواد ۷۰ و ۷۸ کنوانسیون سوم ژنو، بر ضرورت دسترسی اسرای جنگی به ارتباط با خانوادهها و نمایندگان صلیب سرخ تاکید کرده و از این نهاد خواسته است هرچه سریعتر با سه خلبان مورد ادعا دیدار کند، وضعیت سلامت آنان را بررسی و نتیجه را به ایران اعلام کند.
در این نامه همچنین نسبت به وضعیت این افراد ابراز نگرانی شده و ادعا شده است که محدود کردن امکان ارتباط آنان با خانوادهها و مسئولان پیگیریکننده، مغایر با مقررات بینالمللی مربوط به اسرای جنگی است.
مطالب مرتبط
اصلاحطلبان از گفتوگوی تمدنها تا استراتژی بقا
خرداد 2, 1405
امتداد بدرقه در جغرافیای مقاومت
تیر 17, 1405
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.