خانه مطبوعات بوشهر در انتظار سرپناه
مرداد 26, 1405
بامدادجنوب_الهام بهروزی
مستند «لبالب» روایتگر زندگی پرفراز و نشیب ناخدا عباس دریانورد، چهره ماندگار شعر و مرثیهسرایی بوشهر است که پس از ۱۵ سال پژوهش از شبکه دو سیما روی آنتن رفت. این اثر که نخستین مستند تلویزیونی ایران با بهرهگیری از فناوری هوش مصنوعی در بازسازی صحنههای تاریخی است، نگاهی جامع به وجوه چندگانه زندگی ناخدایی دارد که هم ملوانی ماهر در پهنه خلیج فارس بود و هم مداحی تاثیرگذار در آیینهای سوگواری جنوب.
علیرضا دباغ، نویسنده و تهیهکننده این اثر که دانشآموخته دکتری فرهنگ و ارتباطات است، با تکیه بر اسناد مکتوب و خاطرات شفاهی، تصویری ملموس از این چهره فرهنگی ترسیم کرده است. استفاده از هوش مصنوعی در این مستند، انتخابی هوشمندانه برای پر کردن خلاءهای بصری تاریخ بود که به گفته سازندگان، کیفیتی چشمگیر به روایت تاریخی اثر بخشیده است. این سریال مستند داستانی که به کارگردانی مشترک دباغ و محمدعلی زارع شریفی ساختهشده، ادای دینی است به شخصیتی که حتی در دوران ممنوعیتهای پهلوی اول با لباس نظامی به میدانداری عزاداری سیدالشهدا میپرداخت.
نگاهی به سوابق دباغ در مدیریتهای کلان رسانه و پژوهشهای او، بر اهمیت این مستند بهعنوان سندی ماندگار از هویت مذهبی و ملی مردمان ساحلنشین صحه میگذارد. «لبالب» در واقع پیوندی میان سنتهای شفاهی بوشهر و رسانه مدرن است که جای خالی آن در آرشیو تاریخ شفاهی جنوب بهشدت حس میشد. این مستند همزمان با روزهای پایانی صفر؛ یعنی از 17 تا 21 مرداد از شبکه دو سیما پخش شد. به این بهانه با علیرضا دباغ به گفتوگو نشستیم که از نظر شما میگذرد.
نخست برفرمایید که چگونه به این نتیجه رسیدید از هوش مصنوعی در تولید مستند تلویزیونی «لبالب» استفاده کنید؟
ببینید زندگی ناخدا عباس سرشار از فراز و نشیب بود و بخش مهمی از این فراز و فرودها به دریانوردی او و آغاز سفرهای دریاییاش بازمیگشت؛ از روزگار کشتیهای بادبانی تا رسیدن به کشتی بخار و سپس کشتی جنگی پرسپولیس. اگر قرار بود این روایت بهصورت واقعی و صحنهپردازی کامل اجرا شود، هزینههای بسیار سنگینی در پی داشت. بر همین اساس به صمت هوش مصنوعی رفتیم که قابلیتهای خوبی برای صحنهپردازی و فضاسازی داشت. خوشبختانه هوش مصنوعی این امکان را فراهم کرد که کار با حداقل هزینه و در عین حال با کیفیت مطلوب انجام شود.
از هوش مصنوعی بیشتر در تولید کدام بخشها استفاده کردید و نتیجه نهایی تا چه اندازه با تصور اولیه شما همخوان بود؟
هوش مصنوعی در تمام قسمتهای بازسازی داستانی ماجرای ناخدا عباس به کار رفت. ما دو بخش عمده در کار داشتیم، یک بخش، روایت مطلعین اعم از کسانی که ناخدا عباس را از نزدیک دیده بودند و کسانی که او را ندیده بودند اما دربارهاش مطلع بودند. این یک بخش از کار ما بود. بخش دیگر، بازسازی صحنههای زندگی ناخدا عباس بر اساس خاطرات و دستنوشتههای خود ناخدا و همینطور نوشتههای دیگر مطلعین درباره او بود که اینها را بهوسیله هوش مصنوعی کار کردیم. این اولین بار بود که یک سریال مستند، بهطور کامل صحنههای بازسازیشدهاش به وسیله هوش مصنوعی ساخته شد که نتیجه نهایی از نظر خودم قابل قبول بود.
استفاده از هوش مصنوعی چه فرصتها و چه چالشهایی برای روایت زندگی ناخدا عباس دریانورد ایجاد کرد؟
مهمترین فرصتی که هوش مصنوعی در اختیار من گذاشت، امکان بازسازی صحنههای دشوار دریانوردی بود؛ از گرفتارشدن ناخدا در طوفان و رویارویی با امواج تا مصائب سفر در دریا. اجرای واقعی این صحنهها هم زمان زیادی میطلبید و هم هزینه سنگینی داشت؛ بنابراین، با بودجه اندکی که برای تولید اثر در اختیار ما بود، ساخت آنها به شیوه معمول عملا امکانپذیر نبود. در چنین شرایطی یا باید این بخش مهم از روایت دریانوردی را کنار میگذاشتیم یا خطر استفاده از هوش مصنوعی برای بازآفرینی آن را میپذیرفتیم. من راه دوم را انتخاب کردم؛ تصمیمی که نخستین چالش جدی ما در مسیر بازسازی این بخش از میراث دریایی بود.
البته مهمترین چالش، غلبه منابع غربی و شرقی بر دادههای هوش مصنوعی بود؛ منابعی که عمدتا به اروپا یا چین تعلق دارند و نشانی دقیق از میراث دریایی جنوب ایران بهویژه بوشهر در آنها دیده نمیشود. برای نمونه، وقتی از هوش مصنوعی تصویر یک کشتی بادبانی میخواستیم، حاصل کار بیشتر به کشتیهای انگلیسی و اروپایی شباهت داشت و بادبانهای بومی کشتیهای ایرانی در دوره تاریخی موردنظر را بازنمایی نمیکرد. ازاینرو ناچار بودیم برای تکتک تصاویر، نمونههای مستند در اختیار هوش مصنوعی بگذاریم و بر پایه آنها خروجی تازهای بخواهیم. این فرایند کار را دشوار کرد، اما همکاران بخش هوش مصنوعی با تلاش فراوان توانستند این روایت تصویری از میراث دریایی جنوب را به سرانجام برسانند.
چطور نام «لبالب» بر این مستند نشست؟
«لبالب»، علاوه بر اینکه نام یکی از نوحههای مشهور ناخدا عباس است، به معنای پُر و لبریز نیز هست. به نظر ما، ناخدا عباس لبریز از عشق به امام حسین (ع) و اهلبیت عصمت و طهارت بود. از همینرو، این نام را انتخاب کردیم تا هم اشارهای به شخصیت ناخدا عباس و عشق سرشار او به اهلبیت داشته باشد و هم یادآور نوحه مربوط به تضمین غزل حافظ باشد که در پایان تیتراژ با صدای زیبای حاج مصطفی گراشی خوانده شده است.
پژوهش پانزدهساله این اثر با استفاده از چه منابعی انجام شد؟
در این سالها در کنار پژوهشهای میدانی و گفتوگو با پژوهشگران و افراد مطلع، منابع مکتوب متعددی در این خصوص مورد توجه قرار گرفته بود که مهمترین آنها شامل «چون پایه پنجم» نوشته سیدجعفر حمیدی و دکتر گلناز سعیدی (انتشارات موعود اسلام)؛ «ناخدا عباس دریانورد» اثر عبدالکریم مشایخی (انتشارات حوزه هنری تبلیغات اسلامی استان بوشهر)؛ «تاریخ دریانوردی ایرانیان» نوشته اسماعیل رائین؛ جلد اول و دوم (انتشارات جاویدان)؛ «سفرنامه دریایی ناخدا عباس دریانورد» تالیف عبدالکریم مشایخی (انتشارات حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی استان بوشهر)؛ «تاریخ پنج هزارساله قدرت دریایی ایران» اثر دریادار محمدرضا ضیغمی (انتشارات عیلام)؛ «شرح حال و اشعار ناخدا عباس دریانورد» اثر علینقی بهروزی (انتشارات خیام)؛ «زندگینامه ناخدا عباس» نوشته گلناز سعیدی (انتشارات دیجیتال)؛ «دیوان نوحههای بوشهری» (دفتر اول خم آتشفشان) گردآوری رضا غریبی (انتشارات شروع)؛ «جغرافیای انسانی و طبیعی بوشهر» اثر عبدالحسین کنین (انتشارات طلوع دانش)؛ «فرهنگ واژگان و اصطلاحات دریایی و دریانوردی» اثر ناخدا عبدالرسول غریبی (انتشارات شروع)؛ «بازخوانی تاریخ معاصر شیوههای انگلستان در کنترل قیامهای ضداستعماری» نوشته دکتر عبدالکریم مشایخی (نشریه زمانه) و «آغاز و فرجام حضور قاسمیها در صحنه سیاسی خلیج فارس» نوشته مرضیه یحییآبادی (پژوهشکده تاریخ معاصر) میشد.
این منابع کمک شایانی به ما در این پژوهش و بازسازی دقیق زوایای مغفولمانده زندگی ناخدا عباس کرد تا بتوانیم تصویری واقعی و مستند از مجاهدتهای این دریانورد نامی خلیج فارس ارائه دهیم. در حقیقت، تکیه بر این اسناد مکتوب در کنار روایتهای شفاهی، شالوده استواری شد تا اثر به سندی تاریخی و ماندگار از هویت مذهبی و ملی اهالی جنوب تبدیل شود.
چگونه یافتههای پژوهشی به فیلمنامهای منسجم و مستند/داستانی تبدیل شد؟
قطعا تبدیل پژوهش به فیلمنامه کار آسانی نبود؛ چون سلیقههای مختلف در این روند نقش داشت و همین مسئله کار را دشوار میکرد. دو بار اتود زدیم و هر دو بار آن نسخهها کنار گذاشته شد. در نهایت، ناچار شدم خودم نگارش فیلمنامه را بر عهده بگیرم، چون اشراف بیشتری به موضوع و پشتوانه پژوهشی آن داشتم. این مسیر با دشواری پیش رفت، اما در نهایت به نتیجه رسید.
برای تفکیک میان واقعیت تاریخی و بازآفرینی نمایشی چه تمهیداتی در نظر گرفتید؟
تفکیک جدی میان واقعیت تاریخی و بازآفرینی نمایشی در کار وجود ندارد. در واقع، چون ما داشتیم کار مستند میساختیم، نمیتوانستیم از واقعیت دور باشیم؛ بنابراین خیلی مهم بود که هر کاری میکنیم، بر اساس مستنداتی باشد که موجود است.
چطور شد که برای ایفای نقش ناخدا از علی قربانی و برای روایت اثر از شاهرخ سروری استفاده کردید؟
سوال بجایی است، خب، ما افراد مختلفی را چه در تهران و چه در شهرستانها برای ایفای نقش ناخدا عباس و راوی در نظر گرفته بودیم، اما در مجموع به این نتیجه رسیدیم که بهترین شخص برای روایتگری این اثر، آقای شاهرخ سروری است چون او هم صدایی منحصربهفرد دارد، به اصطلاحات و تاریخ بوشهر مسلط بود و هم دارای استعداد فوقالعادهای در روایتگری بود.
از سوی دیگر، آقای قربانی را برای ایفای نقش ناخدا عباس انتخاب کردیم چون او هم با ایفای نقش «خالو» در نمایش «قلندرخونه» زندهیاد ایرج صغیری، از چهرههای ناب و استثنایی تئاتر کشور بهویژه تئاتر جنوب شناخته میشو و انصافا صدایش هم بسیار به دل نشست. اینجا لازم است اشاره کنم که ما در هنگام تست برای بازیگر نقش ناخدا، صداها را برای خانواده ناخدا عباس میفرستادیم و با آنها و تعدادی از هنرمندان مشورت میکردیم. در نهایت، همه به این نتیجه رسیدند که صدای آقای قربانی، بهترین صدا برای ایفای نقش ناخدا عباس است.
به نظر شما چه ویژگیهایی باعث شد «لبالب» برای پخش از شبکه دو سیما انتخاب شود؟
ببینید شبکههای مختلف سیما از جمله شبکههای یک و سه، مایل بودند این برنامه را پخش کنند؛ اما مرکز سیمرغ بهعنوان سازنده اصلی اثر و با توجه به سیاستهایی که مدنظر داشت، تصمیم گرفت آن را برای پخش به شبکه دو بسپارد. شبکه دو نیز برنامه را در زمان مناسبتری نسبت به دیگر شبکهها روی آنتن برد؛ بهگونهای که این اثر در یکی از ساعتهای پربیننده سریالهای داستانی قرار گرفت و در باکس مستند پخش نشد.
مهمترین دستاورد و تجربه شما از تولید «لبالب» چه بود؟
مهمترین دستاوردی که من از تولید «لبالب» داشتم، این بود که توانستیم یک چهره مظلوم، کمتر شناختهشده و در عین حال محق به شناختهشدن را به مردم کشورمان معرفی کنیم؛ شخصی که هم دریانوردی را در دورههای مختلف بهخوبی تجربه کرده بود، هم خدمات دریایی فوقالعادهای به کشور ارائه کرده بود و هم شجاعت بینظیرش در دفاع از مکتب عصمت و طهارت باعث شده بود که حتی در دوران پهلوی اول که عزاداری امام حسین را ممنوع کرده بود، همچنان با لباس نظامی بیاید و میداندار عزاداری سیدالشهدا باشد. بنابراین، این کار ادای دینی بود به این شخصیت فرهنگساز.
مرداد 26, 1405
مرداد 3, 1405
مرداد 5, 1404
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.