فرهنگ 14 بازدید
یک روانشناس و کارشناس فرهنگی:

قصه‌های بومی باید به مدرسه‌ها و کتابخانه‌ها راه پیدا کنند

بامدادجنوب_الهام بهروزی

هیچ‌چیز مانند صدای آرام یک مادربزرگ یا یک مادر که قصه‌ای قدیمی را تعریف می‌کند، قلب کودک را به ریشه‌هایش گره نمی‌زند. این قصه‌های بومی که برای بیدار کردن رویاها و شکل‌گیری هویت کودکان ساخته شده‌اند با عطر دریا، لهجه‌ خاک‌خورده و در معرض فراموشی و باورهای دیرین ما عجین شده‌اند. با این حال، در هیاهوی زندگی‌های ماشینی و سیطره‌ پرزرق‌وبرق داستان‌های ترجمه‌ای، دیگر کمتر صدایی از «ننه ماهی» یا «سبزقبا» در خانه‌ها شنیده می‌شود و این میراث گران‌بها، آرام‌آرام در غبار فراموشی فرو می‌روند.

با وجود این، کارشناسان فرهنگی معتقدند افسانه‌هایی که ریشه در فرهنگ عامه و شفاهی این سرزمین دارند، به دلیل غنای ساختاری، همچنان یکی از موثرترین ابزارها برای تربیت‌پذیری و تقویت هویت کودکان محسوب می‌شوند. همچنین به عقیده آن‌ها، قصه‌های بومی می‌توانند به مثابه یک درمانگر نمادین عمل کنند که نه تنها خلاقیت کودک را برمی‌انگیزد، بلکه به او در درک پیچیدگی‌های زندگی یاری می‌رساند.

در این میان، یک روانشناس حوزه کودک و نوجوان و فعال فرهنگی با اشاره به اهمیت قصه‌گویی در رشد عاطفی، شناختی و فکری کودکان به بامداد جنوب گفت: قصه زبان ارتباط کودک با جهان، خودش و دیگران است. کودک در جریان شنیدن یک روایت، با شخصیت‌هایی روبه‌رو می‌شود که می‌ترسند، شکست می‌خورند، تصمیم می‌گیرند، با دشواری مواجه می‌شوند و در نهایت راهی برای عبور از بحران پیدا می‌کنند. این تجربه به کودک کمک می‌کند احساسات خود را بهتر بشناسد و برای مواجهه با مسائل زندگی، الگوهای ذهنی و عاطفی مناسبی بسازد.

سحر بهروزی در ادامه با بیان اینکه قصه‌گویی، برخلاف آموزش مستقیم پیام خود را با فشار و اجبار منتقل نمی‌کند، افزود: کودک در یک فضای تخیلی مفاهیمی مانند شجاعت، همدلی، مسئولیت‌پذیری، عدالت، وفاداری و تاب‌آوری را تجربه می‌کند. او بدون آن که احساس کند در حال شنیدن یک درس اخلاقی است، با پیام داستان همراه می‌شود و آن را در ذهن خود بازسازی می‌کند. از همین رو، قصه می‌تواند یکی از موثرترین ابزارهای تربیتی در خانه، مدرسه و رسانه باشد.

وی درباره نقش قصه در رشد زبانی و فکری کودکان نیز تاکید کرد: قصه‌گویی دایره واژگان کودک را گسترش می‌دهد، قدرت تمرکز و خیال‌پردازی او را افزایش می‌دهد و به شکل‌گیری توانایی روایت کردن کمک می‌کند. کودکی که قصه می‌شنود، به‌تدریج می‌آموزد رخدادها را به ترتیب زمانی درک کند، میان علت و معلول ارتباط برقرار سازد و برای رفتار شخصیت‌ها انگیزه پیدا کند. این مهارت‌ها بعدها در یادگیری، گفت‌وگو، حل مسئله و حتی روابط اجتماعی او تاثیر می‌گذارد.

این روانشناس حوزه کودک و نوجوان با تاکید بر اهمیت قصه‌های بومی در تربیت کودکان ادامه داد: قصه‌های بومی، علاوه بر ویژگی‌های عمومی قصه، یک مزیت مهم دارند و آن نزدیک بودن به تجربه زیسته مخاطب است. این روایت‌ها متاثر از اقلیم، زبان، باورها، روابط خانوادگی، مشاغل، ترس‌ها و امیدهای مردم همان منطقه هستند. بنابراین کودک جنوبی وقتی از موتیف‌ها و دشواری‌های زندگی مردم این خطه قصه می‌شنود، با جهانی مواجه می‌شود که برایش ملموس‌تر و قابل درک‌تر است.

به عقیده وی، کودک برای اینکه بتواند جهان بیرون را بفهمد، ابتدا باید جایگاه خود را در آن پیدا کند. قصه‌های بومی به او می‌گویند که پیش از او نیز انسان‌هایی در همین سرزمین زندگی کرده‌اند، با مشکلات روبه‌رو شده‌اند، آرزو داشته‌اند و برای رسیدن به خواسته‌هایشان تلاش کرده‌اند. این شناخت، نوعی احساس تعلق فرهنگی ایجاد می‌کند و مانع از آن می‌شود که کودک هویت خود را فقط در الگوهای وارداتی یا شخصیت‌های رسانه‌ای بیگانه جست‌وجو کند.

بهروزی با اشاره به ماهیت و غنای محتوایی قصه‌های جنوب که ریشه در زیست، اقلیم و اندیشه مردمان این منطقه دارند، افزود: این قصه‌ها فقط مجموعه‌ای از رخدادهای عجیب و شخصیت‌های خیالی نیستند؛ در لایه‌های پنهان خود، تجربه تاریخی و فرهنگی مردم را حفظ کرده‌اند. رابطه انسان با دریا، ترس از ناشناخته‌ها، اهمیت خانواده، نقش زنان، آرزوی رهایی، تقابل فقر و ثروت و تلاش برای تغییر سرنوشت، از جمله مضامینی است که در بسیاری از افسانه‌های جنوبی دیده می‌شود. همین مضامین می‌تواند برای کودک امروز نیز قابل فهم و حتی الهام‌بخش باشد؛ البته به شرط آن که با زبان و قالب مناسب بازآفرینی شود.

این فعال فرهنگی با اشاره به برخی از قصه‌های شنیدنی جنوب که همچنان مورد توجه پژوهشگران حوزه ادبیات و ادبیات نمایشی هستند، نظیر «کره اورباد»، «ننه ماهی»، «سبزقبا» و دیگر روایت‌های محلی، تصریح کرد: جذابیت این قصه‌ها در آن است که هم ظرفیت خیال‌انگیزی دارند و هم می‌توانند به مسائل انسانی و اجتماعی بپردازند.  این انعطاف‌پذیری، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های افسانه‌هاست. افسانه‌ها متعلق به یک زمان مشخص نیستند و در حصار یک روایت ثابت باقی نمی‌مانند. ممکن است قهرمان در روایتی دیوزاده باشد و در روایتی دیگر انسان؛ اما هسته اصلی داستان، یعنی مواجهه با دشواری، عبور از موانع و رسیدن به هویت یا رهایی، همچنان حفظ می‌شود. چنین قابلیتی به نویسندگان و هنرمندان امروز اجازه می‌دهد این قصه‌ها را بدون از دست دادن روح اصلی‌شان، برای کتاب کودک، انیمیشن، تئاتر، بازی رایانه‌ای یا سریال بازآفرینی کنند.

بهروزی درباره امکان ورود قصه‌های جنوبی به عصر حاضر و جامعه‌ای که به سمت مدرنیته حرکت کرده است، گفت: مدرن شدن به معنای حذف گذشته و کنار گذاشتن فرهنگ عامه نیست. جامعه مدرن به میراث فرهنگی خود نیاز دارد، اما باید بتواند آن را به زبان امروز ترجمه کند. اگر قصه‌های بومی فقط در شکل شفاهی و بدون ثبت و بازآفرینی باقی بمانند، طبیعی است که در رقابت با محصولات پرزرق و برق رسانه‌ای، کمتر دیده شوند. مسئله اصلی، کهنه بودن این قصه‌ها نیست؛ مسئله، ناتوانی ما در ارائه شکل تازه و جذاب از آنهاست.

وی با تاکید بر اینکه می‌توان شخصیت‌های این قصه‌ها را در موقعیت‌های معاصر قرار داد، از ظرفیت‌های تصویری جنوب استفاده کرد و در عین وفاداری به فضای بومی، روایت را برای ذهن کودک امروز قابل فهم ساخت، تصریح کرد: قصه «اسب ابر و باد» که در کتاب «سمندر چل گیس» منتشر شده، نمونه‌ای از ظرفیت این نوع روایت‌هاست. چنین قصه‌هایی می‌توانند پایه تولید آثار نمایشی و تصویری قرار بگیرند؛ زیرا هم از تخیل و شگفتی برخوردارند و هم امکان خلق جهان‌های داستانی گسترده را فراهم می‌کنند.

این روانشناس، ماشینی شدن زندگی‌ها و بی‌توجهی والدین به میراث فکری و فرهنگی و فرهنگ عامه را عاملی برای فراموشی قصه‌های بومی در زیست کودکان امروزی دانست و یادآور شد: امروز بسیاری از کودکان زمان زیادی را در فضای مجازی و مقابل صفحه نمایش می‌گذرانند، اما این به خودی خود مشکل اصلی نیست. مسئله این است که خانواده‌ها گاهی نقش انتخاب‌گر و همراه خود را کنار گذاشته‌اند. کودک به قصه نیاز دارد؛ چه این قصه در کتاب باشد، چه در قالب نمایش و پویانمایی ارائه شود. والدین باید فرصت گفت‌وگو درباره داستان را ایجاد کنند و اجازه دهند کودک درباره شخصیت‌ها، تصمیم‌ها و پایان قصه نظر بدهد.

بهروزی با تاکید بر اینکه قصه‌گویی خانوادگی حتی اگر روزانه تنها چند دقیقه باشد، می‌تواند رابطه عاطفی میان والد و کودک را تقویت کند، گفت: صدای پدر با مادر، تماس چشمی، پرسش و پاسخ و گفت‌وگو پس از پایان قصه، برای کودک احساس امنیت ایجاد می‌کند. در چنین شرایطی، قصه فقط محتوایی برای مصرف نیست؛ به یک تجربه مشترک خانوادگی تبدیل می‌شود.

این کارشناس فرهنگی با تاکید بر این که برخی از قصه‌های بومی مانند «ننه ماهی» با قصه‌های ملت‌های دیگر اشتراک دارند، تصریح کرد: «ننه ماهی» از نظر موضوع و محتوا با «سیندرلا» اشتراکات زیادی دارد؛ در هر دو روایت، دختری با محرومیت، بی‌عدالتی و رفتار نامهربانانه خانواده مواجه است و در نهایت امکان تغییر سرنوشت خود را پیدا می‌کند. اشرف سلطانی‌نیا و میترا خواجه‌ئیان نیز در یک اثر پژوهشی به واکاوی این دو قصه کهن از دو ملت مختلف پرداخته‌اند. این مقایسه تاکید می‌کند که برخی دغدغه‌های انسانی، مانند آرزوی عدالت و رهایی از موقعیت نابرابر مرز جغرافیایی نمی‌شناسند.

وی ادامه داد: با این حال، اشتراک میان دو قصه به معنای بی‌ارزش شدن روایت بومی نیست. «ننه ماهی» در فضای فرهنگی و اقلیمی بوشهر شکل گرفته و زبان، روابط و عناصر نمایشی خاص خود را دارد. دیالوگ‌های آهنگین آن، مانند «قی قی قی، بی‌بی تو تنور، رشته رشته روش پهن» یا «تیله‌تیله بارونه، در باز کن منم»، بخشی از موسیقی و هویت شفاهی قصه را شکل می‌دهد. همین عناصر است که می‌تواند آن را برای کودک امروز نیز جذاب کند.

بهروزی با اشاره به ظرفیت دراماتیک «ننه ماهی» گفت: این افسانه از نظر ساختار داستانی، شخصیت‌پردازی، کشمکش و امکان ایجاد بحران، ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به اثر نمایشی دارد. در این قصه، کشمکش میان شخصیت‌ها به‌ویژه تقابل نامادری و دختر، داستان را به بحران و نقطه اوج می‌رساند. گفت‌وگوهای متعدد و بخش‌های آهنگین نیز به روایت ریتم می‌دهد و امکان استفاده از موسیقی، حرکت، نمایش عروسکی و پویانمایی را فراهم می‌کند.

وی درباره نقش پژوهشگران در احیای این میراث کهن و شفاهی گفت: در حفظ قصه‌های بومی، فقط نباید به جمع‌آوری و بایگانی آنها اکتفا کرد. این قصه‌ها باید در مدرسه، کتابخانه، رسانه، جشنواره، تئاتر کودک و تولیدات تصویری حضور پیدا کنند. مهم‌تر از همه، باید به کودکان فرصت داد آنها را بشنوند، بازگو کنند، نقاشی بکشند و حتی پایان تازه‌ای برایشان بسازند. قصه‌های جنوب زمانی زنده می‌مانند که از حافظه بزرگسالان به تخیل کودکان راه پیدا کنند.

 

 

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.