«همدلی» مهمترین سرمایه امروز کشور
تیر 8, 1405
بامدادجنوب_مریم خوئینی
خاورمیانه در سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری شاهد تغییر در معادلات امنیتی و تلاش کشورهای منطقه برای بازتعریف مناسبات خود بوده است. روندی که اکنون با امضای توافق دفاعی مشترک میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه، وارد مرحلهای تازه شده است. توافقی که ماهیت آن از سوی طرفها، دفاعی و حفظ ثبات منطقه معرفی شده است. با این حال قرار گرفتن سه قدرت مهم جهان اسلام در یک چارچوب امنیتی مشترک، پرسشهای مهمی درباره آینده آرایش قدرت در خاورمیانه ایجاد میکند. اهمیت این توافق تنها به مفاد آن محدود نمیشود، بلکه باید آن را در کنار تحولات امنیتی اخیر منطقه، تلاش عربستان برای متنوعسازی شرکای امنیتی خود، نقش رو به گسترش ترکیه در معادلات خاورمیانه و جایگاه پاکستان بهعنوان یک قدرت نظامی و هستهای بررسی کرد.
اللهکرم مشتاقی کارشناس روابط بینالملل در گفتوگو با بامداد جنوب تأکید کرد: این توافق را نباید به عنوان یک تحول بنیادین در معماری امنیتی منطقه نگریست، بلکه بیشتر تلاشی از سوی ریاض برای بازتولید الگوهای قدیمی «خرید امنیت» در پوششی جدید است. عربستان سعودی که در دهههای اخیر نشان داده همواره در هنگام خطر به دامان قدرتهای دیگر پناه میبرد، این بار نیز با هدف جبران ضعفهای ساختاری و دفاعی خود، به دنبال ایجاد چتری از اتحادهای صوری است تا خلاءهای امنیتیاش را با تکیه بر توان دیگران پر کند.
به گفته وی، اگرچه عنوان «دفاع جمعی» بر این پیمان نهاده شده، اما واقعیتهای میدانی نشان میدهد که ترکیه و پاکستان صرفاً با هدف بهرهبرداری از ثروت کلان نفتی عربستان و دریافت امتیازات اقتصادی پای میز مذاکره نشستهاند. این دو کشور به خوبی میدانند که در لحظات بحرانی و وقوع جنگ واقعی، ورود مستقیم به منازعات به نفع آنها نیست و تعهدات روی کاغذ، مانع از اولویتبندی منافع ملیشان نخواهد شد.
این کارشناس روابط بینالملل درباره ارتباط این پیمان با ایران نیز گفت: پاکستان و ترکیه همواره تعاملات امنیتی و نظامی خود را با ایران حفظ خواهند کرد و اجازه نمیدهند این پیمان به رویارویی با تهران منجر شود.
مشتاقی انتخاب مکه را برای امضای این توافق، تلاشی نمادین از سوی عربستان برای مشروعیتبخشی به جبههبندیهای سیاسی خود تحت لوای همبستگی اسلامی عنوان کرد و افزود: در مقطع کنونی، عربستان با درک این موضوع که توان مقابله مستقل با تهدیدات را ندارد، بار دیگر به الگوی سنتی خود یعنی پناهبردن به قدرتهای خارجی روی آورده است. ریاض امیدوار است با خرید وفاداری آنکارا و اسلامآباد، ضعفهای ناشی از ناکامی در پروندههای منطقهای را بپوشاند. این در حالی است که اتفاقا خود عربستان دارای چالشهای جدی با پاکستان و ترکیه در منطقه است.
ترکیه و پاکستان به دنبال دلارهای سعودی هستند
وی ادامه داد: از سوی دیگر، انگیزه ترکیه و پاکستان برای حضور در مکه، بیش از آنکه ریشه در دغدغههای امنیتی مشترک داشته باشد، به نیازهای مالی و اقتصادی آنها گره خورده است. این دو کشور در پی آن هستند تا از استیصال عربستان در برابر تهدیدات، به عنوان فرصتی برای جذب سرمایهگذاری و دلارهای سعودی استفاده کنند.
این کارشناس حوزه بینالملل با اشاره به اینکه این توافق بیش از هر چیز بیانگر هراس عربستان از بیثباتی تضمینهای امنیتی غربی است، گفت: عربستان که همواره در هنگام خطر به دامان دیگران پناه میبرد، اکنون با احساس تردید نسبت به حمایتهای بیقید و شرط واشینگتن، سعی دارد با صرف هزینههای گزاف، امنیت خود را از طریق بازیگران منطقهای خریداری کند. این حرکت نشاندهنده بنبست در دکترین نظامی ریاض است که هنوز نتوانسته به خودکفایی در بازدارندگی برسد. در این میان، ترکیه و پاکستان با زیرکی از این حس عدم امنیت سعودیها استقبال کردهاند تا سهم خود را از ثروت عربستان افزایش دهند. با این حال، این یک بازی دوگانه است؛ زیرا هر دو کشور به خوبی واقفند که پیوندهای راهبردی و تعاملات امنیتی و نظامیشان با ایران غیرقابل چشمپوشی است. بنابراین، آنها تنها تا مرزی پیش میروند که منافع مالیشان تأمین شود و در هنگام بروز خطر جدی، ریاض را در میدان تنها خواهند گذاشت.
مشتاقی تصریح کرد: هدف اصلی عربستان، ایجاد یک توهم بازدارندگی است تا ضعف ذاتی ارتش خود را پشت نام قدرتهای نظامی منطقه پنهان کند. ریاض که تاریخچهای طولانی در خرید امنیت دارد، تصور میکند با وارد کردن ارتشهای صاحبنام به یک پیمان صوری، میتواند هزینههای دفاعی خود را به دیگران منتقل کند. در واقع، عربستان به دنبال آن است که در هنگام خطر، دیگران را به جای خود به خط مقدم بفرستد. اما این محاسبات با واقعگرایی ترکیه و پاکستان همخوانی ندارد. این دو بازیگر صرفاً برای بهرهبرداری از ثروت عربستان و پروژههای اقتصادی آن وارد این اتحاد شدهاند و هیچ تمایلی برای تبدیل شدن به سپر بلای سعودیها ندارند. آنها به صراحت و در پشت پرده، این پیام را منتقل کردهاند که تعاملات امنیتی و نظامی خود را با ایران حفظ خواهند کرد و یمن نیز با نگاه به تجربیات گذشته، به خوبی میداند که این توافقات کاغذپارهای بیش نیست و قدرتهای بزرگتر از این هم نتوانستند در برابر مقاومت یمن کاری پیش ببرند.
وی درباره انگیزه ترکیه برای ورود در چنین ترتیبات امنیتی با توجه به عضویتش در ناتو را پراگماتیک و مبتنی بر منفعت مالی عنوان کرد و گفت: آنکارا با استفاده از برند نظامی خود و عضویت در ناتو، کالای امنیت را به عربستانی میفروشد که همواره آماده است برای جبران ضعف خود به دیگران پناه ببرد. برای ترکیه، این توافق راهی برای نفوذ به بازارهای مالی خلیج فارس و دریافت قراردادهای تسلیحاتی گرانقیمت است، نه تعهدی برای جنگیدن در کنار سعودیها. ترکیه به خوبی میداند که استانداردهای ناتو با ساختار نظامی عربستان و پاکستان همخوانی ندارد، اما این موضوع برایش اهمیتی ندارد، زیرا هدف نهایی بهرهبرداری از ثروت عربستان است. آنکارا هرگز روابط راهبردی و تعاملات امنیتی خود را با ایران فدای ماجراجوییهای ریاض نخواهد کرد و در لحظه وقوع جنگ، به بهانههای مختلف از ورود مستقیم به درگیری خودداری خواهد کرد.
ایران در اولویت تعاملات ترکیه و پاکستان
این کارشناس حوزه بینالملل در خصوص وزن و ظرفیت کشور پاکستان بهعنوان یک کشور دارای سلاح هستهای در این پیمان، بیان کرد: حضور پاکستان هستهای برای عربستان جنبه «حیثیتی» و «روانی» دارد. ریاض که همواره در مواجهه با چالشهای بزرگ لرزان ظاهر شده و به دامان دیگران پناه برده، امیدواراست سایه توان هستهای پاکستان نوعی مصونیت برایش ایجاد کند. عربستان با پرداخت وامهای کلان و کمکهای نفتی به اسلامآباد، در واقع به دنبال خرید اعتبار بینالمللی برای پیمان مکه است. با این حال، پاکستان به صراحت نشان داده که ارتش خود را برای اجاره در جنگهای منطقهای عربستان اعزام نخواهد کرد. مقامات اسلامآباد به خوبی آگاهند تعاملات امنیتی و نظامی با ایران برای ثبات مرزهایشان حیاتی است. از اینرو، وزن هستهای پاکستان صرفاً ابزاری برای چانهزنی به منظور جذب ثروت عربستان است و هنگام خطر، این ظرفیت هرگز در خدمت دفاع از تمامیت ارضی سعودی قرار نخواهد گرفت. یمن نیز با درک این واقعیت، از این تحرکات هراسی ندارد.
مشتاقی با بیان اینکه تضاد منافع زیر پوست این توافق به وضوح دیده میشود، تأکید کرد: عربستان که عادت دارد در هنگام خطر به دیگران پناه ببرد، این بار هم بر روی اسبهای بازنده شرطبندی کرده است؛ چرا که متحدانش تنها تا زمانی کنار او هستند که جریان پول برقرار باشد. در یک بحران واقعی که مستلزم پرداخت هزینههای انسانی و نظامی سنگین باشد، ترکیه و پاکستان از ورود مستقیم اجتناب خواهند کرد. آنها حاضر نیستند به خاطر اهداف جاهطلبانه ریاض، تعاملات امنیتی و نظامی خود را با ایران تخریب کنند. تجربه جنگهای گذشته در منطقه ثابت کرده است که حتی ائتلافهای تحت حمایت مستقیم آمریکا نیز در برابر اراده ملتهایی چون یمن شکست خوردهاند و این پیمان سهجانبه نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود.
ثبات خلیج فارس فقط در گرو همکاریهای بومی است
وی معتقد است این توافق ممکن است تلاشی برای محاصره دیپلماتیک ایران به نظر برسد، اما در باطن، خللی در توازن قدرت ایجاد نمیکند. ایران بهخوبی میداند که ترکیه و پاکستان به عنوان دو همسایه کلیدی، همواره تعاملات امنیتی و نظامی خود را با تهران در اولویت قرار میدهند و اجازه نخواهند داد از خاک یا اعتبار آنها برای ضربهزدن به ایران استفاده شود.
این کارشناس حوزه بینالملل در خصوص پیامد احتمالی این توافق در امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز، تصریح کرد: این توافق بیشتر از آنکه امنیتآفرین باشد، تنشزا است، زیرا بر پایه یک تصور غلط از بازدارندگی بنا شده است. عربستان با تلاش برای خرید امنیت و آوردن نیروهای خارجی به منطقه، تنها به پیچیدگی اوضاع میافزاید. ریاض به جای گفتوگو با همسایگان، باز هم به الگوی پناه بردن به دیگران روی آورده که در درازمدت نتیجهای جز شکست برایش نخواهد داشت.
مشتاقی تأکید کرد: ثبات خلیج فارس و تنگه هرمز در گرو همکاریهای بومی است، نه پیمانهایی که اعضای آن (ترکیه و پاکستان) صرفاً به دنبال ثروت عربستان هستند. این دو کشور به هیچ وجه خود را درگیرجنگی نخواهند کرد که مسیرهای تجاری و روابطشان با ایران را به خطر بیندازد. یمن نیز پیش از این ثابت کرده است که با تکیه بر توان داخلی، حتی در برابر ناوگانهای پیشرفته آمریکایی تسلیم نمیشود؛ لذا چنین توافقاتی در محاسبات راهبردی نیروهای اصیل منطقه جایگاهی ندارد.
تیر 8, 1405
اسفند 18, 1404
آذر 19, 1404
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.