خبرهایی که دیر منتشر میشوند
بامدادجنوب_مریم خوئینی
گاهی مهمترین خبرها، همانهایی هستند که در لحظه منتشر و شنیده نمیشوند. رویدادی رخ میدهد، زمزمههایی در افکار عمومی شکل میگیرد، روایتهای مختلف در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود، اما رسانههای رسمی سکوت میکنند یا تنها به انتشار اطلاعاتی محدود بسنده میکنند. روزها، ماهها یا حتی سالها بعد، به یکباره ابعاد تازهای از همان اتفاق منتشر میشود، جزئیاتی که شاید اگر زودتر روایت میشد، بسیاری از پرسشها و ابهامها هرگز شکل نمیگرفت.
این واقعیت، یکی از پیچیدهترین چالشهای حرفه خبرنگاری را پیش روی رسانهها قرار میدهد، اینکه آیا همه واقعیتها باید همان زمان منتشر شوند یا برخی اخبار به دلیل ملاحظات امنیتی، قضایی، سیاسی یا منافع عمومی، ناگزیر باید تا زمان مناسب در انتظار انتشار بمانند؟ این اتفاقات چه تأثیری بر اعتماد افکار عمومی دارد؟
روز خبرنگار، فرصتی است تا فراتر از تبریک و تجلیل، به یکی از دشوارترین تصمیمهایی که خبرنگاران و رسانهها با آن روبهرو هستند پرداخته شود، تصمیمی که در آن سرعت، دقت، مسئولیت اجتماعی و حق مردم برای آگاهی، همواره در حال سنجیده شدن در دو کفه یک ترازو هستند.
علی احمدی صاحبامتیاز و مدیرمسئول پایگاه اطلاعرسانی خلیجفارس در گفتوگو با بامداد جنوب دراینباره میگوید: اصولاً کار خبرنگار واقعی اطلاعرسانی شفاف و بدون ملاحظات سیاسی است. همیشه فاصلهها در بیخبری و سکوت شکل میگیرد، کار خبرنگار از این حیث حائز اهمیت است که قرار است حلقه واسط میان مردم و مدیران باشد.
احمدی تأکید کرد: این فاصله زمانیترمیم میشود که خبرنگار خود را نماینده هر دو طبقه بداند و صرفاً صدای انتقاد مردم نباشد بلکه محدودیتهای مدیریتی را هم بهشکل صحیحی منتقل کند و این ممکن نیست مگر با شفافیت و شجاعت.
وی در پاسخ به این پرسش چرا برخی خبرهای مهم و حساس، نه در زمان وقوع، بلکه هفتهها، ماهها یا حتی سالها بعد منتشر میشوند؟ گفت: مهمترین عامل جلوگیری از انتشار اخبار در زمان وقوع، ملاحظات امنیتی است که اصولاً توسط دولتها یا حکومتها اعمال میشود بااینوجود روایت صادق و درست در هر مقطع زمانی حتی اگر زمان وقوع آن گذشته باشد جذابیت دارد.
احمدی یادآور شد: اکنون سالها از مرگ دیانا پرنسس خاندان سلطنتی انگلیس و یا ترور جان اف کندی رئیسجمهور آمریکا میگذرد اما هنوز روشن شدن ابعاد جدیدی از علت مرگ آنها برای مخاطب جذابیت دارد.
مدیرمسئول پایگاه اطلاعرسانی خلیجفارس در ادامه درباره اینکه چه معیارهایی تعیین میکند که یک خبر باید در زمان وقوع منتشر نشود و مرز میان «حفظ منافع ملی» و «حق مردم برای آگاهی» کجاست؛ افزود: واقعیت این است که تعیین مرزی میان حق مردم برای آگاهی و منافع ملی بیش از آنکه بحثی ژورنالیستی باشد موضوعی فلسفی است اینکه آیا حکومتها حقدارند به بهانه منافع ملی حق آگاهی عمومی را در مقطعی سلب کنند؟ این را باید آقایان فلاسفه پاسخ دهند اما در یک پاسخ کوتاه، همیشه حکومتها میان آنچه منافع یا امنیت ملی مینامند و آگاهی عمومی اولویت را به منافع و امنیت ملی میدهند و البته چنین اولویتی کاملاً عقلایی است اما مشکل از تعریف منافع و امنیت ملی آغاز میشود، آنجا که حکومتهای توتالیتر بقای خود را مبنای تعریف منافع و امنیت ملی میدانند و براساس آن حق آگاهی عمومی را سلب میکنند.
احمدی در پاسخ به این پرسش اگر به دلایل امنیتی امکان انتشار یک خبر وجود نداشته باشد، آیا رسانه باید سکوت کند یا میتواند اصل وقوع یک رویداد را بدون جزئیات اطلاعرسانی کند؟ گفت: وظیفه اصلی رسانه حرفهای اطلاعرسانی شفاف بدون ملاحظات سیاسی است با این وجود نمیتوان محدودیتهای قانونی برای انجام چنین وظیفهای را نادیده گرفت و از رسانه انتظار کار سیاسی و یا حزبی داشت.
وی افزود: به نظر من تا جایی که هدف اصلی رسانه اجازه میدهد باید برای نیل به این هدف کوشید و اگر رسانه توان مقابله با این محدودیت را نداشته باشد حداقل باید از تبدیلشدن به ابزار پوشاندن ضعفهای حکمرانی فاصله بگیرد.
احمدی در خصوص تأثیرگذاری اسناد یا جزئیات یک اتفاق که ممکن است سالها بعد منتشر شود نیز گفت: وقتی جزئیات یک حادثه بعد از سالها منتشر میشود دیگر خبر نیست بلکه روایت تاریخی است و همیشه روایتهای مستند که گوشهای از تاریکی گذشته را روشن میکنند آثار عمیقی بر افکار عمومی بهجای میگذارند. اصولاً روایتهای مستند تاریخی خشت بنای اندیشهها و افکار و فرهنگ آینده هستند
موضوع تأخیر در انتشار اخبار، تنها به ملاحظات حرفهای رسانه محدود نمیشود و در شرایط بحرانی، ابعاد پیچیدهتری به خود میگیرد. از همین رو، بررسی این مسئله از زاویه تجربه میدانی خبرنگاران و فعالان رسانهای نیز میتواند
تصویری روشنتر از چالشهای اطلاعرسانی در موقعیتهای حساس ارائه دهد
سجاد بهزادی از پیشکسوتان رسانهای استان هم در گفتوگو با بامداد جنوب با بیان اینکه خبرنگار در دوره بحران و وضعیتهای تنش آلود، نقش و کارکردش بسیار سختتر میشود، گفت: در وضعیت بحران، همیشه صداهایی که شنیده نمیشوند زیاد است و خبرنگاران باید بازتاب صدای بیصدایان باشند، انعکاسگر نیازهای ملموس آن باشند و بدون بزرگنمایی یا دامن زدن به هراس در دوران بحران، هشدارهای بیتوجهی به این طبقه را بازتاب دهند.
وی تصریح کرد: خبرنگاران در این وضعیت غیرعادی با دادههای قابل راستیآزمایی خود و حفظ خونسردی، باید تلاش کنند همچنان مرجع برای مسئولان باشند. خیلی مهم است روایتگری خبرنگاران چنان اعتبارآفرین شود که مرجعبودن خود را حفظ کند و در این شرایط بتوانند پلی بین جامعه و مسئولان باشد.
وی درباره اینکه چرا برخی اخبار با تأخیر منتشر میشوند و چه معیارهایی در این زمینه وجود دارد، گفت: تأخیر در انتشار، مختص یک کشور نیست و ریشه در معیارهای جهانی دارد. در زمان بحران؛ خبر نیز مانند سایر مولفهها از وضعیت بحرانی خود پیروی میکند.
بهزادی افزود: خبرنگار ناچار میشود ملاحظاتی چون امنیت روانی جامعه به خاطر مردم از یک طرف و ادلههای حقوقی انتشار خبر و گزارش به خاطر امنیت رسانه را در نظر بگیرد و همین مساله انتشار یک رویداد را با تأخیر مواجه میسازد. این امر در جوامع توسعهنیافته با حساسیت بالاتری روبهرو است. هراس جمعی در جامعه در زمان بحران باعث میشود که خبرنگار قلم را گاهی چنان بااحتیاط به کاغذ بیاورد که متهم به بیثباتی و تشویش نشود.
به گفته این فعال رسانهای، راستیآزمایی (Fact-Checking) عامل مهمی در تأخیر انتشار خبر و گزارش است. منبع اول خبر در دوران بحران، همیشه در دسترس رسانهها نیست و با پیدا کردن منبع دوم نیز نگرانی وجود دارد که «شایعه» بهجای «حقیقت» بنشیند.
وی همچنین یادآور شد: در این وضعیت خبرنگاران معمولاً «نسبت فایده به ضرر» را ملاک قرار میدهند و ترجیح میدهند گمانهزنیها و شنیدنیها و نقلقولهای منابع دوم خود را قربانی برخی مصلحتسنجیها کنند. برای روشن شدن این مساله مثالی را میآورم که بهتازگی در رسانههای آمریکا رخ داد. بهتازگی دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا گزارشهای منتشرشده در برخی رسانهها مبنی بر کمبود مهمات در اختیار این کشور را رد کرد و خبرنگاران و افشاگران این اظهارات به گفته او «خیانتآمیز» را به حبس تهدید کرد. در اینجا رسانهها نمیخواستند روایت خود را از دلایل توقف جنگ ایالاتمتحده با ایران را به تأخیر بیندازند و از قول منابع دسته دوم خود به دلایل این مساله پرداختند که با تهدید ترامپ مواجه شدند.
بهزادی در خصوص اینکه مرز حفظ منافع ملی و حق مردم برای آگاهی کجاست، گفت: در مورد این مرز باید بگویم، یک خط قرمز ثابت نیست، بلکه خاکستری است و متأثر از عوامل گوناگون است. باید دید کفه ترازو به نفع منافع ملی سنگینتر است یا به نفع حق دانستن مردم. مسئولان نیز باید بدانند که زمان محرمانگی اخبار و اینکه رسانهها در دوران بحران و جنگ محدودیت شدید داشته باشند باید بسیار کوتاهمدت باشد.
وی بیان کرد: هرچه فاصله رویداد تا انتشار بیشتر شود، نیاز به توجیه قویتر دارد و رقابتهای رسانهای شایعات را عینیتر و دقیقتر بهجای حقیقت مینشانند. به بیان سادهتر در دوران بحران و جنگ و رعایت خط قرمزها، باید بگویم تا جایی که جان مردم درخطر است، منافع ملی؛ و تا جایی که حق انتخاب و قضاوت مردم در خطر است، حق آگاهی اولویت دارد.
این فعال رسانهای همچنین درباره اینکه در صورت ممنوعیت امنیتی، تکلیف خبرنگار چیست آیا باید سکوت کند یا اصل رویداد را بدون جزئیات بیان کند، گفت: رسانه حرفهای هرگز «سکوت مطلق» را انتخاب نمیکند؛ چراکه سکوت، کار را به شایعاتی میسپارد که مساله را در نهایت بسیار پیچیدهتر میکند. به نظر من بهترین راهکار، انتشار اصل رویداد بدون پرداختن به جزئیات است. این روش هم «حق اطلاع حداقلی» مردم را رعایت میکند و هم «محرمانگی» آن را حفظ میکند؛ اما در این وضعیت وظیفه خبرنگار، پیگیری مستمر برای تبدیل جزئیات محرمانه به جزئیات قابلانتشار در اسرع وقت است.
بهزادی تصریح کرد: ما باید در نظر داشته باشیم رسانهها در بحران، نه «سپر بلندگوی دولتها» هستند و نه «دادگاه مردم»؛ آنها «دیدهبان» هایی هستند که باید با شفافیت و دانش کافی به تحلیل و چرایی رویداد بپردازند.
وی در پایان در پاسخ به این پرسش که انتشار سالها بعد اسناد، چه تأثیری بر نگاه مردم دارد؟ توضیح داد: به اعتقاد من جامعه عموماً این تأخیر را پنهانکاری عمدی تعبیر میکند و سبب شکلگیری «بدبینی نهادی» میشود، در این زمینه نیز مصداقهای زیادی در جامعه ما و کلاً جوامعی که نظام حکمرانی در آن چندان با رسانهها مأنوس نیست،
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.