وقتی دانش بومی سپر پولادین دفاع از میهن میشود
شهریور 1, 1404
بامدادجنوب_مریم خوئینی
پس از ماهها تنش روز پنجشنبه ۲۸خرداد خبر توافق میان ایران و آمریکا و همچنین تصویر امضای مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ روسای جمهور ایران و ایالات متحده آمریکا منتشر شد. با این وجود، فضای سیاسی پیرامون این گفتوگوها همچنان پرچالش و مناقشهبرانگیز است. از یک سو در روزهای اخیر، همزمان با مطرح شدن احتمال دستیابی به توافقی جدید، موجی از انتقادها و حملات سیاسی علیه تیم مذاکرهکننده از سوی مخالفان داخلی شکل گرفت؛ مخالفتهایی که برخی ناظران آن را تلاشی برای افزایش هزینه سیاسی توافق میدانند. از سوی دیگر حوادثی در لبنان رخ داد که به دنبال آن شاهد لغو نشست برنامهریزیشده روز جمعه در اروپا بودیم.
این رویدادها پرسشهایی را درباره آینده روند مذاکرات و میزان پایداری تفاهمهای حاصلشده مطرح میکند. برخی از تحلیلگران معتقدند موفقیت یا شکست مذاکرات، نه تنها به اراده تهران و واشنگتن، بلکه به توان دو طرف در مدیریت فشارهای سیاسی و امنیتی پیرامون گفتوگوها نیز بستگی دارد.
آمریکا به اهدافش در جنگ نرسید
رضا صارمیراد، کارشناس روابط بینالملل، در گفتوگو با بامداد جنوب گفت: آنچه چند روز پیش میان ایران و آمریکا بهصورت الکترونیکی امضا شد، در واقع یک تفاهمنامه بود، هرچند برخی از آن با عنوان توافقنامه و برخی دیگر با عنوان تفاهمنامه یاد میکنند. با این حال، فارغ از اختلاف نظر درباره عنوان آن، یک نکته قطعی وجود دارد و آن اینکه هر آنچه در قالب این توافقنامه یا تفاهمنامه به امضا رسیده، برای اجرایی شدن نیازمند تصویب مجلس شورای اسلامی است. به هر حال، دو طرف تعهداتی را پذیرفتهاند و مصوبات ناشی از آن باید به تصویب مجلس برسد.
وی یادآور شد: آمریکاییها پس از حدود ۳۹ روز جنگ گرم تحمیلی، چندین مرحله تقابلهای مختلف یک روزه و همچنین بیش از ۸۰ روز جنگ سرد در قالب محاصره دریایی، آمادگی امضای این تفاهمنامه را پیدا کردند. اکنون باید بررسی کرد که آمریکاییها در چه شرایطی ناچار به رقم زدن چنین اتفاقی شدند. آنها پس از جنگی شدید که به راه انداختند، به هیچیک از اهداف خود نرسیدند و در مقابل، ضربات سختی را متحمل شدند.
این کارشناس روابط بینالملل افزود: آمریکاییها برای نخستینبار پس از جنگ جهانی دوم هدف حملات مستقیم قرار گرفتند و بیش از ۲۸ پایگاه آنها مورد هدف واقع شد موضوعی که تاکنون سابقه نداشته است.
صارمیراد تصریح کرد: افزون بر این، در یکی دو روز گذشته نیز از اظهارات دونالد ترامپ و اعضای کاخ سفید چنین برمیآید که هزینههای جنگ بسیار بالا بوده است. آنها اذعان کردهاند که روند تورم افزایشی شده، قیمت سوخت بالا رفته و آمریکا نتوانسته رفتار جمهوری اسلامی ایران را تغییر دهد. ترامپ نیز اعلام کرد که ذخایر راهبردی نفت آمریکا تقریباً تنها برای یک ماه دیگر کفایت میکند و ادامه جنگ میتوانست به یک فاجعه منجر شود.
وی افزود: مجموعه این عوامل، از جمله ناکامی در جبهه نبرد و فشارهایی که بسته شدن تنگه هرمز بر اقتصاد آمریکا و اقتصاد جهانی وارد کرد، شرایط را بهگونهای رقم زد که رشد اقتصاد جهانی کاهش یافت و در کشورهای مختلف، متناسب با میزان وابستگی آنها به نفت منطقه خلیج فارس، موجی از تورم ایجاد شد. در نهایت مجموع این شرایط یک رخداد بزرگ را رقم زد و آمریکاییها را ناچار کرد که پای این تفاهمنامه یا توافقنامه را امضا کنند.
امتیازات خوبی گرفتهایم
صارمی راد در ادامه در خصوص واکنشهای تند مخالفان توافق از جمله برخی از اعضا جبهه پایداری و تاثیر آن بر روند مذاکرات، گفت: برخی از نمایندگان مجلس و برخی از صاحبنظران این توافقنامه را مورد حمله قرار دادند، ادبیات مختلف به کار برند و گفتند این یک شکست کامل بوده و یا این یک کاپیتولاسیون بوده و از این دست سخنان. در مقابل هم طیف دیگر میگفتند تا حالا سابقه نداشته آمریکا به یک کشوری اینقدر امتیاز بدهد. ما امتیازات زیادی از آمریکا گرفتیم. اگر بندهای توافقنامه را بررسی کنید تقریبا میتوان گفت که ما دست بالا را داریم و امتیازات خوبی گرفتهایم. تقابل این دو دیدگاه تشدید شده بود تا اینکه رهبر معظم انقلاب چارچوب کار را روشن کرد. در واقع مسئولیت این موضوع بر عهده رئیس جمهور و شورای عالی امنیت ملی است و اینها تعهد دادند. رهبر انقلاب در پیامشان فرمودند بنده نظرات دیگری داشتم و آنها آمدند تعهد دادند. با این حال تاکید کردند هر زمان طرف غربی همان آمریکاییها به تعهدات خود عمل نکردند توافقنامه همان جا متوقف میشود و البته حضور در صحنه مذاکرات دلیل بر تایید آنها نیست ما برای رسیدن به اهدافمان این توافق را امضا کردیم و در صحنه مذاکرات هم حضور پیدا میکنیم.
این کارشناس روابط بینالملل در پاسخ به این پرسش که آیا حملات به تیم مذاکرهکننده را باید بخشی از رقابتهای سیاسی داخلی دانست یا نشانه اختلاف واقعی بر سر محتوای توافق؟ گفت: باید بگویم ظاهرا طیف پایداری، توافق را مورد حمله قرار داده و نمایندگانی که منتسب به این گروه در مجلس شورای اسلامی هستند، نقدهایی دارند. با این حال، به نظر من در اصل مبارزه با آمریکا و مقابله با دشمن، اختلافنظر چندانی وجود ندارد. آنچه محل بحث است، بیشتر به نوع مذاکره و چگونگی روندی که قرار است طی شود، بازمیگردد. در واقع، اختلافها عمدتاً در جزئیات است.
وی ادامه داد: در موضوع مقابله با دشمن کوتاه نیامدن و پرهیز از مدارا، میان طیف منتقدان و کسانی که خواهان امضای این توافق هستند، نقاط اشتراک قابل توجهی وجود دارد. نقدها بیشتر متوجه جزئیات و نحوه توافق است؛ برای مثال اینکه آیا زمان انتخابشده برای توافق مناسب بوده است یا خیر، یا اینکه آیا در برخی موارد باید موضعی محکمتر اتخاذ میکردیم.
این کارشناس روابط بینالملل تصریح کرد: به عنوان نمونه، درباره لبنان این دیدگاه مطرح است که باید هرگونه اقدام و تحرک را نقض آتشبس تلقی میکردیم. بنابراین، بخش عمده اختلافها بر سر جزئیات است و در کلیات، اختلاف نظر جدی و بنیادی وجود ندارد.
لغو نشست سوئیس؛ فشار ایران بر آمریکا
صارمیراد در پاسخ به این پرسش لغو نشست سوئیس را باید یک عقبگرد در روند مذاکرات تلقی کرد یا صرفاً یک وقفه تاکتیکی؟ گفت: ایران این نشست را لغو کرد تا آمریکاییها را زیر فشار قرار دهد و به دنبال آن اسرائیلیها را وادار به توقف درگیری و عقبنشینی در لبنان کند.
وی با بیان اینکه باید به وضعیت قبل از جنگ رمضان برگردیم، بیان کرد: قرار نیست به صورت کامل به روزهای قبل از توافقنامه برگردیم. البته که این تصمیم بازخوردهایی نیز داشته به طوری که ونس گفتهاست چند بار به توافق نزدیک شدیم که حملات صهیونیست ها این روند را متوقف کرد یا اینکه ما دو سوم تجهیزات نظامی اسرائیل را تامین میکنیم باید به حرف ما گوش کنند. از سوی دیگر شاهد موضعگیری ترامپ نیز بودهایم. ترامپ گفت اگر ما نبودیم اسرائیلیها وجود نداشتند در مقابل هم بعضی ها در اسرائیل واکنش نشان دادند و گفتند که آمریکا وابسته به اسرائیل است. همه این مباحث نشان میدهد اختلاف نظرها نه در راهبرد، بلکه در تاکتیکها وجود دارد. ما میخواهیم از این استفاده کنیم تا عملیات نظامی در لبنان نیز متوقف شود.
شهریور 1, 1404
بهمن 13, 1404
مهر 2, 1404
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.