جامعه 15 بازدید
حقوق زنان؛

مهریه؛ سنت، حق قانونی یا ابزار فشار اجتماعی؟

بامدادجنوب_سایه درختیان

مهریه یکی از موضوعات مهم در حقوق خانواده است که ریشه‌های دینی و فرهنگی دارد و در زندگی امروز نیز محل بحث و اختلاف‌نظر قرار گرفته است. بر اساس ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی، به محض جاری شدن عقد نکاح، زن مالک مهریه می‌شود و هر زمان که بخواهد می‌تواند آن را مطالبه کند. همچنین اگر مهریه وجه رایج کشور باشد، ارزش آن بر اساس شاخص بانک مرکزی و به نرخ روز محاسبه می‌شود.

در ایران، مهریه علاوه بر جایگاه شرعی، نوعی پشتوانه مالی و ضمانت اقتصادی برای زن محسوب می‌شود. در که در برخی کشورهای اسلامی مانند عربستان، ترکیه و مصر، مفهوم «مهر» یا «صداق» بیشتر به‌عنوان هدیه ازدواج شناخته می‌شود. در بسیاری از کشورهای غربی نیز مهریه به شکل سنتی وجود ندارد و به‌جای آن، تقسیم دارایی‌های مشترک پس از طلاق و حمایت مالی پس از جدایی مطرح است.

در نگاه فقه اسلامی و قانون مدنی ایران، مهریه بخشی از عقد ازدواج و یک حق مالی برای زن محسوب می‌شود.

برخی حقوقدانان و جامعه‌شناسان معتقدند فلسفه شکل‌گیری مهریه را باید با توجه به شرایط تاریخی جوامعی نگاه کرد که زنان از استقلال و امنیت اقتصادی کمتری برخوردار بودند. در چنین شرایطی، مهریه نوعی پشتوانه مالی برای زن محسوب می‌شد تا در صورت طلاق، فوت همسر یا فروپاشی زندگی مشترک، از حداقلی امنیت اقتصادی برخوردار باشد. با افزایش حضور اقتصادی و اجتماعی زنان، این پرسش مطرح می‌شود که آیا کارکردهای سنتی مهریه همچنان پاسخگوی نیازهای امروز هست یا نیاز هست در نحوه‌ی تعیین و اجرای آن بازنگری شود؟! البته بازنگری‌ به معنای نفی اصل حق مالی زن نیست، بلکه هماهنگ‌سازی آن با شرایط جدید اجتماعی است.

در کنار قانون و فلسفه فقهی، عرف اجتماعی نیز نقش مهمی در تعیین مهریه دارد. در عمل، بسیاری از تصمیم‌ها نه صرفاً بر اساس قانون، بلکه تحت تأثیر عرف شکل می‌گیرد؛ ازجمله تعیین مهریه‌های سنگین برای افزایش جایگاه اجتماعی دختر، نگاه به مهریه به‌عنوان تضمین آینده زن، رقابت‌های خانوادگی و فشارهای اجتماعی هنگام ازدواج. به همین دلیل، مهریه گاه از یک حق حقوقی ساده فراتر رفته و به نمادی اجتماعی تبدیل می‌شود.

از سوی دیگر، در بخشی از جوامع سنتی همچنان نوعی نگاه نابرابر جنسیتی وجود دارد. در چنین شرایطی، مهریه به‌عنوان جبرانی برای وابستگی اقتصادی زن تعریف می‌شود. این نگاه نشان‌دهنده‌ی نوعی نگاه پدرسالارانه است که هرچند در ظاهر حمایتی است، اما می‌تواند زن را نه به‌عنوان شریک برابر، بلکه به‌عنوان فردی وابسته به مرد تلقی کند.

بااین‌حال، تجربه افراد در موضوع مهریه یکسان نیست. در مواردی، زنانی که در زندگی مشترک با بی‌عدالتی یا تضییع حقوق مواجه بوده‌اند، پس از جدایی به دلایل مختلف مانند فشارهای خانوادگی، دشواری‌های حقوقی یا طولانی بودن روند دادرسی، ناچار می‌شوند از تمام یا بخشی از مهریه خود صرف‌نظر کنند. در مقابل، در برخی موارد نیز مهریه‌های سنگین و غیرمتعارف در جریان اختلافات خانوادگی از کارکرد حمایتی اولیه فاصله گرفته و به ابزاری برای فشار و ایجاد پیامدهای اقتصادی سنگین بر طرف مقابل تبدیل می‌شود.

در نهایت، مهریه در ذات خود یک حق قانونی و شرعی است، اما کارکرد اجتماعی آن می‌تواند بسته به شرایط تغییر کند. تعیین مهریه‌های غیرواقعی یا استفاده ابزاری از آن در اختلافات، آن را از فلسفه اولیه خود دور می‌کند. از سوی دیگر، محروم شدن هر یک از طرفین از حقوق قانونی نیز با عدالت سازگار نیست.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.