فرهنگ 37 بازدید
مترجم کتاب «موسیقی در بحرین» در گفت‌وگو با بامداد جنوب:

شناخت موسیقی خلیج‌فارس نیازمند نگاه فرامرزی است

بامدادجنوب_مهسا متقی

کتاب «موسیقی در بحرین» نوشته پاول راوسینگ اولسن به‌تازگی با ترجمه بردیا بهرام‌نژاد و به همت نشر دریانورد منتشرشده و در موزه معاصر ایران رونمایی شده است. این اثر پژوهشی از منابع کلاسیک و میدانی درباره سنت‌های موسیقایی بحرین شناخته می‌شود.

بردیا بهرام نژاد، مترجم این کتاب، نوازنده، آهنگساز و پژوهشگر موسیقی و سرپرست گروه موسیقی بومی و محلی «بوم» است که عضویت در انجمن موسیقی ایران را نیز در کارنامه دارد. او که تمرکز فعالیت‌هایش بر موسیقی جنوب ایران و حوزه فرهنگی خلیج‌فارس است، نوازندگی نی‌انبان و پیانو را دنبال می‌کند و به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی تسلط دارد. بهرام نژاد در سال‌های اخیر علاوه بر فعالیت‌های پژوهشی و آموزشی، در اجراهای مختلفی ازجمله جشنواره موسیقی فجر، نوای نواحی، جشنواره بهارانه تابش، جشنواره فرهنگی و هنری فردا، هفته بزرگداشت بوشهر و شب فرهنگی بوشهر و هرمزگان حضورداشته است. اجرای بین‌المللی در جز کلاب کینگ‌گئورک آلمان و همکاری با گروه موسیقی «دیار» نیز از دیگر تجربه‌های هنری اوست.

در کارنامه او همچنین انتشار آثاری چون «شراع» در پلتفرم‌های جهانی، تولید نماهنگ‌هایی مانند «تب تب»، «پیر بندر» و «عبدو» (پخش‌شده از شبکه ورزش به مناسبت جام ملت‌های آسیا)، ضبط و انتشار آلبوم آموزشی «اشکون»، برگزاری کارگاه «آشنایی با موسیقی بوشهر» در تهران و برگزاری آیین بزرگداشت خیام در موزه منطقه‌ای خلیج‌فارس دیده می‌شود. بهرام نژاد همچنین موفق به کسب رتبه نخست جشنواره فردا، دیپلم افتخار جشنواره میراث فرهنگی شیراز و درخشش در جشنواره ملی موسیقی جوان، پویش «خاک خورشید» و رویداد گردشگری شهرآرا نیز شده است.

او درباره انگیزه خود از ترجمه این اثر می‌گوید: یکی از خلأهای جدی در مطالعات موسیقی ایران، کمبود منابع فارسی درباره موسیقی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس است و کتاب اولسن از معدود پژوهش‌های میدانی درباره موسیقی بحرین در دوره‌ای مهم از تحولات فرهنگی این کشور محسوب می‌شود. هدفم از ترجمه این کتاب این بود که به شناخت دقیق‌تر میراث مشترک موسیقایی منطقه و پیوندهای فرهنگی میان سواحل دو سوی خلیج فارس کمک کنم.

به بهانه انتشار این کتاب با بردیا بهرام نژاد درباره اهمیت ترجمه «موسیقی در بحرین»، پیوندهای موسیقایی میان بحرین و جنوب ایران و چالش‌های ترجمه این اثر گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

چه ضرورتی باعث شد سراغ ترجمه کتاب «موسیقی در بحرین» اثر پاول راوسینگ اولسن بروید؟

یکی از خلأهای جدی در مطالعات موسیقی ایران، کمبود منابع فارسی درباره موسیقی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس است. کتاب پاول راوسینگ اولسن از معدود پژوهش‌های میدانی و کلاسیک درباره موسیقی بحرین به شمار می‌رود که در دهه‌ای حساس از تحولات فرهنگی این کشور انجام‌شده است. ترجمه این اثر را فرصتی دیدم تا پژوهشگران و علاقه‌مندان ایرانی بتوانند با بخشی از میراث موسیقایی مشترک منطقه آشنا شوند و تصویری دقیق‌تر از پیوندهای فرهنگی دو سوی خلیج‌فارس به دست آورند.

به نظر شما پاول راوسینگ اولسن در این کتاب تا چه اندازه توانسته تصویری دقیق و جامع از سنت‌های موسیقایی بحرین ارائه دهد؟ آیا در جایی از کار با کاستی یا محدودیتی مواجه هستیم؟

اولسن پژوهشگری دقیق و برخوردار از تجربه میدانی گسترده بود و توانسته تصویری ارزشمند از سنت‌های موسیقایی بحرین در دوره پژوهش خود ارائه دهد. با این حال، طبیعی است که هر پژوهش میدانی محدودیت‌هایی داشته باشد. بخشی از کاستی‌ها به شرایط زمانی تحقیق بازمی‌گردد؛ زیرا برخی گونه‌های موسیقایی یا تحولات بعدی در کتاب بازتاب نیافته‌اند. همچنین نگاه پژوهشگران غربی در آن دوره گاه تحت تأثیر چارچوب‌های مردم‌نگارانه خاص قرار داشت که امروز می‌توان آن را با داده‌های جدید تکمیل کرد.

 هنگام مطالعه و ترجمه کتاب، کدام بخش از روایت اولسن درباره موسیقی بحرین برای شما شگفت‌انگیزتر یا تازه‌تر بود؟

آنچه بیش از همه برایم جالب بود، نقش موسیقی در زندگی دریایی و ارتباط مستقیم آن با اقتصاد مروارید و دریانوردی بود. این پیوند عمیق میان کار، آیین، موسیقی و زندگی روزمره نشان می‌دهد که موسیقی در جوامع ساحلی تنها یک هنر نیست، بلکه بخشی از سازوکار اجتماعی و فرهنگی زندگی مردم است.

آیا در موسیقی این منطقه شباهت یا نقطه تلاقی با موسیقی ایرانی هم مشاهده کردید؟

بله؛ شباهت‌های قابل‌توجهی در حوزه ریتم، کارکردهای اجتماعی موسیقی، آوازهای دریایی و حتی برخی سازها میان موسیقی بحرین و سواحل جنوبی ایران دیده می‌شود. در هر دو سوی خلیج فارس، موسیقی پیوندی عمیق با زیست دریایی مردم دارد؛ از کار و معیشت مرتبط با دریا گرفته تا آیین‌ها، جشن‌ها و گردهمایی‌های جمعی. بسیاری از آوازها و ریتم‌ها در بستر فعالیت‌هایی مانند دریانوردی، صید و تجارت شکل گرفته‌اند و به نوعی بازتاب تجربه مشترک مردمانی هستند که زندگی‌شان با دریا گره خورده است.

از سوی دیگر، رفت‌وآمد تاریخی میان بنادر خلیج فارس، مهاجرت‌های کاری، دادوستدهای دریایی و ارتباطات فرهنگی سبب شده الگوهای موسیقایی در این منطقه به‌طور مداوم بر یکدیگر تأثیر بگذارند. به همین دلیل در برخی ریتم‌ها، شیوه‌های آوازی، ساختارهای اجرایی و حتی در کاربرد سازها می‌توان ردپای این تبادل فرهنگی را مشاهده کرد. این اشتراکات نشان می‌دهد موسیقی در این منطقه در قالب یک حوزه فرهنگی مشترک شکل گرفته و تداوم یافته است.

در جریان ترجمه این اثر، آیا به پیوندهایی میان موسیقی بحرین و موسیقی بوشهر یا بندرهای جنوبی ایران برخوردید که کمتر به آن توجه شده باشد؟

بله. یکی از نکات مهم، شباهت برخی الگوهای اجرایی و کارکردی میان موسیقی دریایی بحرین و موسیقی بوشهر است. این شباهت‌ها نشان می‌دهد که باید به خلیج فارس به‌عنوان یک حوزه فرهنگی واحد نگاه کرد که در آن تبادل موسیقایی و فرهنگی طی قرن‌ها به شکل مستمر جریان داشته است.

بازخورد جامعه دانشگاهی و علاقه‌مندان موسیقی پس از انتشار ترجمه این کتاب چگونه بوده است؟ آیا این اثر توانسته گفت‌وگویی تازه درباره موسیقی خلیج فارس ایجاد کند؟

خوشبختانه استقبال پژوهشگران، دانشجویان و علاقه‌مندان موسیقی نواحی از این ترجمه مثبت بوده است. بسیاری از مخاطبان این کتاب را فرصتی برای شناخت بهتر موسیقی منطقه و بازاندیشی در روابط فرهنگی میان کشورهای حاشیه خلیج فارس دانسته‌اند. همچنین برخی از پژوهشگران و صاحب‌نظران از جمله محسن شریفیان، نکات و نقدهای ارزشمندی درباره ترجمه و برخی جزئیات کتاب مطرح کرده‌ که برای من بسیار راهگشا بوده است. این نقدها را نه به‌عنوان ایراد، بلکه به‌عنوان بخشی از فرایند علمی و تکامل یک اثر می‌بینم و تلاش خواهم کرد در چاپ‌های بعدی از این پیشنهادها و اصلاحات بهره بگیرم. به گمان من، همین گفت‌وگوها و نقدهای تخصصی نشان می‌دهد که کتاب توانسته باب بحث تازه‌ای را درباره موسیقی خلیج فارس و ارتباطات فرهنگی منطقه باز کند.

ترجمه متون پژوهشی موسیقی به‌ویژه آثاری که درباره فرهنگ‌های همسایه نوشته شده‌اند، چه نقشی در بازسازی و قوام‌بخشی به تاریخ موسیقی منطقه خلیج فارس می‌تواند داشته باشد؟

ترجمه چنین آثاری به ما کمک می‌کند تاریخ موسیقی منطقه را از منظر گسترده‌تری مطالعه کنیم. بسیاری از عناصر فرهنگی و موسیقایی در مرزهای سیاسی امروز محدود نمی‌شوند و شناخت آن‌ها نیازمند دسترسی به منابع متنوع است. ترجمه این آثار می‌تواند به بازسازی شبکه‌های فرهنگی و تاریخی منطقه کمک کند.

از نظر شما مهم‌ترین وجه اشتراک میان موسیقی بحرین و موسیقی بوشهری در چیست؛ ریتم، کارکردهای آیینی و دریایی، یا ساختارهای اجرایی؟

هر سه جنبه اهمیت دارند، اما اگر بخواهم یکی را برجسته کنم، کارکردهای دریایی و اجتماعی موسیقی را انتخاب می‌کنم. موسیقی در هر دو منطقه بخشی از زندگی جمعی مردم در ارتباط با دریا بوده و همین موضوع بر ریتم‌ها، شیوه‌های اجرا و حتی مضامین آوازی تأثیر گذاشته است.

در فرایند ترجمه این کتاب با چه چالش‌هایی مواجه شدید؛ به‌ویژه در انتقال اصطلاحات تخصصی موسیقی یا مفاهیم فرهنگی خاص بحرین؟

بزرگ‌ترین چالش، انتقال دقیق مفاهیم بومی و اصطلاحاتی بود که معادل مستقیمی در زبان فارسی نداشتند. تلاش کردم ضمن حفظ امانت علمی، توضیحات لازم را نیز برای درک بهتر مخاطب فارسی‌زبان ارائه کنم تا مفاهیم در بستر فرهنگی خودشان فهمیده شوند.

برای برگردان دقیق اصطلاحات و مفاهیم بومی مطرح در کتاب، چه رویکرد یا منابعی را در نظر گرفتید تا متن برای مخاطب فارسی‌زبان روشن‌تر شود؟

در کنار متن اصلی کتاب، از منابع مردم‌نگاری، مطالعات موسیقی نواحی، فرهنگ‌های واژگان تخصصی و همچنین مقایسه با سنت‌های مشابه در جنوب ایران بهره گرفتم. هدف این بود که خواننده ضمن آشنایی با اصطلاح اصلی، درک روشنی از معنا و کارکرد آن نیز به دست آورد.

به نظر شما این کتاب تا چه اندازه می‌تواند به پژوهشگران ایرانی در شناخت شبکه‌های فرهنگی و موسیقایی میان سواحل جنوبی خلیج فارس کمک کند؟

این کتاب یکی از منابع پایه در این زمینه است. پژوهشگران از طریق آن می‌توانند تصویری روشن‌تر از تعاملات تاریخی و فرهنگی میان جوامع ساحلی به دست آورند و موسیقی را به‌عنوان بخشی از شبکه گسترده ارتباطات انسانی، اقتصادی و فرهنگی منطقه مطالعه کنند.

اگر قرار باشد پژوهشگران ایرانی مسیر مطالعاتی پاول راوسینگ اولسن را ادامه دهند، چه حوزه‌هایی از موسیقی بحرین و جنوب خلیج فارس هنوز نیازمند تحقیق و مطالعه جدی‌تر است؟

به نظر من، پژوهش درباره تحولات معاصر موسیقی بحرین، ارتباط موسیقی با مهاجرت و تجارت دریایی، مطالعات تطبیقی میان موسیقی بحرین، بوشهر، هرمزگان و کشورهای عربی خلیج فارس و همچنین ثبت و مستندسازی سنت‌های در حال فراموشی از مهم‌ترین حوزه‌هایی است که هنوز نیازمند پژوهش‌های عمیق و میدانی هستند. آینده مطالعات موسیقی خلیج فارس در گروی نگاه منطقه‌ای و فرامرزی به این میراث مشترک فرهنگی است.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.