خداحفظ قلندر
۱۴۰۴-۰۶-۱۱
بامدادجنوب_الهام بهروزی
کتابخواندن همواره از سوی کارشناسان فرهنگی و جامعهشناسان بهعنوان راهکاری موثر برای دستیابی به آرامش فکری، توسعه فردی و رشد فرهنگی و ابزاری برای فاصله گرفتن از نشخوارهای ذهنی و افکار مزاحم توصیه شده است که در شرایط کنونی بهدلیل تجربه روزهای دشوار جنگ و هراس از تکرار آن، پررنگتر از گذشته مطرح میشود.
با این حال، تحقق این توصیه با موانعی جدی روبهرو است. مهمترین چالش، افزایش چشمگیر قیمت کتاب است که در پی رشد بهای کاغذ و هزینههای چاپ رخ داده و در شرایط تورم افسارگسیخته و گرانی گسترده اقلام اساسی و فرهنگی، بیش از پیش خودنمایی میکند. نتیجه آن، حذف تدریجی کتاب از سبد مصرفی خانوارهاست تا جایی که خرید کتاب امروز امری پرهزینه و گاه دستنیافتنی برای بخش بزرگی از جامعه شده است.
در این میان، کتاب عملا به کالایی محدود برای طبقه مرفه مبدل شده که نه لزوما کتابخوان حرفهای است و نه خرید کتاب را همیشه از سر نیاز فرهنگی انجام میدهد. در مقابل، بخش قابلتوجهی از شهروندان، با وجود علاقه و نیاز، توان تامین هزینههای کتاب را با قیمتهای جدید ندارند؛ این وضعیت نگرانیها درباره تداوم کتابخوانی را در میان اهل فرهنگ افزایش داده است.
برخی راهحل را در عضویت در کتابخانههای عمومی میدانند؛ راهکاری که بیش از آنکه درمانی پایدار باشد، مسکن موقتی است. ظرفیت محدود کتابخانههای عمومی در برابر جمعیت استان، نبود همه عناوین موردنیاز مخاطبان و محدود بودن تعداد نسخهها، کارآمدی این پیشنهاد را با تردید جدی مواجه میکند.
در چنین شرایطی، برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران و تخفیفهای مقطعی آن شاید فرصتی کوتاهمدت برای تامین بخشی از نیاز کتابخوانان فراهم کند؛ اما پرسش اصلی همچنان باقی است، اینکه پس از پایان این رویداد و در ماههای پیشرو، راه دسترسی پایدار و ارزان به کتاب برای شهروندان چه خواهد بود؟
یک شهروند بوشهری در این باره به بامداد جنوب گفت: دو روز پیش رفتم، کتاب «جنگ آخرالزمان» نوشته یوسا را بخرم، اینقدر قیمتش بالا بود که عطایش را به لقایش بخشیدم. بعد روانشناسان و جامعهشناسان هی توصیه میکنند که کتاب بخوانید تا از آفت فکرهای مزاحم خلاص شوید. توصیه کاملا بجایی است، چون خود من بارها و بارها اضطرابم را کتاب خاموش کردم؛ ولی با توجه به اینکه یک کتابخوان حرفهای هستم، دیگر نمیتوان هر کتابی را از هر ناشر و مترجمی بخوانم، بنابراین به سمت کتابهایی میروم که هم نویسندگان، هم ناشران و هم مترجمان شناختهشده و معتبری داشتهباشد. البته بدان معنا نیست که نویسندگان و ناشران گمنام آثار فاخر و خواندنی منتشر نمیکنند، قطعا آنها آثار فاخری دارند، منتها من زمانی به سمت این آثار میروم که از سوی افراد کتابخوانی چون خودم توصیه شود.
شمسی ترازویی که معلم بازنشسته دبستان سعادت بوشهر است، ادامه داد: افزایش قیمت کتاب در ماههای اخیر به یکی از ملموسترین نشانههای فشار اقتصادی بر زندگی فرهنگی مردم تبدیل شده که دامنه آن تنها به کالاهای اساسی محدود نمانده، بلکه سبد فرهنگی خانوارها را نیز بهشدت تحتتاثیر قرار داده است. رشد بیسابقه بهای کاغذ، هزینههای چاپ، توزیع و حتی اجاره کتابفروشیها، قیمت نهایی کتاب را به سطحی رسانده که با قدرت خرید شهروندان همخوانی ندارد و همین شکاف، نخستین ضربه را به دسترسی آزادانه مردم به کتاب وارد کرده است.
وی با تاکید بر اینکه در چنین شرایطی، بسیاری از خانوادهها که پیشتر بخشی از بودجه ماهانه خود را صرف خرید کتاب میکردند، امروز ناچارند از این هزینه صرفنظر کنند یا آن را تا حد ممکن به تعویق بیندازند، توضیح داد: برای شمار زیادی از کتابخوانان، خرید یک عنوان تازه به معنای صرف هزینهای است که با مخارج ضروری زندگی در رقابت قرار میگیرد و این رقابت متاسفانه همیشه به زیان کتاب تمام میشود.
ترازویی با تاکید بر اینکه متاسفانه کتاب بهجای آنکه کالایی فرهنگی و در دسترس باشد، به تدریج به کالایی لوکس تبدیل شده است، تصریح کرد: با قیمتهای موجود تنها بخشی محدودی از جامعه قادر به تهیه کتاب هستند. این وضعیت نهفقط ذائقه کتابخوانی جامعه را تهدید میکند، بلکه به کاهش سرانه مطالعه، محدود شدن جریان تولید فرهنگی و کمرنگ شدن ارتباط مردم با اندیشه و دانش منجر میشود.
این فرهنگی بازنشسته با اشاره به اینکه در شرایط کنونی که جامعه بیش از هر زمان دیگری به منابع آرامشبخش و آگاهیبخش نیاز دارد، گران شدن کتاب به معنای محرومیت تدریجی شهروندان از یکی از اصلیترین ابزارهای تقویت ذهن و رشد فردی است، تاکید کرد: وضعیتی که اگر برای آن چارهای اندیشیده نشود، میتواند پیامدهای بلندمدتی برای رفتارهای فرهنگی جامعه به همراه داشته باشد.
شهروند دیگری نیز با انتقاد از گرانی کتاب، در خصوص تاثیر برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران بر افزایش قدرت خرید مردم برای تهیه این ابزار فرهنگی به بامداد جنوب گفت: هرچند برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، بهعنوان بزرگترین رویداد فرهنگی کشور، در کوتاهمدت میتواند نقش مهمی در کاهش فشار اقتصادی بر قشرهای آسیبپذیر داشته باشد؛ اما این تاثیر موقتی و محدود است. این رویداد که در حقیقت آیینه تمامنمای صنعت نشر ایران است، در طی ۱۰ روز یا بیشتر، با ارائه تخفیفهای فوقالعاده، فرصت را برای گروههایی مانند کارمندان، کارگران و بازنشستگان فراهم میکند تا در مقطعی کوتاه، کتابهایی با قیمت مناسب تهیه کنند؛ اما مسئله این است که پس از پایان دوره این رویداد، دیگر افراد معمولی و قشرهای محروم توان ادامه خرید را ندارند و این مسیر، ناپایدار و موقت است.
علی حیاتی یادآور شد: این نمایشگاه، اگرچه در ظاهر، راهحلی موقت برای بحران گرانی کتاب است، اما نبایستی ماهیت آن را نادیده گرفت. باید در کنار برپایی چنین رویدادهایی، راهکارهای دائمی و پایدار برای تسهیل دسترسی عموم به کتاب و کاهش قیمت آن طراحی و اجرا شود. چراکه بدون راهکارهای اصلاح ساختاری، این رویداد فقط یک فردای ناپایدار و زودگذر رقم خواهد زد که در آن اغلب جامعه، همچنان از حق بهرهمندی برابر از ظرفیتهای فرهنگی محروم است.
وی با تاکید بر اینکه در دولت روحانی همزمان اجرای طرح «پایتخت کتاب ایران» فضای فرهنگی کشور توجه بیشتری به ترویج کتابخوانی پیدا کرد، گفت: در کنار آن، اجرای طرحهای فصلی کتاب مانند «بهاره کتاب»، «پاییزه کتاب» و «زمستانه کتاب» فرصت مناسبی برای دسترسی ارزانتر مخاطبان به کتاب فراهم کرد. در سایه این طرحها، پای خانوادهها و کودکان بیشتری به کتابفروشیهای استان باز شد؛ در حالی که پیش از آن، مشتریان این مراکز عمدتا به قشر محدودی از کتابخوانان حرفهای محدود میشدند.
حیاتی ادامه داد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اختصاص یارانه خرید کتاب در قالب این طرحها، از یک سو تا حدی قدرت خرید مخاطبان را تقویت کرده بود و از سوی دیگر، به رونق کتابفروشیهای محلی کمک میکرد؛ بهگونهای که بسیاری از این کتابفروشیها به مراکزی پررفتوآمدتر و پررونقتر در شهرها تبدیل شدند؛ اما با روی کار آمدن دولت سیزدهم و تغییر رویکردهای مدیریتی در حوزه فرهنگ، این طرحها عملا کنار گذاشته شد.
به گفته وی، هرچند در ادامه طرح دیگری با عنوان «بازار کتاب» در بستر مجازی راهاندازی شد، اما این طرح هرگز نتوانسته موفقیتی را که طرحهای فصلی کتاب در جذب مخاطب و رونق بازار کتاب به دست آورده بودند، تکرار کند.
حیاتی که کارمند است، تاکید کرد: متاسفانه حوزه کتاب و فرهنگ در هر دولت بیش از آنکه بر پایه برنامهریزی بلندمدت و سیاستهای پایدار اداره شود، تحت تاثیر تغییر رویکردهای مدیریتی قرار میگیرد و همین مسئله باعث میشود بسیاری از طرحهای موثر پیش از آنکه به ثبات و بلوغ برسند، متوقف یا دچار تغییر شوند؛ اتفاقی که در نهایت بیشترین آسیب را به مخاطبان کتاب و فعالان این حوزه وارد میکند.
وی با اشاره به گرانی روزافزون کتاب همانند بسیاری از اقلام ضروری و فرهنگی از دولتمردان و سیاستگذاران حوزه فرهنگ خواست تا برای مهار این روند و تعدیل قیمت کتاب، چارهای جدی و موثر بیندیشند و تصریح کرد: کتاب نباید در جامعهای که نیازمند اندیشه و آگاهی است، به کالایی لوکس تبدیل شود. امروز وقت آن است که مسئولان فرهنگی با تصمیمات کارشناسیشده و حمایتهای هدفمند، شرایطی فراهم کنند تا شهروندان بتوانند با اطمینان و آرامش به دنیای کتاب بازگردند، نه با نگرانی از هزینهها.
وی تاکید کرد: فاصله گرفتن تدریجی جامعه از کتاب، نه یک انتخاب خودخواسته، بلکه معلولی است که ریشه در دشواریهای زیست روزمره و شکافهای عمیق اقتصادی دارد. زمانی که کتاب در هرم نیازهای شهروندان، تحت فشار گرانی و تورم، از ردیفهای بالایی به حاشیه رانده میشود، آنچه از دست میرود فرصت گفتوگو، نقد و بازنگری در ساختارهای فکری جامعه است. این گسست فرهنگی، جامعه را به سمت سطحینگری و انزوای فکری سوق میدهد؛ چراکه با حذف کتاب، یکی از اصلیترین راه ارتباطی با جهان اندیشههای نو فرو میریزد. در چنین خلائی، سردرگمی ذهنی و بیتفاوتی جایگزین پویایی فرهنگی میشود و این زنگ خطری است که بیش از هر زمان دیگری باید گوش شنوا در میان سیاستگذاران بیابد.
حیاتی یادآور شد: در چنین شرایطی، فاصله گرفتن از کتاب برای نسل امروز که بیش از هر زمان دیگری با فناوریهای نوین و فضای مجازی درگیر است، میتواند پیامدهای عمیقتری به همراه داشته باشد. نسلی که بخش قابلتوجهی از وقت و زیست روزمره خود را در شبکههای اجتماعی و جریان پرشتاب تکنولوژی سپری میکند، اگر از کتاب فاصله بگیرد، بهتدریج از فرصت مواجهه عمیق و تاملی با مفاهیم، تاریخ و میراث فرهنگی نیز محروم میشود. در این وضعیت، مصرف سریع و سطحی محتوا جایگزین مطالعه عمیق میشود و این امر میتواند در شکلگیری هویت فرهنگی این نسل تاثیری معکوس بر جای بگذارد. از این رو، تقویت دسترسی نسل جوان به کتاب و ایجاد انگیزه برای مطالعه باید به بخشی از فرایند بازتولید هویت فرهنگی در جامعه درآید.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.