رویداد 5 بازدید
کارشناس سیاست خارجی در ‌گفت‌وگو با بامداد جنوب:

مذاکرات فنی در وین تعیین‌کننده خواهد بود

مریم خوئینی

در حالی‌که روابط ایران و ایالات متحده طی سال‌های اخیر در چرخه‌ای از بی‌اعتمادی و تنش‌های متناوب گرفتار بوده است، برخی تمایل دارند نشانه‌هایی از تغییر در لحن و شیوه مواجهه دیپلماتیک دو طرف در ماه‌های گذشته جستجو کنند. مساله‌ی که می تواند بیش از آن‌که بیانگر نزدیکی سیاسی باشد، حاکی از تلاشی محتاطانه برای مهار بحران و جلوگیری از ورود به چرخه‌های پرهزینه تقابل باشد.

با این حال در چنین فضایی که میدان و دیپلماسی به‌طور هم‌زمان فعال‌اند، نقش رسانه‌ها و ادبیات سیاسی در تفسیر تحولات، شکل‌دهی به افکار عمومی و جلوگیری از سوءبرداشت‌های خطرناک، اهمیتی دوچندان یافته است. اینکه آیا تغییر لحن دیپلماتیک می‌تواند در کنار صف‌آرایی‌های نظامی به حفظ ثبات شکننده کمک کند، مدیریت تنش‌ها تا چه اندازه راهبردی پایدار محسوب می‌شود و رسانه‌ها چگونه می‌توانند میان واقعیت‌های میدانی و ضرورت‌های دیپلماتیک توازن برقرار کنند، پرسش‌هایی است که در گفت‌وگوی پیش‌رو با یک کارشناس روابط بین‌الملل مطرح کرده‌ایم.

علی ودایع، کارشناس مسائل سیاست خارجی در گفت‌وگو با بامداد جنوب در خصوص روند کنونی تعاملات ایران و آمریکا، گفت: طرفین علیرغم موضع‌گیری‌های رسمی که دارند، تلاش می‌کنند در حین مدیریت تنش، به یک مذاکره برای رسیدن به توافق برسند. آن چیزی که ما در عرصه مشاهده می‌کنیم، یک صف‌آرایی تمام‌عیار نظامی است که امکان برخورد را به‌شدت افزایش می‌دهد، اما نه تهران و نه واشنگتن در گام ابتدایی تمایلی به برخورد سخت ندارند. می توان گفت ما شاهد مدیریت ریسک هستیم.

وی افزود: مدیریت ریسک به این معناست که هر کدام از طرفین بر اساس خورد و بازخورد و هزینه‌های جانبی، به گزینه جنگ فکر می‌کنند. نکته‌ای که وجود دارد این است که رسانه‌ها و اتاق‌های میدان- منظورم مشخصاً نیروهای نظامی طرفین است- در محاسباتی که هر دو طرف در حوزه برخورد و حوزه میدانی دارند، تعیین‌کننده هستند. اما همه تأکید من این است که طرفین به دنبال مدیریت تنش و تلاش برای مذاکره جهت رسیدن به توافق هستند.

ترامپ دنبال تجاری‌سازی امنیت است

وی تصریح کرد: در این میان چالشی که وجود دارد، تفاوت مدل و فرم نگاه تهران به توافق با مدل و فرم نگاه واشنگتن است. می‌توانیم بگوییم یک شکاف ادراکی بین طرفین وجود دارد. طرف آمریکایی سطح بالایی از مطالبات را پیگیری می‌کند؛ برای رسیدن به چیزی که ترامپ می‌خواهد تحت عنوان «معامله برد یا تسلیم بدون چون و چرا». اما مدل رفتاری آقای ترامپ در پرونده‌های خارج از ایران نشان می‌دهد که در نهایت او به یک نوع عقب‌نشینی تاکتیکی دست می‌زند. در مدل نظام تعرفه‌ای و تقابل تعرفه‌ای اروپا با غرب و حتی چین هم مشابه این را دیده‌ایم. در مسأله اوکراین هم همین روند مشهود است. مسأله‌ای که وجود دارد این است که ترامپ دنبال تجاری‌سازی امنیت است.

این کارشناس سیاست خارجی با اشاره به تفاوت میان فضای دیپلماتیک فعلی و دوره‌های پرتنش گذشته، گفت: فضای دیپلماتیک ایران و آمریکا با توجه به شرایط پرتنش پس از انقلاب ۵۷، دارای فراز و فرودهایی بوده است. در همین حال طرفین در عین تخاصم تلاش کرده‌اند به سمت کنترل سطح تنش‌های خود حرکت کنند. با این حال، طرف آمریکایی از پالس‌های مثبتی که تهران برای رسیدن به توافق یا ترمیم روابط ارسال کرده، در برهه‌های زمانی خاص آنگونه که باید استفاده نکرده است. اکنون مدل رفتاری آمریکایی‌ها بی‌سابقه و غیرقابل پیش‌بینی است، چه با دوستان و چه با دشمنان خود. نوع رفتار ترامپ و تیمش در پرونده ایران، متفاوت از گذشته است.

وقتی ویتکاف و کوشنر جای دیپلمات‌ها را می‌گیرند

ودایع یادآور شد: در گذشته عمدتاً دیپلمات‌ها و سیاست‌گذاران ایالات متحده در پرونده ایران ایفای نقش می‌کردند، اما الان تحت تاثیر کیش شخصیتی آقای ترامپ، آقای کوشنر و  استیو ویتکاف که سابقه دیپلماتیک ندارند مشغول مذاکره و چانه‌زنی هستند. این رویکرد متفاوت، دو نکته دارد: اول شخصیت معامله‌گرانه ترامپ و ویتکاف است. وقتی ساختار دیپلماتیک قدیمی حضور ندارد، جزئیات اهمیت گذشته را از دست می‌دهند و بیشتر کلیات مطرح می‌شود. همان‌طور که در فرایند مذاکرات هم مشاهده می‌کنیم، بازی طرفین بیشتر حول کلیات است. دوم، متاثر از چارچوب ذهنی ترامپ مبتنی بر «مرد دیوانه» و رئالیسم تهاجمی، فرایند مذاکرات سینوسی و غیرقابل پیش‌بینی بین جنگ و معامله پیش می‌رود. در گام ابتدایی فشار سخت وارد می‌کنند و در گام بعد طرف را به پذیرش خواسته‌های خود وادار می‌سازند.

وی بیان کرد: آمریکایی‌ها اکنون معتقدند ایران سرسخت‌تر از آن است که با نیروهای نظامی بتوانند به خواسته‌های خود برسند. اما در واشنگتن نگرانی وجود دارد که آمریکا وارد یک نبرد شود. به تعبیر خودشان، ترامپ دارد «جعبه پاندورا» را باز می‌کند، جعبه‌ای که معلوم نیست چه نتایجی خواهد داشت.

این کارشناس بین‌الملل گفت: فضای داخلی آمریکا را نیز نمی‌توان نادیده گرفته شود. جمهوری‌خواهان نگران انتخابات نوامبر هستند و نگاه‌شان به ایران هم فرصت است، هم تهدید. فرصت این است که موفقیتی ولو کوچک در پرونده ایران بتواند در انتخابات میان‌دوره‌ای به سود آن‌ها تمام شود. اما اگر ایران ضربه‌ای به آمریکا وارد کند، این شکست می‌تواند به عنوان یک کاتالیزور عمل کند و «اردک لنگ» شود، به تعبیر خود آمریکایی‌ها.

ترامپ به دنبال فلج فکری طرف مقابل است

ودایع در پاسخ به این پرسش که آیا ادبیات رسانه‌ای در داخل کشور به سمت تحلیل‌محور شدن حرکت کرده یا همچنان هیجانی است؟ گفت: نقد جدی ما این است که با فقر تحلیل مواجه هستیم. رسانه‌های طرف مقابل تلاش می‌کنند روایت اول و تحلیل اول را در اختیار خود داشته باشند. ما متأسفانه مشاهده می‌کنیم انبوه اطلاعات رسانه‌های غربی درباره مذاکرات، توسط رسانه‌های داخلی بازنشر می‌شود. دونالد ترامپ به دنبال فلج فکری طرف مقابل است و این موضوع درباره خط خبری واشنگتن هم صدق می‌کند. در دور اول مذاکرات از یک تاکتیک قدیمی استفاده شد و ما هم به نوعی گرفتار آن شدیم. اکنون هم در ادبیات داخلی، فضای کاملاً هیجانی حاکم است. اطلاع‌رسانی در کانال‌های تلگرامی به این هیجان دامن می‌زند. هر میزان که رسانه‌های مکتوب و ملی به سمت ارائه تحلیل‌های کارشناسی حرکت کنند و روایت‌های دسته اول را ارائه دهند، قدرت مانور طرف مقابل کاهش می‌یابد. فضای هیجانی ضریب نفوذ خواسته‌های آمریکا را افزایش می‌دهد.

وی همچنین در پاسخ به این پرسش رسانه‌ها در کاهش یا تشدید تنش میان ایران و آمریکا چه نقشی دارند؟ بیان کرد: رسانه‌ها می‌توانند در مدیریت تنش نقش مهمی ایفا کنند. رسانه‌های نزدیک به کاخ سفید در آمریکا تلاش می‌کنند آشوب فکری ایجاد کنند. اگرچه تکیه آن‌ها بر گزینه جنگ و برخورد نظامی سخت است، اما در همین حال شاهد تبادل سیگنال در رسانه‌ها بین ایران و آمریکا هستیم. در تهران هم چنین رویکردی وجود دارد.

این کارشناس سیاست خارجی افزود: اکنون در وضعیتی هستیم که مذاکرات برای رسیدن به توافق فوری امیدوارکننده نیست. جنگ نیز اگر چه در شرایط میدانی ممکن به نظر می‌رسد، اما با توجه به مدیریت ریسک و رفتارشناسی ترامپ، فاصله زیادی با گزینه جنگ داریم. فرایند مذاکرات فنی در وین تعیین‌کننده خواهد بود. خواسته‌های تهران و واشنگتن در مذاکرات فنی آنچه اکنون به عنوان کلیات برای مدیریت تنش مطرح است تعیین‌کننده مسیر پیش رو خواهد بود.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.