فرهنگ 37 بازدید
عبدالکریم نیسنی در گفت‌وگو با بامداد جنوب؛

«قصه‌های بومی» در ازدحام زندگی مدرن محو شده‌اند!

بامدادجنوب_الهام بهروزی

استان بوشهر به‌عنوان یکی از کهن‌ترین کانون‌های فرهنگی جنوب ایران از غنای چشمگیری در حوزه ادبیات شفاهی، قصه‌ها و افسانه‌های بومی برخوردار است. این میراث ناملموس شامل روایت‌های متنوع خشکی و دریایی، داستان‌های عامیانه، اسطوره‌ها و باورهای مردمی است که ریشه در زیست تاریخی، شرایط اقلیمی و نظام اعتقادی مردمان این خطه دارد. بدیهی است قصه‌های بومی این منطقه در کنار بازتاب‌ شیوه زندگی و جهان‌بینی ساکنان و اهالی جنوب، در بطن خود نشانه‌هایی از باورمندی‌ها، آیین‌ها و حتی خرافه‌هایی را جای داده‌اند که بخشی از ساختار فرهنگی جامعه جنوب را شکل داده‌اند.

به عقیده کارشناسان فرهنگی، ادبیات شفاهی به‌ویژه در جوامعی با پیشینه فرهنگی غنی، نقش مهمی در انتقال ارزش‌ها، هنجارها و هویت جمعی ایفا می‌کند. داستان‌ها و افسانه‌های بومی از طریق زبان، نمادها و عناصر فرهنگی خاص به‌عنوان یکی از موثرترین ابزارهای جامعه‌پذیری فرهنگی عمل کرده و زمینه انتقال میراث فرهنگی را از نسلی به نسل دیگر فراهم می‌کنند. در این میان، کودکان به‌عنوان اصلی‌ترین مخاطبان این روایت‌ها، بیشترین تاثیر را از محتوای فرهنگی داستان‌ها می‌پذیرند.

حال در دنیای معاصر، با گسترش فرایند جهانی‌سازی و نفوذ روزافزون فرهنگ‌های بیگانه از طریق رسانه‌ها، فضای مجازی و فناوری‌های نوین، حفظ و تقویت هویت فرهنگی و ملی کودکان و نوجوانان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این تحولات، اگرچه فرصت‌هایی برای آشنایی با فرهنگ‌های متنوع فراهم می‌آورند، اما در عین حال می‌توانند به تضعیف پیوند نسل جدید با ریشه‌های فرهنگی و هویتی خود منجر شوند. کاهش ارتباط کودکان با داستان‌ها و روایت‌های بومی، به‌تدریج موجب کم‌رنگ شدن زبان مادری، کاهش حس تعلق فرهنگی و فاصله گرفتن از پیشینه تاریخی و فرهنگی جامعه می‌شود.

ازاین‌رو، تعریف و روایت داستان‌های بومی برای کودکان امروزی ضرورتی انکارناپذیر در مسیر تربیت هویتی آنان است؛ چراکه داستان‌های محلی با بازنمایی شیوه زندگی، باورها، ارزش‌ها و نظام فکری نسل‌های پیشین، بخشی از رگه‌های هویتی و اصالت فکری کودکان را شکل می‌دهند و به آنان کمک می‌کنند تا درک عمیق‌تری از «خود»، «جامعه» و «فرهنگ» خویش به دست آورند. افزون بر این، مواجهه کودکان با مفاهیم فرهنگی، اسطوره‌ها، آداب و رسوم و نظام ارزشی نهفته در داستان‌های بومی، به نهادینه‌سازی هویت ملی و فرهنگی آنان کمک کرده و در برابر تاثیر منفی فرهنگ‌های بیگانه، کارکردی محافظتی داشته باشد.

عبدالکریم نیسنی، روزنامه‌نگار پیشکسوت و پژوهشگر حوزه میراث ناملموس استان بوشهر، بر این باور است که قصه‌های کهن، روایت‌های شفاهی و افسانه‌های بومی این خطه، نقشی بنیادین در هویت‌سازی کودکان و نوجوانان امروز ایفا می‌کنند.

وی در گفت‌وگو با بامداد جنوب، داستان‌ها و قصه‌های بومی و کهن این منطقه را حامل لایه‌های عمیق فرهنگی، اعتقادی و اجتماعی دانست که ذهن و جهان‌بینی نسل‌های پیشین را شکل داده و امروز نیز می‌توانند در شکل‌گیری هویت نسل جدید موثر باشند باشند.

نیسنی با بیان اینکه قصه‌های بومی بوشهر، برخاسته از زیست دریایی و خشکی، باورهای آیینی، تجربه‌های زیسته و حتی خرافه‌های رایج مردمان این سرزمین‌ هستند، افزود: عناصری که در کنار هم به خوبی نظام فکری و فرهنگی جامعه بوشهر را بازتاب می‌دهند. این روایت‌ها، با تکیه بر زبان مادری، نمادها، شخصیت‌ها و فضاهای آشنا به کودکان کمک می‌کنند تا پیوندی معنامند با گذشته فرهنگی خود برقرار و احساس تعلق به جغرافیا و هویت آن پیدا کنند.

این نویسنده باتجربه با تاکید بر اینکه دور شدن کودکان از چنین روایت‌هایی در عصر رسانه و جهانی‌سازی، زمینه‌ساز تضعیف زبان مادری، کم‌رنگ شدن حافظه فرهنگی و گسست تدریجی از ریشه‌های هویتی شده است، گفت: بازخوانی و بازآفرینی داستان‌های بومی برای کودکان، می‌تواند به‌عنوان راهکاری موثر در تقویت هویت فرهنگی و ملی، افزایش خودآگاهی و پرورش نسلی ریشه‌دار و آگاه مورد توجه قرار گیرد؛ نسلی که ضمن تعامل با جهان امروز، پیوند خود را با میراث فرهنگی و اصالت فکری خویش حفظ می‌کند.

این پژوهشگر میراث ناملموس استان بوشهر معتقد است که قصه‌های کهن و شفاهی جنوب، روایتگر زیست، رنج‌ها، شادی‌ها، ترس‌ها و باورهای مردمانی هستند که هویت خود را در دل همین قصه‌ها ساخته‌اند. قصه‌های بومی جنوب به‌ویژه در جغرافیای بوشهر می‌توانند نقش پررنگی در شکل‌دهی به حافظه فرهنگی و هویت کودکان و نوجوانان بازی کنند؛ چراکه این روایت‌ها، جهان را از دریچه نگاه بومی و با زبان خود مردم توضیح می‌دهند.

نیسنی در معرفی مهم‌ترین و مشهورترین قصه‌های جنوب، از قصه‌های «کره‌اُور و باد»، «ننه‌ماهی»، «پری دریایی»، «زارحسین»، «سبز علی‌قبا»، «دی‌زَنگِرو» و «دختر دریا» یاد کرد و گفت: این قصه‌ها هر کدام بازتابی از پیوند عمیق اهالی جنوب با دریا، طبیعت، نیروهای ماورالطبیعه و باورهای آیینی است. به عبارت بهتر، هر یک از این قصه‌ها، مجموعه‌ای از موتیف‌های تکرارشونده همچون دریا، باد، ترس، ایمان، خرافه، مقاومت و امید را در خود جای داده‌اند که در کنار هم، روایت‌گر هویت جمعی مردمان جنوب‌اند.

به باور این پژوهشگر، بازخوانی و بازآفرینی چنین قصه‌هایی برای کودکان امروز، فرصتی است برای انتقال غیرمستقیم ارزش‌ها و باورهای فرهنگی، تقویت زبان مادری و ایجاد پیوندی پایدار میان نسل جدید و ریشه‌های هویتی خود. قصه‌های جنوب، اگر به‌درستی روایت شوند، می‌توانند کودک را با فحوا و اصالت زندگی بومی آشنا کنند و در عین حال، او را برای زیستنی آگاهانه در جهان معاصر آماده سازند؛ جهانی که بدون شناخت ریشه‌ها، هویت در آن به‌سادگی رنگ می‌بازد.

وی با تاکید بر اینکه متاسفانه با وجود این که قصه‌ها و افسانه‌های بومی تاثیر زیادی در درس‌آموزی و هویتمندی کودکان امروزی دارند، اما کمترین سهم و مجال را در زیست روزمره آن‌ها یافته‌اند، خاطرنشان کرد: جهان کودکان معاصر بیش از هر زمان دیگری مملو از داستان‌های فانتزی جهانی، روایت‌های ترجمه‌ای و بازی‌های دیجیتالی شده است. این یک واقعیت است که قصه‌های بومی و متل‌های محلی در زندگی آن‌ها به حاشیه رانده شده و به‌تدریج از حافظه جمعی خانواده‌ها در حال حذف شدن هستند.

نیسنی این وضعیت را نتیجه غفلت تدریجی والدین از این میراث ارزشمند فرهنگی دانست و گفت: والدین امروزی درگیر شتاب زندگی مدرن شده‌اند و ناخواسته از ریشه‌های فرهنگی خود فاصله گرفته‌اند. متأسفانه برخی پدر و مادرها، از سر نوعی پز روشنفکری، تعریف کردن قصه‌ها و افسانه‌های بومی را برای فرزندان خود امری کهنه، بی‌کلاس یا نامتناسب با زمانه تلقی می‌کنند و به جای آن، قصه‌ها و داستان‌های ترجمه‌ای، فانتزی یا شبه‌علمی را برمی‌گزینند. با این تصور که فرزندانشان را همگام با جهان امروز تربیت می‌کنند.

به باور این پژوهشگر، حذف قصه‌ها، متل‌ها و افسانه‌های بومی از زندگی کودکان بوشهری، پیامدهای فرهنگی عمیقی به همراه داشته است. این گسست، موجب شده کودکان و نوجوانان از هویت جمعی، پیشینه فکری و ریشه‌های فرهنگی خود بی‌خبر و ناآگاه بمانند؛ این ناآگاهی آنان را به سوی هویت‌های تصنعی، ساختگی و وارداتی سوق داده و می‌دهد.

این نویسنده پیشکسوت و پژوهشگر جنوبی تاکید کرد: نشانه‌های این بحران هویتی را امروز می‌توان به‌وضوح در رفتار، گفتار و علایق بسیاری از کودکان و نوجوانان مشاهده کرد؛ نسلی که بیش از هر زمان دیگری با هویت ایرانی و بومی خود احساس بیگانگی می‌کند.

نیسنی با تاکید بر اینکه با وجود کوتاهی والدین در بازتعریف قصه‌های و افسانه‌های بومی بر ای کودکانشان، اما  واکنش کودکان در مواجهه اتفاقی با این قصه‌ها امیدبخش است، گفت: در بسیاری از موارد پیش آمده کودکانی که به‌طور تصادفی از زبان مادربزرگ، قصه‌گو یا فردی آگاه، قصه‌ای بومی می‌شنوند، به‌شدت جذب آن می‌شوند. این استقبال ناخودآگاه، بیانگر غنای ادبی، روایی و فکری این گنجینه‌ها و میراث ارزشمند اجدادی ماست؛ میراثی که هم روایت‌هایی شنیدنی و جذاب دارد و هم داستان‌مند، معناگرا و ریشه‌دار است.

این نویسنده تاکید کرد: بی‌شک قصه‌های بومی، اگر دوباره به زندگی کودکان بازگردند، می‌توانند نقش مهمی در بازسازی پیوندهای فرهنگی، تقویت حس تعلق و آگاهی هویتی ایفا کنند. بی‌توجهی به این سرمایه فرهنگی، تنها از دست دادن چند داستان نیست، بلکه از دست دادن بخشی از حافظه جمعی و هویت تاریخی مردمانی است که قرن‌ها، جهان خود را با قصه فهمیده‌اند.

 

 

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.