ایران دست رو ی ماشه، وارد مذاکره شد
بامدادجنوب_مریم خوئینی
اظهارات سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در حاشیه نخستین «کنگره ملی سیاست خارجی و تاریخ روابط خارجی»، بار دیگر نگاهها را به تفاوتهای این دور از مذاکرات با دورههای پیشین معطوف کرده است. به گفته عراقچی، تنها شباهت مذاکرات جاری با گفتوگوهای گذشته، غیرمستقیم بودن آن و محدود ماندن دستور کار به موضوع هستهای با میانجیگری عمان است؛ در حالی که از نظر رویکرد و محاسبات دیپلماتیک، جمهوری اسلامی ایران این بار با تجربهای متفاوت و درسآموخته از تحولات یکسال گذشته وارد میدان شده است.
وزیر امور خارجه با اشاره به تأثیر مذاکرات پیشین و جنگی که در این بازه زمانی رخ داد، تأکید کرده ایران با بازخوانی تجربههای سیاسی و دیپلماتیک گذشته، این دور از گفتوگوها را نه بهعنوان ادامه مسیر قبل، بلکه با نگاهی تازه آغاز کرده است. به گفته او، نشست نخست بیش از آنکه به تصمیمگیری نهایی معطوف باشد، جنبهای سنجشی داشته است؛ تلاشی برای ارزیابی میزان اعتمادپذیری و جدیت طرف مقابل در دستیابی به راهحلی مذاکرهای. تأکیدی که نشان میدهد سرنوشت ادامه مذاکرات، بیش از هر چیز به نتیجه این ارزیابی دوطرفه و شکلگیری حداقلی از اعتماد سیاسی گره خورده است.
با این حال، پرسش اصلی اینجاست که این «تفاوتهای اساسی» مورد اشاره وزیر امور خارجه، در عمل چه معنا و پیامدی برای مسیر مذاکرات دارد. آیا تغییر رویکرد ایران، ناشی از تقویت موقعیت چانهزنی پس از تحولات میدانی و سیاسی اخیر است یا بیشتر بازتاب احتیاطی مضاعف در برابر تجربههای پرهزینه گذشته؟ برای واکاوی ابعاد این تغییر و بررسی اینکه آیا مذاکرات کنونی میتواند به گشایشی واقعی در سیاست خارجی منجر شود یا صرفاً به مدیریت یک وضعیت پیچیده محدود خواهد ماند، گفتوگویی با یکی از کارشناسان حوزه روابط بینالملل انجام دادهایم که در ادامه میخوانید.
محمد قادری، کارشناس روابط بینالملل و رسانه، در گفتوگو با بامداد جنوب با اشاره به تفاوت این دور از مذاکرات با دورههای پیشین گفت: تفاوت، یک تفاوت ماهوی است. دلیل آن هم روشن است؛ در مقطع گذشته، دستکم این تجربه وجود نداشت که در حین مذاکرات، طرف مقابل دست به اقدام نظامی بزند، اما امروز دیگر این وضعیت تغییر کرده است. جمهوری اسلامی ایران بدون هیچگونه اعتمادی به آمریکاییها و با دست روی ماشه وارد عرصه مذاکره شده و اینبار، این آمریکا است که بهصورت اجباری و پس از شکست در مقابله سخت و حتی پروژههای شبهکودتا علیه ایران، بار دیگر به میز مذاکره بازگشته است. بنابراین، فضای مذاکرات در چنین شرایطی شکل گرفته است.
وی افزود: نکته مهمتر این است که تصور طرف مقابل مبنی بر اینکه بتواند با فشار روانی، ایجاد ترس و تهدید مجدد، امتیازهای بیش از حد از ایران بگیرد، بهطور کامل منتفی است. جمهوری اسلامی ایران از خطوط قرمزی که تأمینکننده منافع ملی است، به هیچوجه عقبنشینی نخواهد کرد و اگر بخواهیم نامی برای این تفاوت بگذاریم، همین تغییر در موازنه و پیشفرضهاست.
قادری ادامه داد: در مقطع گذشته، آمریکاییها احتمالاً این تصور را داشتند که با چیدن یک میز مذاکره میتوانند ایران را فریب دهند، اما بعد به این جمعبندی رسیدند که بهزعم خودشان، ایران تضعیف شده و اساساً نیازی به مذاکره نیست و میتوان با یک حمله محدود به برخی اهداف دست یافت. اما در مقطع کنونی، چنین پیشفرضی دیگر حتی در ذهن آمریکاییها هم وجود ندارد. آنها به این نتیجه رسیدهاند که نه در مواجهه سخت و نظامی توان رویارویی دارند و نه در مدلهای بیثباتسازی و کودتا موفق بودهاند؛ بنابراین، چارهای جز بازگشت به میز مذاکره برای تحقق بخشی از اهداف خود ندارند.
این کارشناس روابط بینالملل با اشاره به موضع ایران گفت: جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده که جنگطلب نیست و تلاش میکند از فرصت دیپلماسی نهایت استفاده را ببرد، اما این به معنای عقبنشینی از اصول نیست. آمریکاییها به این جمعبندی رسیدهاند که برای اعمال فشار بر ایران، باید از یک جنگ چندلایه و ترکیبی استفاده کنند، چراکه نه جنگ صرفاً نظامی و نه آشوب خیابانی بهتنهایی پاسخگو نبوده است. به همین دلیل، امروز شاهد استفاده همزمان آنها از ابزارهای مختلف سیاسی، رسانهای، امنیتی و روانی هستیم.
قادری افزود: نکته بازدارنده در این میان این است که اگر آمریکاییها ذرهای اطمینان داشتند که ایران فاقد توان افندی، پدافندی و قدرت بازدارندگی است، هرگز معطل مذاکره نمیماندند و بدون تردید دست به حمله میزدند. این قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران است که حتی فردی مانند ترامپ را وادار میکند بهجای حمله نظامی، پای میز مذاکره بنشیند. البته در عالم سیاست هیچچیز غیرممکن نیست و ممکن است در حین مذاکرات نیز اقداماتی از سوی آمریکا صورت گیرد، اما واقعیت این است که آنها به توان بازدارندگی ایران پی بردهاند.
وی در ادامه درباره چارچوب توافق احتمالی تصریح کرد: هرگونه توافق، منوط به اراده و تعهد طرفین است. از طرف ایران، مواضع کاملاً روشن است؛ آمریکا میگوید نگران حرکت ایران به سمت تولید سلاح هستهای است و ایران نیز اعلام کرده که چنین هدفی ندارد و میتواند در این مسیر اطمینانسازی کند، اما در مقابل، آمریکا نیز باید تحریمها را رفع کند. این صورتمسأله اصلی و ساده مذاکرات است.
قادری خاطرنشان کرد: طبیعی است که آمریکاییها تلاش کنند با فضاسازی و حاشیهسازی، امتیازات بیشتری بگیرند یا دامنه مذاکرات را از موضوع هستهای به مسائل دیگری مانند توان موشکی بکشانند، اما ایران چنین موضوعاتی را نخواهد پذیرفت. اگر آمریکا واقعاً به دنبال حلوفصل مسأله باشد، به نظر میرسد از طرف ایران مانعی وجود ندارد. مشکل اصلی آنجاست که آمریکا بهتنهایی تصمیمگیر نیست و در حال حاضر بهشدت تحت تأثیر القائات رژیم صهیونیستی و جریانهای ضدانقلاب قرار دارد؛ جریاناتی که بهطور مستمر برای سوق دادن آمریکا به سمت تقابل و حمله فشار وارد میکنند.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.