رسانهها در بزنگاههای اجتماعی آزمون سختی دارند
بامدادجنوب_مریم خوئینی
در روزگاری که خبرهای محلی با سرعتی بیشتر از گذشته در فضای مجازی و رسانههای بومی منتشر میشوند، نقش رسانههای محلی در شکلدهی به افکار عمومی استانی پررنگتر از همیشه شده است. رسانههایی که از یکسو نزدیکترین صدا به مطالبات و دغدغههای مردماند و از سوی دیگر، میتوانند با نحوه روایت اخبار، به آرامسازی فضای اجتماعی کمک کنند یا ناخواسته بر التهابهای موجود بیفزایند. در چنین شرایطی، بازخوانی مسئولیت اجتماعی رسانههای محلی و بررسی دیدگاه فعالان این حوزه، ضرورتی است که میتواند به درک بهتر نسبت میان اطلاعرسانی، اعتماد عمومی و ثبات اجتماعی در استان بوشهر کمک کند.
مهمترین نقش رسانه بیان واقعیتهاست
رضا غبیشاوی سردبیر وبگاه عصر ایران در گفتوگو با بامدادجنوب در این باره گفت: مهمترین نقش رسانه در هر دایره جغرافیایی از مخاطبان، جهانی، کشوری یا استانی و شهری، در درجه اول، بیان واقعیتهاست. در بسیاری از موارد میان آنچه که در واقعیت، رخ می دهد و آنچه بازتاب پیدا میکند تفاوت بسیاری است یا حتی در حالت تضاد هستند.
او یادآور شد: به هنگام بروز اتفاقات حساس اجتماعی، بیان واقعیت به صورت کامل، بیطرفانه، بدون جهتگیری و منصفانه، الزام نخست است. در گام دوم بیان نظرهای مختلف درباره حوادث و اتفاقات است. رسانه در این شرایط وظیفه اطلاع رسانی بیطرفانه و واقعیتمحور را دارد. وظیفه رسانه اطلاعرسانی صرف است و اگر به این وظیفه خود بهخوبی عمل کند مانع از انتشار شایعه و خبرهای غیردقیق می شود و علاوه بر این، با بیان واقعیتها، هم افکارعمومی از واقعیت آنچه اتفاق افتاده مطلع میشوند و قضاوت و واکنش متناسبی خواهند داشت، و هم مسئولان خبرها و اطلاعات صحیح را دریافت میکنند و تصمیمگیری صحیح خواهند داشت.
این فعال رسانهای ادامه داد: اگر رسانه به انتشار خبرها و نظرهای مختلف براساس معیارهای حرفهای و اخلاقی بپردازد به طور قطع این روند منجر به آرامسازی جامعه میشود زیرا جامعه احساس میکند علاوه بر واقعیتها، نظرش در رسانه بیان میشود و نیازی نیست از راههای دیگری برای بیان این مطالب، اقدام کند. از سوی دیگر، با دریافت واقعیتها و نظرهای مختلف، جامعه از حالت یک جانبهگرایی و تعصب خارج میشود. در این وضعیت، جامعه به طور قطع از واکنشهای رادیکال دور میشود.
غبیشاوی تصریح کرد: در صورتی که بیطرفی، استقلال حرفهای و پیشداوری نکردن نقض شود، این موضوع میتواند منجر به بروز و تشدید عصبانیت جامعه شود. علاوه بر این، انتشار خبرهای جعلی، شایعه، غیردقیق و دروغ و محتواهای یکطرفه، میتواند به افزایش خشم عمومی دامن بزند. رسانه در شرایط حساس، قبل از رسیدگی قضایی نهایی، قبل از بررسی نهایی، نباید به قضاوت بپردازد و حکم صادر کند. رسانه همچنین باید از متهم کردن و محکومیت بدون وجود مستندات قانونی و حقوقی کامل و نهایی نیز خودداری کند. همچنین در شرایط حساس، رسانه باید موجودیت مشکل و مسأله را قبول کند و به آن بپردازد، نه اینکه وجود آن را نادیده بگیرد و بیتوجه باشد.
تاثیر منفی سرعت انتشار بر صحت و دقت محتواها
او با اشاره به اینکه سرعت بالای انتشار در فضای مجازی بر صحت و دقت محتوای خبری و رسانهای تاثیر منفی دارد، افزود: برای جلوگیری از کاهش دقت در اطلاعرسانی اینترنتی و مجازی میتوان این موارد را مطرح کرد: افزایش مهارتهای روزنامه نگاری به ویژه در بخش راستی آزمایی، دوری از جَوزدگی و هیجان به هنگام اطلاعرسانی اینترنتی و مجازی، اولویت دانستن صحت و دقت بر سرعت، تقویت روزنامه نگاری حرفهای، استفاده از روزنامهنگاران متخصص و کارشناس در حوزه مورد انتشار و استفاده از دو بخش جداگانه انتشار و نظارت.
سردبیر عصر ایران، در خصوص چگونگی شکل گرفتن اعتماد مردم به رسانههای محلی، گفت: بازگویی نظرها، دغدغهها و سوژههای مورد توجه و خواست مردم، انتشار خبر، گزارش و مصاحبه بر پایه واقعیت و توجه به همه ابعاد حوادث، خروج از نگاه تک بعدی و روزنامهنگاری سازمانی، میتواند به افزایش اعتماد مردم به رسانهها منجر شود. استفاده از شهروند خبرنگاری، تاکید بر سوژههای روز منطقه بر افزایش اعتماد به رسانه نقش مهمی دارد.
رسانه باید کانال انتقال مطالبات مردم باشد
غبیشاوی با تأکید بر اینکه رسانه باید کانال انتقال مطالبات مردم باشد نه برعکس، افزود: اگر رسانهای به ابزار تبلیغات سیاسی تبدیل شود و معیارهای اخلاقی و حقوقی را رعایت نکند و در بیان واقعیت دقت کافی نداشته باشد و از بیطرفی خارج شود و به توجیهگر گفتار و رفتار مسئولان تبدیل شود، به طور قطع اعتماد مردم به آن کاهش مییابد.
این فعال رسانهای یکی از عوامل نابودی سرمایه اجتماعی یک رسانه را جانبداری سیاسی برشمرد و ادامه داد: این یعنی رسانه از ابزار اطلاعرسانی به ابزار تبلیغات سیاسی تبدیل میشود. این یعنی دیگر با رسانه مواجه نیستیم بلکه در مقابل یک نهاد و سازمان هستیم. سازمان، بیطرف نیست و موضع دارد اما رسانه حرفهای باید متعهد به بیطرفی باشد و از موضعگیری سیاسی خودداری کند. این جدای از انتشار مواضع سیاسی مختلف در قالب یادداشت است.
غبیشاوی درباره مرز نقد مسئولانه با التهابآفرینی رسانهای، بیان کرد: نقد مسئولانه عبارت نادرستی است. نقد، نقد است و مسئولانه و غیرمسئولانه ندارد. مسئولان باید از انتقادات رسانهها و روزنامهنگاران استقبال کنند. مرز نقد و التهاب آفرینی در رعایت معیارهای حرفهای اخلاقی به هنگام تولید محتوای رسانهای است. تولید و انتشار دروغ، خبرهای نادرست و غیردقیق، انتشار شایعه، انتشار مطالب نفرت افکنانه و تحریکآمیز علیه اقوام، نژاد، زبان و …، بیان قضاوت قبل از بررسی نهایی از جمله معیارهای التهاب آفرینی در رسانهها هستند.
لزوم اطلاعرسانی دقیق و مدیریت فضای اجتماعی
علی بردستانی مدیر مسئول پایگاه خبری سورا نیز در گفتوگو با بامدادجنوب نیز در این باره گفت: به اعتقاد من، رسانههای محلی در شرایط حساس اجتماعی فقط وظیفه اطلاعرسانی ندارند. ما در رسانههای محلی، بهویژه در جنوب استان بوشهر و منطقه پارس جنوبی، عملاً بخشی از فضای اجتماعی هستیم. یک خبر میتواند امید ایجاد کند یا ناخواسته باعث نگرانی و التهاب شود. به همین دلیل، نقش رسانه محلی ترکیبی از اطلاعرسانی دقیق، مسئولانه و مدیریت آگاهانه فضای اجتماعی است؛ بدون سانسور، اما با درک درست از پیامدهای اجتماعی هر خبر.
او با بیان اینکه رسانه محلی از دل جامعه بیرون آمده و با مردم زندگی میکند، افزود: ما مخاطبان، مسئولان، فعالان صنفی و حتی معترضان را از نزدیک میشناسیم. در شهرستانهایی مانند دیر، کنگان، جم و عسلویه، یک تیتر درباره صنعت، اشتغال یا محیطزیست میتواند به طور مستقیم بر زندگی مردم اثر بگذارد. در حالی که رسانههای ملی نگاه کلان دارند، رسانه محلی باید ظرافتهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی منطقه را بشناسد و با حساسیت بیشتری عمل کند.
این فعال رسانهای با اشاره به نقش رسانه محلی در آرامسازی جامعه، بیان کرد: اگر رسانه همزمان مطالبه مردم و پاسخ یا توضیح مسئولان را منعکس کند و از بزرگنمایی یا هیجانزدگی پرهیز شود، خبر میتواند به کاهش شایعات و نگرانیها کمک کند. از آن سو شتابزدگی در انتشار خبر، تیترهای احساسی، تعمیم یک اتفاق محدود به کل جامعه، انتشار اخبار تأییدنشده و حذف دیدگاه طرف مقابل، از مهمترین خطاهاست. در مناطق صنعتی و حساس مانند پارس جنوبی، کوچکترین بیدقتی رسانهای میتواند تبعات اجتماعی و حتی امنیتی داشته باشد.
نقد منصفانه همه، راز ماندگاری رسانه محلی
بردستانی در ادامه با یادآوری اینکه در بسیاری از موارد، سرعت بر دقت غلبه می کند، گفت: راهحل، کند شدن نیست، بلکه انتشار مسئولانه است. خبر اولیه باید کوتاه، دقیق و مبتنی بر اطلاعات قطعی باشد و تحلیل و قضاوت به بعد از تکمیل اطلاعات موکول شود. رسانهای که اعتبار دارد، حتی اگر کمی دیرتر خبر بدهد، همچنان مرجع اعتماد مردم خواهد بود.
وی ادامه داد: اعتماد مردم نتیجه یک رفتار مستمر و صادقانه است. وقتی مخاطب ببیند رسانه در بزنگاهها کنار مردم میایستد، خطای خود را اصلاح میکند و وابسته به منافع خاص نیست، اعتماد شکل میگیرد.
بردستانی همچنین با اشاره به اینکه جانبداری سیاسی، رسانه را از یک نهاد اجتماعی به ابزار یک جریان خاص تبدیل میکند، افزود: جانبداری ممکن است در کوتاهمدت منافعی ایجاد کند، اما در بلندمدت باعث کاهش اعتماد عمومی و ریزش مخاطب میشود. رسانه محلی اگر بخواهد ماندگار باشد، باید منتقد منصف همه جریانها باشد، نه حامی بیچونوچرای یک جریان سیاسی.
وی در خصوص مرز نقد مسئولانه با التهابآفرینی رسانهای نیز گفت: نقد مسئولانه با هدف اصلاح، بر پایه سند و با احترام به جامعه و افراد انجام میشود. اما التهابآفرینی معمولاً احساسی است و پیامد اجتماعی خبر را در نظر نمیگیرد. داشتن خطمشی مشخص برای پوشش بحرانها، استفاده از خبرنگاران آشنا به بافت اجتماعی منطقه، ارتباط مستمر با منابع محلی و تمرکز بر گزارشهای تحلیلی و راهحلمحور، از مهمترین راهکارهاست. رسانه محلی باید بهجای هیجانسازی، به حل مسأله کمک کند.
بردستانی از فعالان رسانهای خواست رسانه محلی را نه ابزار شخصی و نه سکوی سیاسی، بلکه امانت مردم منطقه بدانند و تأکید کرد رسانهای که اعتماد مردم را حفظ کند، میتواند هم منتقد و هم اثرگذار باشد.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.