انرژی 4 بازدید
تلاش زاگرس برای پیوستن به جرگه بنزین‌سازان؛

تولید بنزین از متانول، میانبری برای عبور از ناترازی سوخت

بامداد جنوب: کمبود بنزین در دوران پس از جنگ، دولتمردان را به جست‌وجوی راهکارهای تازه واداشته است. در این میان، ایده تولید بنزین از متانول با پیشنهاد تخفیف ۳۰ درصدی خوراک به یکی از جدی‌ترین گزینه‌های روی میز سیاست‌گذاری انرژی تبدیل شده است؛ راهکاری که هرچند همه گره‌های ناترازی را نمی‌گشاید، اما می‌تواند بخشی از بار واردات سوخت را از دوش کشور بردارد و هم‌زمان، بازار رو به رکود متانول را از دامپینگ نجات دهد.

چند سالی است بحث تولید بنزین از متانول در محافل صنعتی و سیاست‌گذاری ایران مطرح است و هر بار به مانعی از جنس قیمت خوراک رسیده است؛ در حالی که ظرفیت تولید متانول کشور از مرز ۱۴ میلیون تن در سال گذشته و با بهره‌برداری از طرح‌های در دست ساخت، باز هم افزایش خواهد یافت. هم‌زمان، ورود ظرفیت‌های تازه از چین و آمریکا بازار جهانی متانول را روزبه‌روز رقابتی‌تر می‌کند و اینجاست که این سوال رخ عیان می‌کند که ایران با این حجم تولید چه خواهد کرد. در چنین فضایی، تکمیل زنجیره ارزش متانول دیگر انتخاب نیست؛ ضرورتی است که اقتصاد واحدها و تراز سوخت کشور هر دو به آن گره خورده است.

بدیهی است متانول از محصولات پایه صنعت پتروشیمی است و زنجیره ارزش آن به ۲۴ محصول در پایین‌دست می‌رسد؛ از اسید استیک و الفین و پروپیلن گرفته تا بنزین. در میان این محصولات، بنزین به دلیل ناترازی مزمن عرضه و تقاضا در کشور اهمیت راهبردی یافته است. متین دیداری، مدیرعامل پتروشیمی زاگرس، در این باره می‌گوید: ما در سال‌های گذشته بارها اعلام کرده‌ایم که اجازه دهید سهمی از تولید متانول کشور با بنزین اختلاط شود تا وابستگی به واردات بنزین کاهش یابد.

به گفته وی، امسال با همراهی مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی و مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی، این اتفاق در قالب یک طرح آزمایشی عملی شد و حدود ۴۰ هزار تن متانول به پالایشگاه ستاره خلیج فارس تحویل داده شد. دیداری امیدوار است نتایج این آزمون بررسی شود و در صورت مثبت بودن، به الگویی برای مشارکت متانولی‌ها در کاهش واردات و ارزبری کشور بدل شود. از نگاه او این تحول، اگر به سرانجام برسد، بی‌شک یک دگرگونی بزرگ در سبد سوخت کشور رقم خواهد زد.

تبدیل متانول به بنزین که در ادبیات صنعتی با عنوان MTG شناخته می‌شود، فرایندی است که در آن هیدروکربن یک‌کربنه به هیدروکربن هشت‌کربنه تبدیل می‌شود. این واکنش در بستر کاتالیستی انجام می‌گیرد و نباید آن را با آنچه پیش‌تر «بنزین پتروشیمی» خوانده می‌شد اشتباه گرفت. بنزین پتروشیمی در واحدهای آروماتیکی تولید می‌شد؛ در حالی که MTG واحدی مستقل با فرایند و کاتالیست کاملاً متفاوت است. همین تمایز، یکی از ابهام‌های تاریخی درباره کیفیت این سوخت را برطرف می‌کند و نشان می‌دهد محصول MTG از جنس همان بنزین حاشیه‌داری نیست که سال‌ها پیش بحث آلایندگی آن جنجال‌آفرین شد.

کیفیت محصول نهایی نیز قابل توجه است. بنزین تولیدی از متانول نزدیک به استاندارد یورو ۵، بدون سولفور و با عدد اکتان ۹۳ است و به گفته کارشناسان، آلایندگی چندانی ندارد. به عبارت دیگر، محصولی که از این مسیر به دست می‌آید، از نظر کیفی می‌تواند جایگاه مطلوبی در سبد سوخت کشور بیابد و حتی به ارتقای عدد اکتان بنزین‌های داخلی کمک کند.

بررسی‌های فنی و اقتصادی بیانگر این است که به ازای هر یک میلیون و ۶۵۰ هزار تن متانول و با ضریب بهره ۴۰ درصد، ۶۶۰ هزار تن بنزین تولید می‌شود؛ یعنی معادل روزانه ۲.۵ میلیون لیتر. برای احداث یک واحد MTG با ظرفیت ۶۸۰ هزار تن بنزین، بر اساس مطالعات اقتصادی شرکت ملی صنایع پتروشیمی و اطلاعات لایسنسور، حدود ۳۳۰ میلیون دلار سرمایه نیاز است که این رقم در مقایسه با پالایشگاه‌های عظیم، هم کمتر است و هم دوره ساخت کوتاه‌تری دارد. نرخ بازگشت سرمایه این واحدها با احتساب تخفیف خوراک، ۲۳ درصد برآورد می‌شود که این میزان درصد برای سرمایه‌گذاران جذاب به شمار می‌رود.

از لحاظ دانش فنی نیز کشور وضعیت دوگانه‌ای دارد. شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی، دانش فنی کاتالیست زئولیت ZSM5 را که در واحدهای MTG به کار می‌رود در اختیار دارد و می‌تواند کاتالیست را تأمین کند؛ اما با توجه به فوریت موضوع و ناترازی موجود، امکان استفاده از توان داخلی برای طراحی و راه‌اندازی این واحدها در کوتاه‌مدت فراهم نیست و ناگزیر باید دانش فنی خریداری شود. کارشناسان این نکته را هشدار می‌دهند که وابستگی به دانش فنی خارجی، اگر با برنامه انتقال فناوری همراه نباشد، می‌تواند در بلندمدت به نقطه ضعف این صنعت بدل شود.

در سطح جهانی، حدود ۲۵ درصد متانول در زنجیره سوخت به کار می‌رود؛ از MTBE و سوخت کشتی تا MTG و اختلاط در سبد سوخت؛ اما سهم هر کشور از این محصولات تابع سیاست‌های سوختی و قیمت تمام‌شده تولید متانول است. چین به دلیل قیمت پایین متانول حاصل از زغال‌سنگ، به سمت تبدیل متانول به بنزین رفته است؛ در حالی که آمریکا با سبد سوخت‌رسانی متفاوت، چنین مسیری را انتخاب نکرده است. این واقعیت حاکی از آن است که قیمت تمام‌شده متانول، متغیر کلیدی اقتصاد واحدهای MTG است و هر کشوری باید تصمیم خود را بر پایه ساختار هزینه‌ای خود بگیرد.

برای ایران، توجیه اقتصادی این مسیر از چند زاویه قابل دفاع است؛ نخست، افق بازار متانول با توجه به رشد ظرفیت در چین و آمریکا چندان روشن نیست و پیش‌بینی می‌شود در سال‌های آینده شاهد جهش قیمت متانول نباشیم. دوم، بیشتر واحدهای متانولی ایران در مالکیت صندوق‌های بازنشستگی و هلدینگ‌ها قرار دارند و ناگزیر به فعالیت اقتصادی سودآورند. سوم، ناترازی بنزین و حضور وزارت نفت به عنوان متقاضی اصلی، بازار تضمین‌شده‌ای برای این محصول ایجاد می‌کند. دیداری در این زمینه می‌گوید: «بیشتر واحدهای متانولی ایران متعلق به صندوق‌های بازنشستگی و هلدینگ‌ها هستند و باید فعالیت اقتصادی داشته باشند. از سوی دیگر، از آنجا که ناترازی بنزین در ایران وجود دارد و متقاضی اصلی بنزین نیز وزارت نفت است، این موارد اجرای واحدهای MTG را جذاب‌تر می‌کند.»

او به رقابت مخرب صادراتی نیز اشاره می‌کن که هم‌اکنون مجتمع‌های پتروشیمی ایران در صادرات با یکدیگر رقابت می‌کنند و این رقابت بر قیمت فروش اثر مستقیم گذاشته است. برآورد می‌شود با کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی عرضه متانول ایران به چین و تبدیل آن به بنزین، هم دامپینگ قیمتی از سمت چین و هم رقابت داخلی میان واحدها تا حدودی مهار شود و حتی امکان ورود به بازارهای تازه فراهم آید. از نگاه تحلیلی، این گزاره به معنای آن است که MTG می‌تواند به ابزاری برای مدیریت غیرمستقیم بازار صادراتی متانول تبدیل شود که عرضه مازاد را جذب می‌کند و به‌جای رقابت فرسایشی بر سر قیمت، آن را به ارزش داخلی تبدیل می‌سازد.

با این همه، کارشناسان انرژی تاکید می‌کنند که احداث واحدهای MTG را نباید راه‌حل قطعی و نهایی ناترازی بنزین و مازاد متانول دانست. ناترازی بنزین ریشه در مسائل دیگری همچون بهینه‌سازی و مدیریت مصرف دارد و تا زمان بهره‌برداری از این واحدها، حجم ناترازی افزایش خواهد یافت. به همین ترتیب، بحران متانول‌سازی ایران نیز صرفا با MTG رفع نمی‌شود؛ تولید سوخت از متانول تنها یکی از راه‌های تنوع‌بخشی به زنجیره این محصول است و محصولاتی مانند اسید استیک، الفین و پروپیلن نیز باید در سبد توسعه قرار گیرند.

نکته مهم دیگر آن است که تصمیم‌گیران نباید تجربه ناتمام طرح آزمایشی تحویل ۴۰ هزار تن متانول به پالایشگاه ستاره خلیج فارس را نادیده بگیرند. این آزمون اگر نتیجه مثبت بدهد، می‌تواند الگوی مشارکت بخش خصوصی و دولتی را تثبیت کند؛ اما اگر نهادهای فنی و نظارتی نتایج آن را بی‌طرفانه ارزیابی نکنند، خطر تکرار تجربه‌های نیمه‌کاره گذشته وجود دارد. شفافیت در سازوکار قیمت‌گذاری خوراک و تضمین پایداری تخفیف آن در طول عمر اقتصادی پروژه، پیش‌شرط جلب اعتماد سرمایه‌گذاران بلندمدت است.

در پایان باید یادآوری شود که تولید بنزین از متانول، در شرایطی که کشور هم‌زمان با ناترازی بنزین و مازاد ظرفیت متانول روبه‌روست، یک گزینه منطقی و قابل دفاع به شمار می‌رود. تخفیف خوراک برای متانولی‌ها در صورت تصویب نهایی، انگیزه لازم را برای ورود سرمایه‌گذاران فراهم می‌کند و بازگشت سرمایه ۲۳ درصدی، این مسیر را از بعد اقتصادی توجیه‌پذیر می‎کند. با این حال، موفقیت این راهکار در گروی چند پیش‌شرط است که ارزیابی بی‌طرفانه طرح آزمایشی، شفافیت در سیاست‌گذاری قیمت خوراک، برنامه انتقال دانش فنی و نگاه واقع‌بینانه به محدودیت‌های این فناوری. MTG می‌تواند بخشی از بار را از دوش سبد سوخت کشور بردارد و عرضه مازاد متانول را به ارزش داخلی تبدیل کند؛ اما نباید آن را جایگزین اصلاح ساختاری مصرف و تنوع‌بخشی کامل به زنجیره متانول دانست. آنچه مسلم است، متانول می‌تواند از یک محصول صادراتی در معرض دامپینگ، به پشتوانه‌ای برای امنیت سوخت کشور بدل شود؛ به شرط آنکه تصمیم‌ها بر پایه داده‌های فنی و نه خوش‌بینی مقطعی گرفته شوند.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.