فرهنگ 16 بازدید
موسی زنگنه در گفت‌وگو با بامداد جنوب:

شاعران تنگستانی در نشریات استان جایگاهی ندارند

بامدادجنوب_رضا شبانکاره 

واکاوی وضعیت شعر شهرستان‌های استان پرونده جدیدی است که در صفحه هنر و ادب روزنامه بامداد جنوب از این شماره گشوده می‌شود. در نخستین شماره به دیار دلاوران تنگستانی رفته‌ایم تا شعر این خطه و فرصت‌ها و تهدیدهای آن را در گفت‌وگو با موسی زنگنه از شاعران باتجربه این دیار مورد واکاوی قرار بدهیم.

موسی زنگنه، شاعر و فعال ادبی زاده‌ ۱۵ شهریورماه سال ۱۳۵۷ خورشیدی در روستای «سمل» است. او از شاعران و فعالان ادبی تنگستانی است که تاکنون دو مجموعه شعر با نام‌های «از روبه‌رو می‌آیم» (۱۳۹۱، داستان‌سرا) و «بادها و گشنیزها» (۱۳۹۷، هشت) از او منتشر شده است. زنگنه در اوایل دهه ۹۰ خورشیدی، مسئولیت صفحه‌ ادبی «نصیر بوشهر» را نیز برای مدتی عهده‌دار بوده است.

این شاعر و فعال ادبی، آزمون و خطاهای زیادی در زمینه‌ ادبی داشته است. او ابتدا به سوی شعر کلاسیک رفت، بعدها در دوران دانشجویی و در اوایل دهه‌ ۷۰ خورشیدی و زمان بالاگرفتن تب گرایش به شعر مدرن به سوی قالب‌های نیمایی و سپید سوق پیدا کرد. زنگنه از شاعران نام‌آشنا و جدی‌ امروز خطه‌ تنگستان به‌شمار می‌رود.

زنگنه در خصوص ادبیات امروز تنگستان می‌گوید: ادبیات در شهرستان تنگستان به‌مثابه وسیله نقلیه قدیمی و معیوب است که حرکت کردن با آن چندان مقدور نیست. این دیدگاه بیانگر نگاه اعتراضی زنگنه به وضعیت شعر این خطه است. با ما برای خواندن این گفت‌وگو همراه شوید.

شما پیشینه و صبغه تاریخی و جایگاه ادبیات تنگستان به‌ویژه منظوم و شعر آن را در موقعیت ادبیات ایران چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در بررسی شعر یک اقلیم و چگونگی شکل گیری آن به گونه ای کلی، عوامل بسیاری از جمله روحیات و خُلقیات شاعر و مخاطبان آن، گرایش به عبور از مرحله رکود و ایستایی و عکس آن یعنی مقاومت در برابر تغییر، شکل‌های الینه‎شده‌ زیباشناختی شعر در ناخودآگاه جمعی آن منطقه جغرافیایی، گرایش‎های موسیقیایی در کلام، طبیعت و حضور مداوم آن در شعر و نحوه بهره‎گیری از آن، قالب‎ها و ساختارهای مورد استفاده از سوی نسل امروزی شاعران و میزان ریسک‌پذیری در متفاوت‌بودن که خود تعاریف و شگردهای بسیاری دارد، دخیل و موثر هستند. تمرکز دیدگاه‎های من بر محوریت این ویژگی است. میزان مطالعه و همراه بودن با جریانات ادبی معاصر، واکاوی و تجسس در آثار کلاسیک، میزان ارتباط با جریان‎های پیشرو و اصولاٌ دغدغه‎مند بودن یا نبودن نسبت به همگرایی با نحله‌های پیشرو و آوانگارد ادبی مطرح شده در دیگر مناطق، نوع عملکرد رسانه‎ها و مطبوعات و ارگان‌های مرتبط و تاثیرگذار در شعر، بود یا نبود کسانی به‎عنوان رهبر و سازمان‌دهنده فعالیت‎های ادبی و… از نکاتی است که در واکاوی شعر هر منطقه و جغرافیا لازم است لحاظ شود.

این‎ها را گفتم تا شاید بیان‌کننده میزان تاثیرپذیری شعر از عوامل پیدا و پنهان محیطی بوده باشم. اگر بخواهیم سابقه تاریخی شعر یک منطقه را بررسی کنیم، می‎بایست مولفه‎های شعری آن منطقه را در نظر بگیریم؛ یعنی آن ویژگی‎ها و خواص شعری که بسامد داشته‌اند و می‌توان به روشنی و وضوح به آن منطقه نسبت داد و صرفاً از طریق انتساب اشخاص به مناطق، نمی‌توان شعر و المان‎های شعری یک منطقه را تعریف کرد. صبغه تاریخی شعر تنگستان گریز از تکنیک و روی آوردن به نگرش سنتی است؛ یعنی تابعیت محض از خواسته‌های عموم. حتی تا جایی که به محلی‎سرایی فاقد عمق بینجامد. کلاسیک‌نویسی در قالب با محتوای درام و رمانتیک و گریزناپذیری از جلب نظر مخاطب عام. این خصلت بارز در شعر تنگستان از دیرباز تا کنون بوده و همچنان نیز حضور دارد. به ندرت شاعری یافت می‎شود که از قالب کلاسیک به مدرن راه یابد یا اصولاً از ابتدا با قالبی غیر از کلاسیک شروع کرده باشد.

شعرهای شعله تنگستانی (محمد سلیمانی) که می‎توان در ادبیات کارگری آن را جای داد؛ هم به لحاظ محتوایی و هم پردازش هنری، متفاوت از ادبیات شکل گرفته در تنگستان است؛ اما در همان سطح شهرستانی و نهایتاً استانی باقی مانده است. این در حالی است که برای تبدیل شده به شاعر ملی، ابزارهای نیرومندتری در ساختار و زبان شعر نیاز است؛ زبانی که اگر چه از الگوهای تعریف شده شعر آن منطقه پیروی می‌کند اما می‌تواند سطح زبان و ساختار را به هم بزند و در اجرا نیز توانمند باشد. ضمنا در عین حال از چشمه‎ای زاینده و فطری در درون بهره گیرد. اگر باید مثالی از این دست شاعران بزنم می‌توان به فایز اشاره کرد که  برخی از این خصوصیات به وفور در شعرش حضور دارند.

به نکات قابل تاملی اشاره کردید؛ آیا وضعیت شعر این منطقه در یک دهه اخیر در سطح استانی و کشوری تکانی نخورده است؟

در یکی دو دهه اخیر شاعران تنگستانی آیینه‎‏ای از همان شعر گذشته خویش بوده‌اند با این تفاوت که استحکام و خاص‎نگری در شعر پیشینیانشان به نسبت بیشتر به چشم می‌خورد، آن هم در دوره‌ای که شتاب دگردیسی شیوه‌های سرایش بسیار زیاد بوده است و حتی استان بوشهر از لحاظ آماری نسبت به دیگر استان‎ها در حوزه خلق دیدگاه و شیوه‌های نوین و اجراهای ماندگار و آوانگارد شعری وضعیت بسیار خوبی داشته است.

کیفیت ادبی و کمیت آثار ادبی چاپ‌شده شاعران و نویسندگان تنگستانی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در خصوص کیفیت و کمیت ارزشمندی آثار خلق و چاپ شده می‌توان گفت انتظار بیشتری می‎رفت و می‎رود. از لحاظ کمیت آثار منتشر شده به نسبت جمعیت این شهرستان بسیار اندک بوده است. حتی گاهی شاعری که سال‌ها شعر گفته، بعد از مرگ پدیدآورنده، اثر به چاپ رسیده است که می‌توان به زنده‌یاد محمدزاده اشاره کرد .

از لحاظ کیفی هم جزء در موارد محدود مثل کارهایی که «محمد قائدی» در غزل و کلا شعر کلاسیک و اجراهای تازه‌تر خود ارائه کرده، وضعیت بهتر و نمونه خلاقانه‎تری وجود ندارد. البته این قیاس به نسبت جریان‎ها و آثار منتشرشده موفق کشوری است. اصولاً اگر یک هنرمند و شاعر و همین طور آثار او قرار است ارزیابی شود، باید با مقیاس آثار منتشر شده کشوری قیاس شود. در کل این تابوی گریز از قالب‌های غیرکلاسیک تا در این منطقه شکسته نشود، استعدادهای بالقوه‎ای هم که در این‎‏جا وجود دارد، خواهند سوخت.

رسالت و عملکرد رسانه‎‏های محلی شهرستان و استان در معرفی، نقد و بررسی آثار آفرینشگران ادبی خطه تنگستان چقدر موثر و دغدغه‌مند می‌دانید؟

شهرستان تنگستان یکی از معدود شهرستان‎‏هایی در استان بوشهر است که صاحب نشریه است؛ اما این نشریه به توسعه یا پیشرفت شعر در این شهرستان چه کمکی کرده است؟ تا چه حد توانسته ذهنیت سنتی به ادبیات را تغییر دهد؟ این پرسش همیشه برای من وجود داشته که سهم شهرستان تنگستان از صفحه ادبی نشریه بیرمی چیست؟ البته کارهای خوب و قابل تأملی به شکل پرونده، ویژه‌نامه و مطالب مبسوط درباره شاعران و نویسندگان پیشرو استان، کشور و گاه نویسندگان تراز اول جهان در این نشریه به چاپ رسیده است؛ اما در این میان می‌شد به همان صورت پرونده‎ای و موشکافانه نیز به شاعران تنگستان پرداخت.

در دیگر نشریات استان هم که اصولاً شاعران تنگستان جایگاهی ندارند که این موضوع شاید به نوع تعامل شاعران این خطه نیز با نشریات و محافل ادبی برگردد. در هر صورت برخلاف شاعران شهرستان‎های دیر، دشتی، دشتستان و بوشهر شاعران تنگستانی در خروجی صفحات ادبی نشریات استان بوشهر جایگاهی ندارند.

راهکار و پیشنهاد شما برای خروج شاعران تنگستانی از انزوا در نشریات محلی و استانی چیست؟

معرفی چهره‏های ادبی و آفرینشگران در این عرصه، پیش و بیش از مجال پردازش و داشتن سکو و تریبون به دغدغه و همت خود نویسنده بستگی دارد. ادبیات در شهرستان تنگستان به‌مثابه وسیله نقلیه قدیمی و معیوب است که حرکت کردن با آن چندان مقدور نیست. توان یک رسانه محلی مگر چه میزان می‎تواند باشد؟ راه معرفی آثار و آفرینشگر آن، سرودن شعر در سطوح ملی است. بعد از این مرحله بایستی توقع داشت که رسانه کارآمد دست به کار شود یا مؤلفی از فقدان آن گله داشته باشد. انتشار گهگاهی آثار شاعران تنگستانی به گونه‌ای ویژه و در راستای تشویق آنان در نشریات استان بوشهر، شاید تنها راهکار مناسب در شرایط فعلی ست.

چشم‌اندازی که برای آینده‌ پیش روی ادبیات تنگستان متصور هستید، چیست و چه پیشنهاد و راهکاری در روند بالندگی ادبیات و آثار آفرینشگران ادبی این خطه دارید؟

چون گفتید ادبیات، شعر را با داستان‌نویسی جمع می‎بندم‌. اگر نویسندگانی چون «رسول پرویزی» از منطقه تنگستان برخاسته باشند و این خطه، سابقه این چنین ادبیاتی داشته است، پس می‌توان انتظار داشت که این دوره رکود و ایستایی ادبی را نیز طی کند. از نظر من بنابر آن چه پیش‎تر گفته شد تنها راه گذشتن از این بن‌بست ادبی، یافتن راه‌های نرفته است. برای شروع این حرکت‌ها در همین لحظه نیز به اندازه  صد سال عقب هستیم.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.