بوشهر بزودی صاحب 2 سینمای جدید می شود
شهریور 22, 1404
بامدادجنوب_بهزاد حسینی
خبرها همیشه از جایی آغاز میشوند که کسی حاضر شده باشد بایستد، ببیند و روایت کند. پشت هر تیتر کوتاهی که صبح روی صفحه روزنامه مینشیند یا هر خبری که چند دقیقه بعد از یک حادثه روی خروجی رسانهها قرار میگیرد، ساعتها دویدن، شنیدن، پرسیدن، نوشتن و بازنویسی نهفته است. مخاطب، محصول نهایی را میبیند اما کمتر کسی به زندگی کسی فکر میکند که آن خبر را نوشته است. خبرنگار، اغلب راوی رنج دیگران است. از بحران آب مینویسد، از بیکاری، از مدرسهای که سقفش چکه میکند، از بیماری که پشت درِ بیمارستان مانده و از کارگری که چند ماه حقوق نگرفته است. اما وقتی نوبت به خودش میرسد، معمولاً سکوت میکند. نه از بیمهای که ندارد میگوید، نه از اجارهخانهای که هر سال سنگینتر میشود و نه از آیندهای که تصویر روشنی از آن پیش رویش نیست.
این تناقض، سالهاست به بخشی از زیست خبرنگاری در ایران تبدیل شده است. حرفهای که در همه دنیا یکی از پایههای شفافیت و نظارت عمومی شناخته میشود، هنوز برای بسیاری از فعالانش امنیت شغلی، معیشت پایدار و حمایتهای حداقلی را به همراه نیاورده است. با این حال، هر روز صبح دوباره دفترچه یادداشت باز میشود، ضبطصوت روشن میشود و خبرنگار راهی خیابان، اداره، دادگاه، بیمارستان یا روستا میشود تا روایت دیگری را ثبت کند.
به مناسبت روز خبرنگار، پای صحبت سه خبرنگار باسابقه و فعال استان بوشهر نشستیم. سه نفر از سه نسل و سه حوزه متفاوت که مسیرهای شغلیشان یکسان نیست، اما تجربه زیستهشان در نقاط زیادی به هم میرسد. حیدر کاشف، خبرنگار باسابقه اهل برازجان که این روزها با مجموعه رسانهای «راویان» دوباره به عرصه رسانه استان بازگشته، صدیقه جمالی که سالهاست نشریه «پیغام بوشهر» را اداره میکند و حامد حاجب از نسل جوانتر خبرنگاران که در حوزه نفت، گاز و مطالبات شهری فعالیت دارد. هر سه از زاویهای متفاوت به یک واقعیت مشترک رسیدهاند. خبرنگاری در ایران هنوز شغلی با امنیت اقتصادی پایدار نیست.
در این میان حیدر کاشف به بامداد جنوب میگوید: خبرنگاری بخش زیادی از عمر آدم را در پیگیری دغدغههای دیگران میگیرد، اما گاهی خود خبرنگار در میان همین دغدغهها دیده نمیشود. سالهاست درباره مشکلات مردم مینویسیم، اما مسئله امنیت شغلی، بیمه، معیشت و آینده خبرنگاران همچنان یکی از چالشهای جدی این حوزه است.
به گفته این روزنامهنگار که پیش از این با نگارش گزارشهای محیط زیستی، فرهنگی و اجتماعی در خبرگزاری ایسنا، دغدغهمندی و مسئلهیابی خود را عیان کرده، بر این باور است که وقتی خبرنگاری از آینده شغلی خود مطمئن نباشد، طبیعی است بخشی از انرژی او بهجای تمرکز کامل بر تولید محتوای دقیق، صرف نگرانیهای شخصی شود. رسانه برای اینکه بتواند مستقل و اثرگذار باشد، نیازمند خبرنگاری است که حداقلهای امنیت حرفهای را داشته باشد.
وی، نخستین گام برای حل این چالش را به رسمیت شناختن خبرنگاری بهعنوان یک شغل تخصصی میداند، نه یک فعالیت مقطعی و در این باره بیان میکند: حمایت بیمهای واقعی، مسیرهای شغلی مشخص و توجه به آموزش حرفهای، از اقداماتی است که میتواند به ارتقای کیفیت رسانه کمک کند. به نظر من، رسانه قوی با خبرنگار بیانگیزه ساخته نمیشود. خبرنگاری که دغدغه فردای خودش را دارد، سختتر میتواند برای فردای جامعه مطالبهگری کند.
کاشف با تاکید بر اینکه حمایت از خبرنگاران نباید به مناسبتهایی مانند روز خبرنگار محدود شود، یادآور میشود: رسانهها، نهادهای صنفی و دستگاههای متولی باید برای حل مسائل این حرفه، برنامهای مستمر و قابل اجرا داشته باشند؛ برنامهای که در آن، پرداخت منظم دستمزد، برخورداری از بیمه، دسترسی به آموزشهای تخصصی و حمایت حقوقی خبرنگاران تضمین شود. بیشک بیتوجهی به این مطالبات، میتواند مستقیما بر کیفیت اطلاعرسانی، استقلال رسانهها و اعتماد عمومی تاثیر بگذارد.
صدیقه جمالی، دیگر خبرنگار باسابقه این استان که کار خبری را از میانه دهه 80 با هفتهنامه پیغام شروع کرده، امنیت شغلی را پیششرط استقلال حرفهای میداند و به بامداد جنوب میگوید: خبرنگاری بدون آرامش ذهنی نمیتواند نقش واقعی خود را در جامعه ایفا کند. درآمد پایین رسانهها بسیاری از خبرنگاران را ناچار کرده همزمان چند شغل داشته باشند، وضعیتی که فرصت تحقیق و تولید گزارشهای عمیق را از آنان میگیرد.
وی در ادامه به تغییرات اخیر در روند بیمه خبرنگاران اشاره میکند و هشدار میدهد که ادامه این روند میتواند هم رسانهها را زیر فشار اقتصادی بگذارد و هم به تعدیل نیرو بینجامد. به گفته او هر سال با نزدیک شدن روز خبرنگار وعدههایی مطرح میشود که تا سال بعد کمتر نشانی از تحقق آنها دیده میشود.
در این میان، حامد حاجب نیز که با پایگاه خبری «نبض جنوب» در رسانه استان بوشهر فعالیت میکند، خبرنگاری را پیش از هر چیز رسالتی اجتماعی میداند، اما تاکید میکند: این رسالت نباید بهانهای برای نادیده گرفتن حقوق حرفهای خبرنگاران باشد.
وی در گفتوگو با بامداد جنوب، ضعف اصلی را در این میبیند که خبرنگاری هنوز در ساختار اداری کشور بهعنوان شغلی پایدار تعریف نشده و معتقد است: استانی مانند بوشهر با صنایع بزرگ نفت، گاز و پتروشیمی میتواند بخشی از نیروهای روابط عمومی خود را از میان خبرنگاران جذب کند. اقدامی که هم به معیشت آنان کمک میکند و هم تجربه حرفهایشان را در خدمت توسعه استان قرار میدهد.
اما آنچه این خبرنگاران را با وجود همه دشواریها در میدان نگه داشته، چیزی فراتر از حقوق ماهانه است. کاشف میگوید: شاید زیباترین بخش خبرنگاری این باشد که گاهی یک کلمه، یک گزارش یا یک پیگیری ساده میتواند مسیر یک اتفاق را تغییر دهد. خبرنگار همیشه صاحب قدرت اجرایی نیست، اما میتواند صدای کسانی باشد که امکان رساندن صدایشان را ندارند.
به عقیده وی، بارها پیش آمده موضوعی از زاویهای انسانی دنبال شده و بعد از انتشار گزارش، مسئولی برای حل آن مسئله وارد عمل شده یا خانوادهای احساس کرده کسی دغدغهاش را دیده است. همین لحظههاست که خستگی ساعتها جستوجو و نوشتن را کمرنگ میکند. از دید من، ارزش خبرنگاری فقط در نتیجه فوری یک گزارش خلاصه نمیشود، گاهی اثر یک گزارش سالها بعد مشخص میشود، و ثبت واقعیت و حفظ حافظه اجتماعی بخشی از مسئولیت خبرنگار است.
جمالی نیز خاطرهای مشابه دارد. گزارشی که سه سال پیش درباره رفتار خارج از چارچوب یک مدیر مدرسه منتشر کرد و بازتاب گستردهای یافت، اما مسئولان وقت بهجای اصلاح وضعیت، از همان مدیر دفاع کردند. بعدها حوادث تلختری در همان مدرسه رخ داد که نشان داد، هشدارهای آن گزارش بیدلیل نبوده. برای او این تجربه نشانهای است از مسئولیتی که خبرنگار در قبال جامعه دارد. مسئولیتی که حتی اگر در کوتاهمدت نتیجه ندهد، ثبت حقیقت را از دوش او برنمیدارد.
حاجب، تاثیرگذاری رسانه را در میدان مطالبات اجتماعی میبیند و از تجربههایی میگوید که پیگیری رسانهای زمینه حمایت از تیمهای ورزشی استان را از محل مسئولیتهای اجتماعی صنایع فراهم کرده و موردی دیگر که هزینه سفر زیارتی دو فرد دارای معلولیت را تامین کرده است. این اتفاقها شاید در مقیاس کلان بزرگ به نظر نرسند، اما برای کسانی که زندگیشان تغییر کرده ارزشی فراتر از یک خبر دارند.
وی، اخلاق حرفهای را سرمایه اصلی خبرنگاری میداند و معتقد است که هرجا رسانه با انصاف و صداقت مطالبهگری کرده، مدیران هم همراهتر بودهاند؛ اما هرجا اخلاق قربانی رقابت یا منافع شخصی شده، فاصله میان رسانه و مسئولان بیشتر شده است.
وقتی بحث به هوش مصنوعی میرسد، هیچکدام موضعی احساسی یا سلبی ندارند. هر سه این فناوری را پذیرفتهاند، اما نه بهعنوان جانشین خبرنگار. کاشف در این باره میگوید: هیچ خبرنگاری نمیتواند نسبت به تغییرات فناوری بیتفاوت باشد. همانطور که زمانی اینترنت و شبکههای اجتماعی شیوه کار رسانه را تغییر دادند، امروز هم هوش مصنوعی به یکی از ابزارهای مهم تولید محتوا تبدیل شده است.
اما به گفته وی، هوش مصنوعی ابزار است، نه خبرنگار. میتواند در جستوجوی اطلاعات، تحلیل داده و ترجمه کمک کند، اما نمیتواند جای تجربه میدانی، سوژهیابی و نگاه انتقادی انسانی را بگیرد. کاشف سپس با کمی طنز میگوید: این وضعیت دستکم تا زمانی ادامه دارد که ماشینها برای حضور در نشست خبری و تحمل مسیرهای طولانی گزارشگیری، درخواست اضافهکار نکنند.
جمالی نیز بر همین نکته تأکید دارد. سرعت بالای هوش مصنوعی مزیتی انکارناپذیر است، اما این فناوری هنوز توان درک عواطف انسانی و پیچیدگیهای اجتماعی را ندارد، همان بخشهایی که به گزارش جان میبخشند. مرز اخلاقی استفاده از هوش مصنوعی از جایی آغاز میشود که خبرنگار مسئولیت خروجی را بر عهده بگیرد. ماشین تنها ابزار پردازش اطلاعات است و این انسان است که باید درباره صحت و اعتبار آن تصمیم بگیرد.
حاجب هم اگرچه از هوش مصنوعی برای دسترسی سریعتر به اطلاعات استفاده میکند، اما معتقد است نباید اجازه داد خبرنگار به دستیار یک ماشین تبدیل شود. فناوری باید در خدمت اندیشه باشد. جمعبندی این سه روایت را میتوان در یک جمله خلاصه کرد. خبرنگاری پیش از آنکه به ابزار وابسته باشد، به انسان وابسته است. به کسی که هنوز میتواند میان انبوه دادهها، درد یک خانواده را ببیند و پشت هر خبر، زندگی آدمها را فراموش نکند. روز خبرنگار، بیش از فرصتی برای تبریک، یادآوری مسئولیتی است بر دوش کسانی که با وجود بیثباتی اقتصادی و تغییرات فناوری، هنوز باور دارند حقیقت اگر نوشته نشود، بهزودی به فراموشی سپرده خواهد شد.
شهریور 22, 1404
تیر 22, 1405
مهر 21, 1404
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.