زینب بحرانی
زینب بحرانی

سالمندآزاری؛ خشونتی که همیشه دیده نمی‌شود

2 بازدید

سالمندآزاری یکی از مهم‌ترین، اما در عین حال پنهان‌ترین آسیب‌های اجتماعی در جهان امروز است. برخلاف تصور رایج، سالمندآزاری تنها به ضرب و جرح یا خشونت فیزیکی محدود نمی‌شود، بلکه هر رفتار یا ترک رفتاری که موجب آسیب جسمی، روانی، مالی، اجتماعی یا خدشه‌دار شدن کرامت و حقوق یک فرد سالمند شود، مصداق سالمندآزاری است. بسیاری از سالمندان، به دلیل وابستگی عاطفی، اقتصادی یا جسمی به اطرافیان، هرگز این آزارها را گزارش نمی‌کنند و همین موضوع، شناسایی و پیشگیری از آن را دشوارتر می‌سازد.

یکی از آشکارترین اشکال سالمندآزاری، آزار جسمی است؛ از ضرب و شتم گرفته تا بی‌توجهی به نیازهای درمانی، تغذیه مناسب، مصرف به‌موقع داروها یا رها کردن سالمند در شرایطی که سلامت او به خطر می‌افتد؛ اما آزارهای روانی و عاطفی، اگرچه آثار ظاهری کمتری دارند، گاه آسیب‌های عمیق‌تر و ماندگارتری بر جای می‌گذارند. تحقیر، توهین، بی‌اعتنایی، تهدید، سرزنش مداوم، منزوی کردن سالمند، نادیده گرفتن نظرات او یا القای احساس بی‌ارزشی، نمونه‌هایی از خشونت روانی هستند که می‌توانند موجب افسردگی، اضطراب، کاهش اعتمادبه‌نفس و احساس تنهایی شوند.

بعد دیگر سالمندآزاری، خدشه‌دار کردن کرامت، منزلت و هویت اجتماعی سالمند است. رفتارهایی مانند تصمیم‌گیری به‌جای سالمند، محروم کردن او از مشارکت در امور خانواده، محدود کردن غیرضروری ارتباطات اجتماعی، سلب حق انتخاب در مسائل شخصی یا برخوردی که شأن انسانی او را نادیده بگیرد، هرچند ممکن است با نیت حمایت انجام شود، اما در عمل می‌تواند نوعی آزار محسوب شود. سالمند، صرف‌نظر از سن و میزان وابستگی، همچنان از حق انتخاب، احترام و برخورداری از حقوق شهروندی برخوردار است.

سوءاستفاده مالی نیز از اشکال نگران‌کننده سالمندآزاری است. برداشت غیرمجاز از اموال، اجبار به انتقال دارایی، سوءاستفاده از مستمری یا حقوق بازنشستگی، محروم کردن سالمند از حقوق قانونی یا تحت‌فشار قرار دادن او برای تصمیم‌های مالی، از جمله رفتارهایی است که امنیت اقتصادی و روانی سالمند را تهدید می‌کند.

متأسفانه سالمندآزاری تنها در محیط خانواده رخ نمی‌دهد. هرچند بیشترین موارد توسط اعضای خانواده، فرزندان، همسر یا نزدیکان اتفاق می‌افتد، اما این پدیده ممکن است در مراکز نگهداری روزانه و شبانه‌روزی سالمندان، بیمارستان‌ها، مراکز درمانی و حتی در سطح جامعه نیز مشاهده شود. بی‌توجهی به نیازهای سالمند، رفتار غیرمحترمانه، تأخیر در ارائه خدمات، تبعیض به دلیل سن یا محروم کردن او از حقوق قانونی، همگی می‌توانند مصادیقی از سالمندآزاری باشند.

مقابله با این پدیده، تنها وظیفه خانواده نیست؛ بلکه مسئولیتی اجتماعی است که نیازمند آموزش عمومی، نظارت مؤثر بر مراکز ارائه‌دهنده خدمات، حمایت قانونی از سالمندان و گسترش فرهنگ احترام به سالمندی است. جامعه‌ای که کرامت سالمندان را پاس بدارد، در حقیقت از آینده خود پاسداری کرده است. سالمندان سرمایه‌های انسانی، فرهنگی و اجتماعی هر جامعه‌اند و برخورد شایسته با آنان، معیار بلوغ اخلاقی و توسعه‌یافتگی آن جامعه به شمار می‌رود

اشتراک‌گذاری: