رویداد 1 بازدید
تغییر جغرافیای حملات؛

فشار برای مذاکره یا مرحله‌ای تازه از درگیری؟

بامدادجنوب_مریم خوئینی

بامداد جمعه، هم‌زمان با ادامه حملات به برخی نقاط کشور، گزارش‌هایی از هدف قرار گرفتن مناطقی در اطراف شهر خرم‌آباد در استان لرستان و همچنین فعال شدن سامانه‌های پدافندی در شرق تهران منتشر شد؛ رخدادهایی که توجه‌ها را به الگوی جغرافیایی حملات در روزهای اخیر جلب کرده است. اگر در روزهای نخست، بخش قابل توجهی از حملات متوجه استان‌های جنوبی و زیرساخت‌های راهبردی این منطقه بود، اکنون انتشار خبرهایی از وقوع حملات در استان‌های دیگر، این پرسش را پیش روی ناظران قرار داده که آیا دامنه اهداف در حال گسترش به نقاط بیشتری از کشور است یا این حملات همچنان در چارچوب اهداف عملیاتی مشخص دنبال می‌شوند. در چنین شرایطی، بررسی روند تغییر پراکندگی جغرافیایی حملات، پیامدهای آن برای مدیریت بحران، حفاظت از زیرساخت‌ها و تأثیرات اجتماعی بر افکار عمومی، به یکی از مهم‌ترین موضوعات قابل تأمل در روزهای اخیر تبدیل شده است.

درخواست مذاکره از سوی آمریکا برای فرار از بن‌بست

محمد چمکوری، استاد دانشگاه و کارشناس روابط بین‌الملل، در گفت‌وگو با بامداد جنوب در خصوص تغییر پراکندگی جغرافیایی اهداف و احتمال یک عملیات نظامی بزرگ‌تر، گفت: به نظر من موضوع، عملیات بزرگ‌تر نیست. هدف این است که مجدد ایران را پای میز مذاکره بکشانند.

وی افزود: ما می‌دانیم آمریکایی‌ها از طریق واسطه‌ها درخواست گفت‌وگو می‌دهند؛ حالا چه از طریق آقای علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق، که حامل این پیام بوده است که «ما خواهان مذاکره هستیم»‌یا هر واسطه دیگر. اما ایران این پیشنهاد را رد کرده، چون این فرمول نخ‌نما شده است.

وی یادآور شد: برای ما روشن است آمریکایی‌ها ابتدا جنگ و تجاوز را آغاز می‌کنند، بعد وقتی در بن‌بست قرار می‌گیرند، پیشنهاد گفت‌وگو می‌دهند. در هر گفت‌وگو نیز یک‌سری خواسته‌های جدید مطرح می‌کنند. این یک روند مستمر و متناوب است؛ جنگ را شروع می‌کنند و بعد از آن، دوباره درخواست گفت‌وگو می‌دهند، اما قطعاً خواسته‌های جدیدی را هم مطرح می‌کنند تا بتوانند از این تنگنا خارج شوند.

این کارشناس روابط بین‌الملل با بیان اینکه گرفتاری آمریکا تنها در حوزه انرژی نیست، تصریح کرد: البته موضوع انرژی هم جدی شده است؛ با بسته شدن باب‌المندب و همچنین بسته بودن تنگه هرمز، مسأله قیمت انرژی فوق‌العاده حائز اهمیت شده و روندی روبه‌افزایش پیدا کرده است و می‌توان گفت تنها مسأله انرژی نیست؛ موضوع دیگر، محدودیت ذخایر و مهمات آن‌هاست. مهماتشان گران است و موشک‌های ره‌گیرشان ضعیف شده است. آن‌ها در جنگ‌های مختلف بخش زیادی از ذخایر موشکی خود را از دست داده‌اند؛ چه در جنگ دریایی با یمن و چه در درگیری‌های بعدی و همچنین در جنگی که اکنون با ما دارند.

چمکوری ادامه داد: افزون بر این، موشک‌هایی که در کشورهای حاشیه خلیج فارس برای مقابله با حملات موشکی ایران و ره‌گیری استفاده کردند، باعث شده ذخایر ره‌گیری آنها به‌شدت کاهش پیدا کند. سامانه‌هایشان نیز آسیب دیده است. به‌ویژه در این ۱۳ روز، شاهد بودیم بخش زیادی از سامانه‌های راداری آن‌ها در کشورهای حاشیه خلیج فارس و حتی اربیل در اقلیم کردستان عراق هدف قرار گرفت. این سامانه‌ها در واقع چشم عملیات نظامی آن‌هاست و آسیب دیدنشان مسأله بسیار حساسی است.

به گفته وی، به همین دلیل آمریکا ناچار است پیشنهاد گفت‌وگو را مطرح کند و در این گفت‌وگوها تلاش می‌کند خواسته‌های جدیدی را به ایران تحمیل کند.

این کارشناس مدعی است پیشنهاد گفت‌وگو از سوی آمریکایی‌ها از طریق نخست‌وزیر عراق، علی الزیدی، به کشورمان منتقل شده اما جمهوری اسلامی آن را رد کرده است.

چمکوری درباره تأثیر این اتفاقات بر استان‌های مرزی و ساحلی گفت: محاصره دریایی دوباره آغاز شده و طبیعتاً شرایط متفاوتی ایجاد کرده است. شعار ما این است که کسی که محاصره را آغاز کرده و ادامه داده، باید تنبیه شود. اگر قرار باشد تنگه هرمز بسته باشد و صادرات نفت و گاز انجام نشود، هیچ کشور دیگری هم نباید بتواند نفت و گاز صادر کند. ما یک معادله صددرصدی مطرح کرده‌ایم؛ یا همه می‌توانند از این مسیر استفاده کنند یا هیچ‌کس، البته بدون دخالت آمریکا.

این استاد دانشگاه افزود: این تاکتیک نتیجه خواهد داد و موجب تداوم دست برتر ما خواهد شد. با توجه به ضرباتی که ما به پایگاه‌های آمریکایی در منطقه وارد کرده‌ایم، آن‌ها تلاش کرده‌اند از کشورهای دیگری مانند انگلستان کمک بگیرند و حتی بلغارستان نیز اعلام همکاری کرده است. ایران هم به این دو کشور هشدار داده است. آمریکا به دلیل ناتوانی، چنین رویکردی را در پیش گرفته است.

آمریکا جرأت نکرده به عملیات زمینی نزدیک شود

وی همچنین در واکنش به شایعات مطرح‌شده درباره احتمال جنگ زمینی یا ورود نیروهای نظامی به خاک و جزایر ایران، گفت: اگر حمله زمینی و اشغال یکی از جزایر ما، خدای‌ناکرده، رخ دهد، به معنای اشغال بخشی از خاک ایران خواهد بود. ممکن است ترامپ بخواهد برای خروج از این وضعیت، چنین اقدامی را به‌عنوان یک پیروزی، حتی به‌صورت موقت، مطرح کند؛ برای مثال، جزیره قشم یا لارک را برای مدت کوتاهی در اختیار بگیرد و سپس اعلام کند که به پیروزی رسیده است. البته این‌ها تلاش‌های مذبوحانه‌ای است. آن‌ها پیش از این نیز حمله به جزایر ایران را شبیه‌سازی کرده‌اند و از نظر نظامی برای چنین اقدامی آمادگی‌هایی دارند، اما برآورد کرده‌اند که اجرای چنین عملیاتی به حدود ۷۰ هزار نیروی نظامی نیاز دارد و استقرار چنین نیرویی با تلفات بسیار سنگینی همراه خواهد بود.

به گفته چمکوری، از میان ۷۰ هزار نیرو، شاید تنها هفت هزار نفر بتوانند بازگردند. هیچ سیاستمدار یا فرمانده نظامی عاقلی حاضر نیست چنین تلفات و خسارتی را بپذیرد. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، در داخل ایالات متحده نیز با واکنش شدید افکار عمومی، مخالفت‌های گسترده و پیامدهای سیاسی و اجتماعی روبه‌رو خواهد شد. این احتمال از نظر مطالعات نظامی مطرح بوده، اما تاکنون جرأت نزدیک شدن به اجرای آن را نداشته‌اند.

وی با اشاره به این‌که آسیب زدن به زیرساخت‌های حمل و نقل در شرایط فعلی تأثیر تعیین‌کننده‌ای در این الگو ندارد، بیان کرد: اگر تصور کنند با هدف قرار دادن چند پل می‌توانند دست نیروهای ما را برای پشتیبانی ببندند، این تصور بسیار سطحی و خام است. با تخریب چند پل، امکان قطع لجستیک یک عملیات گسترده وجود ندارد.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: آنچه موجب شگفتی آمریکا و اسرائیل شده، توان بالای ایران در بازسازی پل‌ها، تونل‌ها و زیرساخت‌های آسیب‌دیده است. دنیا از این موضوع شگفت‌زده شده که چگونه در مدت‌زمانی بسیار کوتاه، پل‌ها، دکل‌ها و سایر زیرساخت‌ها بازسازی می‌شوند. همین سرعت عمل باعث شده اگر بخواهند اقدامی انجام دهند، چندین بار درباره آن فکر کنند.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.