شهر دوستدار سالمند بوشهر
خرداد 16, 1405
بامدادجنوب: گاهی مسیر زندگی برخی زنان، در یک عنوان خلاصه نمیشود. راضیه اشعثی را نمیتوان فقط معلم، فعال محیطزیست یا کارآفرین نامید. او زنی است که این سه مسیر را در کنار هم تجربه کرده و هرکدام را بخشی از هویت خود میداند. روایت زندگی او، بیشتر از آنکه داستان موفقیتهای بزرگ باشد، داستان استمرار، یادگیری و تلاش برای مفید بودن در هر مرحله از زندگی است.
اشعثی در روستای چهاربرج بخش آبپخش شهرستان دشتستان و در میان نخلستانها متولد شد. کودکی و سالهای نخست تحصیلش در همین منطقه گذشت جایی که طبیعت و زندگی مردم با نخل و زمین پیوندی عمیق دارد. پس از پایان دوره راهنمایی، برای ادامه تحصیل به اهرم تنگستان رفت و بعد از گذراندن دوره دانشسرا، وارد حرفه معلمی شد. نخستین سالهای تدریس او در مدرسه روستای خلیفه در بخش شبانکاره گذشت و پس از آن، به عنوان معاون مدرسه راهنمایی عصمت آبپخش فعالیت کرد.
او در کنار تدریس، تحصیل را نیز ادامه داد. در ۱۹ سالگی در رشته جغرافیا در اصفهان پذیرفته شد و همزمان هم در دبیرستان در اصفهان تدریس میکرد. علاوه بر آن، در رشته کاردانی ادبیات عرب نیز تحصیل داشت. پس از فارغالتحصیلی دانشگاه اصفهان، در سال ۱۳۷۹ وارد دانشگاه تهران شد و در رشته جغرافیا و برنامهریزی ادامه تحصیل داد. او از آن سالها به عنوان دورهای پرجنبوجوش یاد میکند که حضور در کنار استادان دانشگاه، نگاهش را به آموزش و پژوهش گستردهتر کرد.
اشعثی در سال ۱۳۸۱ فارغالتحصیل شد و تدریس در دانشگاه فرهنگیان را آغاز کرد. طی حدود دو دهه، درسهایی مانند زمین در فضا، نقشهخوانی، جغرافیا و انسان و محیطزیست را به دانشجویان آموزش داد.
او میگوید، برای من آموزش تنها به کلاس درس محدود نبود. تلاش میکردم دانشجویان و دانشآموزان را با محیطزیست از نزدیک آشنا کنم و به همین دلیل، بارها کارهای میدانی مرتبط با طبیعت و محیطزیست را در کنار آموزشهای نظری دنبال کردم.
دغدغه محیطزیست بخش مهمی از زندگی او بوده است. این بانوی فعال از همان سالهای تدریس، نوشتن درباره مسائل محیطزیستی را آغاز کرد و این مسیر را ادامه داد. او در فعالیتهای میدانی و پویشهای محیطزیستی حضور داشت و با انجمنهای مختلف این حوزه همکاری میکرد. مجموعهای از یادداشتهای او درباره محیطزیست نیز با همکاری دکتر رضا معتمد گردآوری و در قالب کتابی با عنوان «سطر سبز؛ نگاهی به آلام زیستمحیطی کرانههای جنوب» منتشر شد.
او در ۴۷ سالگی بازنشسته شد اما بازنشستگی برایش به معنای پایان فعالیت نبود. اشعثی تصمیم گرفت وارد حوزهای شود که هم ظرفیتهای بومی دشتستان را در خود داشته باشد و هم با دغدغههای محیطزیستیاش هماهنگ باشد. به همین دلیل، فعالیت در زمینه حصیربافی را در روستاهای اطراف دشتستان آغاز کرد. او و همکارانش تلاش کردند با آموزش زنان روستایی، دستبافتههای حصیری را بهتر معرفی کنند و با ایجاد تغییراتی در بافتهای سنتی، این محصولات را کاربردیتر و متناسب با نیاز بازار امروز ارائه دهند.
پس از آن، توجه او به خرمای کبکاب جلب شد. محصولی بومی که به باور فعالان این حوزه میتواند جایگاه بهتری در بازار داشته باشد.
اشعثی با راهاندازی یک واحد کوچک بستهبندی و استفاده از ظرفیت فضای مجازی، تلاش کرد شیوه عرضه این خرما را تغییر دهد و آن را با بستهبندی مناسبتری به بازار معرفی کند. او همچنین تعدادی درخت نخل خریداری و کشت کرد و همچنان این فعالیت را ادامه میدهد.
در نگاه اشعثی، زنان توانایی آن را دارند که مسائل را همهجانبه ببینند و در حوزههای مختلف نقشآفرینی کنند. او معتقد است موفقیت تنها با تلاش مقطعی به دست نمیآید، بلکه نیازمند استمرار، برنامهریزی و نظم است. به گفته او، بیدار شدن پیش از طلوع آفتاب و آغاز زودهنگام کار، بخشی از سبک زندگیاش شده و همین استمرار به او کمک کرده تا در مسیرهای مختلف زندگی فعال بماند.
او در پاسخ به این سؤال چه توصیهای به دختران و زنان جوان میکنید؟ گفت: قوی باشید، برای قوی بودن باید دانش و مهارت کسب کرد و آن را در زندگی به کار گرفت. باور کنید هرچه تخصص و تواناییهای یک زن بیشتر باشد، بهتر میتواند با چالشهای زندگی روبهرو شود و مسیر خود را بسازد.
خرداد 16, 1405
خرداد 27, 1405
اسفند 5, 1404
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.