فرهنگ 34 بازدید
بانوی بوشهری که پای کار قلعه حسن صباح ایستاد؛

«حمیده چوبک»، معمار روایت علمی الموت

بامدادجنوب_الهام بهروزی

ثبت جهانی «قلعه الموت» شاید در نگاه نخست برای مردم بوشهر در روزهایی که همه نگاه‌ها به پرونده ثبت جهانی بندر باستانی سیراف دوخته شده، موضوعی دور و کم‌ارتباط به نظر برسد؛ ماجرا زمانی رنگی دیگر به خود می‌گیرد که بدانیم یکی از چهره‌های اصلی این مسیر، بانویی بوشهری است که جزء ۲۰ باستان‌شناس برجسته کشور شناخته می‌شود و سال‌ها از عمر پژوهشی خود را صرف مطالعه، کاوش و مستندسازی قلعه‌ای کرده که از مهم‌ترین یادگارهای دوره سلجوقی و نام آن با حسن صباح گره خورده است. حالا ثبت جهانی الموت، برای بوشهر هم معنایی دیگر پیدا کرد و روایتی از نقش‌آفرینی زنی از جنوب در پاسداری از میراثی ملی است.

چوبک که در سال ۱۳۳۱ در بوشهر متولد شد، پس از طی تحصیلات دانشگاهی در رشته باستان‌شناسی در دانشگاه تهران و ادامه تحصیل در گرایش باستان‌شناسی اسلامی در دانشگاه تربیت مدرس، در دهه‌های گذشته در شمار چهره‌های موثر این حوزه قرار گرفته است. وی با موزه‌داری و فعالیت‌های اجرایی تا کاوش‌های میدانی در نقاط مختلف ایران، کارنامه‌ای پربار از خود به جا گذاشته است. در این میان، مدیریت پروژه آثار فرهنگی‌ تاریخی الموت نیز بخشی مهم از همین مسیر حرفه‌ای اوست. حالا ثبت جهانی الموت برای اهالی بوشهر نیز مهم شده، چراکه یادآور سهم زنی از این دیار در صیانت از یکی از مهم‌ترین آثار تاریخی ایران است.

مشاور وزیر میراث‌ فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در این باره به بامداد جنوب گفت: پشت هر پرونده ثبت جهانی، نام‌هایی وجود دارد که در اسناد رسمی کمتر دیده می‌شوند؛ پژوهشگرانی که سال‌های جوانی و پختگی خود را در میان خاک، سنگ و آوار، زیر آفتاب و بر فراز کوهستان صرف فهم گذشته کرده‌اند. پرونده «قلعه الموت و استحکامات وابسته به آن» نیز از همین جنس است. اگر امروز این مجموعه در آستانه ثبت جهانی قرار گرفته، این موفقیت تنها حاصل ارزش ذاتی آن نیست؛ بلکه ثمره بیش از بیست‌وپنج سال پژوهش، کاوش، حفاظت، مستندسازی و مدیریت علمی مستمر است.

محمدجواد حق‌شناس با تاکید بر اینکه در این پرونده مهم نام حمیده چوبک جایگاهی ویژه دارد، افزود: بدیهی است باستان‌شناس، بیش از آنکه کاوشگر خاک باشد، مترجم سکوت تاریخ است. چوبک از دل سنگ و خاک، روایت تمدن‌ها را بیرون می‌کشد و آن را به زبان امروز بازمی‌گوید. از همین رو، در روایت علمی الموت نام حمیده چوبک برجسته است؛ پژوهشگری که نزدیک به یک‌چهارم قرن، زبان خاموش این سرزمین را خواند و آن را به روایت گویای یک تمدن مبدل کرد.

وی با اشاره به اینکه سرنوشت، گاه زیباترین پیوندهای فرهنگی را رقم می‌زند، تصریح کرد: بانویی که در سال ۱۳۳۱ در بوشهر در کرانه‌های نیلگون خلیج فارس و در خاندان فرهنگ‌دوست چوبک چشم به جهان گشود، بخش بزرگی از زندگی علمی خود را نه در کنار دریا، بلکه بر فراز صخره‌های سترگ البرز سپری کرد. از ساحل خلیج فارس تا قلعه الموت؛ سفری بود از زادگاه به قلمرو رسالت علمی؛ سفری که نام او را برای همیشه با الموت گره زد.

این استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه میراث فرهنگی با بیان اینکه حمیده چوبک در خاندانی فرهنگمند پرورش یافته که پیش‌تر صادق چوبک، نویسنده نامدار ایران از آن برخاسته بود، گفت: حمیده چوبک پیش از آنکه مسئولیت پایگاه میراث فرهنگی الموت را بر عهده گیرد، در مهم‌ترین پروژه‌های باستان‌شناسی ایران، از ری باستان و تپه حصار دامغان تا ربع رشیدی تبریز، هرمز، جازموریان، کیش و مسجد جامع اصفهان، تجربه‌ای گرانسنگ اندوخته بود. همین پشتوانه علمی و میدانی، به او این امکان را داد که الموت را نه تنها به عنوان یک محوطه باستانی، بلکه منظومه‌ای فرهنگی، دفاعی و تمدنی بخواند که ارزش آن تنها در دیوارهای سنگی یا استحکامات نظامی خلاصه نمی‌شد، بلکه در شبکه‌ای از دانش، سازمان فضایی، مهندسی و حکمرانی تاریخی نهفته بود.

حق‌شناس با تاکید بر اینکه ارزش کار چوبک در این است که روایت الموت را از قلمرو افسانه‌ها، داوری‌های شتاب‌زده و روایت‌های یک‌سویه تاریخ، به عرصه پژوهش مستند و شواهد باستان‌شناختی منتقل کرد، یادآور شد: سال‌ها نام الموت بیش از آنکه با یافته‌های علمی شناخته شود، با روایت‌های اسطوره‌ای و تخیل تاریخی درآمیخته بود. او و همکارانش با شانزده فصل کاوش، مستندسازی، حفاظت و پژوهش مستمر نشان دادند که در پس این روایت‌ها، تمدنی پیچیده، سازمان‌یافته و دانش‌محور نهفته است.

مشاور وزیر میراث‌ فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با اشاره به اینکه این بانوی باستان‌شناس بوشهری زبان خاموش خاک را به زبان علم ترجمه کرد، افزود: خاک، سنگ، آجر، آب‌انبارها، دیوارهای فروریخته و صخره‌های خاموش، برای او تنها بقایای گذشته نبودند؛ هر یک متنی بودند که باید خوانده می‌شدند. چوبک زبان دژهای استوار و نفوذناپذیر الموت را آموخت، رازهای نهفته در دل آنها را با روش علمی آشکار ساخت و این روایت را به زبانی عرضه کرد که جامعه علمی جهان بتواند آن را بفهمد، ارزیابی کند و به رسمیت بشناسد.

وی در خصوص مهم‌ترین دستاورد حمیده چوبک در کاوش و مطالعه قلعه الموت گفت: بزرگ‌ترین دستاورد او شاید نه کشف یک بنا، بلکه تغییر زاویه نگاه به الموت بود. او به ما آموخت که الموت را نباید تنها از دامنه صخره‌های سترگش نگریست؛ باید همچون عقابی بر فراز البرز پرواز کرد تا منظومه‌ای را دید که هر قلعه، هر دره، هر آبراه و هر سکونتگاه، جزئی از آن است. این همان نگاهی بود که بعدها به شالوده علمی پرونده ثبت جهانی تبدیل شد.

حق‌شناس ادامه داد: اما شاید مهم‌تر از همه اینها، اخلاق پژوهش بود که چوبک بدان مجهز است. همان فضیلتی که کمتر در گزارش‌ها و اخبار دیده می‌شود. پژوهش در میراث فرهنگی، بیش از آنکه نیازمند هیجان کشف باشد، محتاج صبوری، استمرار، فروتنی در برابر شواهد و وفاداری به حقیقت است. چوبک، طی بیش از بیست‌وپنج سال، نشان داد که میراث را نمی‌توان با شتاب، شعار یا هیاهو حفظ کرد. حفاظت از میراث، پیش از هر چیز به انضباط علمی، ممارست و پرهیز از داوری‌های عجولانه نیاز دارد. این شیوه، خود بخشی از میراث ناملموسی است که او برای جامعه باستان‌شناسی ایران به یادگار گذاشته است.

این استاد دانشگاه، روزنامه‌نگار و پژوهشگر حوزه میراث فرهنگی تاکید کرد: فردا، اگر نام «قلعه الموت و استحکامات وابسته به آن» در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شود، بی‌تردید برگ زرین دیگری بر دفتر افتخارات فرهنگی ایران افزوده خواهد شد؛ اما ارزش واقعی این رویداد، تنها در یک ثبت جهانی خلاصه نمی‌شود. این ثبت، یادآور حقیقتی بزرگ‌تر است؛ اینکه تمدن‌ها با سنگ و خشت ماندگار نمی‌شوند، بلکه با دانشی که آنها را می‌شناسد، با مسئولیتی که از آنها پاسداری می‌کند و با انسان‌هایی که عمر خویش را وقف فهم و حفاظت از آنها می‌کنند، به حیات خود ادامه می‌دهند.

به گفته وی، الموت، امروز نه فقط میراث گذشته، بلکه امانتی برای آینده است که حفاظت از آن، نیازمند پیوند دانش، مدیریت، پژوهش و عشق به ایران است. در میان کسانی که این راه را هموار کردند، نام حمیده چوبک جایگاهی ممتاز دارد که رازهای نهفته در دل دژهای استوار آن را با روش علمی آشکار ساخت و روایت این میراث را به زبانی عرضه کرد که جهان بتواند آن را بشنود.

حق‌شناس تاکید کرد: اگر از پای صخره به الموت بنگریم، عظمت یک قلعه را می‌بینیم؛ اما اگر چون عقاب بر فراز البرز بال بگشاییم، عظمت یک تمدن را خواهیم دید و اگر از فراز این تمدن به مسیر بیست‌وپنج سال گذشته بنگریم، درخواهیم یافت که آن‌سوی هر پرونده ثبت جهانی، نه فقط سنگ و خشت، که سال‌ها ایمان به علم، پایداری در پژوهش و عشق به ایران نهفته است. ثبت جهانی، پاداش یک روز نیست؛ ثمره یک عمر زندگی علمی است.

حمیده چوبک پیش از آنکه مسئولیت پایگاه میراث فرهنگی الموت را بر عهده گیرد، در مهم‌ترین پروژه‌های باستان‌شناسی ایران، از ری باستان و تپه حصار دامغان تا ربع رشیدی تبریز، هرمز، جازموریان، کیش و مسجد جامع اصفهان، تجربه‌ای گرانسنگ اندوخته بود. همین پشتوانه علمی و میدانی، به او این امکان را داد که الموت را نه تنها به عنوان یک محوطه باستانی، بلکه منظومه‌ای فرهنگی، دفاعی و تمدنی بخواند.

مشاور وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با بیان اینکه خوشبختانه الموت، برای ورود به این مرحله نیز پشتوانه‌ای ارزشمند دارد، گفت: زیرا طی بیش از یک‌ربع قرن گذشته، تنها کاوش‌های باستان‌شناختی در آن انجام نشده، بلکه سنتی از پژوهش مستمر و مدیریت علمی شکل گرفته است که می‌تواند راهنمای آینده باشد. در این میان، سهم حمیده چوبک تنها به مدیریت یک پایگاه یا سرپرستی چند فصل کاوش محدود نمی‌شود. ارزش واقعی کار او در بنیان نهادن همین سنت علمی است که نسل‌های آینده باستان‌شناسان، مرمتگران و مدیران میراث فرهنگی می‌توانند آن را ادامه دهند. او نشان داد که ثبت جهانی ثمره اعتماد به دانش، صبوری در پژوهش و پایداری در حفاظت است. شاید بزرگ‌ترین میراث او نیز همین باشد؛ اینکه به نسل جوان آموخت چگونه باید با تاریخ سخن گفت؛ نه با پیش‌داوری و هیجان، بلکه با سند و پژوهش.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.