یلدا دلدار
یلدا دلدار

روایت هنر ایرانی در قاب طلا و نگین

5 بازدید

در میان دیوارهای آجری و کهن دانشگاه تهران، جایی که بوی تاریخ با عطر دانش گره‌خورده است، من نیز به‌عنوان دانشجوی طراحی طلا و جواهر، سفره‌ای از زیبایی و ظرافت می‌گشایم.

من از برازجان، شهری دور از هیاهوی پایتخت، قدم در این راه گذاشته‌ام؛ شهری که فاصله‌اش با تهران تنها در کیلومترها خلاصه نمی‌شود، بلکه مسیری است از رؤیا، تلاش و امید. آمدن به تهران برای من سفری بود از دل یک شهر جنوبی به قلب دانشگاهی که سال‌ها خانه اندیشه و هنر ایران بوده است.

اینجا، در دالان‌های سنگین دانشکده هنرهای زیبا، هر سنگی که تراش می‌خورد و هر طلایی که شکل می‌گیرد، بازتابی از عمق این دانشگاه است؛ دانشگاهی که نه‌تنها مدرسه علم که آشیانه ایده‌ها و رؤیاست.

برای من طراحی طلا و جواهر تنها خلق زیورآلات نیست؛ بلکه روایتگری داستان‌های نانوشته در قالب فلز و سنگ است. همان‌گونه که دانشگاه تهران در طول قرن‌ها ستون تمدن و فرهنگ ایران‌زمین بوده است، من نیز می‌کوشم در آثارم اصالت هنر ایرانی را با زبان مدرن طراحی پیوند دهم. هر نگین گویی زمزمه‌ای از گذشته است و هر طراحی پلی میان میراث غنی فرهنگی ما و آینده‌ای روشن.

برای من، هنر یعنی تبدیل کردن یک ایده ساده به چیزی که بتوان آن را در دستان گرفت و احساس کرد. دانشگاه تهران به من آموخت که چگونه از دل‌سنگ‌های نیمه قیمتی و طلا، داستان‌های بی‌پایان بسازم.

این مسیر پر از جزئیات است؛ از ظرافت در طراحی گره‌های ایرانی گرفته تا نوآوری در برگه‌های مینی مال مدرن. من اینجا هستم تا با ترکیب عشق به هنر و مهارت فنی، آثاری خلق کنم که نه‌تنها زیبا باشند، بلکه روایتگر فرهنگ و هنر سرزمینمان نیز باشند.

 

اشتراک‌گذاری: