فرهنگ 27 بازدید
زیبا راستیان، مترجم کتاب «سیراف» در گفت‌وگو با بامداد جنوب:

ترجمه صرفا گذاشتن یک دیکشنری جلوی دست‌مان نیست!

بامدادجنوب_مهسا متقی

ترجمه یکی از حوزه‌های تخصصی است که باید با آگاهی و تسلط کامل به آن ورود کرد. خوشبختانه استان بوشهر ضمن داشتن تاریخی امیدبخش در این حوزه، اکنون با ظرفیت‌های ارزشمندی روبه‌روست که به همت مترجمانی دغدغه‌مند، گزیده‌کار و دقیق، مسیر رشد و بالندگی را می‌پیماید.

زیبا راستیان یکی از همین چهره‌های خلاق و تاثیرگذار است که در سال‌های اخیر با برگردان‌های دقیق و حساب‌شده درصدد برآمده تا این فن را در ادبیات جنوب به شکل مطلوبی جا بیندازد. کارنامه او گویای این حقیقت است که راستیان نگاهی دوجانبه به این مسیر دارد؛ او نه تنها آثار و مقالات بیگانه را به زبان فارسی برگردانده، بلکه با ترجمه آثار شاعران بومی به زبان انگلیسی، درصدد بازشناسی ظرفیت‌های ادبی این دیار به جهانیان برآمده است.

رزومه و سوابق راستیان، گویای پویایی و تنوع فعالیت‌های اوست. او در کارنامه خود تجربه تدریس در دو حوزه علوم تجربی و زبان انگلیسی را در مقاطع مدارس راهنمایی و آموزش عالی دارد. در حوزه قلم نیز ترجمه از زبان انگلیسی به فارسی و بالعکس را در کتاب‌ها و مجلات معتبر بین‌المللی پیش برده است.

حاصل سال‌ها تلاش او، انتشار بیش از ۲۰۰ عنوان مقاله و ترجمه در حوزه‌های متنوع ورزشی، ادبی، زبان‌شناسی و اجتماعی است که در مطبوعات ملی از جمله مجله‌های وزین ادبی کرگدن، بارثاوا، مامطیر و همچنین نشریات محلی استان بوشهر (همچون فصلنامه فرهنگی ورزشی شهرداری بوشهر، هفته‌نامه‌های نسیم جنوب، نصیر جنوب، سلام، اندیشه جنوب، صدای بوشهر، پیام، پیغام و…) به چاپ رسیده است. کسب رتبه دوم کشوری در مقاله‌نویسی جشنواره «تجربه‌های ماندگار» و همکاری‌های مستمر او با بنیاد ایران‌شناسی شعبه بوشهر و اداره‌کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان بوشهر، بخش دیگری از کارنامه پربار این مترجم دغدغه‌مند است.

در میان کارهای او، ترجمه کتاب «سیراف» یکی از موفق‌ترین تجربه‌های وی شناخته می‌شود. این کتاب شامل مقالات ارائه‌شده در کنگره بین‌المللی سیراف است که پیش‌تر به زبان انگلیسی منتشر شده بودند. مقالات این کتاب، جایگاه بندر باستانی سیراف را به عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز تجاری و فرهنگی میان شرق و غرب (از آفریقا تا هند و چین) به‌خوبی تبیین می‌کند. این اثر می‌تواند منبعی ارزشمند برای پژوهشگران، دانشجویان و جوانان باشد تا با گنجینه‌های تاریخی و هویتی ایران، به‌ویژه در منطقه بوشهر و خلیج فارس بیشتر آشنا شوند.

در این میان، زیبا راستیان در خصوص چگونگی ورودش به ترجمه این اثر و واکاوی چالش‌های تخصصی در ترجمه متون باستان‌شناسی به بامداد جنوب گفت: ریشه ورود من به این وادی تخصصی و پذیرش مسئولیت ترجمه این کتاب، به سال‌ها همکاری افتخاری با جناب آقای دکتر مشایخی بازمی‌گردد. نقطه آغاز این مسیر، کنگره بین‌المللی سیراف در سال ۱۳۸۴ بود؛ زمانی که توفیق همراهی با هیات باستان‌شناسان در سفر به بوشهر و سیراف را داشتم. حضور در آن رویداد علمی، کنجکاوی و اشتیاق مرا نسبت به پژوهش‌های تاریخی دوچندان کرد. در آن ایام، به‌عنوان دانشجوی زبان‌های باستانی از آموزه‌های ارزشمند آقای مشایخی بهره می‌بردم و همین اتمسفر انگیزه‌ای شد تا به ترجمه متون تخصصی تاریخی روی بیاورم که سرآغاز آن، برگردان آثار «ویلم فلور» بود که خوشبختانه برخی از آن مقالات در مطبوعات محلی به چاپ رسید و در نهایت به ترجمه مقالات تخصصی کتاب سیراف منجر شد.

این پژوهشگر و مترجم باسابقه بوشهری ادامه داد: در ترجمه متن‌های مربوط به سیراف، با اصطلاحات بسیار پیچیده یا نامفهوم روبه‌رو بودم و در این نوشته‌ها برخی واژه‌ها و تعبیرهای قدیمی دیده می‌شد، برای اینکه ترجمه دقیق‌تری ارائه بدهم، ناچار شدم مطالعه میدانی انجام دهم؛ درباره وزن‌ها و واحدهای قدیمی تحقیق کنم و معادل امروزی برخی کالاها و ادویه‌ها را بیابم. در مواردی هم برای توضیح دقیق‌تر، از تبدیل‌ها و پانویس استفاده کردم. یکی از چالش‌های مهم دیگر، نام مکان‌ها بود؛ چون برخی باستان‌شناسان خارجی، نام‌های محلی را با تلفظ یا املای متفاوت ثبت کرده‌بودند، من مجبور شدم با پرس‌وجو و بررسی، صورت صحیح این اسامی را پیدا کنم و در ترجمه بیاورم. با وجود همه این دشواری‌ها، این تجربه برای من چالشی جدی، اما بسیار شیرین و ارزشمند بود.

راستیان تاکید کرد: ترجمه کتاب سیراف برای من نقطه تلاقی عشق به تاریخ وطن و عبور از ناهمواری‌های یک ترجمه فوق‌تخصصی بود. متون باستان‌شناسی به‌دلیل انباشت اصطلاحات فنی، اسامی خاص جغرافیایی و لزوم وفاداری مطلق به داده‌های تاریخی، چالش‌های فرساینده‌ای را پیش روی مترجم می‌گذارند که در این اثر با آن روبه‌رو بودم، دقیقا برگرداندن اصطلاحات تخصصی باستان‌شناسی به نحوی بود که هم ارزش علمی مقاله حفظ شود و هم برای مخاطب فارسی‌زبان قابل درک باشد.

او سپس به دو مسیر اصلی فعالیت‌هایش در ادامه راه ترجمه اشاره و بیان کرد: فعالیت‌های من در دو مسیر دنبال شده است؛ نخست، ترجمه ادبیات داستانی از انگلیسی به فارسی و دوم، ترجمه آثار نویسندگان و شاعران بوشهری از فارسی به انگلیسی. در ترجمه آثار انگلیسی به فارسی، همواره از فارسی معیار استفاده کرده‌ام و معمولاً به سراغ لحن یا لهجه خاص نرفته‌ام. در بخش دوم نیز چند اثر از امید غضنفری، باباچاهی و منیرو روانی‌پور را به انگلیسی ترجمه کرده‌ام. در این ترجمه‌ها نیز تلاش کرده‌ام زبان مقصد ساده، روشن و همه‌فهم باشد تا معنا دچار ابهام نشود.

راستیان در باب ضرورت‌های ترجمه ادبی افزود: ترجمه صرفا گذاشتن یک دیکشنری جلوی دست و ادعای ترجمه کردن نیست. برای ورود به ترجمه ادبی، نخست باید ادبیات فارسی و زبان مادری خود را به‌خوبی شناخت. در ترجمه متن‌های مرتبط با تاریخ بوشهر، اصل برای من وفاداری به متن است و انتقال درست مفاهیم در اولویت قرار دارد. البته هنر مترجم این است که در صورت نبود معادل مستقیم، بتواند معادل‌سازی مناسبی انجام دهد که هم روشن باشد و هم مخاطب را دلزده نکند.

وی درباره وضعیت فعلی فعالیت‌هایش یادآور شد: همزمان چند کار را در دست دارد؛ اما از کارهایی که مستقیما به سیراف مربوط باشند، فقط یکی را در دست دارم که به موضوع دانشنامه مربوط می‌شود. انتخاب این آثار، هم از سلیقه شخصی‌ام تاثیر گرفته و هم از نیاز فرهنگی زمانه؛ چرا که برای من، ترجمه همواره تلاشی بوده برای برقراری تعادل میان ذوق فردی مترجم و نیاز مخاطب.

این بانوی مترجم جنوبی در خصوص اهمیت ترجمه در حوزه باستان‌شناسی به‌خصوص بندر باستانی سیراف که امسال پرونده ثبت جهانی آن به یونسکو به جریان افتاده، گفت: بندر باستانی سیراف به‌عنوان یکی از مهم‌ترین کانون‌های دریانوردی و تجارت بین‌المللی در دوران باستان، نیازمند معرفی شایسته در ابعاد جهانی است. اکنون که پرونده ثبت جهانی این بندر تاریخی در یونسکو به جریان افتاده، ترجمه دقیق اسناد و متون باستان‌شناسی اهمیت دوچندانی یافته است؛ چراکه ما برای اثبات جایگاه تاریخی سیراف و خلیج فارس در مجامع بین‌المللی، به منابع استاندارد و برگردان‌های تخصصی نیاز داریم تا پژوهشگران خارجی بتوانند به این اسناد تکیه کنند.

راستیان با تاکید بر پیچیدگی‌های این مسیر تصریح کرد: ترجمه در حوزه باستان‌شناسی صرفا یک برگردان زبانی ساده نیست، بلکه واکاوی اصطلاحات تخصصی و تطبیق داده‌های تاریخی است. سیراف کلید فهم تجارت دریایی در خلیج فارس است و هرگونه لغزش در ترجمه متون مربوط به آن، می‌تواند روایت تاریخی این بندر را مخدوش کند. بنابراین، هم‌زمان با تلاش برای ثبت جهانی سیراف، باید نهضتی برای ترجمه دقیق و علمی آثار باستان‌شناسی این منطقه شکل بگیرد تا عقبه علمی این پرونده بین‌المللی تقویت شود.

وی با اشاره به پیوند میان ترجمه متون و دیپلماسی فرهنگی افزود: ثبت جهانی سیراف در یونسکو نیازمند بسترسازی پژوهشی است؛ چراکه ترجمه آثار باستان‌شناسی این بندر، پنجره‌ای رو به دنیای علم گشوده و مستندات حضور تاریخی ما در خلیج فارس را در دسترس جهانیان قرار می‌دهد. تشویق‌های اساتیدی چون آقای مشایخی در این سال‌ها، دقیقا با هدف پر کردن این خلاء علمی صورت گرفته است تا اسناد هویتی ما در عرصه بین‌المللی به زبان تخصصی و بدون نقص ارائه شوند.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.