هر رفتار ما، آیینهای از شهر ما
مرداد 11, 1404
گاهی آنقدر درگیر روزمرگی میشویم که فراموش میکنیم زندگی، آرام و بیصدا از کنارمان عبور میکند. روزها یکی پس از دیگری میآیند و میروند و همراهشان، نگرانیها، دلواپسیها و مشکلات هم مثل یک قطار شتابان از ذهنمان عبور میکنند. هرروز دغدغهای تازه؛ از کار و خانه گرفته تا آینده فرزندان، هزینههای زندگی و هزار فکر ریزودرشت دیگر اما هر چه سنمان بالاتر میرود، وقتی لحظهای به گذشته نگاه میکنیم، متوجه میشویم بسیاری از نگرانیهایی که روزی خواب را از چشمانمان گرفته بود، امروز چقدر کوچک و حتی خندهدار به نظر میرسند. گاهی با خودمان میگوییم چرا آنهمه انرژی و آرامشمان را صرف مسائلی کردیم که خیلی زود از کنارشان گذشتیم.
شاید زندگی همین باشد، پر از فراز و نشیب اما اگر قرار باشد همه لحظههای خوبمان را به خاطر نگرانی از فردا از دست بدهیم، چه چیزی برایمان باقی میماند؟ شاید بهتر باشد از همین امروز یاد بگیریم بعضی غصهها را کوچکتر ببینیم و بیشتر به نیمهپر لیوان نگاه کنیم.
البته نمیتوان واقعیت را نادیده گرفت. فشارهای اقتصادی این روزها زندگی را برای بسیاری از خانوادهها سخت کرده است. گاهی حتی تصمیم برای یک سفر کوتاه یا چند روز استراحت، پیش از هر چیز با حسابوکتاب هزینهها گره میخورد. دلمان میخواهد راهی شویم، اما ذهنمان مدام از پسانداز، اجاره خانه، شهریه، قسط و مخارج فردا میگوید. همین دلواپسیها گاهی لذت سادهترین تصمیمها را هم از ما میگیرد.
گاهی با حسرت به گذشته فکر میکنم بهروزهایی که اگر خانوادهای تصمیم به سفر میگرفت، با خیال آسوده راهی میشد. اگر قرار بود جشن عروسی برپا شود، چند شب شادی و دورهمی، بدون اینهمه نگرانی مالی، بخشی از زندگی مردم بود. شاید امکانات کمتر بود، اما دلها آسودهتر به نظر میرسید.
با همه اینها هنوز هم باور دارم زندگی ارزش دوست داشتن دارد شاید نتوانیم همه مشکلات را از بین ببریم، اما میتوانیم اجازه ندهیم همه لحظههای زیبای زندگی زیر سایه نگرانیها پنهان شوند. کاش دوباره یاد بگیریم در کنار تلاش برای بهتر شدن شرایط، از امروزمان هم لذت ببریم چون عمر، بیوقفه در حال گذر است و هیچکدام از ما فرصت دوبارهای برای زندگی کردن امروز نخواهیم داشت.
مرداد 11, 1404
مرداد 25, 1404
خرداد 30, 1405