پیمان زند
پیمان زند

از بوشهر تا سياتل

56 بازدید

وقتي حال جهان خوب نيست و به شكل تهوع‌آوری قمر در عقرب است، اين سياستمدارها نيستند كه حال جهان را خوب مي‌كنند، اين ادبيات است كه به درد جهان می‌رسد و اوج قله ادبيات شعر است كه غايت هر زبان هنرمندانه‌ای است. وقتي جنگ تمام می‌شود فقط شاعرها حرف می‌زنند سربازها همه مرده‌اند وامروز اين فوتبال است كه شعر می‌شود، معجزه می‌كند و شاعرانه جور غم نداری و بی‌تكليفي اقتصادی را به تنهايی به دوش می‌كشد و آتش جنگ را براي درنگی حتی اندك، خاموش می‌كند.
وقتي غم زياد می‌شود مديران و اقتصادانان كاری از دستشان بر نمی‌آيد، اين سكوها هستند كه حال يك ملت را خوب كه نه، ولی در يک بی‌حسی موضعی فرو می‌برند؛ يک مستی لايعقل، یک فراموشی اجباری چه زوری دارد این فوتبال؟
حالا كه فكر می‌كنم دلو درويشي، مح‌خال، شيرالی، باغكی، حاجی‌زاده، پولادی روی سكوهای استاديوم شهيد بهشتي بوشهر كاری كرده‌اند كارستان، آنها يزله گرفتن تا غم براي يك لحظه هم كه شده يقه بشريت را ول كند تا اقتصاد و سياست فراموش شود كه هر چه بشر می‌كشد از دست اين دوتاست؛ آنها دست زدند تا مهدی قائدی پا به توپ شود تا محمد محبی حريف رودروی‌اش را ويران كند و توپ برسد به دست مهدی طارمی، مثل يك غزل ناب استارت بزند و دفاع بماند و كارت قرمز بگيرد. اين مهم‌ترین كارت قرمزی بود كه جهان به خود ديد، مهدی به همه آنهايی كه ساعت‌ها در فرودگاه معطلش كردند و جواز ورود بهش ندادند، كارت داد و اين هشدار يک جنوبی است! لقب سه شير را انگليسی‌ها سال‌های ماضی به زور از بوشهر به غارت بردند اين لقب مال ما بوشهری‌هاست.
بوشهری‌ها سال‌های سال لای صدای كولرهای گازی وسط گرمای قلب‌الاسعد وقتی عاشق می‌شدند اين صداي عبدالحليم حافظ مصری بود كه می‌خواند تا فراق كم زورتر شود تا عاشق، عاشق بماند؛ ولی فردا فوتبال يک شاعر بی‌رحم است از همه چيز و همه كس گذر می‌كند تا سهم يک كشور لبخند شود و ديگری بغض، خدا كند ور بغضش به ما نرسد.
امروز جمعه، پنجم تيرماه روی صحبتم با سه شير بوشهری‌است فردا يک ايران منتظر استارت‌های شاعرانه شماست؛ يادتان باشد فرداها كه تاريخ ورق بخورد، كسی از جنگ و دلارحرف نمی‌زد، حتی كسی از سربازها هم نمی‌گويد، تنها و تنها از سه شيری حرف می‌زنند كه روی دست، ايران زخمی را بلند كردند تا دنيا زخم‌هايش را نبيند، فردا بی‌شک از دروازه‌های فراعنه مصر عبور می‌كنيم تا جاويد بماند ايران تا سربلند شود بوشهر و دلو روی سكوهای استاديوم فرياد بزند: علی و يا علی، شير دلاوری.

اشتراک‌گذاری: