عارف آل معزز
عارف آل معزز

توافق در میان آتش

9 بازدید

خاورمیانه بار دیگر در یکی از پیچیده‌ترین مقاطع خود قرار گرفته است. در روزهایی که خبر حملات متقابل در خلیج فارس، ادامه درگیری‌ها در لبنان و تلاش‌های نافرجام برای پیشبرد مذاکرات سیاسی به تیتر نخست رسانه‌ها تبدیل شده، منطقه در وضعیتی قرار گرفته که نه می‌توان آن را صلح نامید و نه یک جنگ تمام‌عیار. آنچه امروز مشاهده می‌شود، همزیستی همزمان میدان نبرد و میز مذاکره است؛ وضعیتی که آینده آن همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

در جنوب لبنان، آتش درگیری‌ها هنوز خاموش نشده است. اگرچه در هفته‌های گذشته تلاش‌هایی برای کاهش تنش و جلوگیری از گسترش جنگ صورت گرفته، اما واقعیت میدانی نشان می‌دهد که هیچ‌یک از طرف‌ها حاضر به عقب‌نشینی از مواضع خود نیستند. لبنان دیگر صرفاً یک جبهه محلی نیست؛ این کشور به یکی از مهم‌ترین نقاط تلاقی رقابت‌های منطقه‌ای تبدیل شده است. هر حمله، هر پاسخ نظامی و هر تحول امنیتی در این جبهه، تنها بر معادلات داخلی لبنان اثر نمی‌گذارد، بلکه بازتاب آن را می‌توان در پایتخت‌های مختلف منطقه مشاهده کرد.

آنچه شرایط را پیچیده‌تر می‌کند این است که طرف‌های درگیر از یک سو تلاش می‌کنند قدرت و اراده خود را به نمایش بگذارند و از سوی دیگر تمایلی به ورود به یک جنگ گسترده و غیرقابل کنترل ندارند. همین مسئله باعث شده لبنان در وضعیتی میان جنگ و بازدارندگی قرار بگیرد؛ وضعیتی که اگرچه احتمال یک درگیری فراگیر را کاهش می‌دهد، اما خطر ادامه تنش‌های فرسایشی را افزایش می‌دهد.

برخی ناظران معتقدند آنچه امروز در لبنان جریان دارد، صرفاً ادامه یک درگیری مرزی نیست، بلکه بخشی از یک رقابت بزرگ‌تر بر سر آینده توازن قوا در خاورمیانه است. به همین دلیل، هر تحول در این جبهه با دقت از سوی قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی دنبال می‌شود و حتی یک حادثه محدود نیز می‌تواند بر روندتصمیم‌گیری‌های سیاسی در سایر پرونده‌های منطقه اثر بگذارد.

همزمان با تحولات لبنان، خلیج فارس نیز روزهای پرتنشی را پشت سر می‌گذارد. گزارش‌های مربوط به رهگیری موشک‌ها، عملیات پهپادی و افزایش آماده‌باش نیروهای نظامی نشان می‌دهد که رقابت امنیتی در این منطقه وارد مرحله تازه‌ای شده است. با این حال، آنچه در خلیج فارس جریان دارد صرفاً یک رویارویی نظامی نیست، بلکه هر یک از بازیگران در تلاش‌اند پیام سیاسی مشخصی را منتقل کنند.

ایران می‌کوشد نشان دهد که همچنان یکی از بازیگران اصلی امنیت منطقه است و هیچ معادله‌ای در خلیج فارس بدون در نظر گرفتن نقش تهران پایدار نخواهد بود. در مقابل، آمریکا و متحدانش نیز در پی آن هستند که توانایی خود را در حفظ توازن قوا و حمایت از شرکای منطقه‌ای به نمایش بگذارند. به همین دلیل، بخش مهمی از آنچه امروز در منطقه مشاهده می‌شود، بیش از آنکه با هدف آغاز جنگ باشد، در چارچوب بازدارندگی و نمایش قدرت قابل تحلیل است.

با این حال، تاریخ روابط بین‌الملل بارها نشان داده که بحران‌ها همیشه بر اساس برنامه‌ریزی قبلی گسترش پیدا نمی‌کنند. گاهی یک سوءبرداشت، یک اشتباه محاسباتی یا یک واکنش شتاب‌زده می‌تواند شرایط را به سمتی سوق دهد که هیچ‌یک از طرف‌ها در ابتدا خواهان آن نبوده‌اند. به همین دلیل، هرچه سطح تنش‌ها افزایش پیدا کند، خطر خروج بحران از کنترل نیز بیشتر خواهد شد.

اما شاید مهم‌ترین بخش ماجرا نه در لبنان و نه در خلیج فارس، بلکه در عرصه دیپلماسی جریان داشته باشد. در حالی که کانال‌های ارتباطی به طور کامل قطع نشده‌اند، هنوز هیچ نشانه روشنی از دستیابی به یک توافق پایدار دیده نمی‌شود. طرف‌های مختلف همچنان بر مواضع خود تأکید دارند و فاصله میان خواسته‌های آنها به اندازه‌ای است که امکان رسیدن به یک توافق سریع را دشوار می‌کند.

این وضعیت را می‌توان نوعی بن‌بست راهبردی توصیف کرد؛ شرایطی که در آن هیچ‌یک از طرف‌ها قادر به تحمیل کامل اراده خود نیستند، اما در عین حال حاضر به عقب‌نشینی از مواضعشان نیز نیستند. چنین وضعیتی معمولاً خطرناک‌تر از یک بحران کوتاه‌مدت است، زیرا به تدریج زمینه را برای شکل‌گیری یک جنگ فرسایشی فراهم می‌کند.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شرایط کنونی آن است که دیپلماسی و میدان نبرد به جای آنکه جایگزین یکدیگر باشند، به موازات هم حرکت می‌کنند. هر تحول نظامی می‌تواند بر فضای مذاکرات اثر بگذارد و هر تحول سیاسی نیز می‌تواند بر رفتار بازیگران در میدان تأثیرگذار باشد. در نتیجه، نه می‌توان تحولات نظامی را جدا از روندهای سیاسی تحلیل کرد و نه می‌توان انتظار داشت که مذاکرات بدون تأثیرپذیری از میدان به نتیجه برسند.

در این میان، آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند، فقدان یک چشم‌انداز روشن برای خروج از بحران است. نه نشانه‌ای از یک توافق قریب‌الوقوع دیده می‌شود و نه شواهدی وجود دارد که نشان دهد طرف‌های درگیر آماده ورود به یک رویارویی تمام‌عیار هستند. همین وضعیت باعث شده منطقه در شرایطی میان جنگ و صلح قرار گیرد؛ وضعیتی که می‌تواند برای مدت طولانی ادامه پیدا کند. امروز خاورمیانه در نقطه‌ای ایستاده که تصمیم‌های روزهای آینده می‌تواند مسیر تحولات ماه‌های آینده را مشخص کند. اگر دیپلماسی نتواند راهی برای کاهش تنش‌ها پیدا کند، خطر فرسایشی شدن بحران بیش از گذشته افزایش خواهد یافت. اما اگر طرف‌های درگیر به این نتیجه برسند که هزینه ادامه وضعیت موجود از هزینه مصالحه بیشتر شده است، شاید هنوز بتوان از گسترش بحران جلوگیری کرد.

در نهایت، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا منطقه با بحران مواجه است یا خیر؛ بحران مدت‌هاست آغاز شده است. پرسش واقعی این است که آیا بازیگران اصلی حاضر خواهند شد پیش از آنکه تحولات میدانی تصمیم نهایی را بگیرند، راهی سیاسی برای مدیریت این بحران پیدا کنند یا نه. پاسخ به این سؤال می‌تواند نه تنها سرنوشت درگیری‌های کنونی، بلکه آینده نظم امنیتی خاورمیانه را در سال‌های پیش رو تعیین کند.

اشتراک‌گذاری: