حق ایران در سایه عهدشکنی دیگران
۱۴۰۴-۰۴-۲۴
در قدیم، جارچیها فرمان حاکمان را به گوش مردم میرساندند تا آنان بدانند که چه باید بکنند. صدای جارچی، صدایی یکطرفه و از بالا به پایین، و از رأس هرم قدرت به سوی مراحل پایینتر بود تا قاعده، امر مبارک سلطان را بداند و گردن نهد.
اما مطبوعات و بهویژه روزنامهها تا حدودی برعکس آناند و رسالتشان بیشتر رساندن صدای مردم، خواستههای مردم و نوع اندیشهها و نگرشهای مردم به گوش حاکمان است. روزنامهها، افزون بر رساندن صدای مردم به رأس هرم، وظیفه ارتقای فرهنگ عمومی، مبارزه با جهل و خرافات و ایستادگی در برابر هر آنچه مغایر با خرد جمعی است را بر عهده دارند؛ بهگونهای که تعداد عاقلان و خردمندان هر روز بیشتر و روزنامهخوانان فراوانتر شوند.
جوامع پیشرفته و آگاه و خواهان اخبار روزانه، هزینه خرید روزنامه را بالاتر و مهمتر از هزینهی صبحانه میدانند (یا میدانستهاند) و امروزه میتوان هزینه اینترنت برای آگاهی از اخبار محلی، ملی و جهانی را همپای همان هزینهی خرید روزنامه دانست.
ارزش روزنامههای محلی در این است که محدوده مورد نظر را از اخبار درست آگاه کرده، با زبان مردم، برای مردم محل و نیز برای مسئولان سخن بگویند. این رسانهها میتوانند پلی میان شهروندان و مدیران باشند؛ پلی که اگر استوار و صادقانه بنا شود، اعتماد عمومی را تقویت کرده و مشارکت اجتماعی را افزایش میدهد.
روزنامهها باید محل تضارب آرا و افکار مختلف و بر قاعده و محور قانون استوار باشند، نه بر مبنای واریزیهای سرمایهداران و قدرتمندان. رسانهای که استقلال خود را واگذارد، نه دیدهبان جامعه، که بلندگوی منافع محدود خواهد شد. تفاوت روزنامه و روزینامه، تفاوت هویت و بیهویتی است؛ تفاوت طلا و بدل است؛ تفاوت ارزش و قراضه (پول بیارزش) است. در نتیجه، روزنامههایی که با گرفتن پول از پولداران یا با پذیرش مسئولیت از مسئولان طرفداری کنند، در حقیقت نه روزنامه، که خود «روزینامه»اند؛ که هم بیارزشاند و هم بیهویت.
در روزگاری که شبکههای اجتماعی و رسانههای نوین، سرعت انتشار خبر را چند برابر کردهاند، مسئولیت روزنامهها سنگینتر از گذشته است؛ چرا که باید مرز میان خبر درست و نادرست، تحلیل و شایعه، و آگاهی و هیجان کاذب را روشن نگاه دارند. اعتماد عمومی سرمایهای است که بهسادگی به دست نمیآید و با کوچکترین لغزش از دست میرود.
امروز، سههزارمین شماره روزنامه «بامداد» چاپ شده است. امید است که همچون بامدادان، روشنیبخش و آگاهیرسان باشد و به زبان مردم سخن بگوید.
نگارنده، توفیق در ادامه انتشار این روزنامه محلی را، با امید به اینکه روشنیبخش و امیدآفرین باشد، از خدای بزرگ خواهان است.