وقتی نقد، جای خود را به حکم میدهد!
مرداد 20, 1405
واژه دیندا dīndâیا دیمدا dīmdâدر گویشهای لری و دشتستانی از واژههای اصیلِ بازمانده از زبان فارسی پهلوی است. با این توضیح که هیچ کدام از این دو گویش از همدیگر قرض نگرفتهاند. از یک منبع و مأخذ هستند، ولی تقلید یا اخذشده از همدیگر نیستند. اصلاً این باور که گویش بوشهریها/دشتستانیها، لری است یا از لری گرفته شده است، از اساس اشتباه است.
نخست به نظر میرسد که واژه «دیندا» از واژه «دنبال» گرفته شده است، منتهی پذیرفتنی نیست که در فرایند واجی ابدال (ب) به (د) تبدیل شود. یعنی «دنبال» به «دیندا». در زبان پهلوی واژهای وجود دارد، با نام دنبون(donbun) به معنای «دنبال و عقب» که به نظر میرسد، اتصال «دیندا» به این «دنبون» ریشهایتر باشد. البته همین «دنبون» نیز از واژهای دیگر گرفته شده که اشاره خواهد شد.
همانطور که گفته شد در نگاه نخست واژه «دیندا» از «دنبال» و «دمبال» به نظر میآید. منتهی این «دا» در پایان «دیندا» حال دارندگی و فاعیلیّت را بیشتر القا میکند. اگر این را بپذیریم که «دا» حالت دارندگی را القا میکند و فرایند واجی ابدال «ب» به «د» پذیرفتنی نیست، نمیتوان گفت که «دیندا» از «دنبال» آمده است.
مهمتر این که در فارسی باستان واژهای با نام «دین dīn» داریم. این واژه در زبان اوستایی نیز به معنای «دیروز، عقب و پشت» به کار میرفته است. از همین واژۀ «دین» dīn، واژه «دیگ/دیک dīg/dīk» به معنای دیروز، نیز ساخته شده است که واژه «دیگ/دیک» در فارسی میانه dīk، در فارسی باستان diyaka/zyaka مشتق از zya است. این واژه مشتق از هندواروپاییِ hḽẻsĝ است. از همین کلمه است آلمانی کهن: ges، آلمانی نو gestern، آلبانیایی: dje، ایرلندی کهن: *dẻدر in- dẻ، لاتینی: .heri
واژه «دیروز» و «دیشب» نیز از همین«دین» dīn ساخته شده است. یعنی «دینروز» روز دین، به معنای روز گذشته، و «دینشب»، دیشب، به معنای شب گذشته. همین الان در گویش بختیاری مسجد سلیمان به «دُم» و «عقب»، «دین dīn» میگویند. در این گویش میگویند: «دینِ حَرف نِ نَگِر»: دنبال حرف را نگیر.
فرهنگنامه قرآنی، «اَلاَمس» را، «دینروز» معنا کرده است(فرهنگنامه قرآنی، ج1-252/15). تفصیل سخن دینه بعضی امروز توانم نمود(تاریخ بیهقی، 540/12). در تفسیر نسفی هم داریم: کأن لّم تَغنَ بالاَمس: گویی نبودی دینه(تفسیر نسفی، ج1-398/8). فردا نه موجود است همچون روز دینه(ناصرخسرو 353/12).
در اوستا واژهای داشتیم به نام «دیندَتی dindati» یعنی دیروز و عقب و پشت سر. در افغانستان میگویند: dīnta یعنی پشت سر و عقب و دیروز. تاجیکیها هم میگویند«دیناdina»که در بعضی از گویشها dīnta هم میگویند به معنای عقب و پشت سر. همه این تلفظها از واژه dīn به معنای «پشت سر و دیروز» میآید. کتاب «فرهنگ اشتقاق واژگان فارسی» واژه «دی» را از اوستایی «zyô» و از پهلوی «dîk» میداند.
پس واژه «دیندا» از «دنبال» نمیآید بلکه از واژه dīn «دین» گرفته شده است که حتی در گویشها و دورههای مختلف تا حدودی نزدیک به همین «دیندای» گویش شمالی استان بوشهر نیز کاربرد داشته است. باید همین واژه «دنبال» نیز از «دین dīn»آمده باشد.
در بختیاری میگویند«رَو دینداس» یعنی «برو دنبالش». در همین گویش به چوپانی که به دنبال گله راه میافتد، «دِندامال» میگویند، یعنی در گویش لری نورآبادی «دِندا» نیز میگویند: «و دِندام رد وابی/ wo dendâm rad wâbī »: از پشت سرم رد شد. این واژه در لردگان، منطقه بهمعی، لرستان، مسجد سلیمان، منطقه دشتک چهارمحال بختیاری، ایذه، لرهای بختیاری باغملک، با همین تلفظ و معنا کاربرد دارد. در فارسی افغانستان و در تاجیک dina، در آس aezinae گفته شده است. در بخشهایی از هرمزگان، از «رِندا» به معنای «پشت سر» استفاده میکنند که به نظر میرسد «رِن» با یک حذف و تبدیل از همین «دین» گرفته شده باشد. البته در مناطق غرب هرمزگان از واژه «دیندا dīndâ» استفاده میکردند که اکنون بسیار کمرنگ شده است.
گویشهای جنوبی استان بوشهر، این واژه را ندارند. این واژه مربوط به گویشهای شمالی استان مانندِ گویشهای دشتستان و حیاتداوودی و لیراویها است. این واژه در گویشهای دشتی و تنگسیر و بوشهر و گویشهای جنوبیتر مانند کنگان و جم استفاده نمیشود. واژۀ «نِها/نُها nehâ/nohâ» در گویشهای جنوبی استان به معنای «جلو» استفاده میشود که این واژه در گویشهای حیاتداوودی و لیراوی گاهی با ترکیب «دیندا» به صورت«نُودینداnu dīndâ» به معنای جلو و پشت استفاده میشود.
البته در گویشهای جنوبی استان مانند دشتی و تنگسیر، واژه «دیم dīm» به معنای «پشت و عقب» در واژۀ «پالدیم» به معنای «پاردم» داریم. از همین واژه با اندکی تعدیل و حذف، در واژۀ «گُزیمgozīm» در معنای «گژدم» هم استفاده میشود. یعنی «دیم» که در «دیمدا» در گویشهای شمالی کاربرد دارد در گویشهای جنوبی نیز استفاده میشود. در گویشهای جنوبی استان از واژه«تینا tīnâ/تیtī» به معنای «جلو» استفاده میشود که ارتباطی به این «دیندا» ندارد. در واژه «تینا tīnâ»، « تی+نا» شده است که«نا» واک پسوندی به شمار میرود.
منابع:
1) واژهنامه موضوعی زبانهای باستانی ایران؛ 2) فرهنگ ریشهشناختی نامهای فارسی میانه؛ 3) فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی؛ 4)فارسی فیروزآبادی؛ 5) فرهنگ ریشههای هند و اروپایی زبان فارسی؛ 5)اساس اشتقاق فارسی خالقی مطلق؛ 6) فرهنگ قواس؛ 7) واژهنامه 67 گویش ایرانی کیا؛ 8) دستور زبان اشکانی؛ 9) راهنمای ریشههای زبان ایرانی در زبان اوستا- فارسی- کنونی؛ 10) ریشههای واژه در اوستا و باستان؛ 11) فارسی باستان(دستور زبان- متن- واژه نامه)؛ 12) فارسی میانه؛ 13) فرهنگ ایران باستان پورداوود؛ 14) فرهنگ باستان ایران؛ 15) فرهنگ واژههای اوستا(چهار دفتر)؛ 16) وندهای فارسی باستان؛ 17) تاریخ بیهقی؛ 18) فرهنگنامه قرانیس؛ 19) فرنامه ناصر خسرو؛ 20) تفسیر نسفی؛ 21) فرهنگ اشتقاق واژگان فارسی؛ 22) فرهنگ واژگان گویش دشتی و 23) جستوجوها، مصاحبههای گویشگردی خودِ نگارنده متن.
مرداد 20, 1405
تیر 5, 1405
مرداد 12, 1404