حسرت تاریخی راه آهن برای مردم بوشهر
مرداد 19, 1404
در روزهایی که صدای انفجار تا مجتمعهای گاز و پتروشیمی جنوب کشور میرسید و کارکنان با وجود تهدیدهای امنیتی، فعالیت واحدهای عملیاتی را متوقف نکردند، یک واقعیت قدیمی بار دیگر خود را نشان داد؛ در شرایط بحران، اتکای صنایع راهبردی به نیروهای بومی صرفاً یک انتخاب منابع انسانی نیست، بلکه بخشی از تابآوری عملیاتی و الزامات پدافند غیرعامل است.
جنگ 40 روزه این پرسش را دوباره پیش روی مدیران صنعت قرار داد که آیا زمان بازنگری در سیاستهای جذب، استقرار و بهکارگیری نیروی انسانی در صنایع جنوب کشور فرا نرسیده است؟
از همان سالهای ابتدایی استقرار صنعت این مسئله بارها و بارها مطرح شد: چرا باید با وجود نیروهای شایسته با تحصیلات و تخصص مرتبط همچنان از شهرهای دور کشور نیروهایی جذب شود که اکثریت بنا به هر دلیلی حتی حاضر به اسکان در منطقه هم نیستند تا بار سنگین هزینههای ایاب و ذهاب و … را به شرکتها تحمیل نکنند؟
حال با وجود گذشت سالها و بیتوجهی به این مسئله مهم و تحمیل هزینههای سنگین طی سالهای متوالی به شرکتها با وقوع جنگ ۶۰ روزه و حضور بیوقفه و مستمر نیروهای بومی در غیاب نیروهای غیربومی در سنگر بسیار خطرناک پتروشیمیها و شرکتهای منطقه، آیا زمان آن نرسیده است که در انتخاب نیروهای سازمانی در این صنایع یک تجدیدنظر صورت گیرد؟
بسیاری از نیروهای بومی که در این دوره بدون وقفه در محل کار حاضر بودند، نهتنها مزایای ویژهای بابت حضور در شرایط بحرانی دریافت نکردند، بلکه در مواردی دریافتی آنان از نیروهای غایب نیز کمتر بود!
بخش قابلتوجهی از این نیروها را کارکنان پیمانکاری تشکیل میدادند؛ نیروهایی که در مقایسه با کارکنان رسمی، از مزایا و حمایتهای شغلی بسیار محدودتری برخوردارند.
جنگ، صرفاً یک بحران امنیتی نبود؛ آزمونی نیز برای سنجش تابآوری ساختار نیروی انسانی صنایع جنوب کشور بود.
آزمونی که شاید اکنون فرصت مناسبی باشد تا مدیران و سیاستگذاران، بار دیگر نسبت میان بهرهگیری از ظرفیت نیروهای بومی، هزینههای تحمیلشده به شرکتها و الزامات پدافند غیرعامل را با نگاهی واقعبینانهتر بازنگری کنند.
جنگ، نشانگر این مطلب مهم است که وابستگی گسترده صنایع راهبردی به نیروهایی که محل سکونت آنها صدها کیلومتر دورتر از محل فعالیت است، صرفاً یک مسئله منابع انسانی نیست؛ بلکه میتواند به یک چالش در حوزه تداوم عملیات و پدافند غیرعامل نیز تبدیل شود.
در این میان باید این نکته را هم یادآور شویم که یک مسئله مهم دیگر نیز که در بحبوحه این جنگ 40 روزه بهروشنی دیده شد: مسئله بازنگری در تناسب میان حجم نیروی انسانی کارآمد، مأموریتهای عملیاتی و چیدمان سازمانی نیروهاست.
ضرورت بازنگری در سیاستهای منابع انسانی: تجربه مدیریت بحران در روزهای جنگ، این پرسش را نیز مطرح میکند که آیا ترکیب و چیدمان نیروی انسانی در همه بخشهای صنعت متناسب با نیازهای عملیاتی است یا خیر؟
مرداد 19, 1404
مهر 10, 1404
خرداد 27, 1405