چالشهای خانوادههای تکوالد با بحرانی ناپیدا
آذر 19, 1404
هر سال با نزدیک شدن به فصل خشک و افزایش دما در روزهای پایانی فصل بهار و سه ماهه تابستان، دشتهای پهناور و کوهستانهای استان بوشهر با چالشی جدی به نام حریقهای مرتعی و کوهستانی مواجه میشوند. سناریویی تلخ که در سالهای گذشته، داراییهای سبز این دیار مانند سرمایههای طبیعی ارزشمند و کمیاب گیسکان و مند و … را به خطر انداخته و خسارتهای اکولوژیک و اقتصادی فراوانی به بار آورده است. صیانت از این سرمایههای طبیعی ارزشمند در برابر گرمای شدید هوا و جریان بادهای داغ محلی (تشباد)، نیازمند یک بازنگری علمی و تحول ساختاری در شیوههای سنتی مدیریت بحران است تا بتوان در سالهای آینده از وسعت این آسیبها کاست.
هیئت اندیشهورز آب، اقلیم، محیطزیست و کشاورزی بنیاد نخبگان در راستای رسالت نخبگانی و برای تغییر پارادایم موجود، با همین هدف و بهمنظور ایجاد پایداری نهادی، «بسته سیاستی دکترین تابآوری هوشمند» به همراه «پروتکل و چکلیست ۲۴ مرحلهای جامع مدیریت حریق استان بوشهر» را در سال 1404 تدوین و در خردادماه سال جاری رسماً به استانداری، مدیریت بحران و اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان ارسال نموده است. این اسناد، بیانیههایی شعاری یا طرحهایی مجرد نیستند؛ بلکه مجموعهای تحولآفرین را شکل میدهند که بر پایه بهرهگیری حداکثری از خرد جمعی، سازمانهای مردمنهاد و هستههای مردمی و جهادی استوار است و جایگزینی تفکر یا پارادایم مدیریت بحران با مدیریت ریسک و حکمرانی پیشگیرانه را بر مبنای ضربالمثل شیرین پارسی «علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد» هدف گرفته است. نکته برجسته این سند، تلفیق روشهای مدیریت بهینه چندمرکزی با علم روز و فناوریهای هوشمند و همچنین استفاده از تجربیات و سندهای معتبر و موفق جهانی نظیر سیستمهای مدیریت حادثه بینالمللی (NIMS و AIIMS) با مشارکت دادن بهینه و حداکثری نیروهای مردمی و سمنها و گروههای جهادی بر اساس مدل بومی حکمرانی سازگار بحران (ACG-SIC) در پیشگیری و اطفای حریق است.
چرا مدیریت بحران جواب نمیدهد؟
روایتی از یک تغییر پارادایم ۱۸۰ درجه؛ عبور از رویکردهای واکنشی و مدیریت بحران به رویکردهای پیشگیرانه و مدیریت ریسک در گذشته، تمرکز عمده بر روی اقدامات واکنشی پساواقعه و کنترل پیامدهای حریق پس از وقوع آن بود؛ اما نگاه علمی و زیستمحیطی حاکم بر این بسته سیاستی نشان میدهد که حفاظت پایدار از منابع طبیعی، در گرو چرخش از «مدیریت بحران» به سمت «مدیریت پیشدستانه ریسک» است. استان بوشهر به دلیل شرایط اقلیمی خاص خود، با چالشی به نام «پارادوکس بار سوخت» مواجه است؛ پدیدهای اکولوژیک که در آن بارشهای زمستانه به رشد انفجاری پوشش علفی منجر شده و این توده گیاهی با آغاز فصل گرم بهسرعت خشک و مستعد اشتعال میشود.
تغییر رویه از الگوهای سنتی به دکترین تابآوری هوشمند به ما اجازه میدهد که پیش از آغاز فاز اشتعال، اقدامات پیشدستانه و ترمیمی سازگار با زیستبوم (راهکارهای مبتنی بر طبیعت – NbS) را فعال کنیم. این دکترین، با هماهنگی بینبخشی و تقسیم کار روشن میان نهادهای حاکمیتی و جوامع محلی و استفاده از علم و فناوری روز دنیا، ظرفیتهای اجرایی استان را ارتقا میدهد.
مدل مشارکتمحور بهینه؛ شبکهسازی ساختاریافته سرمایه اجتماعی
بزرگترین سرمایه استان بوشهر در مواجهه با بحرانها، سرمایه اجتماعی و انگیزه درونی مردم، کوهنوردان و سازمانهای مردمنهاد و گروههای جهادی است. بسته سیاستی جدید، بهجای الگوهای جزئی یا حضور هیجانی لحظهای، یک مدل مشارکتمحور بهینه را پیشنهاد میکند که در آن نیروهای مردمی در قالب «هستههای جهادی واکنش سریع دشت» شبکهسازی، آموزش و سازماندهی میشوند.
تلفیق این مشارکت مقتدرانه مردمی با فناوریهای روزآمد (نظیر سامانههای هوشمند پایش دما و رطوبت، اینترنت اشیاء و ابزارهای سنجش از دور و هوش مصنوعی)، خط اول دفاع زمینی را در زمان طلایی مهار حریق به شدت تقویت میکند. در این مدل، تجهیز و سپس تفویض ابزارهای پدافندی سبک به دهیاریها و ایجاد پایگاه دادهای تجهیزات محلی، ساختاری چابک و چندمرکزی ایجاد میکند که سرعت عمل را در لایه زمین به حداکثر میرساند.
هماهنگی عملیاتی با علم روز؛ بهینهسازی مدیریت اطفا در آسمان و زمین
این بسته سیاستی با تکیهبر اسناد معتبر جهانی، بر تفکیک لایه راهبردی (سیاستگذاری و پشتیبانی حاکمیتی) از لایه تاکتیکی (فرماندهی تخصصی صحنه) تأکید دارد تا تصمیمات میدانی کاملاً علمی، منعطف و متناسب با ابعاد حادثه اتخاذ شوند. از سوی دیگر، با تبیین محدودیتهای هیدروپودری بالگردهای آبپاش در دمای حاد جنوب (تله آیرودینامیکی چگالی)، مأموریت ناوگان هوایی را به سمت پشتیبانی هدفمند، شناسایی و ترابری سریع نیروها بازتعریف میکند تا بالاترین بازدهی پدافندی حاصل شود.
پایداری این الگوی حکمرانی با یک نظام ممیزی شفاف و سالانه بر اساس شاخصهای کلیدی عملکرد (KPIs) تضمین میشود. گره زدن رتبهبندی عملکردی دستگاهها به پاداشهای حاکمیتی و از همه مهمتر، استفاده از اعتبارات مسئولیت اجتماعی (CSR) صنایع عظیم نفت، گاز و پتروشیمی مستقر در استان، منبع مالی پایدار و حداقل ۵ سالهای را برای صیانت از این پروتکل هوشمند فراهم میسازد.
احیای اجتماعمحور و پیوند معیشت با حفاظت
یکی از زیباترین جلوههای این نقشه راه، فاز احیای پس از حریق است. این بسته سیاستی با تکیهبر اصول مدیریت مشارکتی، بر این باور است که احیای اکولوژیک مرزها و اراضی آسیبدیده باید از طریق نهالکاری دستی توسط خود روستاییان و با قراردادهای معیشتی انجام شود. این شیوه، یک «مالکیت روانی پایدار» در ذهن جامعه بومی ایجاد میکند تا از درختی که خود کاشتهاند صیانت کنند. این زنجیره حفاظتی با توسعه کارآفرینی اجتماعی و خلق ارزشافزوده برای محصولات بومی (مانند عسل کنار) و نیز گیاهان دارویی، انگیزه حفظ منابع طبیعی را بهصورت خودتنظیم و اقتصادی تغییر میدهد.
کلام آخر؛ یک اراده جمعی برای فردا
«بسته سیاستی دکترین تابآوری هوشمند»، خلاء میان دانش نخبگانی و واقعیتهای عملیاتی دشتها و کوهستانهای بوشهر را پر کرده است. این سند گواهی است بر اینکه حفاظت از تنوع زیستی و کاهش خسارات حریق، نه با رفتارهای مقطعی، بلکه با نظم مهندسی، خرد جمعی، تفویض اختیار و ارزیابی دقیق همراه با پاسخگویی شفاف به نتایج این ارزیابیها میسر میشود. امروز که در آستانه فصل خشک قرار داریم، الحاق قانونی این دکترین به برنامههای پدافند غیرعامل و مدیریت بحران استان بوشهر، بستری بینظیر برای صیانت از کنارستانها و مراتع دیارمان فراهم خواهد کرد. اجرای بندبند این منشور هوشمند، گامی ماندگار در تحقق حکمرانی سازگار بحران و هدیهای به آینده زیستی فردا و حفاظت از حداقل داشتههای طبیعی باقیمانده و بسیار باارزش استان و کشور خواهد بود.
آذر 19, 1404
شهریور 9, 1404
خرداد 20, 1405