بوشهر امروز، شهری برای نفس کشیدن در آرامش
تیر 31, 1405
من همیشه روزهای آخر هفته را بیشتر از همه دوست دارم، چون میدانم قرار است به خانه مامان کشور بروم. خانه او برای من پر از آرامش است و از همان لحظهای که وارد میشوم، بوی خوش و فضای صمیمیاش دلم را شاد میکند. انگار آنجا زمان آرامتر میگذرد و همهچیز رنگ مهربانی دارد؛ اما چیزی که این روزها را برای من خاصتر میکند، حلواهای خوشطعم مامان کشور است. او هر بار که ما دورهم جمع میشویم، باحوصله یک قابلمهی بزرگ حلوا درست میکند. از همان وقتیکه مواد را روی حرارت میگذارد و شروع به هم زدن میکند، بوی گرم و شیرین حلوا در خانه پخش میشود و من را بیصبر میکند.
من همیشه کنار او مینشینم و بهدقت به دستهایش نگاه میکنم. مامان کشور با آرامش و لبخند حلوا را هم میزند و گاهی یک قاشق کوچک به من میدهد تا مزه کنم. همان لحظه احساس میکنم هیچچیزی در دنیا به آن خوشمزگی نیست و دلم میخواهد همانجا زمان متوقف شود.
وقتی حلوا آماده میشود، او آن را در ظرفهای کوچک میریزد و بامحبت برای همه میکشد. من اولین قاشق را با شوق برمیدارم و مزهی شیرین آن را همراه با عطر دارچین حس میکنم. هر بار فکر میکنم این خوشمزهترین حلوا در دنیاست. برای من، آخر هفته یعنی کنار مامان کشور بودن، خندیدن و خوردن حلواهای گرم و شیرین او. لحظههایی ساده اما پر از عشق که در ذهنم میمانند.
تیر 31, 1405
تیر 17, 1405
شهریور 9, 1404