الهام بهروزی
الهام بهروزی

فرهنگ در پشت حصار صنعت

18 بازدید

زندگی در شهرهای صنعتی به‌ویژه در نقاطی که با توسعه شتاب‌زده و فشرده صنعتی مواجه هستند، بیش از هر چیزی نیازمند برنامه‌ریزی و عدالت فرهنگی است. در چنین شهرهایی وجود زیرساخت‌های فرهنگی، هنری و تفریحی بخشی از الزامات زندگی شهری است که می‌توانند در حفظ نشاط اجتماعی، امیدافزایی، کاهش فشارهای روانی و پیشگیری از بروز آسیب‌های اجتماعی نقش موثری ایفا کنند.

بدیهی است عسلویه نمونه بارز یک شهر صنعتی در تقلای توسعه با کمبودها و فقدان‌های بسیار در زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی است. تجربه زندگی در این شهرستان صنعتی، گویای این واقعیت تلخ است که توسعه در این شهرستان عمدتا در ابعاد اقتصادی و صنعتی پیش رفته، بی‌آنکه هم‌زمان زیرساخت‌های ضروری و لازم برای زندگی اجتماعی و فرهنگی جامعه محلی نیز تقویت شود. نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری نوعی توسعه نامتوازن است که اگرچه تولید و ثروت به همراه داشته، اما در حوزه کیفیت زندگی، رفاه فرهنگی و امنیت اجتماعی با کاستی‌های جدی همراه بوده است.

نبود زیرساخت‌های استاندارد فرهنگی و هنری در عسلویه در سال‌های گذشته پیامدهای مختلفی به همراه داشته است. در این میان، کارشناسان فرهنگی می‎گویند کمبود فضاهای فرهنگی، هنری و تفریحی در این شهرستان، زمینه را برای بروز برخی از آسیب‌های اجتماعی فراهم کرده‌‌است. در این میان، اعتیاد یکی از جدی‌ترین آسیب‌هایی است که همواره در چنین شرایطی امکان گسترش بیشتری پیدا کرده است. واضح است که نبود بسترهای مناسب برای پر کردن اوقات فراغت، آموزش، فعالیت‌های فرهنگی و هنری و … جوانان و نوجوانان این خطه را در معرض تهدیدهای بیشتری قرار داده است.

عسلویه امروز بیش از هر زمان دیگری به بازنگری در الگوی توسعه خود نیاز دارد. این شهرستان که تحت تاثیر توسعه نامتوازن با کمبودهای فزاینده در حوزه‌های مختلف روبه‌روست، برای عبور از بحران‌های اجتماعی احتمالی ناگزیر از تغییر نگاه است و تا زمانی که نسبت صنعت با جامعه محلی بر پایه بهره‌برداری صرف تعریف شود و نه بر پایه مسئولیت‌پذیری در قبال جامعه محلی نمی‌توان انتظار داشت که توسعه به معنای واقعی آن در این منطقه محقق شود. عبور از این وضعیت، مستلزم تغییر پارادایم از صنعت در تقابل با جوامع محلی به صنعت در خدمت زیست‌بوم است که با وجود ضرورت آشکار این تغییر اما هنوز نشانه‌ای جدی از اراده برای تحققش در عسلویه دیده نمی‌شود.

یکی از مصداق‌های بارز این بی‌توجهی، وضعیت مجتمع فرهنگی هنری عسلویه است که این پروژه در صورت تکمیل می‌توانست بخشی از خلأ موجود در حوزه زیرساخت‌های فرهنگی این شهرستان را جبران کند، اما همچنان در مرحله راه‌اندازی متوقف مانده است. این مجتمع که در زمینی به مساحت ۴۸۱۵ مترمربع و در سه طبقه طراحی و اجرایی شده، تا اوایل سال گذشته به رشد فیزیکی ۹2 درصدی رسیده و وارد مرحله نازک‌کاری و نهایی شده بود، اما تزریق نشدن به‌موقع اعتبار، مانع از تکمیل و بهره‌برداری آن شده است.

توقف چنین پروژه‌ای در این مرحله، گویای جایگاه متزلزل فرهنگ در نظام اولویت‌گذاری این منطقه و صنایع مستقر در آن است؛ چراکه عسلویه با وجود اشتهارش به‌عنوان پایتخت انرژی کشور، همچنان با کمبود جدی زیرساخت‌های اجتماعی و فرهنگی مواجه است. حال سوالی تکراری باز در ذهن نگارنده جاخوش می‌کند که چرا شهری با این حجم از ثروت، سرمایه و نقش‌آفرینی در ارزآوری و اقتصاد کشور در تامین حداقل امکانات فرهنگی و هنری برای ساکنان خود ناتوان مانده است؟!

افزون بر این، این سوالات اساسی نیز مطرح می‌شود که چرا هلدینگ‌ها و شرکت‌های بزرگ فعال در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی که شمار قابل‌توجهی از کارکنان و کارگران آن‌ها در همین شهر زندگی می‌کنند، طی سال‌های گذشته توسعه زیرساخت‌ها و برنامه‌های فرهنگی و هنری خود را عمدتا به درون مجموعه‌های سازمانی محدود کرده‌اند و جامعه محلی در پشت حصار این شرکت‌ها از بخش قابل‌توجهی از این امکانات و حمایت‌ها بی‌بهره مانده است؟ چرا بزرگ‌ترین پروژه فرهنگی هنری عسلویه نتوانسته سهمی درخور از اعتبارات مسئولیت‌های اجتماعی این صنایع دریافت کند؟ و تا چه زمانی مردم عسلویه باید به‌دلیل نجابت و صبوری خود از مطالبه‌گری بحق بازبمانند و همچنان در حوزه برخورداری از زیرساخت‌های استاندارد و مدرن فرهنگی و هنری با کمبود مواجه باشند که در نهایت زمینه‌ساز تشدید آسیب‌هایی همچون اعتیاد و دیگر ناهنجاری‌های اجتماعی در این منطقه صنعتی شود.

واقعیت آن است که توسعه پایدار، بدون توجه به ابعاد انسانی و اجتماعی آن تحقق پیدا نمی‌کند. اگر قرار است عسلویه تنها محل استقرار صنایع بزرگ نباشد و به شهری قابل‌ زندگی برای مدیران، مهندسان، کارکنان و ساکنان بومی تبدیل شود، باید در کنار توسعه صنعتی به توسعه فرهنگی و اجتماعی نیز به همان اندازه اهمیت داده شود. بی‌شک راه‌اندازی مجتمع فرهنگی هنری عسلویه در چنین شرایطی می‌تواند نشانه‌ای از تغییر در نگاه به توسعه و بازشناسی حقوق فرهنگی مردم این شهرستان باشد.

بی‌تردید، تداوم بی‌توجهی به زیرساخت‌های فرهنگی و تفریحی در عسلویه، تنها به تعمیق شکاف‌های اجتماعی و افزایش آسیب‌ها منجر خواهد شد. از این رو، لازم است مسئولان محلی، استانی و همچنین مجموعه‌های صنعتی فعال در منطقه مسئولیت خود را در قبال زیست فرهنگی مردمان و ساکنان این شهرستان بازتعریف کنند. امروز عسلویه برای رسیدن به توازن، بیش از هر چیز به تصمیمی جدی در حوزه فرهنگ نیاز دارد که از مرحله وعده عبور کند و در عمل به ایجاد و فعال‌سازی زیرساخت‌هایی بینجامد که سال‌هاست مردم این منطقه در انتظار آن هستند.

 

اشتراک‌گذاری: