انرژی 7 بازدید
بن‌بست استکبار در شریان مقاومت

تحلیلگران غربی از ناکامی استراتژی محاصره نفتی ایران می‌گویند

بامدادجنوب_حجت عبدالهی‌پور
جنگی که با هدف براندازی ساختار سیاسی و دست‌اندازی به شاهرگ‌های حیاتی و منابع غنی انرژی ایران، به‌ویژه نفت و فرآورده‌های نفتی، از سوی رئیس‌جمهور سوداگر آمریکا در نهم اسفندماه و با مشارکت رژیم کودک‌کش صهیونیستی آغاز شد، اکنون به پاشنه آشیلی برای مدعیان نظم جهانی مبدل شده است. در حالی که اتاق‌های فکر استکبار در واشینگتن و تل‌آویو، سودای فتح یک‌باره منابع ایران را در سر می‌پروراندند، شاید کمتر کسی در مخیله‌اش می‌گنجید که بازی با دم شیر در جغرافیای استراتژیک خلیج فارس، این‌گونه بازار انرژی جهانی را به کما برده و نبض اقتصاد بین‌الملل را فلج کند.
اما ایران با درک دقیق از «هندسه قدرت» در منطقه و با اتخاذ استراتژی هوشمندانه و محدود کردن تردد در گلوگاه تنگه هرمز، نقشه شوم و چندلایه دشمن آمریکایی- صهیونی را در نطفه خفه کرد. این حرکت راهبردی، فراتر از یک واکنش نظامی، پیامی صریح به بازارهای جهانی و سیاست‌مداران قمارباز بود؛ به‌گونه‌ای که کمتر تحلیل‌گر وابسته به کانون‌های قدرت غرب تصور می‌کرد ایران بتواند با تکیه بر ظرفیت‌های ژئوپلیتیک خود، چنین بن‌بست تاریخی و بی‌سابقه‌ای را برای مهاجمان رقم بزند.
امروز، در حالی که شعله‌های طمع سوداگران نفت به سردی گراییده، این اقتدار دریایی ایران در جنوب است که تکلیف معادلات جهانی را روشن می‌کند. دشمن که با محاسباتی مادی و چرتکه‌اندازی‌های تاجرانه قدم در این کارزار گذاشته بود، اکنون درمی‌یابد که جغرافیای مقاومت، فراتر از توان مانور ناوهای فرسوده آن‌هاست. ایران با بستن رگ حیاتی انرژی، نشان داد که دوران بزن‌ودررو به پایان رسیده و هرگونه تعرض به این خاک، بهایی به سنگینی سقوط بازارهای جهانی و فروپاشی توهمات ابرقدرتی در پی خواهد داشت.
دشمن آمریکایی صهیونی پس از ناکامی در جنگ ۴۰ روزه رمضان، به آتش‌بس دو هفته‌ای و تمدید همچنانی آن روی آورد تا فرصتی برای تجدید قوا برای حمله دوباره بخرد. او همزمان با آتش‌بس با آوردن ناوگان دریایی خود تلاش کرده ایران و ناوگان دریایی و نفتکش‌های آن را محاصره کند تا به گمان خود، با مانع‌تراشی در صادرات نفت ایران، کل زیرساخت‌ها و تاسیسات نفتی آن را نابود کند. ترامپ در حقیقت با این کار در تلاش است تا ایران را به میز مذاکره برای تن دادن به خواسته‌های زیاده‌خواهانه‌اش بازگرداند.
بنابراین در شرایطی که کاخ سفید در هفته‌های اخیر کوشیده است با ادبیاتی آمیخته به تهدید و پیش‌بینی‌های آخرالزمانی، تصویری از فروپاشی قریب‌الوقوع صنعت نفت ایران ارائه دهد، اما مرور دقیق اظهارات کارشناسان انرژی و داده‌های موجود در بازار جهانی نفت، حکایت دیگری را روایت می‌کند که بیش از آنکه بر واقعیت‌های فنی و اقتصادی استوار باشد، پرده از نوعی جنگ روانی و تلاش برای مدیریت افکار عمومی در داخل آمریکا و بازارهای جهانی برمی‌دارد.
برخلاف ادعاهای دونالد ترامپ و برخی مقام‌های دولت او مبنی بر اینکه زیرساخت‌های نفتی ایران به‌زودی با «فاجعه‌ای بزرگ» روبه‌رو خواهد شد، بسیاری از تحلیلگران مستقل انرژی در آمریکا چنین سناریویی را نه‌تنها محتمل نمی‌دانند، بلکه آن را بیشتر در چارچوب موضع‌گیری‌های سیاسی و جنگ روایت‌ها ارزیابی می‌کنند. چنان‌که کارشناسان صنعت انرژی در گفت‌وگو با روزنامه واشنگتن‌پست تصریح کرده‌اند که ایران هنوز هفته‌ها و حتی ماه‌ها تا پر شدن کامل ظرفیت‌های ذخیره‌سازی نفت خود فاصله دارد و بنابراین ادعای توقف قریب‌الوقوع تولید نفت این کشور، فاقد پشتوانه فنی جدی است.
این تحلیلگران همچنین تاکید می‌کنند که حتی در صورت پر شدن ذخایر موجود نیز، لزوما خسارت دائمی یا ساختاری به صنعت نفت ایران وارد نخواهد شد؛ موضوعی که خود نشان می‌دهد فضای تردید و اختلاف نظر در میان متخصصان غربی درباره صحت ادعاهای مطرح‌شده از سوی دولت آمریکا بسیار گسترده است. در واقع، همان تردیدی که در سخنان ترامپ نیز به‌طور ضمنی مشاهده می‌شود، بازتابی از نگرانی‌های داخلی در آمریکا است که شهروندانش، این روزها با افزایش هزینه‌های سوخت و حمل‌ونقل دست و پنجه نرم می‌کنند و دیگر چندان به وعده‌های ساده‌انگارانه درباره پایان سریع بن‌بست میان واشینگتن و تهران اعتماد ندارند.
رزماری کلانیک، پژوهشگر حوزه انرژی و مدیر برنامه خاورمیانه در اندیشکده «اولویت‌های دفاعی»، در واکنش به ادعاهای ترامپ مبنی بر انفجار قریب‌الوقوع خطوط لوله نفت ایران و فروپاشی صنعت انرژی این کشور، با صراحت می‌گوید: «این‌طور کار نمی‌کند. هیچ چیز خود به خود نابود نخواهد شد.» این جمله کوتاه اما صریح، در واقع اشاره‌ای به پیچیدگی‌های فنی صنعت نفت و همچنین ظرفیت‌های عملیاتی ایران برای حفظ تداوم تولید و مدیریت شرایط بحران است.
مارک فینلی، پژوهشگر انرژی و نفت جهانی در مؤوسسه بیکر دانشگاه رایس نیز دیدگاهی مشابه دارد. او تاکید می‌کند که تجربه سال‌های گذشته نشان داده ایران به‌خوبی می‌داند چگونه در شرایط فشار و تحریم، سیستم انرژی خود را فعال نگه دارد. فینلی معتقد است حتی در صورت ادامه محدودیت‌های کشتیرانی در تنگه هرمز، ایران همچنان گزینه‌های متعددی برای مدیریت تولید نفت در اختیار دارد. به گفته او، وجود تعداد قابل توجهی نفتکش خالی در منطقه می‌تواند به‌عنوان مخازن شناور برای ذخیره نفت مورد استفاده قرار گیرد. افزون بر این، شبکه پالایش و توزیع داخلی ایران نیز ظرفیت آن را دارد که با تنظیم سرعت تولید، مانع از اختلال جدی در سیستم انرژی کشور شود.
با این حال، در سوی دیگر این معادله، دولت آمریکا همچنان تلاش دارد روایت دیگری را تثبیت کند. وزارت خزانه‌داری این کشور در بیانیه‌ای مدعی شده است که ایران از درآمدهای نفتی محروم شده و صنعت انرژی آن در آستانه تعطیلی قرار دارد. حتی در نشست مدیران شرکت‌های انرژی با مقام‌های دولت آمریکا در کاخ سفید نیز برخی از آنان خواستار ادامه فشارها و تداوم محاصره شدند و بار دیگر ادعا کردند که ایران «به‌زودی به طور کامل تعطیل خواهد شد».
اما آنچه این روایت رسمی را با تردیدهای جدی روبه‌رو می‌کند، واقعیت‌های ملموس بازار انرژی است. افزایش شدید قیمت بنزین در ایالات متحده و جهش قیمت نفت در بازار جهانی، نشانه‌هایی هستند که نشان می‌دهند معادلات انرژی برخلاف انتظار طراحان جنگ پیش رفته است. تنها در چند هفته گذشته، قیمت بنزین در آمریکا به حدود ۴.۳۰ دلار برای هر گالن بنزین معمولی رسیده است؛ در حالی که پیش از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در اواخر فوریه، میانگین قیمت کمتر از سه دلار بود. در بازار جهانی نیز قیمت نفت خام به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۲۲ رسیده و در مقطعی حتی تا ۱۲۶ دلار در هر بشکه افزایش یافته است.
این جهش قیمتی نشان می‌دهد که هرگونه اختلال در امنیت انرژی خلیج فارس، بلافاصله بازار جهانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ موضوعی که بار دیگر اهمیت ژئوپلیتیک تنگه هرمز را برجسته می‌کند. در واقع، این آبراه راهبردی نه‌تنها شریان حیاتی صادرات انرژی منطقه به شمار می‌رود، بلکه به‌نوعی نقطه تعادل بازار جهانی نفت نیز محسوب می‌شود؛ نقطه‌ای که هرگونه تنش در آن می‌تواند زنجیره تأمین انرژی جهان را دچار شوک کند.
در همین حال، تغییر مکرر اهداف اعلام‌شده از سوی دولت آمریکا درباره این درگیری دوماهه نیز بر ابهامات موجود افزوده است. در طول این مدت، مقام‌های واشینگتن بارها روایت خود درباره زمان بازگشایی تنگه هرمز یا پیامدهای اقتصادی این بحران را تغییر داده‌اند؛ امری که از نگاه بسیاری از ناظران، نشانه‌ای از نبود راهبرد مشخص و تکیه بیش از حد بر محاسبات سیاسی کوتاه‌مدت است.
برت اریکسون، مدیرعامل شرکت مشاوره ریسک «اوبسیدین» که در زمینه جرایم مالی و مسیرهای انتقال نفت برای دور زدن تحریم‌ها فعالیت می‌کند، در این باره می‌گوید: «ما روی نجات یافتن با یک راه‌حل جادویی حساب می‌کنیم که از چندین جهت دارای نقص است.» این اظهارنظر در واقع اشاره‌ای به این واقعیت دارد که در دنیای پیچیده انرژی، هیچ راه‌حل فوری و معجزه‌آسایی برای مدیریت بحران‌های ژئوپلیتیک وجود ندارد.
کلانیک نیز در تحلیلی مشابه می‌گوید: این جدیدترین تئوری پیروزی است که آنها به آن متوسل شده‌اند؛ نه به این دلیل که بسیار منطقی به نظر می‌رسد، بلکه چون سریع، ساده و مطابق با چارچوب زمانی مطلوب آنهاست. سخنی که به‌وضوح نشان می‌دهد برخی از روایت‌های رسمی بیشتر برای مصرف سیاسی طراحی شده‌اند تا تحلیل واقع‌بینانه از وضعیت صنعت انرژی ایران.
در همین حال، داده‌های فنی منتشرشده از سوی نهادهای مستقل نیز روایت متفاوتی ارائه می‌دهند. مرکز سیاست جهانی انرژی دانشگاه کلمبیا در تحلیلی که به‌تازگی منتشر کرده، نتیجه گرفته است که حتی در صورت بروز محدودیت در ظرفیت ذخیره‌سازی، بعید است «خسارت فاجعه‌بار یا حتی بسیار جدی» به صنعت نفت ایران وارد شود. این گزارش همچنین توضیح می‌دهد که توقف موقت تولید در برخی میدان‌ها ممکن است به پدیده‌ای موسوم به «توقف تولید» منجر شود؛ حالتی که در آن فشار مخزن کاهش یافته یا آب و گاز وارد آن می‌شود. با این حال، چنین شرایطی به معنای وقوع انفجار یا نابودی ناگهانی زیرساخت‌های نفتی نیست.
افزون بر این، داده‌های کشتیرانی مؤسسه تانکرترکر نشان می‌دهد که در محدوده تنگه هرمز تعداد قابل توجهی نفتکش خالی وجود دارد که می‌توانند حدود ۴۵ میلیون بشکه نفت ایران را در خود جای دهند؛ رقمی که معادل چندین هفته از تولید صادراتی معمول ایران است. شرکت تحلیل انرژی «کپلر» نیز گزارش داده که ایران همچنان میلیون‌ها بشکه ظرفیت ذخیره‌سازی استفاده‌نشده در داخل کشور در اختیار دارد.
در چنین فضایی، واکنش برخی مقام‌های ایرانی نیز نشان‌دهنده نوعی اطمینان به پایداری صنعت انرژی کشور است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در واکنش به ادعاهای مقام‌های آمریکایی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «سه روز گذشت، هیچ چاهی منفجر نشد. می‌توانیم این مدت را به ۳۰ روز افزایش دهیم و چاه را اینجا به صورت زنده پخش کنیم.»
مجموع این تحولات نشان می‌دهد که آنچه امروز در عرصه انرژی جریان دارد، نبردی چندلایه در حوزه روایت‌ها، ادراکات و معادلات ژئوپلیتیک است. در این نبرد، واقعیت‌های فنی صنعت نفت، ظرفیت‌های لجستیکی و زیرساختی ایران و همچنین جایگاه راهبردی تنگه هرمز، عواملی هستند که می‌توانند بسیاری از محاسبات سیاسی کوتاه‌مدت را برهم بزنند.
به بیان دیگر، تجربه این بحران بار دیگر یادآور می‌شود که در معادلات پیچیده انرژی جهانی، قدرت واقعی تنها در تعداد ناوهای جنگی یا حجم تحریم‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در توانایی مدیریت منابع، درک درست از جغرافیای راهبردی و تاب‌آوری ساختارهای اقتصادی و صنعتی نهفته است؛ مولفه‌هایی که به نظر می‌رسد در معادله ایران و تنگه هرمز بیش از هر زمان دیگری خود را نشان داده‌اند.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.