پژواک صدای زنان بوشهر در میان روایتها
بامدادجنوب_الهام بهروزی
ادبیات جنوب، سالهاست روایتهای ناگفتهای را در خود پنهان کرده است که بخشی مهم از آنها به قلم زنانی شکل گرفته که کمتر دیده و کمتر خوانده شدهاند. کتاب «نقد و تاریخ داستاننویسی زنان استان بوشهر» تازهترین اثر بشیر علوی، نویسنده و پژوهشگر جنوبی، تلاشی برای بیرونکشیدن این صداهای خاموش از حاشیه و نشاندن آنها در متن ادبیات معاصر ایران است؛ اثری که برای نخستینبار، تاریخ و نقد داستاننویسی زنان بوشهر را بهصورت مستقل و جامع از دوره قاجار تا امروز بررسی میکند.
این اثر پژوهشی، سندی ادبی از زیست، رنج، عاطفه و زبان زنانه در اقلیم جنوب است؛ جایی که تفاوتهای فرهنگی، اجتماعی و اقلیمی، زبانی متمایز و سبکی خاص را در داستان زنان رقم زده است. به بهانه انتشار این کتاب که بهمن امسال از سوی انتشارات نگاه راهی بازار کتاب شده است، با بشیر علوی به گفتوگو نشستیم تا از انگیزههای فکری و پژوهشی او برای ورود به حوزه زنان داستاننویس و «سبک زنانه»، اهمیت ثبت تاریخ داستاننویسی زنان بوشهر و نسبت این آثار با ادبیات مردسالار بشنویم. با ما همراه شوید.
انگیزه شخصی و فکری شما برای ورود به موضوع «سبک زنانه» در داستاننویسی زنان بوشهر چه بود و این دغدغه از کدام تجربه پژوهشی یا زیسته آغاز شد؟
کارهای عقبمانده در استان بوشهر فراوان است. یکی از این کارها، پژوهش پیرامون ادبیات و زیست زنان است که نه در بوشهر بلکه در ایران هنوز به جایی نرسیده است. با تلاش استادیاحسینی در تولید آثاری مربوط به زنان بر آن شدیم که ادبیات زنان را مورد بررسی قرار دهیم. چند سال پیش شعر زنان بوشهر را نقد و معرفی کردیم و طبیعتا باید داستان نیز مورد بررسی قرار میگرفت تا این پژوهش انجام میشد.
به عقیده من، زنان در تاریخ ایران بهویژه بوشهر ادبیات و هنر خاص خود دارند و در سنت ما به خاطر زیست مردانه، به این مسئله پرداخته نشده و در بوته فراموشی سپرده شده بود. این رویکرد، یک رویکرد سالم نبود و باید ادبیات و هنر زنان و تاریخ ادبیات زنان دیده میشد تا گسترهای از ادبیات این سرزمین از بین نرود، زیرا که ادبیان زنانه خود به تنهایی یک گستره پردامنه است.
این کتاب در شرایطی به وجود آمد که هنوز درباره جنسیتمند بودن زبان ادبی اجماع وجود ندارد، درست است؟
درست است که هنوز اجماع کلی در دنیا بر جنسیتمند بودن زبان ادبی صورت نگرفته، ولی شواهد زیادی وجود دارد که زبان جنسیتمند است و من از جمله آن افرادی هستم که به ضرس قاطع به جنسیتمند بودن زبان ادبی اعتقاد دارم؛ چراکه زبان زنانه در شعر و موسیقی و داستان و نمایش و… با زبان مردانه جدا است و این را در همین کتاب و کتاب «شناختنامه شعر زنان بوشهر» نشان دادهام. در دنیا آثار مهم و زیادی درباره جنسیتمند بودن زبان و تفکیک دو زبان مردانه و زبان زنانه نوشته شده و بیانیههای فراوانی در این زمینه منتشر شده است.
چرا بوشهر را بهعنوان میدان اصلی این پژوهش برگزیدید و چه تفاوتهایی میان زنان داستاننویس این اقلیم و سایر مناطق ایران مشاهده کردید؟
یقینا تفاوتهای اقلیمی در زبان مناطق مختلف وجود دارد و این تفاوت هم به زبان زنانه برمیگردد و هم زبان مردانه را در برمیگیرد. پس تفاوت اقلیم بر صور خیال و قلمرو زبانی متن اثر مستقیم میگذارد. این اثر را حتی در واجها هم میتوان مشاهده کرد. منتهی این که چرا ما میدان اصلی پژوهش خود را بوشهر قرار دادهایم؛ هم به دلیل اشرافی که ادبیات بوشهر داریم و هم به خاطر نیازی که در استان و اقلیم خودمان داشتیم، باید به اقلیم بوشهر میپرداختیم تا بیش از این داستان زنان در محاق قرار نگیرد. قرار هم نیست که یک نفر بتواند همه اقلیمها را پوشش دهد. سزاوار و گاه واجب میدانیم که افرادی که در اقلیمهای مختلف توانایی حل این مسئله مهم دارند کوتاهی نکنند و این امر مهم را در همه اقلیم به انجام برسانند. ای کاش نهادی راه میافتد که در همه استانها رصد میشد و افرادی را بر نوشتن این ادبیات به محاقرفته برمیانگیخت. نهادی مانند فرهنگستان یا اداره پژوهش مجلس شورای اسلامی.
آیا در جریان تحلیل متون، به نشانههایی رسیدید که بهطور مشخص از گسست زنان نویسنده بوشهر از الگوهای مردسالار زبان حکایت کند؟
بله؛ فراوان. در کتاب نشان داده شده است. مولفههایی که حاکی از تولید سبک زنانه و رقابت با زبان سنت مردانه و گاه رهایی از آن در داستان زنان بوشهر دیده میشود، بیشتر مربوط به درد و رنج و غم زنانی است که در داستان گاه گریه کردند و گاه از سختیهای خود گفتند. آنها با روی آوردن به دردنویسی و غمگنانه صحبتکردن و با آشکار کردن نهفتههای درون خود، به نوعی سبک زنانه در محتوای داستان رسیدهاند. رفتار آنها با مردان و رنجهایی که از این رابطه دیدهاند، در داستان نمودار است. شدت و حدت این مولفهها در داستان زنان بوشهر متفاوت است. گاه در داستانی پربسامد و گاهی نیز کممایه بیان میشود. اگر ما تمامی داستانهای زنان بوشهر را در یک مجلد گذاشته و منتشر کنیم و آن وقت به عنوان یک مجموعه داستان مورد بررسی و پژوهش در زمینه دستیابی به زبان و جهان زنانه قرار دهیم، به یقین با متنی روبهرو خواهیم شد که پرملات و جانانه و پرمایه و پرگوهر در راستای معرفی زبان و سبک زنانه و بیان مشکلات زنان گام برداشتهاند.
در داستان زنان استان بوشهر انبوهی از مشکلات زنان وجود دارد. مشکلاتی که گاه عاطفی و گاه اجتماعی است. رازهای نهفته در درون زنان در این داستان موج میخورد. لحظات سخت زنانه بودن، مرگ شوهر، کتک خوردن از شوهر، آواره بودن، فقر، اسارت در دست مادر شوهر، مشکلات خانوادگی، خیانت شوهر و موارد دیگر جانمایه اصلی این داستان است. این نمونه اندکی از گسست ادبیات زنانه بوشهر به نسبت ادبیات مردانه است که همین مولفهها برای خود زبانی تولید کردهاند که این زبان از زبان مردانه فاصله گرفته است. حتی راوی نیز در ادبیات زنانه با ادبیات مردانه متفاوت است که در کنار دیگر مولفهها مهم این بحث در کتاب به طور مفصل به آن پرداخته شده است.
شما در تحلیلهای خود از الگوی سبکشناسی فمینیستی سارا میلز الهام گرفتید، این الگو تا چه اندازه پاسخگوی تحلیل متون بومی زنان جنوب بود و آیا ناچار به بازخوانی یا تعدیل آن شدید؟
زنانهنویسی، یکی از مباحث مورد توجه پژوهشگران متون ادبی و سبکشناسان است که به سوالهایی از قبیل زنانهنویسی چیست و چه مشخصههایی دارد، میپردازد. در این زمینه «سارا میلز» الگویی بر اساس «سبکشناسی فمینیستی» که از جمله رویکردهای فرهنگی- اجتماعی دانش سبکشناسی است ارائه داده است و این اصطلاح را فشردهترین تعبیر برای بررسی و تحلیل موضوع فمینیسم با استفاده از روشهای زبانشناختی و تجزیه و تحلیل زبانی در متون دانسته است. میلز معتقد است نویسندگان زن، گزینههای متفاوت زبانی را در ساختار و محتوای آثارشان با تاثیرپذیری از ویژگیهای زنانه، عواطف و دیدگاههای زنانه به کار میبرند که در تحلیل زبانی باید به سه سطح تحلیل بر اساس واژگان، جملات و گفتمان توجه داشت. در سطح واژگان باید به واژگان بیانگر حالات و عواطف زنان، تعابیر زنانه، تعدد شخصیتهای زن و رنگواژهها؛ در سطح جملات به جملههای ساده، توصیفی، کوتاه و در سطح گفتمان به عناصر مهم داستان از جمله، پیرنگ، شخصیت، زاویه دید، لحن، درونمایه و راوی پرداخت.
کتاب سبکشناسی فمینیستی سارا میلز، برای تحلیل دادهها مدلی ارائه میدهد که سه سطح واژگان، نحو و گفتمان در آن مورد کنکاش قرار میگیرد و با اشاره به آثار زبانشناسان و پژوهشگران حوزه جامعهشناسی زبان و نیز دیدگاههای فمینیستها، بر تحلیل زبانی آثار زنان تاکید کرده و روش تحلیل آثار داستانی زنان را مطرح میکند.
مدل کار خانم سارا میلز برای من جالب بود و همین مدل به تفاوتی اقلیمیتر در کتاب «زبان و جایگاه زن» از رابین تالمک لیکاف نیز ارائه شده است که همان مدل را با تفاوتهای اقلیمیتری بسط داده است. برای نوشتن کتاب «نقد و تاریخ داستانسرایی زنان استان بوشهر» هر دو کتاب را دیده و خوانده و با همان مدل پیش رفتیم، منتهی در موارد ناچار با تعدیل مدلها شدیم (بهویژه در مدل نحوی) تا با اقلیم جنوب بیشتر سازگاری داشته باشد. این تعدیل بسیار جزئی صورت گرفت، زیراکه مدلهای طرح شده در این دو کتاب مدلهای مناسب و متناسب برای همه اقلیمها است.
یافتههای کتاب شما تا چه حد این فرض را تقویت میکند که ظهور زنان نویسنده الزاما به خلق زبانی متفاوت و زنانه میانجامد؟
بسیار زیاد. ما بدون هیچ گونه پیشداوری به سراغ آمارها و تحلیل دادههای برگرفته از مولفههای مختلف داستان زنان استان بوشهر رفتیم و در نهایت دیده شد و دیدهها را نیز گزارش کردیم که زنان به طوری کلی به دنبال خلق زبانی جدید که متفاوت از زبان مردانه است، هستند. این تلاش در داستانهای زنان استان بوشهر به وقوع پیوسته است. البته در شعر زنان نیز این اتفاق افتاده است و ما در کتاب «شناختنامه شعر زنان استان بوشهر» نشان دادهایم.
به نظر شما، مهمترین مولفهای که سبک زنانه را از سبک مردانه در داستانهای بررسیشده متمایز میکرد، کدام بود؟
متفاوت است. مثلا داستاننویسان دهه شصت و هفتاد بیشتر در حوزه واژگانی متمایز شدهاند و داستاننویسان دهه هشتاد و نود و بهویژه در همین دو سه سال اخیر بیشتر تمایز در لایههای نحوی کلام صورت گرفته است.
حذف بخش ادبیات عامیانه زنان بوشهر از این کتاب چه نسبتی با هدف اصلی پژوهش داشت و آیا این تصمیم افق پژوهشی تازهای را پیش روی شما گشود؟
بله. افق تازهای در ذهن ما ایجاد کرد. زمانی داشتم بر متون زنانه مطالعه میکردم باید به سراغ ادبیات عامیانه مانند لالاییها، نازآواها، افسانهها و… میرفتم؛ زیراکه این متون نیز گاهی خالق آنها زنان بودهاند. در این جریان به دادههایی دست یافتم که تلفیق آنها با داستان زنان بیانصافی و کملطفی بود به گستره پهناور ادبیات عامیانه که خود یک پژوهش مستقل و یک نمودار و دادههای متفاوتی دارد. حیفم آمد که آن دادهها و تحلیلهای ارزشمند را یکجا چاپ نکنم و به گونه جداگانه به آن نپردازم و گاهی نیز ممکن بود که خلط مبحث شود و این به سود ادبیات جنوب نبود. به این دلیل این دو موضوع را از هم جدا کردم.
شما این اثر را بیشتر پاسخی به یک خلأ دانشگاهی میدانید یا تلاشی برای تثبیت جایگاه زنان نویسنده بوشهر در تاریخ ادبیات معاصر؟
این اثر را تلاشی برای معرفی زنان و توانایی متن زنان استان بوشهر در گستره ادبیان ایران عزیز میدانم. متونی که اگر معرفی و ثبت و ضبط نشوند، دایره وسیعی از ادبیات جنوب به فراموشی میرود. شاید نشان داده باشیم که داستانهای زنان بوشهر سهم بزرگی در ادبیات داستانی ایران دارند.
اگر این کتاب نوشته نمیشد، کدام بخش از تجربه زبانی و ادبی زنان بوشهر در سکوت باقی میماند؟
هدف ما کشف نشانههای سبک زنانه و تحلیل آن در مقایسه با سبک مردانه و گشایش دریچههایی به روی این دسته از پژوهشهاست. اهمیت و ضرورت این کتاب از آن جهت است که دغدغه اثبـات سـبک نویسـندگی زنـان مدتی است که ذهن پژوهشگران حوزه زنان را به خود مشغول داشته است و این موضوع، مورد توجه بسیاری از پژوهندگان است. بنابرایـن نیـاز بـه سبکسـنجی آثـار زنـان استان بوشهر و برجسـتهسـازی نشانههای سبک آنان احساس میشود. افزون بر احساس نیاز مذکور، باید سبک و توانایی زنان استان بوشهر در نویسندگی نیز به جامعه علمی و پژوهشی کشور معرفی شود. از آنجا که زنـان، نیمـی از جامعـه بشری را تشکیل میدهند، نیاز به سبکسنجی آثار آنان، همواره احساس میشود.
از آنجا که این کتاب نخستین اثر نوشتهشده در این زمینه است، به نظر میرسد که با چاپ این اثر تجربه زیادی از قلمرو زبانی و ادبی زنان بوشهر در داستان نشان داده شده است. یقینا کاستیهایی نیز در این ارائه وجود دارد که ناگزیر از آن هستیم، زیراکه همه چیز را همگان دانند.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.