انرژی 4 بازدید
تاکید عضو ستاد پزشکی خانواده استان بوشهر بر حفظ سلامت محیط صنعتی

تعریف «پیوست ورزشی و روانی» برای کارکنان صنعت الزامی است

بامدادجنوب_الهام بهروزی

مفهوم سلامت محیط کار در سال‌هایی که صنایع بزرگ به‌ویژه در مناطق عملیاتی و پرریسک جنوب کشور، بیش از هر زمان دیگری به بهره‌وری، پایداری تولید و تاب‌آوری نیروی انسانی وابسته شده‌اند، دیگر یک موضوع حاشیه‌ای یا بهداشتی نیست؛ بلکه به یکی از مولفه‌های اساسی مدیریت صنعتی مبدل شده است. تجربه‌های میدانی و یافته‌های علمی نشان می‌دهد هرجا سلامت جسم و روان نیروی انسانی نادیده گرفته شده، هزینه‌های خاموشی به صنعت تحمیل شده که به‌مراتب سنگین‌تر از سرمایه‌گذاری در حوزه پیشگیری بوده است.

محیط‌های صنعتی، به‌دلیل ماهیت سخت کار، فشارهای جسمی و روانی، شیفت‌های فشرده و فاصله گرفتن کارکنان از خانواده و زیست اجتماعی طبیعی، بستر شکل‌گیری فرسودگی شغلی، اختلالات روانی پنهان و افت تدریجی بهره‌وری هستند؛ آسیب‌هایی که اگر به‌موقع شناسایی و مدیریت نشوند، می‌توانند سرمایه انسانی سازمان‌ها را به‌آرامی فرسوده کنند.

در این چارچوب، «سنجش سلامت محیط کار» نه یک اقدام مقطعی، بلکه ضرورتی نظام‌مند و هوشمندانه است؛ ضرورتی که باید هم‌زمان جسم، روان، مناسبات اجتماعی و سبک زندگی کارکنان را دربرگیرد. برای واکاوی ابعاد این موضوع و نسبت آن با بهره‌وری، امنیت شغلی و مسئولیت سازمان‌ها، به گفت‌وگو با دکتر عیسی صفوی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر، عضو ستاد پزشکی خانواده استان و رئیس دبیرخانه سلامت و امنیت غذایی دانشگاه نشسته‌ایم؛ گفت‌وگویی که در پی این است تا با نگاهی علمی و موشکافانه، زوایای کمتر دیده‌شده سلامت نیروی انسانی را در صنایع روشن کند.

چرا سنجش سلامت محیط کار باید به‌عنوان یک ضرورت راهبردی در شرکت‌های صنعتی تلقی شود؟ 

در گام نخست، پیش از هر بحثی باید مفهوم «سلامت» را تبیین کرد. سلامت مفهومی چندبعدی است و دست‌کم چهار بعد روانی- ذهنی، جسمانی، معنوی و اجتماعی را دربرمی‌گیرد. در میان این ابعاد، سلامت جسمانی در محیط کار یک ضرورت غیرقابل اجتناب است؛ به‌عبارت روشن‌تر، بدون سلامت جسم، کار و تولید اساساً ممکن نیست.

سلامت در محیط کار یک فرایند دوسویه است. همان‌گونه که یک محیط ناسالم به‌طور مستقیم سلامت جسمی و روانی نیروی انسانی را تهدید می‌کند، نیروی انسانی فاقد سلامت نیز نمی‌تواند کارایی و اثربخشی مورد انتظار را داشته باشد. مطابق همه پژوهش‌های معتبر، میان بهره‌وری، کارایی و اثربخشی سازمان با میزان سلامت محیط کار رابطه‌ای مستقیم و معنادار وجود دارد.

در محیط‌های صنعتی، این نسبت حساس‌تر و پیچیده‌تر است. ماهیت «سخت» و پرریسک کار صنعتی ایجاب می‌کند که توجه به سلامت عامل انسانی نه‌تنها یک الزام، بلکه ضرورتی مضاعف باشد؛ ضرورتی که هرگونه غفلت از آن، هزینه‌های انسانی و اقتصادی سنگینی به همراه خواهد داشت.

چه شاخص‌ها و ابزارهایی برای ارزیابی سلامت روان و اجتماعی کارکنان در محیط‌های صنعتی قابل اتکاست؟ 

شاخص‌های سلامت در محیط کار مجموعه‌ای از عوامل را دربرمی‌گیرد که هدف مشترک همه آن‌ها جلوگیری از آسیب جسمی و روانی به کارکنان است. در حوزه سلامت جسم، مهم‌ترین اصل «ارگونومی» است؛ یعنی طراحی و تنظیم محیط کار به‌گونه‌ای که به ساختار اسکلتی–عضلانی انسان آسیب وارد نشود.

از نحوه نشستن و ایستادن گرفته تا شیوه انجام کار، نوع ابزار و حتی ارتفاع میز و صندلی، همگی باید به‌گونه‌ای باشد که کمترین فشار را بر بدن وارد کند. این موارد در قالب استانداردهای بهداشت حرفه‌ای تدوین شده‌اند و متولی علمی آن دانش‌آموختگان حوزه علوم پزشکی و بهداشت کار هستند. بر همین اساس، در همه محیط‌های صنعتی باید فردی با عنوان «بهداشت کار» حضور فعال داشته باشد. در کنار ارگونومی، انجام آزمایش‌های «طب کار» به‌صورت سالیانه برای همه کارکنان یک الزام جدی است.

در حوزه سلامت روان نیز مهم‌ترین شاخص، غربالگری عمومی کارکنان است؛ به‌ویژه برای شناسایی استرس، اضطراب، افسردگی و اعتیاد که شایع‌ترین تهدیدهای روانی در محیط کار محسوب می‌شوند. سایر اختلالات روانی، اگرچه وجود دارند، اما عموماً شیوع کمتری داشته و کمتر ماهیت تهدیدکننده جدی در فضای کاری دارند.

مهم‌ترین آسیب‌های پنهان تهدیدکننده نیروی انسانی در صنایع امروز کدام‌اند و چرا اعتیاد و افسردگی غالب شده‌اند؟

در حوزه سلامت روان، اعتیاد، استرس، اضطراب و افسردگی شایع‌ترین مشکلات هستند و در حوزه سلامت جسمانی، بیماری‌هایی مانند فشار خون بالا، چاقی، سکته‌های قلبی و مغزی بیشترین فراوانی را دارند. علت اصلی اولویت یافتن این موارد، ریشه داشتن آن‌ها در «سبک زندگی ملی» است؛ اما باید توجه داشت که محیط‌های صنعتی این مشکلات را تشدید می‌کنند. برای نمونه، الگوی تغذیه ما به‌گونه‌ای شکل گرفته که تمرکز آن بر دریافت کالری بالا است، در حالی‌ که مصرف آب و مواد غذایی سالم و اثربخش در حاشیه قرار دارد.

از سوی دیگر، انتخاب غذای ما بیشتر «سلیقه‌ای» است تا «کارکردی». نمونه روشن آن کلم بروکلی است؛ ماده‌ای غذایی بسیار مفید که به‌دلیل ذائقه فرهنگی، کمتر در سبد مصرف خانواده‌های ایرانی جای دارد. در بُعد روانی–ذهنی نیز، زندگی شغلی در محیط‌های صنعتی اغلب به یک چرخه محدودِ «کار و استراحت» تقلیل یافته است؛ استراحتی که عملاً فقط در قالب خواب تعریف می‌شود. این چرخه، یک حلقه معیوب است که عنصر مهم «فعالیت و ورزش» در آن غایب است.

زمان‌بندی محیط‌های کاری به‌گونه‌ای طراحی نشده که جایی برای ورزش و تحرک در نظر گرفته شود. در حالی که ورزش باید یک الزام سازمانی باشد، نه انتخاب فردی. پیشنهاد مشخص در این زمینه، تعریف «پیوست ورزشی» و «پیوست روانی» برای کارکنان است؛ به‌نحوی که میزان فعالیت بدنی و وضعیت سلامت روان به‌صورت دوره‌ای پایش شود. کار کردن و سپس تنها به استراحت بسنده کردن، تصویری ناقص و نادرست از زیستن است. این تصویر باید با فعالیتی مفرح مانند ورزش تکمیل شود. حتی در مبانی دینی نیز زمان به سه بخش تقسیم شده است؛ کار، فراغت و خواب. حذف هرکدام، تعادل روان و جسم را برهم می‌زند.

فشارهای کاری و زیست صنعتی چگونه به فرسودگی روانی و کاهش بهره‌وری کارکنان منجر می‌شود؟ 

پیامد مستقیم این سبک زندگی -یعنی ترکیب کار و استراحت بدون اوقات فراغت- چیزی جز فرسودگی نیست. وقتی فرد پس از کار، تنها انتخابش استراحت و خواب باشد، نیازهای جسمی و روانی او به‌طور کامل پاسخ داده نمی‌شود.

ذهن و روانی که فقط تجربه «کار و خواب» را دارد و از ارتباط اجتماعی، طبیعت و فعالیت‌های مفرح محروم است، به‌طور متوسط با ۳۰ تا ۴۰ درصد فرسودگی مواجه می‌شود. در این مرحله، نخستین تهدید جدی، «روزمرگی» است؛ پدیده‌ای که طبق تحقیقات، مقدمه افسردگی، افت بهره‌وری و کاهش رضایت شغلی است. این الگو در حوزه جسم نیز صادق است. بدنی که تنها میان خواب و کار در رفت‌وآمد باشد، نخستین پیامدی که نشان می‌دهد، چاقی و سپس بیماری‌های متابولیک و قلبی است. ترکیب صرفِ کار و استراحت، خروجی جز روزمرگی، افسردگی و بیماری‌های قلبی– عروقی نخواهد داشت.

نقش مدیریت و سیاست‌گذاری سازمانی در پیشگیری از اعتیاد و افسردگی در محیط‌های صنعتی چیست؟ 

سازمان‌ها هم وظایف قانونی دارند و هم تعهدات اخلاقی. مطابق قوانین موجود، سازمان هنگام بهره‌گیری از نیروی انسانی موظف است سلامت جسم و روان کارکنان را پوشش دهد. فلسفه وجودی بیمه نیز دقیقاً بر همین مبنا شکل گرفته است.

در محیط‌های صنعتی که تهدیدهای جسمی و روانی شدیدتر است، این مسئولیت باید به‌صورت مضاعف اجرا شود. نخستین گام، شناسایی نیروهایی با ضریب آسیب‌پذیری بالا و ارزیابی مستمر آن‌هاست. در کنار طب کار و پایش جسمی– روانی، برگزاری منظم کلاس‌های آموزشی ضروری است. در بسیاری موارد، باید خانواده کارکنان نیز در فرآیند حمایت و آموزش قرار گیرند؛ چراکه گاهی ارزیابی صرفِ فرد، کافی یا کارآمد نیست.

از منظر اخلاقی نیز هر سازمان تعهدی جدی نسبت به کارکنان خود دارد. سازمان باید به‌گونه‌ای عمل کند که کارکنان نیز احساس تعهد اخلاقی به آن داشته باشند. نیازسنجی دقیق کارکنان در این حوزه، گامی اساسی است؛ چراکه هرگاه نیازهای اولیه نیروی انسانی نادیده گرفته شود، نخستین پیامد آن، آغاز تهدیدهای جسمی و روانی است.

کتاب، مطالعه و فعالیت‌های هنری تا چه میزان می‌توانند در کنترل یا کاهش آسیب‌های روانی کارکنان مؤثر باشند؟ 

کتاب و فعالیت‌های هنری از جمله نیازهای مهم هستند، اما این اهمیت نسبی است و به نوع جامعه، ماهیت کار و فرهنگ شغلی بستگی دارد. در برخی محیط‌ها ممکن است اولویت کارکنان به‌جای کتاب، فعالیت‌های بدنی و ورزشی باشد. برای مثال، سالن‌های بدنسازی، مسیرهای پیاده‌روی سلامت و استخر نقش بسیار مهمی دارند. جغرافیای محل کار نیز تعیین‌کننده است؛ در عسلویه، با توجه به گرمای ۹ تا ۱۰ ماهه سال، برنامه‌ریزی اوقات فراغت باید متناسب با اقلیم انجام شود. فعالیت‌هایی مانند شنا، ماهیگیری و ورزش‌های آبی می‌تواند نقش مؤثری داشته باشد. به بیان دیگر، پیش‌شرط هر اقدامی در حوزه فراغت، نیازسنجی است؛ تا کارکنان بر اساس نیاز واقعی خود، فعالیت‌های فوق‌برنامه را انتخاب کنند.

آیا ایجاد کتابخانه در سایت شرکت‌های صنعتی یک ضرورت توسعه‌محور محسوب می‌شود یا اقدامی تزئینی؟

به‌هیچ‌وجه تزئینی نیست؛ چراکه کتاب و کتابخانه به‌طور متوسط می‌توانند ۳۰ تا ۴۰ درصد جامعه هدف را پوشش دهند؛ اما برای ۵۰ تا ۶۰ درصد باقیمانده باید به ابزارهای دیگری اندیشید. قرار نیست کتاب و کتابخانه همه نیازهای فراغتی را پاسخ دهند. حتی اگر کتاب در اولویت باشد، نباید صرفاً به شکل سنتی و مکتوب محدود شود. کتابخانه‌های دیجیتال و اشکال نوین دسترسی به محتوا می‌توانند نقش تکمیلی و بسیار مؤثری ایفا کنند.

تجربه‌های موفق در بهره‌گیری از برنامه‌های فرهنگی و هنری در صنایع چه نتایجی به همراه داشته‌اند؟ 

اغلب تجربه‌ها نشان داده‌اند که تنوع در اوقات فراغت، به‌ویژه در محیط‌های صنعتی، اثر ضدافسردگی و ضدروزمرگی دارد. پژوهش‌ها نیز تائید می‌کنند که توسعه اوقات فراغت متنوع با کاهش اعتیاد، افسردگی و فرسودگی همراه است. البته میزان این اثرگذاری یکسان نیست؛ چراکه متغیرهای متعددی در آن دخیل هستند. به همین دلیل، پیش از هر اقدام عملی در حوزه فراغت و فعالیت‌های فوق‌برنامه، انجام مطالعه و نیازسنجی دقیق امری ضروری است.

چه برنامه‌های عملی و کم‌هزینه‌ای می‌تواند به پویایی، تعامل و نشاط در فضای کار صنعتی کمک کند؟ 

همان‌طور که تأکید شد، اقدامات باید مبتنی بر مطالعه و متناسب با جنس نیروی انسانی و ماهیت محیط کار باشد. برای نمونه، در یک منطقه صنعتی ساحلی مانند عسلویه، اقدامات زودبازده و مؤثر می‌تواند شامل ایجاد سالن‌های بدنسازی، توسعه ورزش‌های همگانی، سایت‌های تخصصی ماهیگیری، قایق‌سواری و سایر فعالیت‌های دریامحور باشد. این اقدامات علاوه بر کاهش فشار روانی، می‌توانند به ارتقای سلامت جسم، افزایش تعلق سازمانی و کاهش فرسودگی شغلی بینجامند؛ هدف نهای که همه سازمان‌های صنعتی ناگزیر از دستیابی به آن هستند.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.