مهر سهم جم شد
تیر 9, 1405
بامدادجنوب_حجت عبدالهیپور
یکی از موضوعاتی که همواره در افکار عمومی و میان برخی رسانهها محل نقد و پرسش بوده، نحوه اجرای مسئولیت اجتماعی صنایع مستقر در پارس جنوبی است؛ مفهومی که از دید کارشناسان انرژی، صرفا به کمکهای خیریه و اقدامات مناسبتی محدود نمیشود. مسئولیت اجتماعی شرکتها، در تعریف حرفهای یک مدل کسبوکار خودتنظیمگر است که شرکت را وادار میکند در برابر خود، ذینفعانش از جمله سهامداران، کارکنان و مشتریان و نیز در برابر عموم جامعه پاسخگو باشد. از همین رو، CSR بخشی از حکمرانی و اخلاق سازمانی شرکتهاست.
تفاوت مسئولیت اجتماعی با خیریه، تفاوتی ظریف اما تعیینکننده است. خیریه غالبا واکنشی، کوتاهمدت و جدا از هسته اصلی کسبوکار است؛ مانند کمک مالی در شرایط بحران یا حوادث طبیعی؛ اما مسئولیت اجتماعی، رویکردی استراتژیک، بلندمدت و درهمتنیده با منطق فعالیت شرکت است که بهدنبال خلق «ارزش مشترک» برای جامعه و بنگاه اقتصادی است. در این نگاه، اقدام مسئولانه آن است که هم به نفع مردم باشد و هم به پایداری، اعتماد عمومی و آینده خود شرکت کمک کند.
با این حال، سالها اجرای پروژههای مختلف در حوزه مسئولیت اجتماعی در پارس جنوبی، هنوز این سوال مهم را بدون جواب گذاشته است که چرا میان حجم عظیم سرمایهگذاری صنعتی در منطقه و وضعیت زیرساختهای اجتماعی، درمانی، فرهنگی و محیطزیستی چهار شهرستان جنوبی استان بوشهر، همچنان فاصلهای محسوس وجود دار؟! در این رابطه با محمد حسامیزاده، کارشناس انرژی به گفتوگو نشستیم. او در این گفتوگو بر ضرورت بازنگری در شیوه تخصیص و هزینهکرد اعتبارات مسئولیت اجتماعی تاکید کرده است و بر این باور است که اگر مسئولیت اجتماعی بهدرستی انجام شود، میتواند این مفهوم را از سطح شعار و اقدام پراکنده، به سمت پاسخگویی واقعی به نیازهای جوامع محلی سوق دهد.
از دید شما مسئولیت اجتماعی صنایع مستقر در پارس جنوبی باید بر اساس چه اولویتهایی تعریف شود؟
به عقیده من، مسئولیت اجتماعی نباید به مجموعهای از اقدامات پراکنده، مناسبتی و تبلیغاتی تقلیل پیدا کند. ذات مسئولیت اجتماعی این است که صنایع، بخشی از آثار و پیامدهای فعالیت خود را بر جامعه پیرامونی بپذیرند و برای کاهش این آثار و جبران بخشی از فشارهای واردشده بر مردم اقدام کنند. جامعهای که در کنار صنایع عظیم نفت، گاز و پتروشیمی زندگی میکند، باید از نخستین و اصلیترین مزایای توسعه برخوردار باشد. بنابراین، راه، بهداشت، درمان، آموزش، فرهنگ، هنر، محیطزیست، اشتغال و توانمندسازی اقتصادی باید در رأس اولویتهای مسئولیت اجتماعی قرار بگیرد.
در شرایط کنونی، چهار شهرستان جنوبی استان بوشهر با وجود میزبانی از صنایع بزرگ، هنوز در حوزههایی مانند راههای دسترسی، خدمات درمانی تخصصی، امکانات بهداشتی، فضاهای فرهنگی و هنری و زیرساختهای عمومی با کمبودهای جدی مواجهاند. این وضعیت بیانگر این است که میان نیازهای واقعی منطقه و نحوه تعریف پروژههای مسئولیت اجتماعی، هماهنگی لازم وجود ندارد.
البته در حوزه آموزش، اقداماتی از سوی شرکتهای جم، جمپیلن، پردیس و… انجام شده که میتواند امیدبخش باشد؛ اما این اقدامات زمانی موثر خواهند بود که در قالب یک برنامه جامع، مستمر و قابل ارزیابی دنبال شوند؛ نه اینکه به چند پروژه منفرد و جدا از یکدیگر محدود بمانند.
چرا با وجود استقرار صنایع عظیم و آلاینده، جنوب استان همچنان در زیرساختهای پایه با محرومیت مواجه است؟
این سوال یکی از جدیترین نقدهای مردم منطقه است. پارس جنوبی مهمترین هاب و قطب اقتصادی کشور است؛ اما توسعه صنعتی آن با توسعه اجتماعی و زیرساختی منطقه همتراز نبوده است. در بسیاری از موارد، صنعت با سرعتی بسیار بالا توسعه یافته، اما زیرساختهای عمومی، متناسب با افزایش جمعیت، تردد، آلودگی و فشار بر منابع منطقه رشد نکردهاند.
وقتی هزاران نیروی شاغل و پیمانکار در منطقه حضور دارند، طبیعی است که جادهها، مراکز درمانی، شبکه آب، خدمات شهری، مراکز آموزشی و امکانات فرهنگی با فشار بیشتری مواجه شوند. از سوی دیگر، مردم بومی علاوه بر تحمل این فشارها، با آلودگی هوا، انتشار آلایندهها، ترافیک خودروهای سنگین و محدودیتهای ناشی از فعالیت صنعتی نیز روبهرو هستند.
بنابراین، نمیتوان انتظار داشت جامعه محلی تنها با چند پروژه کوچک یا توزیع تجهیزات مناسبتی، آثار این فشارها را تحمل کند. اینجا مسئولیت اجتماعی باید در مقیاس تاثیرگذاری صنعت تعریف شود. بیشک اگر صنعت در مقیاس ملی و بینالمللی فعالیت میکند، مسئولیت اجتماعی آن نیز باید از نظر اعتبار، کیفیت و تاثیرگذاری در شأن همان صنعت باشد.
مسئله دیگر، نبود یک پیوست اجتماعی و فرهنگی الزامآور برای توسعه صنعتی است. پیش از اجرای طرحهای بزرگ، باید مشخص شود که صنعت چه تاثیری بر جمعیت، راهها، درمان، محیطزیست و فرهنگ منطقه خواهد گذاشت و برای جبران این آثار چه منابعی اختصاص میدهد. در غیر این صورت، مسئولیت اجتماعی همواره پس از بروز مشکل و بهصورت واکنشی دنبال خواهد شد.
به نظر شما چه میزان از اعتبارات مسئولیت اجتماعی باید در چهار شهرستان جنوبی و داخل استان هزینه شود؟
منطق و قانون حکم میکند که بخش اصلی اعتبارات مسئولیت اجتماعی در همین مناطقی هزینه شود که بیشترین فشار و تهدید را از فعالیت صنایع میپذیرند. مردم عسلویه، کنگان، دیر و جم، در مجاورت مستقیم یا غیرمستقیم این صنایع زندگی میکنند و آثار مثبت و منفی فعالیت صنعتی را بیش از دیگران لمس میکنند. بنابراین، طبیعی است که سهم اصلی منابع نیز باید به این مناطق اختصاص یابد.
متأسفانه بخشی از اعتبارات مسئولیت اجتماعی صنایع در خارج از استان یا در حوزههایی هزینه میشود که ارتباط مستقیمی با نیازهای فوری و واقعی جوامع محلی ندارد. این نوع هزینهکرد، از نظر افکار عمومی قابل پذیرش نیست؛ زیرا مردم منطقه میپرسند اگر قرار است اعتبار مسئولیت اجتماعی در نقاط مختلف هزینه شود، چرا منطقه میزبان همچنان از ابتداییترین زیرساختها محروم است؟
البته ممکن است صنایع استدلال کنند که در قبال کل کشور مسئولیت دارند یا اجرای برخی پروژهها در خارج از استان، جنبه ملی دارد؛ اما نباید این استدلال بهانهای برای نادیده گرفتن جامعه میزبان شود. مسئولیت ملی صنایع نباید جایگزین مسئولیت منطقهای آنها شود. پیشنهاد من این است که برای هزینهکرد این منابع، یک اولویتبندی شفاف تعریف شود؛ بهگونهای که ابتدا نیازهای چهار شهرستان جنوبی و سپس نیازهای استان در نظر گرفته شود.
اگر پس از تامین این نیازها منابعی باقی ماند، میتوان درباره اجرای طرحهای ملی یا خارج از استان تصمیم گرفت. در شرایطی که منطقه میزبان با کمبود درمانگاه، بیمارستان، جاده ایمن، فضای فرهنگی و امکانات آموزشی مواجه است، هزینهکرد منابع در پروژههای غیرضروری بیرون از استان، با فلسفه مسئولیت اجتماعی سازگار نیست.
چه نهادی باید بر تقسیم و هزینهکرد اعتبارات مسئولیت اجتماعی نظارت کند؟
یکی از ضعفهای اساسی موجود، نبود یک سازوکار نظارتی منسجم، شفاف و پاسخگوست. در بسیاری از موارد مشخص نیست اعتبار مسئولیت اجتماعی بر اساس چه شاخصی میان شرکتها، شهرستانها و طرحها توزیع میشود. همچنین اطلاعات دقیقی درباره میزان اعتبار، پروژههای مصوب، پیمانکاران، زمان اجرای طرح و نتایج نهایی آن در اختیار افکار عمومی قرار نمیگیرد.
نظارت نباید صرفا به کنترل اسناد مالی یا تائید اجرای ظاهری پروژه محدود شود. باید مشخص شود که هر پروژه چه مشکلی را حل کرده و چه تغییری در زندگی مردم ایجاد کرده است. برای نمونه، اگر اعتبار مسئولیت اجتماعی برای حوزه درمان اختصاص مییابد، باید تاثیر آن بر کاهش اعزام بیماران، افزایش دسترسی مردم به پزشک متخصص یا ارتقای کیفیت خدمات درمانی سنجیده شود.
در این فرایند، استانداری، فرمانداریها، شوراهای اسلامی، دستگاههای تخصصی، دانشگاهها، سازمانهای مردمنهاد و نمایندگان جوامع محلی باید نقش داشته باشند. البته مشارکت این نهادها نباید صوری باشد. مردم باید در مرحله نیازسنجی، انتخاب پروژه، نظارت بر اجرا و ارزیابی نتیجه حضور واقعی داشته باشند. همچنین ضروری است صنایع گزارش سالانه مسئولیت اجتماعی خود را بهصورت عمومی منتشر کنند. این گزارش باید شامل میزان تعهد مالی، مبلغ پرداختشده، محل هزینهکرد، هدف پروژه، درصد پیشرفت و نتیجه نهایی باشد. بدون چنین شفافیتی، زمینه برای موازیکاری، تصمیمهای سلیقهای و حتی هدررفت منابع فراهم میشود.
آیا همه اقدامات صنایع در حوزه مسئولیت اجتماعی را باید ناکارآمد دانست؟
خیر. نقد مسئولیت اجتماعی صنایع زمانی منصفانه و موثر است که هم ضعفها را ببیند و هم اقدامات مثبت را نادیده نگیرد. در حوزه آموزش، شرکتهای جم، جمپیلن و پردیس اقداماتی انجام دادهاند که میتواند در ارتقای فرصتهای آموزشی و توانمندسازی نیروی انسانی منطقه موثر باشد. این اقدامات نشان میدهد که اگر شرکتها از نگاه صرفا تبلیغاتی فاصله بگیرند، مسئولیت اجتماعی میتواند به توسعه واقعی جامعه کمک کند.
در حوزه محیطزیست نیز حمایت آریاساسول از اجرای طرح ماهی شانک زردباله، اقدامی قابل توجه است؛ زیرا این طرح میتواند علاوه بر کمک به تقویت اکوسیستم خلیج فارس، امید را در جامعه صیادی جنوب استان زنده نگه دارد. جامعه صیادی زمانی میتواند آینده خود را حفظ کند که منابع دریایی، تنوع زیستی و زیستگاههای آبزیان مورد حمایت قرار گیرد.
حمایت جم از آهوی جبیر نیز از این حیث اهمیت دارد که مسئولیت اجتماعی را از پروژههای عمرانی صرف فراتر میبرد و به حفاظت از تنوع زیستی و سرمایههای طبیعی منطقه پیوند میدهد. تلاش زاگرس برای خاموشی درازمدت فلرها نیز در صورت تحقق کامل و پایدار، میتواند گامی مهم در کاهش آلایندگی و بهبود کیفیت محیطزیست باشد اما وجود این نمونهها نمیتواند بر این تاکید کند که چند اقدام مثبت، جایگزین سیاست جامع مسئولیت اجتماعی شود. این اقدامات باید به الگو تبدیل شوند، شاخص ارزیابی داشته باشند و در کنار سایر اولویتهای منطقه، بهصورت مستمر ادامه پیدا کنند.
آیا خاموشی فلرها و اجرای طرحهای محیطزیستی میتواند بخشی از مسئولیت اجتماعی صنایع محسوب شود؟
بله، اما باید میان مسئولیت قانونی و مسئولیت اجتماعی تفاوت قائل شد. کنترل آلایندگی، رعایت استانداردهای محیطزیستی، کاهش سوزاندن گازهای همراه و جلوگیری از انتشار آلایندهها، در وهله نخست وظیفه قانونی و ذاتی صنایع است. صنعت نمیتواند اجرای قانون را بهعنوان امتیاز ویژه یا اقدام داوطلبانه معرفی کند.
بااینحال، طرحهایی مانند حمایت از احیای ذخایر آبزی، حفاظت از آهوی جبیر یا تلاش برای خاموشی پایدار فلرها، در صورتی که فراتر از حداقل الزامات قانونی باشد، میتواند بخشی از مسئولیت اجتماعی صنعت محسوب شود. اهمیت این اقدامات در آن است که مستقیما با کیفیت زندگی مردم و آینده اکوسیستم منطقه ارتباط دارد.
در پارس جنوبی، مسئولیت محیطزیستی باید از مرحله واکنش به آلودگی عبور کند و به پیشگیری، پایش مستمر و احیای منابع طبیعی برسد. صنایع باید آثار فعالیت خود بر هوا، آب، خاک، دریا و زیستگاههای طبیعی را بهطور دقیق اندازهگیری کنند و نتایج آن را در اختیار مردم قرار دهند.
برای اصلاح وضعیت موجود آیا بازنگری در نظام مسئولیت اجتماعی صنایع ضروری است؟
قطعا؛ نخست باید مسئولیت اجتماعی از حالت سلیقهای خارج و به یک نظام منسجم، شفاف و قابل سنجش تبدیل شود. صنایع باید بدانند که این حوزه، بخشی فرعی از روابط عمومی نیست؛ بلکه یکی از ارکان حکمرانی صنعتی و توسعه پایدار است. دوم، لازم است یک نقشه جامع نیازهای چهار شهرستان جنوبی تهیه شود. در این نقشه باید اولویتهای هر شهرستان در حوزه راه، سلامت، درمان، آموزش، فرهنگ، هنر، محیطزیست، اشتغال و خدمات عمومی مشخص شود. پس از آن، منابع صنایع باید بر اساس همین نقشه و نه بر مبنای درخواستهای مقطعی یا تصمیمهای موردی اختصاص یابد.
سوم، باید سهم جوامع محلی از اعتبارات بهصورت روشن تعیین شود. مردم منطقه نباید برای دریافت منابعی که حق طبیعی آنهاست، میان شرکتها و دستگاههای مختلف سرگردان باشند. شوراها و نمایندگان محلی نیز باید در فرآیند تصمیمگیری نقش مؤثر داشته باشند، اما این نقش باید با شفافیت و نظارت عمومی همراه باشد. چهارم، پروژهها باید از نظر نتیجه ارزیابی شوند. افتتاح یک ساختمان یا خرید چند دستگاه، بهتنهایی نشانه موفقیت نیست. باید بررسی شود که آیا این اقدام واقعا دسترسی مردم به خدمات را افزایش داده یا خیر.
پنجم، ضروری است سهم بیشتری از منابع به پروژههای ماندگار اختصاص یابد؛ مانند توسعه بیمارستان و درمانگاه، تکمیل راههای ایمن، ایجاد مراکز فرهنگی و هنری، آموزش مهارتهای تخصصی، حمایت از کسبوکارهای بومی، حفاظت از محیطزیست و احیای منابع طبیعی. مسئولیت اجتماعی زمانی معنا پیدا میکند که جامعه محلی احساس کند صنعت در کنار آن قرار دارد، نه اینکه صرفا در مجاورت آن فعالیت میکند. در غیر این صورت، مسئولیت اجتماعی از فلسفه اصلی خود فاصله میگیرد و به عنوانی برای توجیه اقداماتی تبدیل میشود که اثر واقعی و پایدار بر زندگی مردم ندارند.
تیر 9, 1405
فروردین 22, 1405
اردیبهشت 25, 1405
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.