بازار امارات برای محصولات بوشهر ظرفیت بالایی دارد
آذر 11, 1404
بامدادجنوب_داود علیزاده
مناطق آزاد در ایران همواره موضوعی بحثبرانگیز بوده است؛ از انتقادات شدید درباره تبدیلشدن به دروازههای واردات گرفته تا آرمانشهر توسعه صادرات و سرمایهگذاری خارجی؛ اما آیا مشکل از مفهوم منطقه آزاد است یا ضعف در «مدیریت استراتژیک»؟ سید هادی حسینی، عضو هیات مدیره سازمان منطقه آزاد بوشهر که پیش از این چندین عنوان کتاب در حوزه نخبهمحوری و توسعهیافتگی ایران همچون «دولت برگزیده؛ فرصتی برای تغییر» در سال ۱۳۹۸، «توسعه اقتصاد سیاسی ایران» و «نقش نخبگان سیاسی در توسعه» در سال ۱۴۰۰، همچنین «رئیسجمهور آینده ایران؛ الگوی بومی توسعه ایران» را منتشر کرده است در کتاب جدید خود با عنوان «مدیریت استراتژیک مناطق آزاد ایران (مبانی، فرایندها و کاربردها)» تلاش کرده است از نگاهی صرفاً اقتصادی یا سیاسی عبور کرده و الگویی علمی برای مدیریت این مناطق ارائه دهد. در این گفتوگو، با مؤلف کتاب به واکاوی ضرورتهای راهبردی برای بازتعریف نقش این مناطق در اقتصاد ایران بهویژه بوشهر نشستهایم.
اگر موافق باشید از مقدمه کتاب شروع کنیم، شما تأکید دارید که مدیریت استراتژیک در مناطق آزاد ایران بیش از آنکه یک انتخاب باشد، یک ضرورت است. چرا این مناطق در سالهای گذشته از فقدان نگاه استراتژیک رنج بردهاند؟
ببینید، مشکل اصلی در تفسیر ما از «آزادی» در این مناطق نهفته است. در بسیاری از موارد، مدیریت مناطق آزاد بهجای تمرکز بر استراتژیهای بلندمدت اسیر «مدیریت روزمره» شده است. وقتی مدیریت استراتژیک غایب باشد، منطقه آزاد تبدیل به جزیرهای میشود که تنها به دنبال درآمدهای کوتاه مدت از طریق عوارض گمرکی یا فروش زمین است. در فصل اول کتاب اشاره کردهام که «مدیریت استراتژیک» یعنی توانایی سازمان در تطبیق محیط درونی منطقه با تحولات پرشتاب بیرونی. بدون این انطباق، منطقه آزاد عملاً از اقتصاد ملی منفک میشود و به یک فضای وارداتی خالص تبدیل میگردد که دقیقاً نقطه مقابل فلسفه وجودی آن است.
در فصل سوم به مفهوم «منطقه آزاد موفق» پرداختهاید. معیار شما برای موفقیت یک منطقه آزاد چیست؟ آیا صرف آمار صادرات کافی است؟
خیر، صادرات تنها بخشی از ماجراست. موفقیت یک منطقه آزاد در مدل استراتژیک با سه شاخص اصلی سنجیده میشود: «ارزشافزوده تولیدی»، «جذب فناوری» و «پیوند با پسکرانهها». منطقه آزاد موفق منطقهای است که توانسته باشد زنجیره ارزش (Value Chain) را در خود جای دهد. اگر ما فقط مواد اولیه را وارد کنیم، بستهبندی کرده و صادر کنیم، این یک فعالیت واسطهگری است، نه استراتژی توسعه صنعتی. معیار موفقیت، میزان «نفوذ تکنولوژیک» منطقه به پیکره اقتصاد ملی است؛ یعنی چقدر دانش و فناوری جذبشده در منطقه به صنایع داخلی کشور سرریز میشود.
یکی از ابزارهای مدیریتی که بهطور گسترده در کتاب به آن استناد کردهاید، مدل PESTEL است. این مدل چطور میتواند به تصمیمگیران مناطق آزاد بوشهر کمک کند؟
بوشهر به دلیل ظرفیتهای دریایی و جغرافیایی، نیاز به یک رصد همهجانبه دارد. مدل PESTEL یعنی تحلیل عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیک، زیستمحیطی و حقوقی. برای بوشهر، بخش «زیستمحیطی» و «اجتماعی» در این مدل تحلیل حیاتی است. مدیریت استراتژیک به مدیر منطقه اجازه میدهد که قبل از اجرای یک پروژه، بداند آیا این پروژه با تابآوری محیط زیستی استان در تضاد است یا خیر. تحلیل SWOT (نقاط قوت و ضعف) که در فصل پنجم به آن پرداختهام، مکمل PESTEL است تا بتوانیم «فرصتهای دریایی» را به «مزیتهای رقابتی پایدار» تبدیل کنیم.
در بحث مأموریت و چشمانداز، بسیاری از مناطق آزاد ایران اهداف متناقضی دارند. بهطور مثال هم بر «توسعه گردشگری» تأکید شده و هم بر «توسعه صنعتی». آیا میتوان در این چشماندازها تعادل برقرار کرد؟
تناقض در مأموریت، قاتل استراتژی است و بر همین اساس باید «همسویی استراتژیک» در به صورت کلان در نظر داشت. شما نمیتوانید همزمان قطب سنگین پتروشیمی باشید و ادعای قطب گردشگری سبز را داشته باشید بدون اینکه زونبندی دقیق انجام دهید. مدیریت استراتژیک به ما میگوید که باید «مزیت رقابتی اولویتدار» انتخاب شود. اگر بوشهر میخواهد در لجستیک دریایی موفق باشد، باید زیرساختهای آن را اولویت دهد و مأموریت خود را بر آن متمرکز کند؛ نه اینکه در هر حوزهای «کمی» فعالیت کند و در هیچکدام «پیشرو» نباشد.
چالش همیشگی مناطق آزاد، «اجرای استراتژی» است. بسیاری از اسناد بالادستی در همان مرحله مطالعه میمانند. راهکار شما برای خروج از این مسأله چیست؟
کاملاً درست است. فاصله بین «تدوین» و «اجرا» در ایران بسیار زیاد است. در فصل هفتم بر نقش «کارت امتیازی متوازن» (BSC) تأکید کردهام. ما نیاز داریم سیستمهای پایش عملکرد داشته باشیم که به صورت آنلاین به مدیران گزارش دهد که آیا پروژهها در مسیر اهداف استراتژیک هستند یا نه. اگر اجرای استراتژی را به سیستمهای انگیزشی و پاداشدهی متصل نکنیم، سند استراتژیک تنها یک کتابچه تزئینی در قفسه مدیران خواهد بود.
نقش فناوری و اقتصاد دانشبنیان در مدل استراتژیک شما برای مناطق آزاد چیست؟ آیا مناطق آزاد میتوانند هاب هوشمندسازی باشند؟
مناطق آزاد نسل جدید، مناطق «هوشمند» (Smart Zones) هستند. در واقع مناطق آزاد باید اولین مکانهایی باشند که تکنولوژیهای لجستیک هوشمند، بلاکچین در زنجیره تأمین و اینترنت اشیاء (IoT) را پیادهسازی میکنند. اگر منطقه آزاد نتواند زیرساخت دیجیتال پیشرفتهتر از سرزمین اصلی ارائه دهد، دلیلی برای جذابیت سرمایهگذاری باقی نمیماند. هاب هوشمند بودن، تنها راه رقابت با رقبای منطقهای است.
با توجه به چالشهای مدیریت آب در استانهای جنوبی مثل بوشهر، آیا در مدیریت استراتژیک مناطق آزاد به «پایداری» توجه شده است؟
توسعه پایدار دیگر یک گزینه انتخابی نیست، بلکه یک قید لازم است. توسعه پایدار را در چهارچوب «مدیریت منابع محدود» تعریف کردهام. مدیریت استراتژیک در منطقه آزاد بوشهر باید آبشیرینکنها، استفاده از پساب تصفیهشده در صنعت و کاهش ردپای کربنی صنایع را بهعنوان شاخص کلیدی عملکرد (KPI) در نظر بگیرد. بدون پایداری زیستمحیطی، سرمایهگذاری بلندمدت در این مناطق در میانمدت با بحرانهای اجتماعی و فنی مواجه خواهد شد.
در بخشی از کتاب به موضوع «تسهیلگری و دیوانسالاری» اشاره کردهاید. چگونه مدیریت استراتژیک میتواند مانع از تبدیلشدن سازمان منطقه آزاد به یک «بروکراسیِ دستوپاگیر» شود؟
سازمان منطقه آزاد باید «تسهیلگر» باشد، نه «متصدی». اگر استراتژی بر «حمایت از سرمایهگذار» متمرکز باشد، فرآیندهای اداری باید به سمت «پنجره واحد هوشمند» حرکت کند. اگر مدیریت منطقه همچنان درگیر فرآیندهای سنتی مجوزدهی باشد، یعنی استراتژی عملیاتی آن با هدف نهاییاش در تضاد است.
ارزیابی مستمر استراتژی به عنوان یک حلقه بازخورد دیده شده است. این فرآیند چقدر در مناطق آزاد ایران عملیاتی است؟
متأسفانه بسیار کم. ما معمولاً استراتژی مینویسیم و تا ۵ سال به آن دست نمیزنیم. در حالی که در دنیایِ متلاطم اقتصاد جهانی، استراتژی باید «پویا» باشد. ارزیابی مستمر یعنی ما باید هر ۶ ماه یکبار محیط پیرامونی منطقه را دوباره بررسی کنیم. اگر تحریمی جدید پیش آمد، یا رقیبی منطقهای طرحی نو درانداخت، استراتژی باید قابلیت «اصلاحِ آنی» داشته باشد. بدون این حلقه بازخورد، استراتژی به جای هدایتگری، به عاملِ شکست تبدیل میشود.
به عنوان سؤال پایانی؛ چشمانداز شما برای آینده مناطق آزاد ایران، با در نظر گرفتن تمامی این مباحث، چیست؟
آینده مناطق آزاد ایران وابسته به گذار از «مزیتهای رانتی» به «مزیتهای رقابتی دانشبنیان» است. اگر بتوانیم مناطق آزاد را به سکوهای صادرات مجدد با ارزش افزوده بالا تبدیل کنیم و نه صرفاً انبار کالاهای وارداتی، آینده روشنی در انتظار است.
کتاب «مدیریت استراتژیک مناطق آزاد ایران (مبانی، فرایندها و کاربردها)» را از لینک زیر میتوانید دانلود کنید
آذر 11, 1404
مرداد 10, 1405
دی 30, 1404
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.