بازگشت 29 درصدی تولید اورهسازان در خرداد
مرداد 3, 1405
بامدادجنوب_الهام بهروزی
بازسازی زیرساختهای حیاتی انرژی که در پی حملات اخیر در جریان جنگ ۴۰ روزه با آسیب جدی و خسارت زیادی مواجه شدند، یکی از مهمترین موضوعات اخیر کشور است که بیشک پایداری امنیت ملی و استمرار حرکت چرخهای اقتصادی به آن گره خورده است.
صنعت انرژی ایران بهویژه قطبهای تولید، پالایش و صادرات در سواحل جنوبی، همواره بهعنوان پیشران اصلی اقتصاد ملی شناخته میشوند. از این رو، ترمیم سریع تاسیسات آسیبدیده و بازگرداندن آنها به مدار، الزام زیرساختی انکارناپذیری برای تضمین جریان پایدار انرژی، حفظ زنجیره ارزش صنایع پاییندستی و تقویت تابآوری کشور در برابر بحرانها است. تحقق این مهم در شرایط کنونی، نیازمند بسیج حداکثری امکانات، تکیه بر توان مهندسی بومی و مدیریت متمرکز جهادی در حوزه زیرساختهای انرژی است.
در این میان، سید امیرحسین حسینی، مدیر پورتفولیو و تامین مالی شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی(شستا) بر این باور است که در فرایند بازسازی زیرساختهای آسیبدیده صنعت نفت، گاز و پتروشیمی در جریان جنگ اخیر، باید نگاه صرفاً ترمیمی کنار گذاشته شود و از این فرصت برای ساخت زیرساختهایی مقاومتر و کارآمدتر استفاده کرد. تجربه کشورهای توسعهیافتهای مانند آلمان و ژاپن پس از جنگ جهانی دوم نشان میدهد که سرمایه انسانی، دانش فنی و بهرهگیری از فرصت بازسازی میتواند مسیر بازگشت و حتی جهش اقتصادی کشورها را فراهم کند. بدون تردید بازسازی این حوزه نیازمند اولویتبندی دقیق، توجه به زنجیره ارزش و تمرکز ویژه بر بخشهای بالادستی، پالایشگاههای گازی، یوتیلیتیها و زیرساختهای حیاتی است.
این دیدگاه بهانهای شد تا در گفتوگویی مفصل با سید امیرحسین حسینی ابعاد مختلف بازسازی زیرساختهای آسیبدیده صنعت نفت، گاز و پتروشیمی، الزامات این فرایند و فرصتهای پیشروی کشور را بررسی کنیم که بخش نخست این گفتوگو در ادامه میآید.
نخست بگویید که در مقام ارزیابی آسیبهای وارده به تأسیسات کلیدی نفت و گاز (مانند پارس جنوبی، پالایشگاه لاوان یا خطوط صادراتی)، الگوی تصمیمگیری دشمن و هوشمندی آنها در انتخاب اهداف را چگونه تحلیل میکنید؟
در مقام ارزیابی آسیبهای وارده به تأسیسات کلیدی در حوزههای نفت و گاز، نظیر مجتمع عظیم پارس جنوبی، پالایشگاه لاوان یا خطوط راهبردی صادراتی، در وهله نخست بایستی به این نکته بنیادین اشاره کرد که متاسفانه ما در این کارزار با دشمنی بسیار قدار و در عین حال به شدت زیرک مواجه هستیم. بدین معنا که وقتی شما به تحلیل و کالبدشکافی این موضوع میپردازید که اساساً به چه تأسیساتی و با چه کیفیتی خسارت وارد شده است، در واقع یک الگوی تصمیمگیری چندوجهی را در انتخاب اهدافی که دشمن مورد آسیب قرار داده، مشاهده میکنید؛ یعنی بهوضوح میبینید که یک تصمیمگیری چندوجهی، پیچیده و بسیار موذیانه و هوشمندانه برای اتخاذ این رویکرد تخریبی به کار گرفته شده است.
از جمله شاهد بودیم که در بحث هدف قرار دادن مجتمعهای پتروشیمی، برای آنکه هم در بعد نظامی اقدام کرده باشند و هم واکنش متقابل ایران را در یک سطح قابل تحملی برای کشورهای منطقه و متحدان بینالمللیشان نگه دارند، به گونهای آسیب وارد آوردند که ما از یک سو واکنش بسیار دردناک و سهمگینی نشان ندهیم و از سوی دیگر یک ضربه کاری و راهبردی را نیز متحمل شویم.
به عنوان یک مثال عینی، آنها پالایشگاههای نفت خام را کمتر مورد آسیب قرار دادند؛ به این دلیل که پالایشگاهها، تفاوتهای ماهوی و ساختاری با مجتمعهای پتروشیمی دارند. آنکه تعداد این پالایشگاهها بسیار کمتر است و آسیب رساندن به هر یک از آنها برای کشور بسیار دردناک و غیرقابل تحمل میبود و قطعاً احتمال واکنشهای نظامی خیلی شدید و قاطع ایران را به همراه میداشت.
نکته دیگری که بسیار جالب توجه است و از محاسبهگری دشمن حکایت دارد، این است که اگر آنها به پالایشگاهها آسیب میرساندند، در واقع آسیب اقتصادی کمتری به کشور وارد میشد؛ زیرا درآمد پالایشگاهها، هزینه دولت محسوب میشود و اصلیترین معضل اقتصادی ما در شرایط کنونی، بحث تورم و چالشهای ناشی از کسری بودجه دولت است. از آنجایی که درآمد پالایشگاه، هزینه دولت است، اگر دشمن به پالایشگاهها آسیب میرساند، تفاوتی که با بخش پتروشیمی داشت، این بود که یک قحطی گسترده انرژی در کشور به ویژه در بحث سوخت یعنی نفتگاز (گازوئیل) و بنزین بهوجود میآمد و در مقابل پاسخ ایران هم بسیار سهمگین میبود؛ ولی پالایشگاهها عمدتاً نیازهای حیاتی داخلی را به ویژه در بحث سوخت تأمین میکنند و از این نظر اگر از مدار خارج میشدند، به روند ارزآوری کشور لطمه چندانی وارد نمیشد و همچنین یارانه پرداختی دولت به سوخت به ویژه بنزین و نفتگاز به شدت کاهش پیدا میکرد و در نتیجه کسری بودجه و تورم هم بهبود پیدا میکردند!
نکته دوم که باید بر آن تاکید کرد این است که اگر پالایشگاههای ما را مورد هدف قرار میدادند، طبیعتاً پاسخ ایران هم در منطقه بسیار دردناک میشد؛ زیرا همانطور که میدانید غول تولید نفتگاز (گازوئیل) در سطح جهان شرکت سعودی آرامکو است و غول تولید سوخت جت نیز شرکت ملی نفت کویت محسوب میشود و پاسخ ایران میتوانست به یک بحران جهانی خیلی فراگیر و همهجانبه تبدیل شود، به ویژه با توجه به تمرکز بالایی که اساساً در بخش پالایشگاهی نسبت به پتروشیمی در کل دنیا وجود دارد.
ما در کل ۹ پالایشگاه اصلی نفت و میعانات گازی در کشور داریم (البته پالایشگاههای بسیار کوچک و با ضریب پیچیدگی پایین هم داریم) ولی در مقابل، ۷۴ واحد پتروشیمی در کشور در ابعاد و ظرفیتهای مختلف داریم. به همین دلیل هم طبیعتاً حساسیت مقامات نظامی کشور روی حفظ امنیت پالایشگاهها بسیار بیشتر از پتروشیمیها بود. این یک موضوع کلیدی است که نشان میدهد دشمن در انتخاب هدف، هم به پاسخ نظامی احتمالی ما نگاهی داشته و هم به شرایط واقعی اثر اقتصادی که بر جای میگذارد. پالایشگاه در ظاهر هدفی خیلی دردناک به نظر میرسید ولی در باطن شاید آسیب اقتصادی کمتری به ما میزد.
دشمن در انتخاب اهداف پتروشیمی نیز هوشمندانه عمل کرده است؛ به نظر شما در بحث هدف قرار دادن واحدهای یوتیلیتی (برق و بخار) در عسلویه و ماهشهر، دشمن چه هدفی را دنبال میکرد و تأثیر آن بر زنجیره تولید چگونه بود؟
درست است. در بحث هدف قرار دادن واحدهای پتروشیمی باز دوباره هوشمندی و محاسبهگری دشمن قابل مشاهده است؛ آنها واحدهایی را که از لحاظ ارزش جایگزینی آنچنان واحدهای گرانقیمتی محسوب نمیشوند، مورد هدف قرار دادند، در حالی که اثر سرایتی عدم کارکرد این واحدها بسیار بالا بوده است. به صورت خاص در منطقه ماهشهر، آنها آمدند و به پتروشیمی فجر (مجتمع فجر) حمله کردند که وظیفه تأمین یوتیلیتی، برق، بخار و اکسیژن واحدهای پتروشیمی منطقه را بر عهده داشت و با هدف قرار دادن واحدی که به نظر میرسید ارزش جایگزینی آن به میلیارد دلار نرسد و در حد ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون دلار باشد، در عمل کل منطقه ماهشهر را که دومین قطب پتروشیمی کشور است از برق کشیدند و در واقع لااقل به صورت موقت، از حیز انتفاع از لحاظ بهرهبرداری خارج کردند. این موضوع فشار بسیار سنگینی به زنجیره پاییندست این واحدها در تمام صنایع کشور وارد میآورد.
همین رویکرد را ما حتی در بحثهای غیر از نفت و پتروشیمی هم مشاهده میکنیم؛ برای مثال دشمن فولاد مبارکه را در چندین مرحله هدف قرار داد و در پی آن، ۱۱ هزار کارخانه از جمله خودروسازان و قطعهسازان و تولیدکنندگان لوازم خانگی، در زنجیره این شرکت بزرگ را عملاً دچار بحران در ورودیها و مواد اولیه تولید کرد.
در بحث منطقه عسلویه نیز دوباره همین رویکرد استراتژیک و موذیانه را در پیش گرفتند و شرکت مبینانرژی (البته به اشتباه در افکار عمومی گفته میشود پتروشیمی، در واقع واحد یوتیلیتی متمرکز است) و همچنین مجتمع یوتیلیتی دماوند را مورد هدف قرار دادند. خوشبختانه دماوند ۷۰ درصد آسیب دیده ولی مجتمع مبین متأسفانه صد درصد تخریب شد و کل منطقه عسلویه را برای مدتی دچار توقف کامل فعالیت کردند. این مسئله نیز نیمنگاهی بوده بر بحث محاسبه پاسخ متقابل و هموزن نظامی ایران؛ یعنی مثلاً ظاهری که به ما زدند شاید خیلی بزرگ به نظر نیاید ولی آثاری که در پی دارد بسیار زیاد است؛ یعنی به کشور ما به جای خسارت مستقیم فیزیکی، «عدمالنفع» کلان را تحمیل کردند.
در این میان، خسارت به پالایشگاههای گازی، ضربه نهایی به زنجیره انرژی محسوب میشود. برآورد شما از ابعاد این خسارت و تأثیر آن بر صنایع استراتژیک چیست؟
بله، متاسفانه آنها پالایشگاههای گازی ما را مورد هدف قرار دادند؛ باید توجه داشت که چه نفت و چه گاز به صورت خام قابل مصرف نیستند، پس حتماً باید روی آنها فرایند فراورش و پالایش صورت بگیرد. اما دشمن در عوض آنکه میادین نفتی و گازی را که ریسکیترین اهداف در حوزه نفت و گاز و هیدروکربن هستند، هدف قرار دهد، تولید آنها را از این طریق کاهش داد. به نظر من دردناکترین صدمهای که در این جنگ متحمل شدیم در بحث پالایشگاههای گازی بوده است؛ چراکه وقتی این پالایشگاهها مورد هدف قرار میگیرند، اثر بسیار سنگینی بر بحث تولید برق و پتروشیمی و حتی گاز خانگی و سایر صنایع انرژیبر مانند فلزات اساسی و سیمان میگذارد؛ یعنی صنایع استراتژیک ما را از این طریق تحت تأثیر قرار دادند و کشور از این بابت بسیار متضرر شد.
بر اساس برآورد سرانگشتی که صورت گرفت، خسارتی که مستقیم به واحدهای پتروشیمی کشور وارد آمد، بین شش تا هشت میلیارد دلار بود ولی عدمالنفع آن در یک سال چیزی بیش از ۳۰ میلیارد دلار خواهد بود که صرفاً از محل آسیبی که به تأسیسات وارد شد، نشأت میگیرد.
از دید شما اولویتبندی بازسازی تأسیسات در کوتاهمدت و میانمدت چگونه باید باشد و چه رویکردی باید بر این بازسازی حاکم شود؟
اولویت نخست و قطعی، معطوف به بازسازی پالایشگاههای گازی است. هنگامی که کشوری با یک آسیب جدی، نظیر حمله نظامی، مواجه میشود، میتوان شرایط را به وضعیت یک بیمار اورژانسی تشبیه کرد؛ بیماری که در گام نخست، مسئله اصلی او حفظ حیات و افزایش تابآوری است و پس از عبور از مرحله بحرانی، فرایند درمان، بازگشت به شرایط پایدار و حتی ایجاد فرصتی برای بازسازی اساسی و ارتقای وضعیت موجود مطرح میشود؛ رویکردی که در ادبیات مدیریت بحران از آن با عنوان «ساخت بهتر از گذشته» (Build Back Better) یاد میشود.
در همین چارچوب، همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، پالایشگاههای گازی کشور از اهمیتی راهبردی برخوردار بودند؛ زیرا کشور پیش از وقوع این آسیب نیز با ناترازی قابل توجه در حوزه انرژی مواجه بود. اگر بخواهیم اولویتهای بازسازی را بر اساس اهمیت و زمانبندی تعیین کنیم، به نظر من نخستین و حیاتیترین محور، احیای ظرفیت پالایشگاههای گازی است. پس از آن، موضوع یوتیلیتیها و زیرساختهای پشتیبان اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ به گونهای که پیش از بازسازی کامل، باید بخشهایی که امکان راهاندازی اضطراری، موقت یا قابل حمل دارند، در کوتاهترین زمان ممکن به مدار تولید بازگردند تا پایداری عرضه انرژی و خوراک صنایع کشور، به ویژه صنایع بزرگ و راهبردی، دچار اختلال نشود.
برای نمونه، در دورههایی از سال که شرایط آبوهوایی معتدلتر است، از ظرفیت مازاد شبکه برق استفاده شود تا بخشی از نیاز واحدهای پتروشیمی از این مسیر تأمین شود؛ اقدامی که با موفقیت در بهار گذشته اجرا شد و نقش مؤثری در استمرار فعالیت این واحدها داشت.
در مدیریت این بحران، عملکرد کدام مجموعهها قابلتوجه بود؟
در حوزه مدیریت بحران، یکی از توانمندترین مجموعههای کشور برای مواجهه با شرایط اضطراری، مجموعه وزارت نفت بوده است. عملکرد این مجموعه، چه در شرکت ملی گاز، چه در حوزه خطوط انتقال و شبکههای خط لوله که خود نیز با آسیبهایی مواجه شده بودند، و چه در حوزه پالایش و پخش بسیار قابل توجه و فراتر از انتظارات اولیه ارزیابی میشود. پیشبینیهای انجامشده پیش از وقوع حادثه از جمله ذخیرهسازی قطعات یدکی حیاتی، تشکیل تیمهای واکنش سریع و برگزاری مانورهای آمادگی، نقش مهمی در کاهش آثار بحران داشت. در نتیجه، واکنش مجموعههای عملیاتی بسیار سریع، منسجم و مؤثر بود.
با توجه به محدودیت منابع، راهبرد کلان ما برای مدیریت این شرایط بحرانی و ارتقای تابآوری انرژی کشور چیست؟
مهمترین اصل در چنین شرایطی، تقویت «تابآوری» یا همان Resilience در حوزه تأمین انرژی است. به همین دلیل، تمرکز اصلی باید بر بخش بالادستی زنجیره ارزش انرژی قرار میگرفت؛ چراکه این بخش، نقش بنیادین و حیاتی در استمرار عملکرد سایر حلقههای زنجیره دارد. نکته مهم دیگر آن است که در شرایطی که زنجیره تأمین انرژی، یوتیلیتی و خوراک با چالشهای جدی مواجه میشود، ضرورت دارد اولویتبندیها با دقت فراوان و با در نظر گرفتن محدودیت منابع و سطح مسئولیتپذیری اتخاذ شوند. این نوع تصمیمگیری، فرایندی بسیار پیچیده و حساس است که نیازمند محاسبات دقیق فنی، تحلیلهای چندبعدی و بهرهگیری از تیمهای کارشناسی مجرب است تا منابع محدود موجود به بهترین شکل ممکن تخصیص یابد.
به عنوان نمونه، چون در مراحل ابتدایی بحران حدود ۳۰ درصد از ظرفیت تولید گاز پارس جنوبی به دلیل آسیبدیدگی چهار پالایشگاه گازی کاهش یافت، این پرسش اساسی مطرح میشود که گاز موجود باید بر اساس چه اولویت و دستورالعملی میان واحدهای مختلف عملیاتی توزیع شود تا کمترین آسیب به منافع ملی وارد شود. اتخاذ چنین تصمیمی در شرایط بحرانی، صرفاً یک انتخاب اقتصادی یا مالی نیست؛ بلکه باید مجموعهای از ملاحظات همچون تابآوری اجتماعی، پایداری زنجیرههای تأمین، امنیت انرژی و تابآوری اقتصادی نیز در نظر گرفته شود.
ممکن است اگر تنها نگاه اقتصادی حاکم باشد، اولویتبندی متفاوتی صورت گیرد؛ برای مثال در تخصیص خوراک به واحد پتروشیمی، آیا باید صرفاً میزان ارزآوری آن واحد ملاک قرار گیرد یا نقش آن در زنجیره ارزش، میزان وابستگی صنایع پاییندستی و ارزش افزوده ایجاد شده نیز باید مورد توجه باشد؟ از آنجا که چنین تصمیماتی ماهیتی پیچیده، چندمعیاره و تا حدی مبتنی بر قضاوت کارشناسی دارند، ضروری است سهم تصمیمگیریهای فردی و سلیقهای به حداقل برسد و تصمیمات تا حد امکان بر پایه دادههای دقیق، شاخصهای کمی و تحلیلهای علمی اتخاذ شوند.
با وجود دشواریهای فراوان، باید پذیرفت که چنین شرایطی – هرچند ناشی از اقدام خصمانه دشمن بوده و از این منظر تأسفبرانگیز است – امری دور از انتظار نبود و میبایست برای آن آمادگی لازم وجود میداشت؛ خوشبختانه بخش قابلتوجهی از این آمادگیها پیشبینی و اجرا شده بود. در مجموع، ارزیابی بنده از عملکرد مجموعههای مسئول، بسیار مثبت است. سرعت بازگشت واحدهای آسیبدیده به مدار تولید، خود گواه این واقعیت است و شایسته است از تلاش تمامی دستاندرکاران قدردانی شود. همچنین واحد مدیریت بحران و اقدامات پدافند غیرعامل در وزارت نفت را میتوان در سطحی بسیار مطلوب ارزیابی کرد و عملکرد این مجموعه شایسته تقدیر است.
مرداد 3, 1405
شهریور 3, 1404
اردیبهشت 23, 1405
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.