جامعه 102 بازدید
گفت‌وگو با بانوی کارآفرین بوشهری؛

روایت زنی که از نو ساخت

بامداد جنوب: بعضی زن‌ها موفقیت را یک‌شبه به دست نمی‌آورند، آن را سال‌ها زندگی می‌کنند. موفقیت برای آن‌ها از دل روزهای سخت، تجربه‌های تلخ و دوباره برخاستن شکل می‌گیرد. فروغ محمدی، بانوی بوشهری متولد آذر ۱۳۵۴، از همین زنان است. او در ۱۴ سالگی ازدواج کرد و همسرش سال‌ها صیاد بود، شغلی که درآمدش همیشه به آرام یا طوفانی بودن دریا گره خورده است؛ اما او از همان سال‌های نوجوانی تصمیم گرفت ازدواج زودهنگام یا سختی‌های زندگی را بهانه‌ای برای متوقف شدن نداند.

محمدی در گفت‌وگو با بامدادجنوب با لبخند می‌گوید: همیشه به خودم می‌گفتم فروغ، تو می‌توانی. از همان روزهای اول تصمیم گرفتم به جای اینکه شرایط زندگی را مقصر بدانم، دنبال راهی برای ساختن آینده باشم.

او مسیر کاری خود را از ساده‌ترین مشاغل آغاز کرد؛ از بسته‌بندی ماهی و میگو گرفته تا آماده‌سازی سبزیجات و ترشی. کارهایی که ساعت‌های طولانی ایستادن، دقت فراوان و زحمت زیادی می‌خواست.

این بانوی کارآفرین می‌گوید: خیلی وقت‌ها فکر می‌کردم دیگر توان ادامه ندارم. از صبح تا شب سرپا بودم؛ یک روز مشغول پاک کردن ماهی و میگو، روز دیگر سرگرم شستن و آماده کردن سبزی‌ها. شب که می‌شد، خستگی امانم را می‌برید، اما وقتی به خانواده‌ام نگاه می‌کردم، دوباره انگیزه می‌گرفتم. هیچ‌وقت از کاری که انجام می‌دادم خجالت نکشیدم، چون اعتقاد داشتم کار کردن، هرچقدر هم سخت باشد، ارزشمندتر از دست روی دست گذاشتن است. شاید درآمد آن روزها زیاد نبود، اما همان کارها به من یاد داد که برای رسیدن به هدف باید صبور بود و قدم‌به‌قدم پیش رفت.

به گفته وی تمام کارها را خودم انجام می‌دادم. از شستن و پاک کردن مواد اولیه گرفته تا بسته‌بندی. همیشه دوست داشتم محصولی که به دست مردم می‌رسد، با خیال راحت مصرف شود؛ اما حجم کار آن‌قدر زیاد شده بود که احساس می‌کردم جسمم دیگر توان ادامه ندارد.

محمدی با اشاره به یکی از سخت‌ترین تجربه‌های کاری‌اش می‌گوید: مدتی در یکی از کارخانه‌های شهرک صنعتی مشغول به کار بودم. تمام تلاشم را می‌کردم که کارم را درست انجام بدهم و همیشه سعی می‌کردم بهترین عملکرد را داشته باشم؛ اما یک روز هنگام کار دچار حادثه شدم و دستم آسیب دید؛ آن‌قدر که بخیه خورد. انتظار داشتم بعد از آن اتفاق، شرایط برایم کمی متفاوت باشد، اما حتی برای استراحت و مرخصی هم با مشکل روبه‌رو شدم. همان روزها با خودم گفتم اگر قرار است این همه تلاش کنم، بهتر است آن را صرف کاری کنم که آینده‌اش را خودم بسازم، نه اینکه فقط نیروی کار باشم. همین اتفاق باعث شد تصمیم بگیرم مسیر تازه‌ای را برای خودم آغاز کنم.

پس از آن دوباره فعالیت در خانه را آغاز کرد؛ مدتی به فروش پوشاک پرداخت، اما نوسان قیمت‌ها و کاهش قدرت خرید مردم باعث شد آن کار هم دوام چندانی نداشته باشد.

او می‌گوید نقطه عطف زندگی‌اش زمانی بود که با یک فعالیت اقتصادی جدید آشنا شد، کاری که علاوه بر درآمد، این فرصت را در اختیارش قرار داد تا افراد دیگری را نیز وارد بازار کار کند.

به گفته وی سال‌ها از خدا فقط یک خواسته داشتم؛ اینکه کاری داشته باشم که فقط برای خودم نباشد. همیشه آرزو داشتم بتوانم زنان خانه‌دار را کنار خودم بیاورم تا آن‌ها هم درآمد داشته باشند، بیمه شوند، احساس استقلال کنند و با امید بیشتری زندگی کنند.

محمدی معتقد است بسیاری از زنان توانایی‌های فراوانی دارند، اما فقط به یک فرصت و یک نفر نیاز دارند که آن‌ها را باور کند.

این بانوی کارآفرین تأکید می‌کند: من همیشه سعی کردم آنچه یاد گرفته‌ام، در اختیار دیگران هم بگذارم. خوشحالم که امروز زنان زیادی توانسته‌اند با تلاش خودشان به درآمد برسند. بعضی وقت‌ها وقتی تماس می‌گیرند و می‌گویند توانسته‌اند هزینه تحصیل فرزندشان را تأمین کنند یا آرزوی کوچکی را برای خانواده‌شان برآورده کنند، احساس می‌کنم تمام سختی‌های سال‌های گذشته ارزشش را داشته است.

او اعتقاد دارد استقلال مالی، اعتماد به نفس زنان را نیز افزایش می‌دهد و باعث می‌شود با امید بیشتری برای آینده برنامه‌ریزی کنند.

ثمره زندگی فروغ محمدی، یک پسر است؛ پسری که امروز مسیر شغلی خودش را پیدا کرده و در حوزه نجاری فعالیت می‌کند. او با افتخار از خانواده‌اش یاد می‌کند و می‌گوید: «همیشه تلاش کردیم کنار هم باشیم و برای ساختن زندگی بهتر، دوشادوش هم حرکت کنیم. موفقیت اگر در کنار خانواده باشد، لذت بیشتری دارد.»

این بانوی کارآفرین در پایان، خطاب به زنانی که تصور می‌کنند شرایط زندگی مانع پیشرفت آن‌هاست، می‌گوید: هیچ‌وقت اجازه ندهید سختی‌ها شما را متوقف کنند. ممکن است مسیر هر کدام از ما متفاوت باشد، اما اگر یاد بگیریم، تلاش کنیم و صبور باشیم، بالاخره نتیجه زحماتمان را خواهیم دید. شاید راه رسیدن به موفقیت کوتاه نباشد، اما هیچ قدمی که با امید برداشته شود، بی‌ثمر نمی‌ماند.

روایت زندگی فروغ محمدی، بیش از آنکه داستان یک موفقیت اقتصادی باشد، روایت زنی است که باور کرد می‌تواند از دل دشوارترین روزها، راه تازه‌ای برای خودش و دیگران باز کند؛ راهی که مقصدش فقط پیشرفت فردی نیست.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.