فرهنگ 51 بازدید
بازخوانی انتقادی در سه روایت؛

رسانه ها چگونه زبان‌های بومی رابه حاشیه می برند؟

بامدادجنوب_محمد مذکوری

این نوشتار در قالب سلسله‌ای از یادداشت‌ها به بررسی آثار منتشرشده در حوزه واژگان و فرهنگ بندر ریگ می‌پردازد؛ از کتاب «ریگستان: فرهنگ لغات و ادبیات عامه بندر ریگ» اثر حسین اسلامی، تا «نگره‌ای بر ریگستان» نوشته حسین جواهری، و درنهایت «فرهنگ‌نامه بومی بندر ریگ: یادمانی در حوزه آداب و سنت‌ها» اثر اسماعیل افشاری. با توجه به انتشار این اثر اخیر، بررسی و ارزیابی آثار پیشین ضرورتی است تا روشن شود کار جدید در ادامه این مسیر چه جایگاهی دارد و چه افزوده‌ای بر آن‌ها ارائه می‌کند.

در این نوشتار، برای ثبت آوانگاری واژگان، از نظام آوانگاری ارائه‌شده در اثر سید عبدالعزیز بلادی (۱۳۹۵: ۵۹–۶۰) بهره گرفته‌شده است.

گویش‌های محلی در نواحی ساحلی خلیج‌فارس، صرفاً ابزار ارتباط نیستند، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و زیست جهان مردمانی‌اند که در پیوندی مستمر با دریا، تجارت، مهاجرت و دادوستد فرهنگی زیسته‌اند. بندر ریگ نیز از این منظر، یکی از نقاط قابل‌توجه در شمال استان بوشهر است که زبان مردم آن را می‌توان در قالب یک «گونه زبانی» موردبررسی قرارداد. آنچه در اینجا از آن با عنوان «گونه زبانی بندر ریگی» یاد می‌شود، به مجموعه‌ای از ویژگی‌های آوایی، واژگانی و ساختاری اشاره دارد که در بستر تاریخی و اجتماعی خاص بندر ریگ شکل‌گرفته است و درنتیجه تعاملات زبانی و تماس‌های فرهنگی در طول زمان تثبیت‌شده است (امینی، ۱۴۰۱: ۶۱–۶۲). این‌گونه زبانی، نه در خلأ، بلکه درنتیجه تعاملات دریایی، رفت‌وآمد اقوام و تغییرات اجتماعی در طول زمان پدید آمده و تثبیت‌شده است.

زبان‌های محلی، افزون بر نقش ارتباطی، بخشی از ساختار هویتی و فرهنگی هر جامعه را شکل می‌دهند و به‌عنوان واسطه‌ای برای انتقال تجربه‌ها، باورها و شیوه‌های زیست از نسلی به نسل دیگر عمل می‌کنند. از این منظر، هر گویش نه‌تنها مجموعه‌ای از واژه‌ها، بلکه بازتابی از تاریخ اجتماعی و حافظه جمعی گویشوران آن است (بشیر نژاد، ۱۳۸۵: ۲، ۶). بااین‌حال، بررسی‌های انجام‌شده در حوزه جامعه‌شناسی زبان نشان می‌دهد که زبان‌ها و گویش‌های محلی، در بستر تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، همواره در معرض دگرگونی، تضعیف و حتی زوال قرار دارند. این فرایند که از آن با عنوان «تغییر زبان» یا «مرگ زبان» یاد می‌شود، معمولاً درنتیجه کاهش کارکرد زبان در حوزه‌های مختلف زندگی به‌ویژه خانواده و نسل‌های جوان رخ می‌دهد و در صورت تداوم، به حذف تدریجی آن می‌انجامد (همان: ۳–۵، ۹). در چنین شرایطی، کاهش اعتبار اجتماعی زبان‌های محلی در برابر زبان معیار، گسترش آموزش رسمی، نفوذ رسانه‌ها و تغییر سبک زندگی، موجب می‌شود که گویشوران، به‌ویژه در نسل‌های جدید، کاربرد زبان بومی را محدود کرده یا به‌تدریج آن را کنار بگذارند؛ روندی که درنهایت می‌تواند به گسست زبانی و فرهنگی بینجامد (همان: ۱۰–۱۲، ۱۴).

در چنین پژوهش‌هایی، باید توجه داشت که در یک کار گویش نگاری اصولی، تمایز میان «واژه»، «صورت‌های صرفی» و «ترکیبات»، و نیز ثبت دقیق تلفظ از طریق دستگاه آوانگاری، از الزامات اساسی به شمار می‌رود؛ در غیر این صورت، داده‌های زبانی دچار اختلاط و ابهام شده و تصویر دقیقی از ساختار گویش به دست نمی‌دهند (فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۹: ۶). همچنین تأکید شده است که گردآوری واژگان باید در چارچوبی نظام‌مند و با تکیه‌بر داده‌های معتبر و تحلیل‌شده انجام گیرد، نه صرفاً به‌صورت فهرست برداری از صورت‌های زبانی، چراکه در غیر این صورت، نتیجه کار فاقد انسجام و دقت علمی خواهد بود (همان: ۷).

در پژوهش‌های مربوط به گویش‌های محلی، گردآوری داده‌های زبانی امری ساده و صرفاً مبتنی بر ثبت واژه‌ها نیست، بلکه فرایندی دقیق و نیازمند رعایت اصول مشخص است. چنان‌که صادق کیا در  کتاب«راهنمای گردآوری گویش‌ها» تأکید می‌کند، پژوهشگر باید افزون بر ثبت واژگان، به زمینه‌های کاربرد آن‌ها، شیوه‌های بیان، و پیوند آن‌ها بازندگی روزمره گویشوران توجه داشته باشد، زیرا بسیاری از عناصر زبانی تنها در بستر طبیعی گفتار قابل‌درک و تحلیل‌اند (کیا، ۱۳۴۰: ۱۶–۱۸). بر همین اساس، گردآوری گویش مستلزم مراحلی چون انتخاب آگاهانه گویشور، پرهیز از تأثیر زبان معیار، ثبت گفتار طبیعی، و یادداشت دقیق ساخت‌های زبانی است؛ به‌گونه‌ای که داده‌ها بازتاب‌دهنده صورت واقعی گویش باشند، نه صورت تغییر‌یافته یا ترجمه‌شده آن (همان: ۲۵–۲۷). همچنین تأکید می‌شود که پژوهشگر نباید تنها به فهرست برداری از واژه‌ها بسنده کند، بلکه لازم است؛ گفتار‌های پیوسته، داستان‌ها، و نمونه‌های زنده زبانی را نیز گردآوری کند تا ساختار واقعی گویش روشن شود (همان: ۱۹–۲۰).

در چنین زمینه‌ای، کتاب «ریگستان: فرهنگ لغات و ادبیات عامه بندر ریگ» اثر حسین اسلامی، که در سال ۱۳۹۸ توسط «انتشارات دریانورد» منتشر شد، نقطه‌ عطفی در ثبت این میراث زبانی بندر ریگ به شمار می‌آید. این کتاب نخستین تلاش مستقل مکتوب برای گردآوری واژگان، لالایی‌ها، ضرب‌المثل‌ها و روایت‌های محلی بندر ریگ بود و به همین دلیل نقشی پیشگامانه در جلب‌توجه به حوزه فرهنگ‌عامه ایفا کرد. اهمیت این کتاب تنها در محتوای آن نیست، بلکه در تأثیری است که بر جریان‌های بعدی پژوهش در این حوزه گذاشت؛ چنان‌که تنها یک سال پس از انتشار آن، کتاب «نگره‌ای بر ریگستان» اثر حسین جواهری منتشر شد که به واکاوی و ریشه‌یابی حدود هزار واژه از همین مجموعه پرداخت. هرچند نقدهایی نیز بر «ریگستان» وارد شد، اما این نقدها عمدتاً شفاهی باقی ماند و به‌صورت مکتوب منتشر نشد. در ادامه این مسیر، حدود هفت سال بعد، کتاب «فرهنگ‌نامه بومی بندر ریگ: یادمانی در حوزه آداب و سنت‌ها» نیز توسط اسماعیل افشاری در بهار سال ۱۴۰۵ منتشر شد. این روند به‌روشنی نشان می‌دهد که «ریگستان» به‌عنوان اثری آغازگر، زمینه‌ساز شکل‌گیری توجه و تولید آثار بعدی در حوزه فرهنگ و «گونه زبانی بندر ریگی» بوده است.

بااین‌حال، پیش از ورود به بررسی ساختار کتاب، باید به نحوه معرفی بستر جغرافیایی و اجتماعی در این اثر توجه کرد. در مقدمه این کتاب نویسنده تنها به‌صورت بسیار مختصر به موقعیت جغرافیایی بندر ریگ پرداخته و از بررسی تاریخ اجتماعی، بافت جمعیتی و روند ورود و استقرار اقوام مختلف در این بندر سخنی به میان نیاورده است. این در حالی است که با توجه به پیشینه ارتباطات دریایی و حضور سفرنامه نویسان در این منطقه، و نیز نقش پررنگ معیشت دریا محور و فعالیت‌های لنجی و تجاری در زندگی روزمره مردم که تأثیر مستقیمی بر شکل‌گیری و گسترش واژگان در زبان روزمره داشته است، انتظار می‌رفت تصویری روشن از تحولات جمعیتی و فرهنگی بندر ریگ در مقدمه کتاب «ریگستان» ارائه شود تا مشخص گردد واژگان این «گونه زبانی» در چه بستری شکل‌گرفته و چگونه سینه‌به‌سینه انتقال‌یافته‌اند.

در همین راستا، توضیح بسیار کوتاه نویسنده در مقدمه کتاب درباره زبان و گویش مردم بندر ریگ نیز نیازمند دقت بیشتری است. در این کتاب آمده است که «مردم بندر ریگ زبانشان فارسی و به گویش لری و تا حدودی عربی است» (اسلامی، ۱۳۹۸: ۲۳)، درحالی‌که این بیان ازنظر زبانی دقیق نیست؛ چراکه «لری» خود یک‌زبان است و «گونه زبانی بندر ریگی» را باید در چارچوب گویش حیات داودی با لهجه بندر ریگی بررسی کرد. افزون بر این، در وضعیت کنونی، زبان عربی در میان مردم این منطقه کاربردی ندارد و چنین توصیفی می‌تواند موجب برداشت نادرست از وضعیت زبانی منطقه شود. ازاین‌رو، به‌کارگیری اصطلاح «گونه زبانی بندر ریگی» می‌تواند توصیفی دقیق‌تر و کم ابهام تر از وضعیت زبانی این منطقه ارائه دهد، زیرا در نام‌گذاری گونه‌های زبانی، توجه به ویژگی‌های متمایزکننده زبانی، گنجینه واژگان و بستر اجتماعی آن‌ها ضروری است (امینی، ۱۴۰۱: ۶۳، ۷۱).

نکته مهم دیگر آن است که کتاب «ریگستان» فاقد دستگاه آوانگاری علمی است و به‌جای آن، واژه‌ها به‌صورت بخش‌بندی شده و با اعراب‌گذاری فارسی ثبت‌شده‌اند. این شیوه، به دلیل نارسایی خط فارسی در بازنمایی دقیق تمایزهای آوایی، به‌ویژه در حوزهٔ واکه‌ها، دقت لازم را ندارد. این کار در حالی  اتفاق می‌افتد که در یک کار اصولی، لازم است نظامی مشخص برای آوانگاری (با استفاده از نشانه‌های لاتین) ارائه شود تا تلفظ واژه‌ها به‌صورت دقیق و قابل‌بازسازی ثبت گردد. افزون بر این، اعراب‌گذاری‌های به‌کاررفته در این کتاب نیز در مواردی با تلفظ واقعی «گونه زبانی بندر ریگی» انطباق ندارد که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.

پس از مقدمه، به متن کتاب می‌رسیم که بامطالعه آن، فاصله میان «گردآوری واژگان» و «فرهنگ‌نویسی به معنای دقیق» آشکار می‌گردد. آشفتگی در ثبت مدخل‌ها، اختلاط واژه‌ها با صورت‌های صرفی و ترکیبات، و نیز ناهماهنگی در معنا گذاری، ازجمله مسائلی است که در این اثر به چشم می‌خورد.

یکی از نخستین مسائل «ریگستان»، نحوه تشخیص و ثبت مدخل‌هاست. برای نمونه، صورت‌هایی مانند «پَهریز» (pahriz)، «پِسَه» (pesa) و «پِنجَه» (penjah) در اصل همان پرهیز»، «پسته» و «پنجه» هستند که تنها در تلفظ دچار دگرگونی شده‌اند. این تغییرات، بخشی طبیعی از تحول آوایی گویش‌هاست و به‌تنهایی دلیلی بر استقلال یک واژه اصیل بندر ریگی محسوب نمی‌شود.

 

مسئله دیگر، عدم تمایز میان «واژه» و «ساخت‌های چندجزیی» است. برای مثال، عبارت «پله وُل افتادن» (vol) یک عبارت کنایی است به معنای «به بیراهه رفتن »و «پُر خوسنده» (por.xosondeh) به معنای «کمین کرده»، یک فعل مرکب است.

قرار گرفتن این‌گونه ساخت‌ها در کنار واژه‌های بسیط، بدون تفکیک ساختاری، موجب شده است که ساختار واژه‌نامه از انسجام علمی لازم برخوردار نباشد.

در بخش معنا نیز مواردی مشاهده می‌شود که با کاربرد واقعی «گونه زبانی بندر ریگی» هم‌خوانی ندارد. برای نمونه، «پُفْکَه» (pofkah) در کتاب به‌اشتباه «صدای گربه در حالت تهدید» معنا شده، درحالی‌که در گفتار محلی به معنای «ترکیدن از خنده» است. همچنین «پوقَه» (poqah) و «پَهْپور» (pahpur)مشت گره‌کرده» معنا شده‌اند، درحالی‌که این واژه‌ها به ترتیب به معنای «پس‌گردنی» و «سیلی یا تو سری زدن» هستند. یا واژه «راگی» (ragi) که در حوزه دریایی کاربرد دارد، غیردقیق به «کشتی قابل حرکت، مخالف لاحم» معنا شده، درحالی‌که در اصل به معنای «شناور کردن لنج یا کشتی» است.

در برخی موارد، صورت‌های صرفی یک واژه و نیز ترکیبات برآمده از آن، به‌عنوان مدخل‌های مستقل ثبت‌شده و بر تعداد واژگان کتاب افزوده‌شده است. برای مثال، صورت امری از بن فعلی «بیل» (bil) به معنای «بگذار / رها کن»، در کنار صورت‌هایی مانند «بیلام» (bylam) به معنای «بگذارم»، «بیلش» (bylš) به معنای «بذارش» و «بیلینش» (bylinš) به معنای «بگذاریدش، کاری به او نداشته باشید» به‌صورت مدخل‌های جداگانه آمده‌اند، درحالی‌که این‌ها همگی صورت‌های صرفی یک فعل واحد هستند و می‌بایست ذیل مدخل اصلی «بیل» سامان‌دهی شوند. همین وضعیت در مورد «بوْنَه» (bonah) به معنای «بهانه» و ترکیب «بوْنَه گرفتن» به معنای «بهانه‌جویی» نیز دیده می‌شود؛ «بوْنَه گرفتن» ساختی فعلی برآمده از واژه پایه «بوْنَه» است و باید ذیل همان مدخل بررسی شود، نه به‌عنوان مدخلی مستقل. چنین شیوه‌ای، علاوه بر برهم زدن نظم درونی فرهنگ، موجب افزایش ظاهری تعداد واژگان نیز شده است.

از سوی دیگر، در میان مدخل‌ها، واژه‌هایی دیده می‌شود که اختصاصی به گویش بندر ریگ ندارند و خاص منطقه بندر ریگ نیست و صورت عام دارد؛ مانند «پسین»، «بی‌بی»، «بی‌عار»، «بتمرگ»، «تلوتلو»، «تماشاخانه», «راپرت»، «دوات»، «گرون»، «لحیم» و «لچک» و… این واژه‌ها در فارسی رایج نیز کاربرد دارند و عدم تمایز گذاری میان آن‌ها و واژگان بومی، مرز میان زبان معیار و گویش را مخدوش می‌کند.

در کنار این موارد، برخی واژه‌ها در اصل وام‌گرفته از زبان‌های دیگرند، مانند «پنسل» (pencil)، «کوپ» (cup) و «وُیلس» (wireless)، اما بدون اشاره به منشأ آن‌ها در کتاب ثبت‌شده‌اند؛ درحالی‌که تشخیص وام‌واژه‌ها در تحلیل ساختار واژگانی هر گویش اهمیت دارد.

در ضبط برخی واژه‌ها نیز می‌توان مواردی را در زمره «خطاهای ضبط» قرارداد. برای نمونه، «چِرزیدن» (čerzidan) به این صورت ثبت‌شده، درحالی‌که در «گونه زبانی بندر ریگی»

«terzidan» به معنای «نوعی سوختن در مواد الیافی مانند پشم،مو و پارچه اطلاق می‌شود» به کار می‌رود. همچنین «رُچ» (Roč) به معنای «رد پا» ضبط‌شده، درصورتی‌که صورت رایج آن «رِچ» (Reč) است. افزون بر این، در برخی موارد تمایز میان «واژه» و «نام خاص» رعایت نشده است؛ چنان‌که «شاه صدرالدین» که نام یک مکان است، در شمار مدخل‌های واژگانی قرارگرفته است.

اما نکته‌ای که نمی‌توان از آن چشم پوشید، نبود منبع و ارجاع در سرتاسر این کتاب است. در کار فرهنگ‌نویسی، مراجعه به منابع معتبر و مقایسه بافرهنگ‌های شناخته‌شده‌ای مانند دهخدا، معین و عمید، نقش تعیین‌کننده‌ای در افزایش دقت و اعتبار علمی دارد و می‌توانست از بروز بخشی از این ناهماهنگی‌ها جلوگیری کند.

در پایان باید تأکید کرد نمونه‌هایی که در اینجا ذکر شد، تنها بخشی محدود و انگشت‌شمار از موارد قابل‌بررسی در این کتاب است و اگر قرار بود این بررسی به‌صورت جامع و با ذکر همه نمونه‌ها انجام شود، از حد یک مقاله یا یادداشت فراتر می‌رفت و به پژوهشی مستقل نیاز داشت. بااین‌حال، همین نمونه‌های محدود نیز نشان می‌دهد که در صورت بازبینی دقیق، بخشی از مدخل‌ها، اعم از صورت‌های صرفی، واژه‌های عمومی و موارد مشابه، از شمار واژگان مستقل کنار گذاشته می‌شوند و درنتیجه، تعداد واقعی واژه‌های این مجموعه از رقم اعلام‌شده (۲۵۳۸ واژه) کمتر خواهد بود.باری، «ریگستان» را باید اثری آغازگر دانست که توجه به «گونه زبانی بندر ریگی» را برانگیخته است. بااین‌حال، تجربه این اثر نشان می‌دهد که دستیابی به یک فرهنگ‌نامه دقیق، مستلزم رعایت روش، تمایز گذاری علمی و اتکا به منابع معتبر است. چنان‌که تأکید شده، گویش‌های محلی بخشی از هویت فرهنگی‌اند و ثبت نادقیق آن‌ها می‌تواند به تحریف این میراث بینجامد (بشیر نژاد، ۱۳۸۵: ۲، ۱۰). همچنین در گویش نگاری، ثبت داده‌ها باید بر پایه تمایز واحدهای زبانی و تحلیل گفتار واقعی انجام گیرد، نه صرفاً فهرست برداری از واژه‌ها (کیا، ۱۳۴۰: ۱۶–۱۸). ازاین‌رو، تداوم این مسیر، نیازمند رویکردی دقیق‌تر و روشمندتر در فرهنگ‌نویسی گویشی است.

کتاب‌نامه

اسلامی، حسین. ۱۳۹۸. ریگستان: فرهنگ لغاتوادبیات عامه بندرریگ.

بوشهر: انتشارات دریانورد.

امینی، رضا. ۱۴۰۱. «مسائل و معیارهای نام‌گذاری گونه‌های زبانی، با توجه به گونه‌های زبانی ایران». فصلنامهزبان‌شناسیاجتماعی ، دانشگاه پیام نور، دوره پنجم، شماره ۴، پاییز ۱۴۰۱، (صص ۷۴–۶۱)

بلادی، عبدالعزیز. ۱۳۹۵. ریشه‌شناختی. بوشهر: حوزه هنری استان بوشهر.

بشیر نژاد، محمد. ۱۳۸۵. «بررسی عوامل مؤثر بر مرگ زبان‌ها با تأکید بر زبان‌های محلی ایران».

فرهنگستان زبان و ادب فارسی. ۱۳۹۹. راهنمای گردآوریگویش‌هایایرانی. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

کیا، صادق. ۱۳۴۰. راهنمایگردآوریگویش‌ها. تهران: انتشارات اداره فرهنگ عامه

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.