جامعه 61 بازدید
اعترافات یک منتقد سینما؛

مادری چگونه نگاه مرا به فیلم‌ها عوض کرد؟

بامدادجنوب_مریم خوئینی

زنان امروز بیش از هر زمان دیگری در متن تحولات اجتماعی، فرهنگی و رسانه‌ای حضور دارند و روایت تجربه‌های زیسته آنان به یکی از مهم‌ترین موضوعات گفت‌وگوهای عمومی تبدیل‌شده است. در این میان، سینما به‌عنوان یکی از تأثیرگذارترین رسانه‌ها، هم بازتاب‌دهنده این تجربه‌هاست و هم در شکل‌گیری تصویر زنان نقش دارد. مژده غضنفری، کارشناس ارشد سینما، منتقد و مدرس، در این گفت‌وگو از نسبت سینما وزندگی، بازنمایی زنان در آثار سینمایی، تأثیر مادری بر نگاه انتقادی، چالش‌های رسانه‌های امروز و مطالبات نسل جدید زنان سخن گفته است. گفت‌وگویی که تلاش می‌کند از دریچه هنر و تجربه زیسته، به بخشی از واقعیت زندگی زنان نزدیک می‌شود.

مژده غضنفری در گفت‌وگو با بامداد جنوب از فاصله ژانر سینمایی زنان از واقعیت‌های واقعی زنان می‌گوید؛ از او پرسیدم اگر قرار بود زندگی امروزتان را با یک ژانر سینمایی توصیف کنید، آن ژانر چه بود؟ گفت: راستش فکر نمی‌کنم بتوانم زندگی‌ام را با یک ژانر مشخص توصیف کنم . اساساً در سینمای ایران هم‌مرز ژانرها چندان روشن نیست و شبیه آنچه در هالیوود تعریف می‌شود وجود ندارد. درام‌های خانوادگی ما آن‌قدر با مسائل اجتماعی و سیاسی گره‌خورده‌اند که معمولاً آن‌ها را «فیلم اجتماعی» می‌نامیم. زندگی در ایران هم همین‌طور است؛ نمی‌شود آن را جدا از زمینه‌های اجتماعی و سیاسی فهمید. ما اغلب در لحظه زندگی می‌کنیم و این لحظه‌ها هستند که برای فردا و آینده‌مان تصمیم می‌گیرند. اگر قرار باشد پاسخی بدهم، می‌گویم زندگی من بیشتر شبیه سینمای اجتماعی ایران است؛ پر از امید، اضطراب، مقاومت، طنزهای ناخواسته و غافلگیری‌های مدام. مگر نه اینکه سینما درنهایت آینه‌ی جامعه است؟

مدرس انجمن سینمای جوانان بوشهر در ادامه تصریح کرد: برای من تماشای فیلم و نقد فیلم از هم جدا نیستند. حتی وقتی صرفاً به‌عنوان تماشاگر فیلمی می‌بینم، ذهنم دیر یا زود شروع به تحلیل می‌کند؛ همان‌طور که اگر فیلمی نبینم، چیزی هم برای تحلیل و نقد وجود نخواهد داشت. بااین‌حال، اگر صادق باشم، این روزها بیشتر تماشاگرم تا منتقد. نه به این معنا که نگاه انتقادی‌ام کم‌رنگ شده، بلکه به این دلیل که شور و اشتیاق سال‌های قبل برای بلعیدن بی‌وقفه‌ی فیلم‌ها را ندارم. شاید اقتضای زمانه باشد، شاید خستگی؛ اما هنوز خودم را یک فیلم بین حرفه‌ای می‌دانم؛ کسی که حتی در روزهای بحرانی هم نمی‌تواند برای مدت طولانی از سینما دور بماند.

وی در پاسخ به این پرسش که آخرین فیلمی که باعث شد به زندگی شخصی خودتان فکر کنید چه بود؟ گفت: آخرین فیلمی که بخش‌هایی از آن باعث شد به زندگی شخصی خودم فکر کنم «Sentimental Value» بود. اصولاً من از آن منتقدانی نیستم که فقط به جنبه‌های فرمی اثر توجه کنند. البته یک فیلم قبل از هر چیز باید ازنظر فیلم‌نامه، کارگردانی، بازیگری و سایر عناصر سینمایی استانداردهای لازم را داشته باشد، اما آنچه بیش از همه در ذهنم می‌ماند، نسبتی است که فیلم بازندگی برقرار می‌کند. فیلم «ارزش عاطفی» برای من از همین جنس بود. فیلمی درباره‌ی حافظه، رنج، خانواده، گذشته و تلاش برای معنا بخشیدن به زخم‌هایی که گاهی هیچ‌وقت کاملاً ترمیم نمی‌شوند. حین تماشایش بارها به این فکر کردم که چقدر از زندگی ما محصول اتفاقاتی است که پشت سر گذاشته‌ایم و چقدر از آن، روایتی است که بعداً از آن اتفاقات برای خودمان می‌سازیم.

غضنفری در پاسخ به این پرسش آیا بعد از مادر شدن، فیلم‌ها را جور دیگری می‌بینید؟ گفت: قطعاً. فکر می‌کنم هیچ‌کس فیلم‌ها را در خلأ تماشا نمی‌کند. ما هر فیلم را از دریچه‌ی جهان‌بینی، تجربه‌ها، رنج‌ها، ترس‌ها و عشق‌هایی که از سر گذرانده‌ایم می‌بینیم. به همین دلیل است که ممکن است یک فیلم را در دو مقطع مختلف زندگی ببینیم و دو تجربه‌ کاملاً متفاوت از آن داشته باشیم. مادر شدن برای من یکی از مهم‌ترین و عمیق‌ترین تجربه‌های زندگی بوده و طبیعی است که نگاهم به سینما را هم‌تغییر داده باشد. امروز بیش از گذشته باشخصیت‌های مادر همدلی می‌کنم، اضطراب‌ها و انتخاب‌هایشان را بهتر می‌فهمم و گاهی حتی از زاویه‌ی نگاه کودکان به جهان نگاه می‌کنم. درواقع فقط نگاه من به فیلم‌ها عوض نشده؛ نگاهم به زندگی تغییر کرده و سینما هم ناگزیر از این تغییر تأثیر پذیرفته است.

این کارشناس ارشد سینما در پاسخ به این پرسش که فکر می‌کنید تجربه زیسته زنان در سینمای ما بیشتر روایت می‌شود یا تفسیر؟ گفت: فکر می‌کنم در سینمای ایران تجربه زیسته‌ی زنان بیشتر تفسیر می‌شود تا روایت. البته فیلم‌سازان مهمی داشته‌ایم که تلاش کرده‌اند به جهان زنان نزدیک شوند، اما همچنان بخش بزرگی از تجربه‌ی زنان ایرانی در سینما غایب است.

غضنفری در ادامه تصریح کرد: زن در سینمای ایران اغلب از دریچه‌ی رنج، محرومیت و محدودیت دیده می‌شود. این رنج‌ها واقعی‌اند و نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت، اما مسئله  مسئله اینجاست که زنان فقط رنج‌هایشان نیستند. برای من تصویر زنانی که در آثار بهرام بیضایی می‌بینیم همچنان الهام‌بخش است؛ زنانی که صرفاً قربانی نیستند، بلکه عاملیت دارند، تصمیم می‌گیرند، مقاومت می‌کنند و سرنوشت خود را تغییر می‌دهند. شاید امروز بیش از هر زمان دیگری به سینمایی نیاز داریم که در کنار روایت رنج زنان، تصویر زنانی را هم نشان دهد که از دل این رنج‌ها عبور کرده‌اند، ایستاده‌اند و زندگی را دوباره ساخته‌اند.

غضنفری در پاسخ به این پرسش که مادری چه چیزی به نگاه منتقدانه شما اضافه کرده که قبل از آن نداشتید؟ گفت: مادر شدن برای من بیشتر از اینکه چیزی به نگاه منتقدانه‌ام اضافه کند، زاویه‌ی دیدم را تغییر داد. قبل از آن‌هم سینما را از دل تجربه‌ی زیسته می‌دیدم، اما بعد از مادر شدن، حساسیت من نسبت به برخی لایه‌ها بیشتر شد. مخصوصاً نسبت به رابطه‌ها، مسئولیت‌ها و سکوت‌هایی که در فیلم‌ها وجود دارد و شاید قبل‌تر کمتر به آن‌ها توجه می‌کردم. امروز وقتی فیلمی می‌بینم، خیلی بیشتر از قبل به این فکر می‌کنم که هر انتخاب یک شخصیت، فقط انتخاب او نیست؛ بلکه در دل یک شبکه از وابستگی‌ها، ترس‌ها و عشق‌ها اتفاق می‌افتد؛ و شاید همین باعث شده نگاه من هم انسانی‌تر و هم همدلانه‌تر شود، بدون اینکه از نگاه انتقادی‌ام کم کند.

این کارشناس ارشد سینما در پاسخ به این پرسش که فرزندتان باعث شده نسبت به چه موضوعاتی حساس‌تر شوید؟ گفت: دخترم باعث شده نگاهم به زندگی عمیق‌تر و واقعی‌تر شود. من از روز اول یک مادر مجرد بوده‌ام و تمام مسئولیت‌های او بر عهده‌ من بوده، بنابراین خیلی از چیزهایی که شاید برای دیگران فقط نوعی مفهوم باشد، برای من تبدیل به تجربه‌ی روزمره شده است؛ مثل مسئولیت، نگرانی، انتخاب و مراقبت. امروز حساس‌تر شده‌ام نسبت به جزئیات کوچک زندگی؛ به لحظه‌هایی که سریع می‌گذرند اما اثرشان می‌ماند. به آدم‌ها، به تصمیم‌ها و به این‌که هر انتخاب چطور می‌تواند روی یک زندگی کوچک و واقعی تأثیر بگذارد. درواقع مادری برای من فقط یک نقش نیست؛ یک نوع دیدن دوباره‌ی زندگی است.

مدرس انجمن سینمای جوانان بوشهر در پاسخ به این پرسش که وقتی درباره آینده فرزندتان فکر می‌کنید، بیشتر نگران چه چیزی هستید: اقتصاد، فرهنگ، رسانه؟ گفت: راستش همه‌ این‌ها در ذهنم هست اقتصاد، فرهنگ، رسانه چون به نظرم در دنیای امروز این‌ها از هم جدا نیستند و روی‌هم اثر می‌گذارند؛ اما اگر بخواهم صادقانه‌تر بگویم، بیشتر از هر چیز نگران حال زندگی در لحظه هستم؛ این‌که فرزندم در چه فضایی رشد می‌کند، با چه اضطراب‌ها و امیدهایی بزرگ می‌شود و چطور می‌تواند در این شرایط پیچیده، تصویر سالمی از خودش و جهان داشته باشد. درواقع نگرانی من بیشتر از جنس یک مفهوم واحد نیست، بیشتر مربوط به کیفیت تجربه‌ زیسته‌ی اوست.

وی در پاسخ به این پرسش که اگر قرار بود یک فیلم درباره زنان امروز ساخته شود، فکر می‌کنید مهم‌ترین چیزی که نباید از قلم بیفتد چیست؟ گفت: مهم‌ترین چیزی که نباید از قلم بیفتد، کامل دیدن زنان است. نه زن به‌عنوان یک نماد، نه یک تیپ، نه‌فقط حامل رنج یا قدرت؛ بلکه به‌عنوان انسانی با تمام تناقض‌ها، ضعف‌ها، انتخاب‌ها و تغییراتش. فکر می‌کنم هر جا این پیچیدگی حذف شود، تصویر زن هم ناقص می‌ماند، حتی اگر در مرکز داستان باشد.

مدرس انجمن سینمای جوانان بوشهر در ادامه تصریح کرد: به باور من رسانه‌ها امروز فقط روایت نمی‌کنند و تا حد زیادی روایت می‌سازند. در این میان، زنان یکی از مهم‌ترین سوژه‌ها برای ساختن این روایت‌ها هستند. اغلب هم با یک الگوی نسبتاً تکرارشونده تمرکز بر ویژگی‌های ظاهری، بدن و یک تیپ شخصیتی واحد که کم‌کم به‌عنوان تصویر زن ایده آل تثبیت می‌شود. درحالی‌که واقعیت زندگی زنان بسیار متنوع‌تر و پیچیده‌تر از این بازنمایی‌هاست. وقتی این تنوع حذف می‌شود، تصویر نهایی هرچند زیبا و منسجم به نظر برسد، اما خالی از معنا و حقیقت است. به همین دلیل فکر می‌کنم مسئله‌ی اصلی، حذف شدن تفاوت‌هاست.

وی همچنین در پاسخ به این پرسش در عصر شبکه‌های اجتماعی، منتقد بودن سخت‌تر شده یا آسان‌تر؟ گفت: راستش تجربه‌ی من از نقد فیلم خیلی شخصی و لذت‌بخش بوده است. من از زمانی شروع کردم به نوشتن که هنوز مخاطب جدی نقد، بیشتر در فضای مطبوعات و ماهنامه‌ها دنبال می‌شد و همین باعث می‌شد رابطه‌ی منتقد و خواننده جدی‌تر و متمرکزتر باشد. در آن فضا، حس می‌کردم نوشته‌ها بیشتر خوانده می‌شوند و این برای من بخش مهمی از انگیزه‌ی نوشتن بود. امروز باوجوداینکه دسترسی و دیده شدن بیشتر شده، به‌خصوص در شبکه‌های اجتماعی، اما آن تمرکز و پیگیری عمیق کمتر شده است. برای خودم هم اعتراف می‌کنم که نوشتن در این فضا ساده‌تر شده، اما درعین‌حال پراکنده‌تر. به همین دلیل گاهی ترجیح می‌دهم به‌جای نوشتن در رسانه‌های تخصصی، برای مخاطب اینستاگرامی بنویسم، چون آنجا مخاطب بیشتری در لحظه وجود دارد.

این منتقد سینما در پاسخ به این پاسخ که آیا هنوز نقد می‌تواند افکار عمومی را تغییر دهد؟ گفت: به نظرم نه به‌اندازه‌ی گذشته، اما هنوز هم می‌تواند اثرگذار باشد. ‌در دوره‌ای، نقد فیلم در مطبوعات می‌توانست مستقیماً بر سرنوشت یک فیلم و حتی شکل‌گیری افکار عمومی درباره آن تأثیر بگذارد. امروز با گسترش شبکه‌های اجتماعی و تعدد صداها، این اثرگذاری پخش و پراکنده‌شده است. بااین‌حال، نقد هنوز هم می‌تواند جهت‌ دهنده باشد؛ به‌خصوص اگر از سوی منتقدی شناخته‌شده، صاحب سبک منتشر شود، یا در فضای شبکه‌های اجتماعی به شکلی گسترده دیده و بازنشر شود. در واقع شاید قدرت نقد کمتر نشده باشد، اما شکل اثرگذاری‌اش تغییر کرده است؛ از مرجع واحد به تأثیر شبکه‌ای و لحظه‌ای.

غضنفری در خصوص بزرگ‌ترین شکاف میان تصویری که جامعه از زنان دارد و واقعیت زندگی زنان تصریح کرد: فکر می‌کنم در سال‌های اخیر این شکاف تا حدی کمتر شده است و جنبش‌های اخیر هم بی‌تاثیر نبوده‌اند؛ به این معنا که زنان امروز اکثر موارد حضور فعال‌تر و متنوع‌تری پیدا کرده‌اند. اما همچنان یک فاصله‌ی مهم باقی مانده است؛ فاصله میان چندلایگی تجربه واقعی زنان و تصویری که از آن‌ها ساخته می‌شود.هنوز هم در بسیاری از روایت‌ها، زنان یا در قالب کلیشه‌های آشنا دیده می‌شوند یا در نسبت با مردان تعریف می‌شوند، نه به‌عنوان سوژه‌هایی مستقل با جهان پیچیده‌ی خودشان. به نظرم مسئله‌ی اصلی امروز دیگر نبود تصویر زن نیست، بلکه کامل نبودن این تصویر است.

وی در پاسخ به این پرسش آیا دختران امروز از مادرانشان شجاع‌ترند یا محتاط‌تر؟ گفت: درمجموع دختران امروز شجاع‌‌ترند. شجاعت دختران امروز تا حد زیادی ریشه در آگاهی و تجربه‌ی نسل قبل دارد. نسلی که بیشتر خواند، آگاه‌تر شد، به دانشگاه رفت و جهان بزرگ‌تری را تجربه کرد. همین آگاهی باعث شد بسیاری از آن‌ها نخواهند سکوت یا محدودیت‌های گذشته را بدون پرسش به نسل بعد منتقل کنند. درواقع اگر امروز دختران جسورتر به نظر می‌رسند، بخشی از این شجاعت نتیجه‌ی همان تغییر در نگاه و آگاهی نسل قبل است؛ یک نوع انتقال تدریجی از آگاهی به انتخاب و سپس به رفتار.

 

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.